الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۳۸ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
[[پرونده:RezaShahCrownPrinceImperialJandarmery1319.jpg|thumb|left|180px|رضا شاه بزرگ و ولیعهد با سران ژاندارمری شاهنشاهی]]
[[پرونده:RezaKhanWarMinister11.jpg|thumb|left|160px|رضا خان میرپنج، سردار سپه، فرمانده کل قوا و وزیر جنگ ارتش شاهنشاهی ایران را در ۱۶ دی ماه ۱۳۰۰ بنیادنهاد]]
[[پرونده:ImperialJandarmeriEmblem.png|thumb|left|160px|نشان ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران]]
[[پرونده:SardarRafatCommanderJandarmeriBahman1300.png|thumb|left|160px|سردار رفعت نخستین فرمانده امنیه (ژاندارمری)]]
[[پرونده:GeneralAmirAhmadi1300d.jpg|thumb|left|160px|ژنرال امیراحمدی]]
[[پرونده:SarTipFazlollahZahedi1.jpg|thumb|left|160px|سرتیپ فضل الله زاهدی]]
[[پرونده:GeneralYazdanPanah1300a.jpg|thumb|left|160px|ژنرال مرتضی یزدان پناه]]
[[پرونده:GeneralEzzatollahZarghamiCommaderJandarmeri1309a.jpg|thumb|left|160px|سرتیپ عزیرالله ضرغامی]]
[[پرونده:GeneralFarajollahAgholou1322.png|thumb|left|160px|سرتیپ فرج الله آق اولی]]
[[پرونده:JandarmeriCoin2500YearsShahanshahi1971.jpg|thumb|left|160px|سکه یادبود ژاندارمری شاهنشاهی برای جشن های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران ]]
[[پرونده:StampRoozJandarmery27Bahman1353.png|thumb|left|160px|تمبر یادبود روز ژاندارمری ۲۷ بهمن ماه ۱۳۵۳]]
[[پرونده:StampRoozJandarmery27Bahman1353f.jpg|thumb|left|160px|]]
'''[[فرمان اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران در روز ژاندارمری ۲۷ بهمن ماه ۱۳۵۳]]'''


درود پی پایان به روان پاک پدر تاجدارمان اعلیحضرت رضاشاه کبیر که در بیست و هفتم بهمن ماه ۱۳۰۰ فرمان پی‌ریزی و تشکیل اداره امنیه را صادر فرمودند و بدین سبب هر سال یادبود این روز فرخنده و شکوهمند را به نام روز ژاندارمری کشور شاهنشاهی گرامی می‌داریم.
[[پرونده:HappyBirthdayPrincessLeilaPahlavi7Farvardin.mp4|thumb|left|240px|زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]
[[پرونده:ShahbanouPrincessLyla5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:PrincessLylaPahlavi5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahbanouRoyalFamily1.jpg|thumb|left|180px|]]


مایه خرسندی خاطر ما است که ژاندارمری کشور با عزمی راسخ و اراده‌ای آهنین با فداکاری و جانبازی مدارج ترقی و تعالی را گذرانده و همیشه در حفظ حدود و ثغور کشور کوشا بوده و توانسته است که امنیت را در سراسر کشور برقرار سازد. جای خوشوقتی است که افسران و درجه داران و سربازان ما همواره دلبستگی خود را به سربلندی و افتخار کشور شاهنشاهی ایران نشان داده و برابر سوگندی که یاد کرده و عهد و پیمانی که بسته‌اند آماده همه گونه فداکاری و جانبازی در راه میهن عزیز و مقدسات ملی و کهن آئین شاهنشاهی آن می‌باشند.
'''[[والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]''' - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.


به موجب این فرمان مراتب رضامندی خاطر خود را به همه افسران، درجه داران و سربازان و کارمندان ژاندارمری کشور ابراز داشته و برای آنان از درگاه خداوند بزرگ پیروزی، سرافرازی و شادکامی مسئلت نموده امیدواریم با تلاش و فداکاری بیش از پیش خود را شایسته اعتماد و عنایت ما نشان دهند.  
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.


- تاریخچه ارتش شاهنشاهی و ژاندارمری کشور شاهنشاهی ایران
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"


در روز ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۲۹۰ خورشیدی مجلس شورای ملی قانون استخدام سه کارشناس سویدی برای بنیاد نهادن ژاندارمری دولتی را تصویب کرد. در این زمان مورگان شوستر کارشناس مالی آمریکا برای بر پا ساختن سیستم مالی و مالیاتی وارد ایران شد. مورگان شوستر با کمک مریل افسر بریتانیایی ژاندارمری خزانه را بنیاد نهاد تا از قاجاریان بتواند مالیات دریافت نماید. در سال نخست ژاندارمری خزانه بیش از یک هزار تن پرسنل داشت.  
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".


مورگان شوستر و مریل در آذر ماه ۱۲۹۰ خورشیدی ناچار شد که ایران را به سبب تهدیدهای دولت روسیه ترک کند زیرا که قاجاریان یا روسی بودند و یا انگلیسی و دولت روسیه با مورگان شوستر اولتیماتوم داد که این قاجاریان تبعه روسیه هستند و به هیچ روی نباید به دولت ایران مالیات بپردازند. مورگان شوستر چون کوهی بر سندلی "خزانه‌دار کل" نشسته و حساب از کتاب می‌کشید و این درد بزرگی بر دل غارتگران اموال ایران شد. پس از رفتن مورگان شوستر از ایران ژاندارمری خزانه سرپرست نداشت بدین روی کارشناس سویدی قشون به نام سرهنگ یالمارسون  بر آن شد که با پرسنل ژاندارمری خزانه ژاندارمری دولتی را بنیاد نهد. پس از یک سال یالمارسون شمار پرسنل ژاندارمری دولتی را به ۳۰۰۰ ژاندارم رساند. در سال ۱۲۹۲ خورشیدی پرسنل ژاندارمری به ۶۰۰۰ تن رسید. ژاندارم‌ها میان تهران و شیراز و قزوین و اسپهان و بروجرد جای گرفتند.
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز  و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.


با آغاز جنگ اول جهانی ۱۲۹۳ خورشیدی ژاندارمری علیه ارتش روسیه که به ایران تجاوز کرده بودند و هم چنین علیه ارتش بریتانیا در جنوب کشور جنگیدند. اما از آنجا که ارتش روسیه و بریتانیا دو ارتش بسیار نیرومند بودند ژاندارمری دولتی کاری از پیش نبرد. پس از این که جنگ جهانی به پایان رسید، سپاه ایران وضع غم‌انگیزی داشت، ژاندارمری از سوی افسران سوئدی اداره می‌شد. در جنوب ایران، دولت انگلستان پلیس جنوب را زیر سرپرستی ارتش انگلستان برپا کرد، پلیس جنوب از سربازان ایرانی و هندی تشکیل می‌شد. عشایر ایران زیر رهبری سران خود تا بن دندان مسلح بودند.
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.
تیپ قزاق که به لشکر دگرگون شد، از زمان ۳ اسفند ماه ۱۲۹۹ تنها یکان نظامی بود که بهترین سازمان داشت و به همین روی هسته مرکزی ارتش نوینی شد که رضا خان وزیر جنگ بنیاد نهاد و با رفرم‌های خود پیشرفت و نیرومندی ارتش را به ارمغان آورد. در روز ۴ آذر ماه ۱۳۰۰ ژاندارمری از وزارت کشور به وزارت جنگ جا به جا شد. بر پایه امر فرماندهی کل قوا و وزیر جنگ رضا خان سردار سپه از تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۳۰۰ خورشیدی اداره‌ای به نام تشکیلات امنیه کل کشور وابسته به وزارت جنگ تشکیل گردید و ریاست آن به تیمسار سرلشکر نقدی (سردار رفعت) واسپرده شد. برای اینکه تشکیلات امنیه از آغاز سازمان خود، با کمی پرسنل روبرو بود، قرار بر این شد که بنا بر موقعیت محلی از اشخاص سرشناس و بومی و عشایر خدمتگزار به نام امنیه محلی استخدام شوند و به رییس برخی از طایفه‌ها درجه‌های افتخاری افسری داده شد و امنیت برخی از منطقه‌ها نیز به آنان واسپرده شد، بدین روی، پاسگاه‌های نیازین در سراسر ایران راه اندازی شد.


در فروردین ماه ۱۳۰۴ تیمسار سرلشکر احمد امیراحمدی برابر امر فرماندهی کل قوا به ریاست اداره امنیه برگزیده شده و بی درنگ شماری از افسران کارآزموده را از ارتش به امنیه جا به جا گردیدند و سازمان نوینی بر پایه نیاز روز پیشنهاد نمودند و آن را پیاده کردند. تیمسار سرلشکر احمد امیراحمدی پس از سامان دادن به سازمان نامبرده برای پایداری دیسیپلین و نفوذ نیروهای دولتی در سراسر کشور دستور دادند که بی درنگ افراد شایسته استخدام شوند و کم کم به خدمت افراد محلی امنیه پایان داده شد و بدین سان افراد محلی از خدمت معاف شدند.
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.


بنا بر کار آزمودگی و آگاهی که فرماندهی اداره امنیه درباره امنیت منطقه‌های کشور و نیازهای نیروهای تامنیه بدست آورده بود، دوباره در پایان سال ۱۳۰۶ خورشیدی سازمان نوینی که نیازهای کشوری را از هر سو برآورده می‌ساخت پیشنهاد نمود. این ساختار نوین به پیشگاه اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ برده شد و به تصویب همایونی رسید و از فروردین ماه ۱۳۰۷ خورشیدی، امنیه با ساختار نوین آغاز به کار کرد.
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.


به هنگام فرماندهی تیمسار سرلشکر احمدی، امنیه توانست که دسته‌های کوچک راهزنان مسلح را بدون کمک ارتش سرکوب نماید. هم چنین دستورهایی که از سازمان‌های دولتی به ویژه مقامات قضایی می‌رسید با سرعت بیشتر اجرا شد. از آنجا که هنگامی که ارتش نیز نوسازی شد، همه ساله شماری افسر به دانشکده نظامی فرانسه فرستاده می‌شدند، در مهر ماه ۱۳۰۷ خورشیدی، بنا بر پیشنهاد سپهبد امیراحمدی و تصویب اعلیحضرت رضا شاه بزرگ شاهنشاه ایران،یک افسر و ۹ دانشجو نیز به دانشکده ژاندارمری فرانسه فرستادند شدند.
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره  و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.


از آنجا که تیمسار سرلشکر امیراحمدی هم ریاست اداره امنیه و هم فرماندهی سرلشکر غرب را به گردن داشتند، به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ از اردیبهشت ماه ۱۳۰۸ ریاست اداره امنیه به تیمسار سرتیپ فضل الله زاهدی سپرده شد. تیمسار زاهدی یک ماه و نیم ریاست امنیه را داشتند و از خرداد ماه ۱۳۰۸ تیمسار سرتیپ مرتضی یزدان پناه رییس اداره بارزسی ارتش به ریاست اداره امنیه برگزیده شد. تیمسار یزدان پناه در راه برقرار نظم در تمام کشور و پیشبرد آموزش پرسنل ژاندارمری سختی‌ها و فشارهای گرانی را به دوش کشیدند و افسران و افراد را به وظایف بزرگ و والایشان آشنا ساختند. هم چنین امنیه برخی از جاهای کشور که نیروهایشان بسنده نبودند به یکان‌های بزرگتری دگرگون شدند و به برخی دیگر از سرزمین‌های کشور که بدون امنیه بودند، یکان‌های امنیه افزوده شد.
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت


در پایان فروردین ماه ۱۳۰۹ خورشیدی تیمسار سرتیپ عزیرالله ضرغامی به ریاست اداره امنیه برگزیده شدند. ایشان از همان آغاز درباره سازمان اداری و امنیه و سر و سامان دادن امور دفتری و ترتیب روند اداری و پیشرفت امور یکان‌ها و آموزش پرسنل کارهای بسیار شایسته‌ای انجام دادند، به ویژه چون در آن هنگام امنیه از داشتن افسران جوان و متخصص در فن امنیه بی بهره بود، برای بهبود وضعیت امنیه و تکمیل کادر افسری، بنیاد آمورشگاه فنی امنیه را به وزارت جنگ پیشنهاد نمود و اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ آن را تصویب نمودند. از یکم مهر ماه ۱۳۰۹ آموزشگاه ستوانی امنیه نشکیل گردید و با این یکی از گام‌های بنیادین در راه پیشرفت سازمان اداره امنیه بود. برای تکمیل کادر افسری عالی امنیه تیمسار ضرغامی پیشنهاد دیگری به پیشگاه شاهانه رضا شاه بزرگ داد که با تصویب همایونی از یکم مهر ماه ۱۳۱۱ آموزشگاه عالی افسری سازمان یافت و کمبود کادر افسری عالی نیز تکمیل شد. از امرداد ماه ۱۳۱۳ تیمسار سرلشکر ضرغامی به فرمان همایونی به ریاست ستاد ارتش منصوب شد و سرهنگ غلامعلی زند به سرپرستی اداره امنیه برگزیده شد.
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت


در سال ۱۳۱۵ به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ شاهنشاه ایران اداره تشکیلات گمرکات مرزی به اداره امنیه پیوست و امنیه با ساختاری نوین سازمان یافت که در ساختار سازمانی بخش ژاندارمری امور مرزی را به عهده گرفت. در دی ماه ۱۳۱۵ خورشیدی تیمسار سرتیپ عبدالمجید فیروز سرپرست اداره امنیه گردید و تا پایان سال ۱۳۱۶ خورشیدی که ایشان به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد، هیچگونه تغییری در ساختار سازمانی اداره امنیه داده نشد.
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
پس از انتصاب تیمسار سرتیپ فیروز به ریاست دادرسی ارتش، سرهنگ محمد خسرو پناه معاون اداره امنیه سرپرستی این سازمان را به عهده گرفتند.
در روز یکم فروردین ماه ۱۳۱۸ به فرمان اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ اداره مرکزی امنیه برچیده شد و یکان‌های آن بخشی از سازمان لشکرها و تیپ‌های ارتش گردید. سپس فرماندهان لشکرها و تیپ‌ها در سازمان یکان‌های امنیه بازبینی کردند و ساختار سازمان نوینی را پیشنهاد نمودند که پس از تصویب، راه اندازی شد و تا شهریور ماه ۱۳۲۰ حمله ارتش‌های بریتانیا و شوروی به ایران، به همان گونه ماند.


در مهر ماه ۱۳۲۰ خورشیدی، در ساختار اداره مرکزی امنیه بازنگری شد و سازمان نوینی بر پایه نیازمندی‌های کشور ساماندهی شد و پس از پیشنهاد به وزارت کشور، به تصویب مجلس شورای ملی رسید و زیر سرپرستی وزارت کشور قرارگرفت و تیمسار سرتیپ فضل الله زاهدی به ریاست آن برگزیده شد. در پایان آذر ماه ۱۳۲۰ تیمسار سرتیپ زاهدی به ستاد ارتش جا به جا شد و تیمسار سرتیپ فرج الله آق اولی به ریاست اداره امنیه برگزیده شد. با پیشنهاد ایشان نام امنیه به ژاندارمری دگرگون شد.
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت


در سال ۱۳۲۱ خورشیدی، دگرگونی‌های پایه‌ای در سازمان ژاندارمری کل کشور برای به روز در آوردن ژاندارمری ایران با وضعیت نوین جهانی به هنگام جنگ جهانی دوم داده شد. بدین روی، دولت بر آن شد با گرفتن موافقت مجلس شورای ملی از اندیشه و نوآوری افسران زبده ایالات متحده امریکا بهره مند گردد، بنابراین با پایوران آمریکا به گفتگو نشستند و قرار بر این شد که شماری از افسران امریکایی به فرماندهی سرهنگ شوارتسکف که در آن زمان فرمانداری نظامی شهر نیویورک را داشت وارد ایران شوند. سرهنگ شوارتسکف شهریور ماه ۱۳۲۱ وارد ایران شد و پس از بررسی‌های ژرف درباره سازمان یکان‌های ژاندارمری و ارزیابی نیازهای آن، پیشنهادهای خود را به دولت ایران داد. آنگاه شوارتسکف به ریاست سازماندهی ژاندارمری برگزیده و کار خود را آغاز کرد و سازمان نوین ژاندارمری شاهنشاهی ایران را همگون با جغرافیای ایران به وزارت کشور پیشنهاد نمود. در این سازمان خودروهای ترابری موتوری و مکانیکی و هم چنین ابراز مخابراتی پیش بینی شده بود که بخشی از ایالات متحده امریکا خریداری شد.
لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی
آذر ماه ۱۳۲۲ خورشیدی تیمسار سرلشکر فرج الله آق اولی به ریاست دادرسی ارتش برگزیده شد و تیمسار حسینقلی سطوتی فرمانده ژاندارمری کل کشور شد. فروردین ماه ۱۳۲۳ خورشیدی تیمسار سرلشکر خسروپناه به فرماندهی ژاندارمری کل کشور برگزیده شد. در این میان نیز سرهنگ شوارتسکف در سال ۱۳۲۴ خورشیدی از سوی دولت آمریکا به درجه ژنرالی سرافراز شد.


دیگر فرماندهان ژاندارمری:
    سرتیپ محمدحسین جهانبانی
    احمد قوام
    سرلشکر محمود خسروپناه
    سرلشکر محمدصادق کوپال
    سرلشکر محمدعلی علوی مقدم
    سرتیپ محمود امینی
    سرلشکر علی‌قلی گلپیرا
    سپهبد سید محمدصادق امیرعزیزی
    سپهبد مظفر مالک
    سرلشکر غلامعلی اویسی
    سپهبد محمدحسین ضرغام
    سپهبد محمد معزی
    سپهبد فریدون فرخ‌نیا
    ارتشبد عباس قره‌باغی
    سپهبد تقی لطیفی
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۲۱


زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی
ShahbanouPrincessLyla5.jpg
PrincessLylaPahlavi5.jpg
ShahbanouRoyalFamily1.jpg

والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.

ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.

چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"

ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".

ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.

نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.

در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.

والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.

والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی