الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۸۹ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:PalestinianTerrorAttackJalehSquare17Shahrivar2537a.mp4|thumb|left|200px|حمله تروریستی فلسطینی‌ها در میدان ژاله با سدای استاد مهدی شمشیری]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShaykhAllamehNouri2537a.jpg|thumb|left|170px|علامه نوری برنامه‌ریز میدان ژاله]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:MaydanJalehMaydanShohada2537.jpg|thumb|left|170px|علامه نوری ۱۳ شهریور ماه نام میدان ژاله را به شهدا دگرگون می‌کند]]
'''[[دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی]]''' - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.
[[پرونده:MaydanJalehToMaydanShohada2537.jpg|thumb|left|170px|]]
[[پرونده:AllamehNouriJalehSq17Shahrivar2537.jpg|thumb|left|170px|علامه نوری مردم را به تظاهرات و خشنونت بر می انگیزاند]]
[[پرونده:MaydanJaleh1356.jpg|thumb|left|170px|میدان کوچک ژاله با میدانی کوچک و گرد و گلکاری شده و سینما سیلوانا]]
[[پرونده:GeneralOveisi2537c.jpg|thumb|left|170px|ژنرال اویسی]]


[[حمله تروریستی فلسطینی‌ها در میدان ژاله ۱۷ شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی]] - در روز آدینه هفدهم شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی در مرکز شهر تهران میدان ژاله تظاهراتی برپا شد. در میدان ژاله گروهی کماندوهای فلسطینی از بام خانه‌های پیرامون میدان ژاله و شماری از این تروریست‌ها با یونیفورم سربازان ارتش شاهنشاهی بر تن به تظاهرکنندگان و سربازان ارتش ایران تیراندازی کردند که به کشته شدن ۶۴ تن از سربازان ارتش شاهنشاهی و تظاهرکنندگان انجامید. تا به امروز نام‌ جانباختگان در این حمله تروریستی به چاپ نرسیده است. به رخداد حمله تروریستی فلسطینی‌ها را با سدای استاد شمشیری گوش فرا دهیم.
در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:


'''دولت شریف امامی، دولت آشتی ملی''' - در پی آتش زدن سینما رکس آبادان به دستور خمینی در روز ۲۸ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی که در آن بیش از ۴۰۰ تن ایرانی زنده زنده سوختند و خاکستر شدند، جمشید آموزگار نخست‌وزیر کناره گرفت و به فرمان شاهنشاه جعفر شریف امامی به نخست‌وزیری برگزیده شد. شریف امامی در مجلس شورای ملی در نشستی که برای دادن رای اعتماد به وی برگزار شده بود گفت که دولت وی، دولت آشتی ملی، می‌خواهند که همه زخم‌ها را التیام بخشند، قانون اساسی مشروطه، حقوق انسانی و شهروند مردم ایران و خواست‌های روحانیون را محترم بدارند. شریف امامی در روز ۵ شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی تاریخ شاهنشاهی ایران را به تاریخ خورشیدی تازی برگرداند، حزب رستاخیر ملی ایران را منحل کرد، کازینوها و بارها را بست و زندانیان خطرناک سیاسی دشمنان ایران چون مجاهدین، چریک‌های فدایی خلق، جبهه ملی و دیگر گروهک‌های چپ را آزادکرد. در برابر آزاد ساختن لای و لجن‌های اجتماع، شریف امامی بلندپایگان و پایوران کشور را یکی پس از دیگری بازداشت و به زندان افکند. آشتی ملی که شریف امامی روی آن حساب می‌کرد، پیش نیامد، ولی بر عکس خمینی به دولت شریف امامی هشدار جنگ داد. خمینی گفت ما با این دولت راه صلح در پیش نخواهیم گرفت. بستن کاباره‌ها و کازینوها برای گمراه کردن مردم است، هیچ کس با این دولت از در آشتی در نخواهد آمد. کسی که با این دولت آشتی کند به ملت خیانت کرده است.
    بسمه تعالی
    دولت موقت انقلاب اسلامی
    وزارت کشور
    تعرفه انتخابات رفراندم
    تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
    که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.


شریف امامی نخست‌وزیر به جای آنکه تهدیدهای خمینی را جدی بگیرد، و از فاجعه‌ای که در پیش بود جلوگیری کند، منتظر ماند تا ببیند چه پیش خواهد آمد. این برای خمینی‌چیان فرصتی شد که در تهران نیز فاجعه‌ای همانند آتش زدن سینما رکس آبادان به راه بیاندازند. این فاجعه می‌بایستی که همانند سینما رکس به گردن شاهنشاه انداخته شود تا خمینی مردم را علیه دولت بشوراند. خمینی‌چیان برای به انجام رساندن چنین توطئه‌ای، نیاز به کشته شدگان بسیاری داشتند. زمینه کشتن مردم پیشتر از سوی کنفدراسیون دانشجویان در خارج از کشور با یاسر عرفات ریخته شده بود. آنان مسجدها را به انبار اسلحه دگرگون ساختند و تک تیراندازان فلسطینی را به تهران آوردند. با اینکه چند صد تروریست فلسطینی در مرز عراق و ایران دستگیر شده بودند، بسیاری از این تروریست‌های فلسطینی به درون کشور رخنه کردند. اسلامیون با کسانی که در خانه‌های پیرامون میدان ژاله زندگی می‌کردند، تماس گرفتند و به آنان آگاهی دادند که در روز ۱۷ شهریور ماه در میدان ژاله تظاهراتی برپا خواهد شد و کسانی به خانه‌های شما خواهند آمد که مردم را از گزند شاه امان بدارند. شیخ یحیی علامه نصیری از گردانندگان تظاهرات میدان ژاله با چمدان‌هایی پر از پول نقد وارد تهران شد تا تظاهرکننده و سیاهی لشکر برای روز ۱۷ شهریور ماه بخرد.
حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.


در روز ۱۶ شهریور ماه تظاهرات آزمایشی در تهران را شیخ علامه نوری و جبهه ملی و کنفدراسیون برپا کردند. در این تظاهرات گروه‌های چند هزار نفری در خیابان‌های ژاله و شهباز و ... به راه افتادند. در این تظاهرات تیری شلیک نشد و سربازان تنها گلوله‌های مشقی در اسلحه داشتند. برگزارکنندگان تظاهرات دریافتند که با این وضعیت کسی کشته نمی‌شود و خودشان باید راه حلی برای کشتن هر چه بیشتر مردم بیابند و همانند فاجعه سینما رکس که در آن ۴۰۰ ایرانی کشتند و به گردن شاه انداختند، در میدان ژاله نیز انبوهی از کشتگان برجای بگذارند و به گردن شاه و دولت بیاندازند. برای این کار میدان ژاله ایده‌آل بود. میدان ژاله میدان کوچکی است که دور تا دور آن را خانه‌هایی فراگرفته است که خمینی‌چیان توانستند در این خانه‌ها تک تیراندازان فلسطینی را پنهان کنند.
۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.


شامگاهان ۱۶ شهریور ماه، جعفر شریف امامی نخست‌وزیر نشستی با بودن هیات دولت، سازمان‌های نظامی و انتظامی یا شورای امنیت ملی برای پایان دادن به ناآرامی‌های کشور برگزار کرد و گفت که به وی گزارش‌هایی داده شده است که در روز ۱۷ شهریور ماه اسلامیست‌های مسلح از میدان ژاله به سوی مجلس شورای ملی به راه خواهند افتاد و برآن هستند که مجلس شورای ملی را اشغال نمایند و جمهوری اسلامی اعلام کنند. پس از گفتگوهای بسیار، شورا بر آن شد که در ۱۲ شهر برای شش ماه حکومت نظامی برقرار سازد. شورای امنیت ملی ژنرال غلامعلی اویسی فرمانده نیروی زمینی و جانشین ارتشبد مین باشیان را به فرمانداری نظامی تهران برگزید. سپهبد موسی رحیمی لاریجانی و سپهبد مهدی رحیمی معاونین ژنرال اویسی شدند. فرمانداران نظامی یازده شهر دیگر نیز برگزیده شدند. ژنرال اویسی با حفظ سمت از روز ۱۷ شهریور ماه فرمانده نظامی تهران شد . ساعت بیست و سی دقیقه هیات دولت در تصویب نامه‌ای برقراری حکومت نظامی از ساعت ۶ بامداد ۱۷ شهریور ماه در تهران، قم، تبریز، مشهد، اسپهان، شیراز، آبادان، اهواز، کرج، قزوین، کازرون و جهرم را به آگاهی رساند.  
۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.


روز آدینه ۱۷ شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی برابر با ۱۳۵۷ خورشیدی تازی با اینکه رادیو و بلندگوها برقراری حکومت نظامی را در تهران به آگاهی مردم می‌رساندند تظاهرکنندگان در خیابان باریک و میدان کوچک ژاله گردآمدند، سربازان پیوسته با بلندگوها برقراری حکومت نظامی را به مردم یادآوری می‌کردند و از آنها درخواست می‌کردند که پراکنده شوند ولی انیرانیان که برآن بودند که درگیری و زد و خورد با سربازان بیافرینند به هیچ یک از هشدارها وقعی ننهادند و با آرنگ‌های ۱- زحمتکشان ایران متحد شوید ۲- واژگونی رژیم سلطنتی و استقرار جمهوری ملی و دموکراتیک ۳- تبریز مستقل شد ۴- نابود باد رژیم سلطنتی ایران ۵- تنها راه آزادی جنگ مسلحانه است، در خیابان ماندند. سربازان، خیابانی که به مجلس شورای ملی می‌رسید را بستند تا تروریست‌ها به مجلس یورش نبرند. تروریست‌های چریک فدایی و مجاهدین که تازه از زندان آزاد شده بودند، برآن بودند مجلس را اشغال و اعلام جمهوری اسلامی کنند، از میان جمعیت به سربازان تیراندازی کردند. سربازان درخواست کمک کردند. به چندین کامیون سرباز که به سوی میدان ژاله روان شده بودند، نرسیده به میدان از بام‌های خانه‌های پیرامون میدان ژاله از سوی تروریست‌های فلسطینی به آنها تیراندازی شد. در همین کامیون‌ها چند سرباز زخمی و یک سرباز کشته شدند. سربازانی که در میدان ژاله بودند بیشترشان فشنگ مشقی در تفنگ هایشان داشتند در هوا تیرهایی رها کردند تا شاید از سدای آن تظاهرکنندگان بترسند و پراکنده شوند. بسیاری از سربازان ارتش شاهنشاهی و مردم ایران از سوی فلسطینی‌ها و دانشجویان کنفدراسیون که در کمپ‌های تروریستی فلسطین، سوریه، لیبی، کوبا، کره شمالی، شوروی آموزش آدم‌کشی دیده بودند به تیربار مرگ بسته شدند و جان باختند. در این تیراندازی‌ها ۶۴ تن در میدان ژاله کشته شدند. گزارش پزشکی قانونی نشان داد که بسیاری از کشته شدگان سربازان ارتش شاهنشاهی بودند و با گلوله‌هایی غیر از گلوله‌های ارتش و نیروهای انتظامی جان باخته‌اند.
۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.


خمینی‌چیان آنچه را که می‌خواستند به دست آوردند، یعنی جسدهایی که در خیابان ژاله افتاده بود. بی درنگ، خمینی‌چیان خبر دروغ کشته شدن چندین هزار تن در میدان ژاله و شایعه اینکه ارتش از هلیکوپترها و تانک‌ها به تظاهرکنندگان در میدان ژاله تیراندازی کرده است را پخش کردند. مهرانگیز کار سوگند محضری خورد که با چشمان خودش شاهنشاه را در هلیکوپتر ارتش دیده است که به سرباز این و آن را نشان می‌دهد و می‌گوید: " بکش ". با دهان به دهان گشتن خبرهای نادرست کشتار دسته جمعی میدان ژاله، هر بار به شمار کشته شدگان افزوده شد و در پایان به ۱۵٬۰۰۰ تن رسید.
سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:


برای بالابردن ترس مردم از دولت، خمینی‌چیان بانک‌ها و هتل‌ها و فروشگاه‌ها را به آتش کشیدند. در روز آدینه ۱۷ شهریور ماه خمینی‌چیان در تهران ۱۰۰ آتش سوزی بر جای گذاشتند، ۱۲ شعبه بانک صادرات، چند شعبه بانک ملی، بانک سپه، بانک اعتبارات تعاونی توزیع، بانک بازرگانی، بانک عمران به آتش کشیده شد و همه وسایل بانک‌ها در آتش سوخت. بیشتر بانک‌ها در خیابان‌های بوذرجمهری، سرآسیاب دولاب، فرح آباد ژاله، سیروس، سرچشمه، میدان سپاه دانش و در خیابان هاشمی ویران شدند. هتل آرمسترانگ در خیابان امیرکبیر نیز آتش زده شد و بخش بزرگی از هتل در آتش سوخت. در درازای این راه پیمایی و آشوب بر پا کردن راه پیمایان ۲ فروشگاه شهر و روستا در خیابان خاوران و چهار راه مولوی، ۳ دستگاه تانکر و کامیون زباله‌کش شهرداری در خیابان فرح آباد و ژاله و میدان سپاه دانش و ۲ اتوبوس دو طبقه شرکت واحد نیز در آتش سوختند. در جنوب شرقی و شرق تهران نیز رستوران "رامسرنو" ، فروشگاه کوروش چهار راه کوکاکولا نیز آتش زده شد.
        من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.


پس از کشتن مردم و آتش زدن تهران، خمینی به آنچه که می‌خواست، دست یافت. هشدار جنگ به دولت از سوی خمینی، تهدید پوچی نبود. خمینی پول و نیروی انسانی داشت که هر لحظه در تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران با تظاهرات و آتش زدن بانک و سینما و فروشگاه و ... نظم اجتماع را بر هم زند و شوربختانه دولت شریف امامی در برابر این موج درمانده شد. گردانندگان این رویداد شیخ یحیی نوری، مهدی بازرگان و محمد مفتح و شماری آخوند و هوادار خمینی و چند تن از نویسندگان روزنامه‌ها که در کیهان و اطلاعات مقاله‌های علیه دولت به چاپ می‌رساندند، دستگیر شدند ولی خمینی و همدستانش در مسجدها و دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌ها همچنان آزاد ماندند و به ویرانی ایران پرداختند. تنها ابزار موثر برای دستگیری خمینی و همدستانش را شریف امامی به کار نگرفت. پرویز ثابتی مدیر شایسته امینت داخلی کشور، پهرست نام ۱۵۰۰ تن از کارگردانان تظاهرات و ویرانی کشور را به دولت داده بود و یادآور شده بود که وی تضمین می‌کند که با دستگیری این ۱۵۰۰ تن تروریست آموزش دیده، آرامش به کشور بازخواهدگشت. جعفر شریف امامی نخست‌وزیر این پیشنهاد را رد کرد.
امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک  یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.


در روز ۱۹ شهریور ماه، با وجود مخالفت پرویز ثابتی، شریف امامی و سپهبد مقدم دست به بازی خطرناکی زدند و به جای اینکه نگاهبان مردم باشند، تروریست‌های چریک فدایی و مجاهد و اسلامیون را که دستگیر شده بودند، آزاد ساختند. منوچهر آزمون وزیر مشاور و باهری وزیر دادگستری کسانی بودند که شریف امامی را برای آزاد ساختن تروریست‌ها و کمونیست‌های تندرو و آبدیده در کمپ‌های تروریستی برمی‌انگیختند. سرانجام این دخالت‌ها، خیانت بزرگ به کشور ایران و مردم ایران، یا آزادی ۲۰۰۰ تن تروریست در زمانی که حکومت نظامی برقرار بود گردید، کسانی که دادرسی آنها در دادگاه‌های نظامی انجام شده بود با دست درازی (دخالت) وزیر دادگستری آزاد شدند. کسانی که دشمنان سوگند خورده مشروطه پارلمانی بودند آزاد شدند و تروریست‌ها و وابستگان به گروه‌های ضد مشروطه شاهنشاهی وارد ایران شدند. آنچه در میدان ژاله در روز ۱۷ شهریور ماه رخ داد، پیامی بود که به هموندان وابسته به حزب منحله توده و فرقه دمکرات آذربایجان که سالیان دراز در شوروی و کشورهایی چون لیبی، کوبا، لبنان، یمن جنوبی و اروپای غربی و شرقی به ویژه آلمان غربی و آلمان شرقی سرگرم دیدن آموزش‌های خرابکاری بودند، رسید : " جنگ علیه دولت ایران آغاز شده است، به ایران بازگردید."
هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.


۲۰ شهریور ماه ۲۵۳۷ فرمانداری نظامی به آگاهی رساند که گردانندگان گروه‌های مخالف چون مهدی بازرگان، محمد مفتح و شماری از آخوندهای تندرو و هوادار خمینی و چهار تن از نویسندگان روزنامه‌ها که در نوشتارهای خود در روزنامه‌های کیهان و اطلاعات آتش افروزی می‌کردند بازداشت شدند. هم چنین شیخ یحیی نصیری همان علامه نوری به سبب برپاکردن قیام و آشوب علیه دولت و برانگیزاندن مردم به آتش زدن سینماها و بانک‌ها و سازمان‌ها و فروشگاه‌ها دستگیر و زندانی شد. در خانه علامه نوری سازمان دهنده رخداد میدان ژاله با تروریست‌های فلسطینی دستگاه‌های پلی کپی، استنسیل، فتوکپی و ماشین تحریر بدست آمد. همچنین سکه‌های طلا و طلا و جواهر، ۶۶۴۰۵۲۷ تومان پول نقد و در جیب‌هایش بیش از ۲۳٬۰۰۰ تومان و یک چک ۲۶٬۸۷۰ تومان، یک دفترچه بانک صادرات به نام دخترش فریده نصیری ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال و چهار و دفترچه دیگری به نام فریده نصیری به مبلغ ۳۳ میلیون و ۵۰۰ هزار ریال، دفترچه پس انداز بانک سپه به نام خودش یحیی نصیری به مبلغ ۱۰ میلیون و ۵۷۴ هزار ریال، دفترچه پس انداز به نام پسرش سعید نصیری ۳۲ میلیون و ۲۷۴ هزار ریال، دفترچه دختر دیگرش فرشته نصیری به مبلغ ۱۰ میلیون ریال و ۶۳ هزار ریال به دست آمد. فرمانداری نظامی هم چنین مدارکی یافت که نشان می‌دهد که یحیی نصیری در یورش به مامورین دولت و برانگیزاندن مردم و بستن مغازه‌ها دست داشته و به دستور وی خاک اره رایگان پخش می‌شد و تروریست‌ها روی آن بنزین می‌پاشیدند و آتش می‌زدند. فرمانداری نظامی نام دکان‌هایی که خاک اره از آنها خریداری شده است را نیز در دست دارد.
چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.
 
دولت شریف امامی توان این را نداشت که تصمیم درستی بر پایه اطلاعات به دست آمده بگیرد: ۱- بستن مرزهای کشور برای جلوگیری از رخنه تروریست‌های بیشتر به کشور ۲- آغاز یک مبارزه بین المللی علیه تروریسم در ایران به رهبری روح الله خمینی ۳- آگاه ساختن جهان که در چه خطری حکومت مشروطه پارلمانی ایران قرارگرفته است ۴- آگاه ساختن جهان که چه خطری در پیش رو دارند زمانی که چنین کشور ثروتمندی با چنین منابع گاز و نفت و اورانیوم و ... به دست تروریست‌ها بیافتد. اگر چنین فاجعه‌ای رخ دهد، از سوی ایران تروریست‌ها آموزش کشتن خواهند دید و به چهار سوی جهان صادر خواهند شد. ۵- سرنگونی مشروطه پارلمانی در ایران از روی دهد، برای تروریست‌ها، مدلی خواهد شد که چگونه در دیگر کشورها حکومت‌ها را براندازند. صدور انقلاب اسلامی به ایدئولوژی دگرگون خواهد شد، که پایه‌های بنیاد حکومت‌های اسلامی در افریقا، آسیا، آمریکای لاتین و ... خواهد شد. همانگونه که امروز ما شاهد آن هستیم.
 
اگر دولت شریف امامی در شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی به جای لاس زدن با اسلامیون و تروریست‌های کنفدراسیون دانشجویان کشور، جهانیان به کمک ایران می شتابیدند و به دست گرفتن قدرت در ایران از سوی خمینی هیچ گاه نمی‌توانست انجام یابد.
گاهنامه زمینه‌سازی برای بوجود آوردن میدان شهدا
 
۱۰ شهریور ماه ۲۵۳۷ در خیابان ژاله، شهباز جنوبی، ایران، گوته، زرین نعل، خورشید، پشت مسجد سپهسالار، امیر کبیر و سایر خیابان‌های فرعی تظاهرات پراکنده‌ای روی داد و تظاهرکنندگان به زد و خورد با پلیس پرداختند. شیخ یحیی علامه نوری مردم را در خیابان ژاله و عین الدوله گرد آورده بود که سخنرانی بکند، تظاهرات خیابانی و زد و خورد با پلیس را برنامه ریزی کرده بود.
 
۱۳ شهریور ماه ۲۵۳۷ روز آدینه عید فطر راه پیمایی بزرگی در تهران و شهرستان‌ها از ساعت ۶ بامداد برگزار شد. کمونیست‌ها، اسلامیون، تروریست‌ها و وابستگان به نهضت آزادی، جبهه ملی، مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی ، توده ای‌ها برای نشان دادن قدرت در چهار جای تهران تپه‌های قیطریه در شمال، نازی آباد در جنوب، فرح آباد ژاله در شرق و میدان محمدعلی جناح در غرب گرد آمدند. پس از برگزاری نماز عید فطر تظاهرکنندگان عربده می‌کشیدند "نهضت ما حسینی ، رهبر ما خمینی" و در خیابان‌ها به راه افتادند و به یکدیگر پیوستند. در درازای راه پیشاپیش راه پیمایان و هم پشت سر آنها شمار زیادی موتورسوار میان مردم خوراک و شیر و آب پخش می‌کردند. گروهی که از قیطریه به خیابان کوروش کبیر ریختند، فرتورهای خمینی را در دست داشتند. هر زمان که سیل تظاهرکنندگان به میدانی می‌رسید روی زمین می‌نشستند و ملایی سخنرانی می‌کرد. شعارهایی چون " استقلال آزادی جمهوری اسلامی " و "زندانی سیاسی آزاد باید گردد " به گوش می‌رسید. جمعیت به میدان راه آهن و از آنجا به سوی میدان شوش به راه افتاد. پس از میدان شوش به سوی خیابان شهباز و میدان خراسان رسیدند و از انجا به سوی میدان ژاله به راه افتادند. همدستانشان با نصب تابلوهای مقوایی میدان ژاله را میدان شهیدان نامگذاری کرده بودند. شیخ یحیی علامه نوری که در خیابان ژاله عربده می‌کشید گفت که اگر دستگاه‌های شهرداری این میدان و خیابان را به نام "شهدا " نشناسد مسلمین و امت اسلام خیابان ژاله را به نام خیابان شهدا خواهند شناخت و دیگر اسمی از ژاله نخواهند آورد.
 
در میدان شهیاد تظاهرکنندگان قطعنامه‌ای را خواندند و گفتند که در روز پنجشنبه ۱۶ شهریور ماه نیز چنین تظاهراتی دوباره برگزار خواهد شد. شمار راه پیمایان عید فطر پس از دیدن فیلم‌هایی که تلویزیون ملی ایران برداشته بود نزدیک به صدهزار تن بود ولی با افسارگسیختگی که شریف امامی به ارمغان آورده بود روزنامه‌ها در برآورد شمار راه پیمایان زیاده گویی کردند و آن را بیش از یک میلیون نوشتند.
 
۱۳ شهریور ماه ۲۵۳۷ بیش از ۳۳۳ زندانی ضد امنیت کشور آزاد شدند.
 
۱۵ شهریور ماه ۲۵۳۷ شهرداری تهران به آگاهی رساند که درباره دگرگون ساختن نام میدان ژاله به میدان شهدا هنوز پیشنهادی به شهرداری نرسیده است و برای دگرگون ساختن نام خیابان‌ها و میدان‌ها و کوچه‌ها کمیسیون ویژه‌ای باید این نام را تصویب کند. یکی از بلندپایگان شهرداری گفت که شیخ یحیی علامه نوری در روز عید فطر پیشنهاد کرده است که نام میدان ژاله به میدان شهدا دگرگون شود ولی قانونا کمیسیون ویژه نامگذاری باید نام‌های پیشنهادی را بررسی و تصویب کند.
 
۱۵ شهریور ماه ۲۵۳۷ حزب منحله توده همه نیروهای مخالف دولت را فراخواند که یک جبهه همبسته بر ضد رژیم شاهنشاهی تشکیل دهند. در جارنامه کمیته مرکزی حزب توده آمده است: ۱- تغییر رژیم ۲- محاکمه و مجازات مسئولان عمده رژیم ۳- لغو تمام قوانین مغایر با قانون اساسی و محدودکننده آزادی‌ها و حقوق اساسی فرد ۴- انحلال مجلس شورای ملی و سنا و برچیدن دستگاه پلیس سیاسی ۵- انتخاب مجلس موسسان ۶- تصویب قوانینی برای ملی کردن صنایع نفت ۷- اخراج مستشاران نظامی امریکا - لغو پیمان نظامی ایران و امریکا - خروج ایران از پیمان سنتو (پیمان مرکزی) ۸- مصادره اموالی که گرد آورده شده است ۹- انصراف از سیاست اقتصادی دروازه‌های باز
 
خمینی برای روز پنج شنبه ۱۶ شهریور ماه تعطیل و راه پیمایی اعلام کرد. از سوی دیگر آیت الله گلپایگانی و نجفی تعطیل این روز را تکذیب کردند. شاهنشاه آریامهر دستور دادند که نیروهای انتظامی هیچگونه واکنشی در برابر راه پیمایی‌ها نشان ندهند و نیروهای انتظامی با آرامش در پُست‌های خود بمانند. پرویز ثابتی و برخی از ژنرال‌های شایسته و میهن پرست کوشش کردند که به شاهنشاه از هوده سیاست سازش و نرمش با مشتی تروریست سرسپرده بیگانه هشدار دهند و خواستار برخورد هر چه سختر ارتش با این تروریست‌ها همانند ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ شدند، زیرا که بودن نیروهای ارتش و پلیس در خیابان‌ها و شنیدن دشنام و ناسزا از این انیرانیان سرانجام سبب از دست دادن روحیه اشان خواهد شد.
 
۱۶ شهریور ماه ۲۵۳۷ در پی بیانیه رهبران جبهه ملی یکی از ۳۲ گروه سیاسی که به تازگی پیدایشان شده است که در آن خواستار از سرگیری کارهای حزب منحله کمونیست توده شده بودند علی امینی نخست وزیر پیشین گفت: اگر سرسپردگان بیگانه مانند کمونیست‌ها بتوانند رژیم ایران را واژگون کنند رهبران جبهه ملی و هم چنین خود وی را به دار خواهند زد.
 
۱۶ شهریور ماه ۲۵۳۷ گروه‌های چندهزار نفری در خیابان‌های ژاله، شهباز، فرح‌آباد ژاله، نظام‌آباد، تاج و میدان‌های خراسان، شوش، اعدام، مجیدیه و کَن به راه افتادند. راه پیمایانی که انبوه آنان به چند کیلومتر می‌رسید از جاده قدیم شمیران به راه افتادند و به خودروهای ارتش که سربازان در آن نشسته بودند گل می‌دادند و فریاد می‌کشیدند: "ارتش برادر ماست". رهبران جبهه ملی در جلوی جمعیت به راه افتاده بودند و موتورسواران ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر جلوتر از همه بودند تا راه با بازکنند. در همه راه پیمایی‌ها، زنان توده‌ای و کمونیست و دیگر زنان درس خوانده چادر مشکی به سر کردند و پیشاپیش جمعیت به راه افتادند و آتش بیار این آشفتگی‌ها شدند. شمار راه پیمایان در روز ۱۶ شهریور نزدیک به صد و پنجاه هزار تن بود ولی روزنامه‌ها آن را بیش از یک میلیون تن برآورد کردند.  


کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۶


BallotReferendumFarvardin1358.jpg
BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg

دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.

در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:

   بسمه تعالی
   دولت موقت انقلاب اسلامی
   وزارت کشور
   تعرفه انتخابات رفراندم
   تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
   که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.

حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.

۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.

۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.

۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.

سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:

       من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.

امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.

هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.

چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.

کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران