الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۵۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
[[پرونده:Economical Crisis in Iran End of Islamic Republic.mp4|thumb|left|150px|نابودی جمهوری اسلامی]]


'''[[بحران اقتصادی ایران و نابودی جمهوری اسلامی]]''' - نزدیک به یک سوم جمعیت ایران در تهیدستی مطلق زندگی می‌کنند. در پی گزارش وزارت کار و امور اجتماعی شمار کسانی که در فقر مطلق زندگی می‌کنند در سال ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ دو برابر شده است. درصد تورم بر پایه آمار رسمی کشور چهل و پنج در صد می‌باشد. جمهوری اسلامی یک رییس جمهور جدید و یک دولت جدید دارد ولی اقتصاد ایران شتابان سرازیری می‌رود. هنگامی که در سال‌های پیشین کشور ایران توانسته بود دشواری‌های اقتصادی را با پول نفت از میان بردارد امروز دیگر چنین نیست. فروش نفت تنها از راه قاچاق شدنی است. معاون رییس جمهور محسن رضایی که مسول اقتصاد کشور است ابراز داشت ما نفت را از کشور قاچاقی بیرون می‌بریم و دلارهای به دست آمده را نیز قاچاقی وارد ایران می‌کنیم. قاچاق که در گذشته یک بزه به شمار می‌آمد امروز در جمهوری اسلامی پایه اصلی اقتصاد حکومت ملایان شده است. این مدل اقتصادی، روشی نیست که با آن بتوان زندگی هشتاد میلیون ایرانی را تامین کرد. دشواری اصلی در صنعت نفت این است که بیش از چهل و سه سال است که در صنعت نفت ایران سرمایه گزاری نشده است و همه تاسیسات کهنه و زهوار دررفته شده‌اند. وزیر نفت جدید جواد اوجی گفته است که ایران ۱۶۰ میلیارد دلار نیاز دارد که در صنعت نفت سرمایه گزاری نماید. اگر این سرمایه گزاری‌ها در صنعت نفت ایران انجام نشود، ایران باید گاز و نفت از دیگر کشورها وارد کند.  
[[پرونده:HappyBirthdayPrincessLeilaPahlavi7Farvardin.mp4|thumb|left|240px|زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]
[[پرونده:ShahbanouPrincessLyla5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:PrincessLylaPahlavi5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahbanouRoyalFamily1.jpg|thumb|left|180px|]]


اقتصاد یک کشور نفتی اگر تاسیسات نفتی آن مدرن نشود و پیوسته به روز در نیاید به کجا می‌رود؟ پاسخ ونزوئلا است. ونزوئلا کشوری که بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را دارد. هنگامی که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۸ میلادی حکومت را به دست گرفت، حکومت سوسیالیستی را در ونزوئلا پیاده کرد. چاوز پول نفت را با برنامه‌های سوسیالی میان مردم تقسیم کرد و دیگر در تاسیسات نفتی ونزوئلا سرمایه گزاری نکرد و آن را به حال خود رها کرد. مردمی که زمانی برای هوگو چاوز هورا می‌کشیدند، امروز بهای سنگینی برای تصمیم اشتباه خود می‌پردازند. تاسیسات نفتی ونزوئلا خراب و کهنه هستند و میزان نفتی که می‌توانند بیرون بکشند، پنج درصد آن میزان نفتی است که پیش از هوگو چاوز استخراج می‌شد. اقتصاد ونزوئلا کاملا ورشکسته شده است، تورم در ونزوئلا ۵۰۰۵ درسد می‌باشد، و نود درصد مردم ونزوئلا زیر خط فقر زندگی می‌کنند. جمهوری اسلامی نیز دقیقا در این راه سیاه قراردارد. هر سال درسد کسانی که زیر خط فقر زندگی می‌کنند دو برابر می‌شود و درصد تورم نیز دو برابر می‌شود. برای نمونه، کسی که ۵۰۰ میلیون در حساب بانکی دارد، می‌تواند امروز یک استودیو در پایین‌ترین محله‌های تهران یا شهرستان‌ها بخرد. در یک یا دو سال آینده شاید بتواند با این قیمت یک کاناپه و یا یک تلویزیون بخرد. کسانی که بانک‌ها را می‌زنند دریافته‌اند که این سفر نامعلوم به کدام ناکجا آباد می‌رود. به جای اینکه از بانک‌ها دزدی کنند یا در سوپر مارکت‌ها صندوق را بربایند، اکنون به سوپر مارکت‌ها می‌روند و بخچال‌ها را خالی می‌کنند.  
'''[[والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]''' - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.


اگر ونزوئلا را نمونه برای ایران قرار دهیم، از اینکه نیکلاس مادورو جانشین هوگو چاوز در ونزوئلا هنوز بر سر قدرت است، برای ملایان در ایران امیدواری است؛ ولی ملایان با کله‌های پوک شان نمی‌فهمند که این نشانی از امید نیست. چرا؟ ۱- جمعیت ونزوئلا ۲۳ میلیون است و در ایران جمعیت ۸۰ میلیون است. ۲- بیشتر جمعیت ایران زیر ۲۵ سال هستند و بسیاری از این جوانان ایران دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند. نسل جوان ایران دیگر آینده‌ای برای خود نمی‌بیند و ایران را ترک می‌کنند. یعنی جوانانی که می‌باید اقتصاد ایران را شکوفایی بخشند از کشور بیرون می‌روند و بازنشستگان هستند که در ایران می‌مانند. یعنی به شمار بازنشستگان افزوده می‌شود و مبلغی را که سازمان بازنشستگی کل کشور باید بپردازد نیز هم چنان بالا می‌رود. در این میان نه تنها جوانان تحصیلکرده کشور را ترک می‌کنند بلکه استادان دانشگاه، کادر پزشکی و درمانی و هر کسی که تخصصی دارد کشور را ترک می‌کند.  
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.


خامنه‌ای با همه مزدوری و دشمنی اش با ایران دریافته است که این روند نابودی جمهوری اسلامی را به ارمغان دارد. به جای اینکه رفرم در جمهوری اسلامی بوجود آورد، کسانی را که کوچ می‌کنند به دشنام گرفته است. به تازگی نیز دولت اعلام داشته است که بازنشستگی‌ها را به مالیات می‌بندد. یعنی یک بازنشسته با حقوق کوچکی که در ماه دریافت می‌دارد باید درصدی از آن را به دولت بازگرداند. دولتی که چهل و سه سال است که ملت ایران را در خیابان کتک می‌زند، زنان و مردان را تکه پاره می‌کنند، آنان را به بهانه‌های هیچ به بازداشتگاه می‌برند، به آنان تجاوز می‌کنند، شخصیتشان را خورد می‌کنند، گروهی زن و مرد بسیجی بی سر و بی پا را به جان ملت ایران می‌اندازند و پیوسته به آنها می‌گویند که ایران کشوری اسلامی است و آنها باید از این سرزمین بروند زیرا که ایران ارث پدری آن هاست که تازی زاده هستند و ایران را اشغال کرده‌اند. اینها را فراموش کرده‌اند. چه ترسی جمهوری اسلامی از این دارد که جمیعت کاهش یابد را در قانونی که به تازگی گذرانده‌اند می‌توان دید: کورتاژ ممنوع است و بر پایه قوانین اسلام با زنان برخورد می‌شود. یعنی زنانی که کورتاژ کنند با حکم مرگ روبرو خواهند شد. هم چینی پزشکان، ماما‌ها نیز مجازات خواهند شد. داروخانه‌ها فروشندگان قرص ضد حاملگی نیز مجازات سختی در انتظارشان می‌باشد. هدف رهبر این است که جمعیت ایران را از هشتاد میلیون به صد میلیون برساند.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"


از کجا این صد میلیون ایرانی خوراک برای زنده ماندن بیاورند، دولت جوابی نمی‌دهد. کشاورزان ایران با این وضعیت آب در ایران نخواهند توانست میوه و سبزیجات و پیاز و سیب زمینی به بازارهای میوه روان سازند. مزرعه‌های بی شماری هم اکنون خشکیده‌اند، و چاه‌هایی که پیشتر برای رسیدن به آب پنج متر می‌کندند اکنون باید پنجاه متر زمین را حفر کنند تا به آب برسند. یعنی چهل و پنج متر آب‌های زیر زمینی ایران کم شده است. بخش بزرگی از زمین‌های حاصلخیز کشاورزی ایران به بیابان دگرگون شده‌اند.  
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".


دولتی که می‌انگارد که ملت ایران نادان هستند و پس از آنکه هواشناسی پیش بینی می‌کند که در استان‌های اسپهان و استان‌های غربی باران خواهد آمد، ملایی را می‌فرستد تا نماز باران به جا آورد. تنها می‌باید پرسید تا چه اندازه این دستاربندان می‌پندارند که مردم ایران احمق و بی خرد و کور هستند. پس از چهل و سه سال ولایت فقیه، جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی اقتصادی است و دیگر احترامی میان ملت ایران ندارد. ملایان از ایران مدرن و باشکوه و ثروتمند که رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه پهلوی آریامهر ساخته بودند را نابود ساختند.
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز  و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.


ملایان کوشش دارند با فشار توپ و تفنگ و زندان و تجاوز و وحشیگری ملت ایران را خاموش نگاه دارند. از وعده‌های خمینی که هر ایرانی روزی ۷۰۰ تومان پول نفت به در خانه اش داده می‌شود و اتبوس مجانی می‌شود و آب و برق را ملت ایران میهمان دولت اسلامی خواهند بود و همه صاحب خانه می‌شوند و تا آخر عمر زندگی مادی و معنوی نمونه‌ای خواهند داشت، حتا یک وعده نیز به انجام نرسید. حکومت اسلامی یک کلاهبرداری از ملت ایران بود. حکومت اسلامی همان راهی را می‌رود که حکومت سوسیالیستی می‌رود. ارتش شوروی تا بن دندان مسلح بود، اسلحه‌های مدرن و اتمی داشت، پلیس مخفی شوروی چنان مردم را در دست داشت و جاسوسی می‌کرد، مردم را به زندان می‌انداخت و اگر کسی نمی‌خواست کمونیست باشد به گولاک‌ها و سیبری می فر ستا. در پایان سیستم کمونیستی شوروی فروپاشید؛ و سوسیالیسم در شوروی به پایان رسید. راهی که شوروی رفت همان راهی است که جمهوری اسلامی می‌رود.  
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.


حکومت اسلامی یک ایده بیمار است. مارکس، لنین استالین گفتند که سیستم کاپیتالیستی غرب رو به نابودی است؛ ولی می‌بینیم سیستم کاپیتالیستی غرب تا به امروز بر پاست درجایی که حکومت‌هایی که دنباله روی مارکس لنین و استالین بوده‌اند همه سرنگون شده‌اند و دیگر از آنها اثری نیست. خمینی گفت که دریک کشور اسلامی باید حکومت اسلامی برقرار باشد. اکنون می‌بینیم که حکومت اسلامی از سوی ملت ایران از ریشه نابود خواهد شد و ملت ایران فریاد رضا شاه رضا شاهشاهشان به آسمان خواهد رفت. رضا شاه بزرگ و آریامهر ثابت کردند که حکومت مشروطه شاهنشاهی از دیدگاه اقتصادی از بهترین هاست، احترام در دنیا برای ایرانیان به ارمغان می‌آورد، ریال قدرتمند جهانی برای ایران ارمغان دارد و از بیابان‌های ایران سرزمین‌های سبز و خرم ساختند. بحران اقتصادی که ایران با آن روبروست تنها با بر قراری حکومت مشروطه شاهنشاهی می‌توان آن را از میان برداشت.  
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.


پاینده ایران - جاوید شاه - پاینده ملت رنج دیده ایران
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.
 
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره  و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.
 
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
 
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت
 
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
 
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
 
لندن – ۲۰ خرداد ماه  ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۲۱


زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی
ShahbanouPrincessLyla5.jpg
PrincessLylaPahlavi5.jpg
ShahbanouRoyalFamily1.jpg

والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.

ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.

چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"

ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".

ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.

نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.

در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.

والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.

والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی