الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳۹۷ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:RoozMashruteh14Amordad2580ShahanshahiVSMashroueh14Amordad1400.mp4|thumb|left|300px]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr2537y.jpg|thumb|left|260px|بیانات شاهنشاه آریامهر در سالروز انقلاب مشروطه]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg|thumb|left|180px|]]
'''[[بیانات اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در هفتاد و سومین سالگرد انقلاب مشروطه ۱۴ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی]]'''
'''[[دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی]]''' - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.


: سالروز مشروطیت ایران را به شما مردم ایران تبریک می‌گویم.
در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:
: در ۷۲ سال پیش که بالاخره آرزوی آزادی‌خواهان مملکت به مرحله عمل آمد و فرمان مشروطیت صادر شد، برای ملت ایران روزی تازه و پر امید بود، چونکه ممالک مترقی و راقیه دنیا آن روز به خصوص اروپا جلب توجهی می‌کرد همه فکر می‌کردند که تقلید از آن رژیم مسلماً تقلید خوبی است کما اینکه اصل دموکراسی حقیقتاً چیز خوبی است و اما برای اینکه وارد این مبحث بشویم باید به گذشته هم نگاهی بکنیم.
: در ۷۳ سال پیش که مشروطیت اعلام شد، بر اثر ضعف حکومت مرکزی یک سال پس از آن مملکت ایران به دو منطقه نفوذ بین روس در شمال و انگلستان در جنوب تقسیم شد، این وضعیت منطقه نفوذ باعث شد که عده‌ای از رجال رنگ شمالی به خود بزنند و عده‌ای رنگ جنوبی. البته چند نفری هم وطن‌پرست و مستقل بودند.
: منتهی از آنها کاری ساخته نبود، این وضع تأسف‌آمیز تا شروع جنگ اول ادامه داشت.
: دولت مرکزی در کار نبود، در هر گوشه مملکت، خانی تقریباً مستقل برای خودش حکومت می‌کرد و قوای خارجی هم به میل خود وارد مملکت ایران شدند. از یک طرف قوای روس‌ها، از یک طرف قوای انگلیس‌ها، از یک طرف قوای ترک‌ها که آن موقع با آلمان‌ها متحد بودند، آنها خاک ایران را نه فقط اشغال کردند، بلکه در زمان اشغال به میل خودشان رفتار می‌کردند.
: تنها عکس‌العملی که ما از خودمان در آن زمان دیدیم، مهاجرت یک عده بود از ایران به خارجه، نمی‌دانم که احساسات وطنی ما ولو با دادن قربانی‌های بی حد و حصر ولی نشان‌دهنده اراده ملی کجا بود؟ این وضع با انقلاب روسیه تغییر پیدا کرد و فعال مایشاء دولت انگلستان شد. به همین جهت در ۱۹۱۹ معاهده‌ای با آنها امضاءشد که تقریباً حق حاکمیت را یک طرفه و کامل به دولت انگلستان می‌داد و در این بین و قبل از آن هر کدام از این دو دولت برای خودشان قوایی تشکیل داده‌بودند، قزاق‌ها در شمال، اس. پی. آر. (تفنگداران جنوب ایران) به دست انگلیس‌ها در جنوب و ژاندارمری مملکت هم با چند نفر افسر سوئدی در آن وسط پس از اینکه قرارداد ۱۹۱۹ منعقد شد البته عکس‌العمل‌هایی هم شد. اما قرارداد ۱۹۱۹ با کودتای ۱۲۹۹ شمسی بالاخره به هم خورد، و همانطور که می‌دانید تاریخ ایران در ۱۲۹۹ ورق خورد.


    بسمه تعالی
    دولت موقت انقلاب اسلامی
    وزارت کشور
    تعرفه انتخابات رفراندم
    تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
    که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.


'''ناامنی‌های گذشته'''
حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.


: اگر بخواهم تمام بدبختی‌هایی که تا قبل از ۱۳۰۰ در این مملکت بود شرح بدهم، طولانی است. مقداری از آن را البته در کتاب "مأموریت برای وطنم" نوشته‌ام، در بعضی جاهای دیگر هم توضیح داده‌ام، به هر صورت تاریخ‌نویس‌ها گفته‌اند که مثلاً بعد از غروب آفتاب در شهر تهران کسی امنیت عبور و مرور در کوچه‌ها و خیابان‌ها نداشت چون به اصطلاح آن روز گردن کلفت‌های محله حاکم بر خیابان بودند. خارج از تهران نایب حسین کاشی راه را برای عبور و مرور می‌بست. دورتر از آن خوانین که هر کدام حکومت کاملی در محیط خودشان داشتند، حق حیات و تجاوز به همه افراد رعایایی که در آن روز زیردستشان بود داشتند.
۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.
: البته این باز تکرار مکررات است که ما بگوییم برای افرادی که می‌خواستند مثلاً به شهر مقدس مشهد بروند، می‌رفتند به یک نقطه‌ای که امروز اسمش بابلسر است و آن روز اسمش مشهدسر بود و از آنجا با کشتی می‌رفتند به شوروی و بعد از شمال خودشان را می‌رساندند به مشهد. برای اینکه راه تهران به مشهد اگر اسمش را راه می‌گذاشتیم، امن نبود، یا برای رسیدن به خوزستان می‌بایستی که اول بروند به ترکیه از راه ترکیه بروند به بین‌النهرین از آنجا برسند به خوزستان.
: خوزستان شیخی داشت که مستقل بود حتی خود آن شیخ با یک دولت خارجی که آن هم انگلستان بود، قرارداد به خصوصی داشت و تحت‌الحمایه انگلستان بود. حالا جاده‌هایی که در مملکت بود و حتی اماکن مقدسه و زیارتگاه‌های ما در چه حالی بود، مطلب دیگری است. مثلاً آستانه حضرت رضا (ع) مقروض بود و اماکنش در حال خرابی، به هر حال ۱۲۹۹ نقطه عطفی بود که در تاریخ این مملکت و پس از رسیدن به این موفقیت سر سلسله دودمان ما رضاشاه کبیر مجبور شد که اول مملکت را امن بکند.
: اول تمام گردنکشان و کسانی را که تابع حکومت مرکزی و قانون نبودند، مطیع بکند. اگر خاطرتان باشد، برای شروع عمل یک روزی در وزارت جنگ، چون آن موقع وزیر جنگ بود، این جمله معروف را گفته بود که، «ای کاش من هزار تفنگ داشتم که همه از یک نمونه بودند»، ولی با ایمانی که در مردم ایجاد شده‌بود، و با همان قوای محدود خود، توانست که سرتاسر این مملکت را امن و امان بکند و پس از چند سال در این مملکت زنی با یک تشت طلا روی سرش می‌توانست از هر نقطه‌ای به نقطه دیگری برود بدون اینکه برای او کوچکترین خطری در بین باشد. پیشرفت مملکت شروع شده‌بود، شاید بد نباشد که بعضی ارقام را من برایتان بخوانم، که در ۱۲۹۹ یا ۱۳۰۰، مملکت ما چه داشت، جمعیت در ایران در آن موقع، ۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بود.
: درآمد ملی، چهارونیم میلیارد ریال بود؛ درآمد سرانه، ۴۶۰ ریال ؛ موجودی ارزی کشور هیچ،  صادرات، نیم میلیارد ریال ، صادرات نفتی، ۲/۰ میلیارد ریال ، صادرات غیرنفتی، ۲/۰  میلیارد ریال؛ واردات، ۶/۰ میلیارد ریال ، بودجه کل کشور، ۴/۰ میلیارد ریال ، بانک‌ها و شرکت‌های حجم پول، ۳/۱ میلیارد ریال، تعداد بانک‌های کشور، ۲ که آن هم بانک‌های خارجی بود. بانک روس بود و بانک انگلیس بود حتی قبل از آن یک بانک عثمانی هم بود. ولی صحبت هزاروسیصد را ما می‌کنیم و یادم نیست که در آن موقع کسی شیشه بانک‌ها را بشکند، آیا برای اینکه خارجی بودند؟
: تعداد واحدهای بانکی در سرتاسر مملکت، ۱۷ ، تعداد شرکت‌های ثبت‌شده، هیچ؛ سرمایه شرکت‌های ثبت‌شده، هیچ ؛ در قسمت آموزش تعداد واحد تا پایان متوسطه، ۶۱۲ ، تعداد محصل، ۵۵ هزار، تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی، هیچ، تعداد دانشجویان، هیچ، یعنی دانشگاه نداشتیم ، تعداد فارغ‌التحصیلان، هیچ.
: بهداشت: تعداد بیمارستان و زایشگاه، ۹ ؛ تعداد پزشک، ۱۲ ؛ تعداد پرستار، ۴ نفر.
: سدهای کشور: تعداد سدهای مخزنی، هیچ ؛ گنجایش کل مخزن، البته هیچ ؛ قابل تنظیم، هیچ ؛ سطح اراضی قابل آبیاری هیچ ، برق: تولید سرانه، ۲ کیلووات ساعت ، طول کل راه‌های کشور، ۲۵۰۰ کیلومتر ؛ راه‌های آسفالت شده، هیچ ؛ طول خطوط اصلی راه‌آهن، که یک راه‌آهنی بود جلفا، تبریز، که شوروی‌ها کشیده‌بودند. یک راه‌آهنی بود جلفا، تبریز، که ماشین دودی از تهران می‌رفت به شاه عبدالعظیم ، تعداد کل وسایط نقلیه، ۶۰۰ ؛ تعداد کل اتومبیل سواری، ۵۰۰ ؛ تعداد کامیون و غیره، ۱۰۰.


: ارتش ایران، متأسفانه در آن موقع همانطور که گفتم عبارت بود از قزاق‌هایی که دست روس‌ها بودند، و قسمتی که دست انگلستان بود. خزانه مملکت هم آن قدر ناچیز و تهی بود که افراد اغلب شغل دیگری داشتند. هیزم فروش بودند، تخم‌مرغ فروش بودند، گاهی ماهی، یک دفعه می‌آمدند یک مشقی می‌کردند و مواجب اگر هم داده می‌شد، به آنها و حتی به سایر ادارات، آخر ماه بعضی اوقات آجر می‌دادند به عنوان حقوق.
۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.
: نمی‌خواهم بیشتر از این وارد وضع اسفناک مملکت در آن زمان بشوم، ولی لازم است که چند مقایسه بکنیم، یکی ۱۳۰۴ که رضاشاه کبیر به سلطنت نشست، یکی ۱۳۲۰ که باز به علت ضعف مملکت و خوش باوری و موقعیت استراتژیک ایران و هجوم بدون خبر قوای روس و انگلیس به این مملکت و ترک کشور به طور اجبار از طرف پدرم، و دو مرتبه جریانی که از شهریور بیست شروع شد، برایتان تعریف بکنم.
: شهریور بیست روز اولی که رفتم به مجلس شورای ملی برای ادای سوگند، سوگندی که می‌بایستی استقلال، تمامیت ارضی این مملکت را حفظ بکنم، درست مصادف بود، با اشغال پایتخت به وسیله قوای خارجی، وطن‌پرستی باطنی مردم ایران در آن روز خوب تجلی پیدا کرد.
: پادشاهِ جوانِ خودشان را با اتومبیل تقریباً روی دوش خودشان بردند به مجلس و برگرداندند. این بزرگترین قوت قلبی بود که به من داده‌شد.
: برای اینکه به سوگند خود وفادار بمانم، این سرگذشت‌ها در کتاب "مأموریت برای وطنم" توضیح داده‌شد که چطور سعی قوای اشغالی به خصوص در تضعیف سلطنت ایران، یعنی شخص من بود.
: و چطور حتی آتاشه نظامی یک مملکت خارجی سعی می‌کرد، فرماندهی کل قوای ایران را از من بگیرد. باز در دوره اشغال مملکت سیاستمدارها بدون حس مسئولیت به هر فرم به زد و بند پرداختند. کما اینکه تا ۱۳۳۲ شمسی یک بودجه مملکتی تصویب نشد و تمام یک‌دوازدهم بود. و البته مطابق یک‌دوازدهم که کاری نمی‌شود انجام داد و طرحی را نمی‌شود به ثمر رساند.


۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.


'''یکپارچگی دوباره'''
سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:


: حس مسئولیت به قدری کم بود که درست قبل از وقایع آذربایجان، چند ماهی یک عده‌ای به عنوان اقلیت ابستروکسیون کردند، یعنی اجازه تشکیل یک دولت قانونی را نمی‌دادند و همین نبودن دولت قانونی، بزرگترین مشوق این شد که در آذربایجان یک بساطی را راه بیندازند و یک عده‌ای خودمختاری خود را اعلام بکنند و چون هنوز زمان جنگ بود، قوای ایران که به سمت آذربایجان می‌رفت، در شریف‌آباد قزوین به وسیله قوای خارجی متوقف شد و استان آذربایجان عملاً از ایران جدا شد.
        من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.
: حالا در قلب و روح من چه می‌گذشت، مطمئناً همین احساسات در اکثریت مردم ایران بود. کما اینکه وقتی تصمیم گرفتم که یا زندگانی شرافتمندانه یا مرگ شرافتمندانه ولی به هر صورت باید جنبه شرافتمندانه داشته‌باشد و علیرغم همه مخاطرات و شاید نصایح یک عده‌ای، به فرماندهی قوای ایران به سمت آذربایجان رهسپار شدم و با غیرت ارتش شاهنشاهی ایران و مردم غیور آذربایجان آن بساط را در عرض کمتر از چهل و هشت ساعت به هم زدیم و یکپارچگی دو مرتبه در مملکت ایران برقرار شد.
: بعد از آن باز سیاست‌بافی‌ها و سیاست‌بازی‌ها و ... بعضی دول خارجی عادت دارند که بعد از هر بیست و پنج سالی یک مقداری اسناد منتشر می‌کنند. اسنادی که اخیراً منتشر شد، رل خیلی‌ها را در آن جریان‌ها روشن کرد.
: بازی نفت شروع شد، می‌بایستی که یک عنوان رضایت خاطر مردم ایران را برای قراردادی که راجع به نفت می‌خواستند ببندند به دست بیاورند. پس می‌بایستی که یک عده‌ای به عنوان مدافع حقوق ملت ایران در این امر پیشقدم بشوند.
: نتیجه این کار چه شد؟ نتیجه این کار این شد که چاه‌های نفت ایران بسته شد. کسانی که در تمام مدت عمر سیاسی خودشان با حکومت نظامی مخالفت می‌کردند و حتی با انتشار اسکناس با پشتوانه مخالفت می‌کردند و در مدت زمامداری خودشان با حکومت نظامی حکومت کردند و مخالفین خودشان را با همان وسیله توقیف، حبس و تهدید می‌کردند و آخر سر با پیشنهاد فروش نفت ایران با پنجاه درصد تخفیف، عملاً شرایطی را در واقع پیشنهاد کردند که از قرارداد معروف گس‌گلشائیان از لحاظ مادی برای ایران بدتر بود.
: و این کارها بالاخره منجر شد به وقایع ۲۵ مرداد و قبل از آن باز می‌بینیم که همان نقشه قدیمی آن آتاشه نظامی یک سفارت خارجی تکرار شده‌بود.
: باز می‌خواستند که فرماندهی کل قوای ایران را از پادشاه ایران بگیرند، که حتی در میان همان دسته‌ای که می‌بایستی آن رل تمام کردن قضیه نفت را بازی بکنند، اختلاف افتاد و با این امر مخالفت کردند و بالاخره تمام اصول قانونی اساسی و با خیال خودشان با اداره قوای انتظامی و تانک‌هایی که در همه جا کار گذاشته بودند سرکار بود. وقتی که عرصه را بر خود تنگ دیدند عملاً با کمونیست‌ها ائتلاف کردند. یک عده از تشکیل دهندگان آن دار و دسته قبلاً نیز پس از وقایع آذربایجان به سلامتی پیشه‌وری مشروب خورده بودند.
: وقتی که ملت ایران دید که حکومت یاغی وقت با ائتلاف با توده‌ای‌ها می‌خواهند اساس مملکت را به هم بزنند، قیام کردند و این قیام تصادفاً از طرف مردم عادی غیر مسلح شروع شد که پس از البته چند دقیقه‌ای قوای مسلح هم به آنها پیوستند و مرد و زن و بچه همه به سمت مرکز یاغی‌گری حمله کردند و آن کاخ پوشالی را از بین بردند. بیست و هشتم مرداد سال ۱۳۳۲ شمسی نقطه عطفی بود در تاریخ این مملکت.
: مردم شاه خودشان را دو مرتبه طلب کردند و عاطفه خود و همبستگی خود را به او به طریقی نشان دادند که یکبار دیگر در خود مسئولیت اضافه‌ای حس کردم که اضافه بر اصول قانون اساسی و پادشاه مشروطه، پادشاهی هستم که مردم دو مرتبه او را برای تعیین سرنوشت و حفظ منافع مملکت طلبیدند.
: از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱ شمسی سعی کردیم که امور مملکت را به طور عادی با پیشنهاد قوانین و انجام اصلاحات پیش ببریم. حتی قبل از این وقایع به طور داوطلبانه تقسیم املاک شخصی خود را بین رعایای آن موقع شروع کرده‌بودیم.
: همان دولت کذایی که مأمور انجام امر نفت به آن طریق بود، مانع اصلاحات ارضی و حتی تقسیم ملک شخصی من شد. ولی بعد از ۱۳۳۲ به فکر از سر گرفتن اصلاحات ارضی افتادیم. به فکر از بین بردن فئودالیته افتادیم. به فکر صاحب ملک کردن زارعین افتادیم که در روی زمین کار می‌کردند و البته املاک شخصی خودم را به سرعت دو مرتبه شروع کردم به تقسیم بین زارعین، ولی برای دیگران لایحه‌ای بردیم به مجلس که به قول معروف موقعی که از مجلس بیرون آمد، شیری بود که نه یال داشت، نه دم و نه شکم. کار به این طریق پیشرفت نمی‌کرد و ما می‌دیدیم که دنیا از طرفی دیگر به سرعت به سمت پیشرفت، پیشرفت اجتماعی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت تکنولوژی می‌رفت و ایران در جا می‌زد. به این نتیجه رسیدیم که هیچ مملکت مستقلی در دنیا و در شرایط دنیای امروزه بدون دسترسی به حداقل ترقیات اجتماعی قابل دوام نیست. این است که بالاخره به این نتیجه رسیدیم که مملکت ما احتیاج به یک انقلاب عمیقی دارد که اجتماع عقب افتاده و فئودال ایران را زیر و رو بکند.
: در ششم بهمن ۱۳۴۱ شمسی ۶ ماده اصلی انقلاب خود را به معرض آرای عمومی گذاشتم. به قول خارجی‌ها رفراندم، که شاید اصیل‌ترین طرز رأی‌گیری باشد و آنها که به خاطر دارند می‌دانند که در آن روز در حالی که زن‌ها هنوز حق رأی دادن نداشتند، ولی هر کسی که می‌توانست به پای صندوق‌ها رفت و شش ماده را تصویب کردند. در آن روز حتی کسانی که هیچ وقت در عمرشان رأی نداده‌بودند، به پای صندوق‌های رأی رفتند. انقلاب شاه و ملت در آن روز شروع شد. ۱۵ سال از آن روز گذشت، در عرض این پانزده سال، شش ماده انقلاب رسید به نوزده ماده انقلاب که هر کدام از این موارد انقلابی بعد به تصویب نمایندگان ملت رسید. یعنی اینها دیگر فقط مواد و اصول انقلابی نیست. حالا دیگر اصول قانونی و تصویب شده ملت است. این نوزده ماده اگر مطالعه بشود، در تمام شئون زندگی این ملت، بگذریم از این که حتی یکی از این مواد در سه‌هزار سال تاریخ اجتماعی ایران سابقه ندارد، بلکه خیلی از این مواد نوزده‌گانه در پیشرفته‌ترین ممالک دنیا نیز شاید نظیر نداشته‌باشد.
: از لحاظ عدالت اجتماعی زارع یا رعیت سابق که مالک شده‌است، وقتی که از او سؤال می‌کنیم می‌گوید که مثل این است که من دو مرتبه به دنیا آمده‌باشم، این وضع برای من عمر جدیدی است، برای اینکه آن موقع بَرده بودم و ارباب هر کاری که می‌خواست می‌کرد، امروز فرد مستقل و سرافرازی هستم.
: از ظلم و زورگویی که مالکین متأسفانه در آن موقع می‌کردند نسبت به رعایای خودشان می‌گذرم. ولی نتیجه همین اصلاحات ارضی اضافه بر شخصیت و اهمیتی که به فرد زارع می‌دهد، از لحاظ محصولات تولیدی و طبیعی است که "کسی که برای خودش کار می‌کند، بیشتر زحمت می‌کشد" البته دولت باید آمار و اطلاعات لازم را در این زمینه منتشر کند و پیشرفت ما را در ۱۵ سال اخیر به دنبال اصلاحات ارضی نشان بدهد.
: یک ماده دیگر انقلاب ما که مختص کارگران بود، شرکت کارگران در سود سهام کارخانجات تا بیست درصد، موفقیت‌آمیز بوده‌است. به خصوص حالا که سود تا حدودی متناسب با کارآیی است. در خیلی از کارگاه‌ها همین بیست درصد سود سهام مساوی است با سه، چهار تا پنج ماه حقوق ماهیانه کارگران.
: یک ماده دیگر انقلاب نیز هست که به کارگرهای ایرانی اجازه می‌دهد که تا ۴۹ درصد در سهام کارخانجات شرکت داشته باشند، یعنی کارگر یک فرد استثمارشده کارفرما نیست.
: کارگر جزو خانواده آن کارگاه است و با رئیس آن کارخانه یا صاحب سهام در واقع شریک است.
: پیشرفت امور کارگری در ایران طوری خیره‌کننده و چشم‌گیر است، که امروز زبانزد داخل و خارج کشور است. سایر ۱۹ ماده انقلاب نیز همانطور که گفتم به تصویب ملت ایران رسیده‌است.
: رمز انقلاب و هماهنگی شاه و مردم را باید در تاریخ کهن ایران و شاهنشاهی ایران و علاقه مردم به شاهنشاهی خودشان جستجو کرد.
: زیاد راجع به این دوره ۱۵ ساله صحبت نخواهم کرد و الا طولانی است و مقداریش در کتاب "انقلاب سفید" نوشته شده و مقدار دیگریش در کتاب "به سوی تمدن بزرگ" ذکر شده‌است. من سلطنت خودم را بر اصول مشروطیت ایران و قانون اساسی ایران و سنن ملی ایران وقتی که حساب می‌کنم، می‌بینم که چند دوره مختلف داشت، دوره زمان جنگ، دوره تحمل شدیدترین ناملایمات و مداخلات خارجی و حس اینکه سیاست خارجی به خصوص خودش را متمرکز به این کرده‌بود که پادشاه ایران را تضعیف بکند.
: چون دیگران را می‌شود آورد و برد و یا با تحریک یا به هر وسیله دیگری، ولی اگر پادشاه، پادشاه مستقلی باشد، می‌تواند برای آنها اسباب زحمت باشد. کما اینکه این پادشاه مستقل شما بالاخره نفت ایران را حقیقتاً ملی کرد. کسانی که این کار را دنبال کرده‌اند، می‌دانند که حاکمیت تام و تمام مملکت و ملت ایران بر این ثروت طبیعی خودشان حالا چگونه است.
: ما فقط به خریدار نفت می‌فروشیم. تمام کارهای دیگر آن با ما است و نفت را به چه قیمتی می‌فروشیم؟ اگر یادتان باشد در ۱۹۵۹ میلادی چون این کار در اختیار شرکت‌های نفتی بود، نفت ۲ دلار و چهارده سنت، هر بشکه ایران و سایر ممالک خلیج فارس را یک مرتبه کمپانی‌ها تصمیم می‌گیرند که بیاورند به ۷۹/۱ دلار تازه از آن سهم خودشان را بر می‌داشتند. که در حدود نصف این نصیب ایران می‌شد.
: امروز نفت ایران به دوازده دلار و هفتاد سنت فروخته می‌شود. مقایسه را خودتان بکنید، البته به یاد خیلی چیزها می‌افتم، به یاد اینکه اولین قدمی که برداشتیم قراردادی بود که با یک شرکت ایتالیایی بستیم که هفتاد و پنج درصد به ایران برسد، و بیست و پنج درصد به آنها. از همین افراد خودی به ما اخطار کردند که با سلاطین نفت در نیفتید. این کار خطرناک است، بعد از چند سال اتفاقاً دیدیم که سعی کردند یک بساط خیمه‌شب‌بازی در ایران درست بکنند، ولی موفق نشدند. ملتِ بیدارشدۀ ایران، با قدرت ارتباط مستقیم بین شاه و ملت به هر اشکالی فائق آمد و ما به آن موفقیت‌ها نائل شدیم. شاید بد نیست که درآمدهای نفتی را هم ذکر بکنیم:
: در دوهزار و چهارصد و هشتاد شاهنشاهی، صادرات نفت، صفر. ممیز، سه‌میلیارد ریال ؛ روز انقلاب شصت، ممیز هشت‌میلیارد ریال ؛ امروز، هزار و ششصد و پنجاه و سه‌میلیارد ریال.
: نتیجه‌گیری که می‌خواهم بکنم این است که دوران‌های مختلفی را که دیده‌ام برایتان شرح دادم. آن دوران اسفبار زمان جنگ، آن رفتار غیر مسئول کسانی که به عنوان وکیل ملت در مجلس می‌نشستند و البته تعداد باسواد و بی‌سواد کشور فکر می‌کنم که در اوایل زمامداری من، تعداد باسوادهای کشور در حدود ده درصد بود ؛ زمانی که ما انقلاب را شروع کردیم، از بیست درصد یک قدری تجاوز می‌کرد ؛ امروز، تعداد باسوادهای مملکت از پنجاه درصد بیشتر است ؛ در هزار و سیصد شمسی تعداد محصل، پنجاه و پنج هزار ؛ در روز انقلاب تعداد محصل، دومیلیون و هفتاد و یک هزار ؛ امروز، هشت‌میلیون و نهصد و پانزده‌هزار.
: تعداد دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی در هزار و سیصد، صفر ؛ در روز انقلاب بیست و دو امروز صد و سیزده.
: تعداد دانشجویان در هزار و سیصد، صفر ؛ در روز انقلاب، بیست و دوهزار و ششصد ؛ امروز، صد و پنجاه و نه هزار و سه. تعداد فارغ‌التحصیلان عالی در هزار و سیصد، صفر ؛ در روز انقلاب، سه‌هزار و دویست ؛ امروز، سی و هفت هزار و پانصد.
: تعداد پزشک و پرستار را هم به شما در قبل از سلطنت پهلوی گفته‌بودم. ولی باز تکرار می‌کنم، تعداد پزشک در روز انقلاب، سه هزار و چهارصد و هفتاد ؛ امروز پانزده هزار و سیصد و نود و سه ؛ تعداد پرستار در هزار و سیصد، چهار نفر بود ؛ در روز انقلاب، دوهزار و صد و بیست و پنج ؛ امروز، شش هزار و سیصد.


: به خاطر تمام پیشرفت‌های محیرالعقولی که در این پانزده سال به دست آورده‌ایم که دنیا به کرات ما را به عنوان اینکه، هیچ مملکتی در عرض پانزده سال، اینقدر ترقی نکرده‌است، شناخته به این مرحله تفکر رسیده‌ام، یعنی در واقع دو سال پیش به این فکر افتادم که مملکتی که زارعش آزاد است، کارگرش صاحب سهم است، تعداد باسوادش به این حد رسیده‌است، تعداد دانشگاهش به این حد رسیده‌است، و در تمام شئون زندگی این طور پیشرفت کرده، مملکتی که یک طبقه متوسط مرفه پیدا کرده، که شاید تعطیلات آخر هفته فقط از شهر تهران بیش از یک‌ میلیون نفر برای تفریح و گردش از شهر خارج می‌شوند، با وسیله شخصی خودشان.
امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک  یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.
: در اینجا ما باید روزبه‌روز وسایلی فراهم بکنیم که مردم در زندگی خودشان و در سرنوشت خودشان شرکت بیشتری بکنند. به این مطالب البته در کتاب "به سوی تمدن بزرگ" اشاره کرده‌ام.
: ولی حالا باید تصریح بکنم که مورد مهمی که ما لازم می‌بینیم که مردم بیشتر در آن شرکت بکنند، موضوع اظهار رأی است، انجمن ده، خانه‌های انصاف شوراهای داوری انجمن‌های استان، و شهرستان و بالاخره مجلس شورای ملی و سنا.
: چیزی که به طور قطع به شما می‌توانم بگویم، این است که انتخابات باید صد درصد آزاد باشد. یعنی هر کس رأی خودش را بدهد و آن رأی خوانده بشود.
: آنهایی که میل دارند، مملکت به سوی تمدن بزرگ پیشرفت بکند، می‌دانند چکار بکنند و چه شکل رأی بدهند.
: اگر عده‌ای هم باشند که به این موضوع علاقه‌ای نداشته‌باشند، باز هم رأی آنها آزاد هست و خوانده خواهدشد. ولی آن وقت، همه خواهنددید که تعداد طرفدارهای بردن ایران به سوی تمدن بزرگ، چقدر هستند و دیگران چقدر؟ از طرف دیگر در قوانین دادگستری اصلاحاتی کرده‌ایم. باز هم می‌کنیم و بیش از پیش به مردم حق دفاع از خود را خواهیم داد. در این یکی دو سال اخیر، اقدامات زیادی در این قسمت شده‌است.


هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.


'''آزادی بیان و قلم'''
چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.
 
: در آزادی‌های سیاسی به اندازه ممالک دموکراتیک اروپایی، آزادی خواهیم داشت و میل ممالک دموکراتیک، حدود آزادی هم تعیین خواهدشد.
: یعنی آزادی اجتماعات که خواهیم داشت باید اجتماعات ما مسالمت‌آمیز باشد، کسی حامل اسلحه نباشد، اجتماع سد معبر نکنند و به هر صورت با اجازه قبلی باشد. آزادی گفتار، آزادی قلم نیز، مطابق قانون مطبوعات خواهدبود که آن هم ممکن است از هر جا اقتباس بشود.
: بیان و قلم آزاد خواهدبود. منتها دروغ و افترا یا مدعی خصوصی خواهدداشت، یا دادستان کل وظایفی دارد.
: شاهنشاهی ایران، سلطنت ایران و سرنوشت ایران را نمی‌شودملعبه چند نفری کرد. امروز جمعیت مملکت سی و چهارمیلیون و هفتصدهزار و شاید بیشتر باشد. میهن‌پرستان و کسانی که مملکت را می‌خواهند در اوج ترقی ببینند، اظهار نظر خواهندکرد.
: به دیگران هم اجازه اظهار نظر خواهیم داد.
: البته حالا حکومت دموکراسی، حکومت رأی مردم است و ماورای مردم را می‌پذیریم. منتها بر همه است که مردم را روشن بکنند، به مردم توضیح بدهند که مصالح مملکت چیست؟ در این راه حاکم همیشه قانون خواهدبود.
: تحریک‌کردن، کلفتی و خارج شدن از قانون را هیچ مملکتی، به خصوص دموکراتیک‌ترین ممالک نمی‌توانند اجازه بدهند.
: این فصلی که الان ما شروع کرده‌ایم که حداکثر آزادی در حدود قانون است، امیدوارم که به نتایج خوب خود برسد و مملکت ایران هم به سوی ترقی و تعالی و تمدن بزرگ پیش برود و هم به سوی آزادی و دموکراسی حقیقی، دموکراسی مسئول، دموکراسی که برای یک ملت باعث سرافرازی باشد. البته این راه، راه آسانی نیست.
: جمعیت مملکت تا ده سال دیگر نزدیک ۵۰ ‌میلیون خواهدشد. تا بیست سال شاید به ۶۰ تا  ۶۵ میلیون نفر رسد. تا آن موقع که نقشه‌هایی که طرح شده‌است و به آن در کتاب "به سوی تمدن بزرگ" اشاره رفته و مورد قبول تشکیلات رستاخیز ملت ایران است، به ثمر برسد.
: درآمد سرانه ایرانی به سیصدهزار ریال خواهدرسید. یعنی جامعه مصرفی، یعنی در یک مملکتی که پولی خرج می‌شود، به رقم‌های نجومی می‌رسد، البته چه در این پانزده سال و چه در آینده در یک جامعه‌ای که این طور پیشرفت سریع می‌کند و وجوه زیادی خرج می‌شود، متأسفانه ریخت و پاش هم دارد. اگر ریخت و پاش‌ها مسئولیتی داشته باشند، با آنها مطابق قانون باید رفتار کرد، و الا اگر جامعه مصرفی و ریخت و پاش‌ها بر اساس ضعف اخلاق و تربیت باشد، در تنزیه اخلاق باید کوشش کرد. پس من که سوگند یاد کردم که قانون اساسی را حفظ بکنم، حدود و ثغور مملکت را حفظ بکنم، وظایفی دارم که این وظایف از طرفی دیگر با شما مردم هم هست. با تمام کسانی که باید این معنویات و این اخلاق را ترویج بکنند. جامعه ۵۰ میلیونی که در آن موقع شاید دیگر بی‌سواد هم در آن باقی نباشد، طرز اداره کردنش با امروز فرق خواهدداشت.
: به همین جهت است که باز اشاره می‌کنم، به طریق اداره کردن یک دموکراسی مسئول و شرکت هر چه بیشتر مردم، و مالا رأی مردم، در همه امور این پیام که تقارن پیدا کرده‌است با جشن مشروطیت اهمیت بیشتری می‌دهد به آنچه مطرح کردم، هر روز که می‌گذرد ما بیشتر باید خود را مجهز و مهیای این نوع حکومت، یعنی حکومت دموکراتیک بکنیم. حکومت دموکراتیکی‌ که همانطوری که گفتم، مسئول باشد به نفع مملکت باشد، به نفع جامعه باشد، و نه مثل بعضی مثال‌هایی که می‌بینیم مللی خود تیشه به ریشه خود می‌زنند و خود را به فلاکت و نابودی می‌کشانند.


کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۶


BallotReferendumFarvardin1358.jpg
BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg

دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.

در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:

   بسمه تعالی
   دولت موقت انقلاب اسلامی
   وزارت کشور
   تعرفه انتخابات رفراندم
   تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
   که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.

حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.

۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.

۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.

۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.

سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:

       من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.

امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.

هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.

چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.

کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران