مثنوی معنوی/در آمدن مصطفی علیهالسلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|رفت پیغامبر به رغبت بهر او|اندر آخر وآمد اندر جست و جو}} | {{ب|رفت پیغامبر به رغبت بهر او|اندر آخر وآمد اندر جست و جو}} | ||
{{ب|بود آخر مظلم و زشت و پلید|وین همه برخاست چون الفت رسید}} | {{ب|بود آخر مظلم و زشت و پلید|وین همه برخاست چون الفت رسید}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۲۲:۰۶
| ' | دفتر ششم مثنوی (در آمدن مصطفی علیهالسلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه) از مولوی |
' |
| رفت پیغامبر به رغبت بهر او | اندر آخر وآمد اندر جست و جو | |
| بود آخر مظلم و زشت و پلید | وین همه برخاست چون الفت رسید | |
| بوی پیغامبر ببرد آن شیر نر | همچنانک بوی یوسف را پدر | |
| موجب ایمان نباشد معجزات | بوی جنسیت کند جذب صفات | |
| معجزات از بهر قهر دشمنست | بوی جنسیت پی دل بردنست | |
| قهر گردد دشمن اما دوست نی | دوست کی گردد ببسته گردنی | |
| اندر آمد او ز خواب از بوی او | گفت سرگیندان درون زین گونه بو | |
| از میان پای استوران بدید | دامن پاک رسول بیندید | |
| پس ز کنج آخر آمد غژغژان | روی بر پایش نهاد آن پهلوان | |
| پس پیمبر روی بر رویش نهاد | بر سر و بر چشم و رویش بوسه داد | |
| گفت یا ربا چه پنهان گوهری | ای غریب عرش چونی خوشتری | |
| گفت چون باشد خود آن شوریده خواب | که در آید در دهانش آفتاب | |
| چون بود آن تشنهای کو گل چرد | آب بر سر بنهدش خوش میبرد |