الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(اصلاح ارقام)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵۲۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:JebhehMelliJebhehOmmatvaKhomeiniConspiracy1.mp4|thumb|left|200px|]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:BaheriHumanRightsComplot19Azar2536.jpg|left|thumb|160px|سخنرانی دکتر محمد باهری دبیر کل حزب رستاخیز درباره دسیسه حقوق بشر در ایران ۱۹ آذر ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]
[[پرونده:BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:QomAkhondNewRegulationsAzar2536.jpg|thumb|left|160px|سخنان آخوند کرمانی در قم در روز ۱۱ آذر ماه ۲۵۳۶ چهلم مصطفی خمینی]]
'''[[دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی]]''' - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.
[[پرونده:IranianExecutiveCommitteeOfDefenceOfFreedomHumanRights.jpg|left|thumb|160px|کمیته اجرایی دفاع از آزادی و حقوق بشر از چپ: علی اصغر حاج سیدجوادی، مهدی بازرگان، احمد حاج سید جوادی، میناچی، مراغه‌ای، لاهیجی]]
[[پرونده:Khomeini va His Father India.jpg|thumb|left|300px|خمینی در آغوش پدرش]]
[[پرونده:ShahanshahAryamehr2537y.jpg|thumb|left|180px|بیانات شاهنشاه آریامهر در سالروز انقلاب مشروطه]]
[[پرونده:Ettelaat13570512a.pdf|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:MashrutehRevBagheShahPrisoners.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:KhomeiniMashrutehExperience2537a.jpg|thumb|left|180px|]]


'''[[ همدستی تنگاتنگ جبهه ملی یا جبهه امت با خمینی با حیله راه‌اندازی کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر برای بنیاد نهادن جمهوری اسلامی]]'''
در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:


در دو نوشتار پیشین  و  درباره اینکه چگونه جیمی کارتر به شاه ایران خیانت کرد نبشتیم، و چه نیرنگ‌هایی جیمی کارتر به کار بُرد تا حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران را براندازد.
    بسمه تعالی
    دولت موقت انقلاب اسلامی
    وزارت کشور
    تعرفه انتخابات رفراندم
    تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
    که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.


اینکه بگوییم مسئولیت این توطئه دهشتناک تنها بر دوش جیمی کارتر است، درست نیست، بلکه جیمی کارتر شبکه‌ای از همدستانش در ایران و آمریکا داشت که آن را «کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» نامیدند که پایگاه این شبکه مخوف شد.  
حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.


با کمک این شبکه مخوف، توانستند حکومت مشروطه پارلمانی شاهنشاهی ایران را براندازند و دیهیم شاهنشاهی ایران را به مشتی آخوند بی سر و بی پای عرب زاده تقدیم نمایند. این کمیته، کمیته اجرایی برگزید که هموندان آن علی اصغر حاج سیدجوادی، مهدی بازرگان، احمد حاج سید جوادی، ناصر میناچی، رحمت اله مقدم مراغه‌ای و عبدالکریم لاهیجی بودند. این کمیته در امرداد ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی در ماه رمضان در مسجد قُبا نشستی با خمینی چیان بر پا کرد تا درباره همکاری‌های سیاسی  با یکدیگر گفتگو کنند. مسجد قُبا در جاده قدیم شمیران و در نزدیکی حسینیه ارشاد است که محمد مفتح از دشمنان ایران و ایرانی آن را بنیاد نهاد. در این نوشتار چگونگی همکاری این کمیته با خمینی چیان و چگونه همکاری این کمیته با خمینی چیان و چگونه همدستان خمینی شورش علیه شاهنشاه ایران را به دست گرفتند روشن می‌سازیم.
۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.


پیش از اینکه به گاه نگاری رویدادها بپردازیم می‌بایستی که چم چند واژه را روشن سازیم:
۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.


هموندان کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر همه از جبهه ملی بودند، و رهبرشان محمد مصدق بود. واژه ملی که اینان به کار بردند، هیچگاه به مفهوم ارزشمند آن به کار گرفته نشد بلکه نقابی بر چهره انیرانیشان بود. اینان بدین باور بودند که واژه ملت نوآوری غرب است و به هیچ روی با کشور ایران همگون نیست، در شرق مردم بیشتر زیر نیروی‌های معنوی قرار دارند، اگر کسی می‌خواهد علیه شاه بجنگد، دیگر نباید بگوید ما برای ملت می‌جنگیم زیرا که شاه نماینده ملت است، بلکه باید بگویم که شاه علیه دین است و ما جبهه ملی برای ملت نمی‌جنگیم بلکه برای آزادی امت می‌جنگیم. در واقع جبهه ملی می‌باید جبهه امت یا جبهه امتی  نامیده شود، با این تعریف‌ها ، بسیار روشن است که جبهه ملی همکار و همدست خمینی و خمینی چیان بشود. ... با تجربه‌هایی که از سال ۱۳۴۲ به دست آورده بودند، مهدی بازرگان استرتژی نوشت که چگونه او و همدستانش در جبهه ملی، از خمینی و هوادارانش بهره گیری کنند ولی آنان زیر کنترل قرار داشته باشند. استراتژی مهدی بازرگان چنین بود:
۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.


۱- قانون اساسی ایران بدون پیوست‌ها و تغییرات باید علیه شاه به کار گرفته شود. به ویژه اصل دوم متمم قانون اساسی که باید آن را فعال کرد زیرا که بهترین گارانتی برای احترام به قوانین اسلام است. ۲- شعارها در تظاهرات باید علیه دیکتاتوری باشند و نه استعمار، تا مبادا مایه بدنامی دولت جیمی کارتر شود. ۳- پشتیبانی از انتخابات در پیش که شاه بر آن تاکید کرده است به منظور پراکنده‌ساختن پروپاگاندای سیاسی در میان مردم برای برقراری اهداف حکومت اسلامی.  ۴- همه کسانی که با شاه مخالف بودند و  کنار گذاشته شده‌اند و یا کناره گیری کرده‌اند، فراخوانده شوند تا ما بپیوندند، و زمانی که دیگران ببینند که اینان به ما پیوسته‌اند، آنان نیز زیر چتر جبهه ملی/جبهه امت گرد خواهند آمد. ۵- براندازی رژیم در چندین فاز انجام خواهد شد. نخستین فاز "شاه باید برود" باشد. زمانی که شاه ایران را ترک کند، شورای سلطنت قدرت را به دست خواهد گرفت. شورای سلطنت و نخست وزیر را باید چنان زیر فشار گذاشت تا کناره گیری کنند. سومین فاز این است که روی مغزهای مردم آن چنان کار شود که همه بیاندیشند که « جمهوری اسلامی » می‌خواهند با شعارهای نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی ۶- خمینی باید در تهران نمایندگان خود را معرفی کند و آنان باید شورایی تشکیل دهند تا همکاری میان کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر و این شورا رسمی شود. ۷- در مصاحبه‌ها خمینی می‌باید از « حکومت اسلامی » بگوید و نه از « جمهوری اسلامی » با آنکه روشن است که هدف پایانی برقراری جمهوری اسلامی است.
سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:


این استراتژی را بازرگان در نامه‌ای به خمینی فرستاد و آن را « سنگر به سنگر » نامید.  مهدی بازرگان، یدالله سحابی، محمد توسلی، سامی، پیمان، حجت الاسلام محمد جواد حجتی کرمانی، شیخ علی تهرانی، حجت الاسلام مفتح دیداری با یکدیگر داشتند تا آیین سوگواری مصطفی خمینی را که روز یکم آبان ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی مرده بود، برگزار کنند. یعنی کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر با گروه نمایندگان خمینی گِرد هم آمدند تا در مسجد ارگ تهران برای مرگ مصطفی خمینی سوگواری راه بیاندازند. روز هشتم آبان ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی آیین یادبودی برای مصطفی خمینی در مسجد ارگ تهران برگزار شد آخوندی  که در این مراسم سخن می‌گفت برای نخستین بار خمینی را امام خواند. ...
        من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.


نمایندگان خمینی اعلام داشتند که آیین چهلم مصطفی خمینی را خود برپا خواهند کرد بدون کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر. این آیین در شهر قم در روز ۱۱ آذر ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی برگزار شد. محمد جواد حجتی کرمانی سخنرانی در مسجد اعظم قم ایراد کرد، به جای سخنرانی مذهبی که در این مراسم ایراد می‌شود، حجتی کرمانی سخنرانی سیاسی با قطعنامه چهارده گانه از درخواست‌ها از دولت شمرد و گفت: ۱- بازگشت خمینی از تبعید ۲- آزاد کردن همه زندانیان سیاسی ۳- بازگشایی همه مدرسه‌های دینی که به سبب فعالیت‌های سیاسی تعطیل شده‌اند ۴- آزادی بیان بدون هیچ گونه قید و شرط ۵- تحریم پورنوگرافی ۶- چادر پوشش همگانی زنان شود  ۷- حمایت از مستضعفین  ۸- استقلال اقتصاد ایران از سرمایه داری بین المللی ۹- بازایستادن روابط سیاسی با اسراییل ۱۰- لغو تقویم شاهنشاهی و بازگرداندن تقویم اسلامی بر پایه هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه ۱۱- قطع رابطه با اسراییل
امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.


پس از پایان این مراسم، گروهی از طلبه‌ها به سوی مدرسه فیضیه راه افتادند و شیشه‌های بانک‌های سر راه خود را شکستند و به پاسگاه پلیس یورش بردند. بیست و هشت تن از این شورشیان دستگیر شدند. در همین روز آیینی نیز در شهرستان خمین برگزار شد. آخوندی در این مراسم سخنرانی کرد و باز هم خمینی را « امام » خواند.  روشن بود که موافقتی  شده است که خمینی را امام بنامند و بالاتر از دیگر آیت الله‌ها بنهند. هم چنین آشکار شد که با این کار می‌خواهند به خمینی مقام رهبری در توطئه علیه شاه ایران بدهند.  
هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.


درخواست پنجم تحریم پورنوگرافی یعنی تحریم سینما، تاتر، کاباره، بار، موزیک و کنسرت و ... یا روی هم رفته تحریم هنرمندان کشور. در این زمان، بر بازرگان و همدستانش سید جوادی‌ها و دیگران روشن بود که خمینی و همدستان وی حقوق بشر در دستور کارشان نیست. درخواست‌ها برای بوجود آوردن یک جامعه بی طبقه توحیدی بر پایه قوانین اسلام در ایران بود. روشی که خمینی چیان برگزیدند، این بود که نه تنها پهرست درخواست هایشان را می‌دادند بلکه به همراه این پهرست‌ها، خشونت و ویرانی و قتل به همراه آورد.  
چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.


در روز شنبه ۱۷ دی ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی روزنامه اطلاعات مقاله ایران و استعمار سرخ و سیاه نوشته احمد رشیدی مطلق را به چاپ رساند. مقاله‌ای که  حقایقی را درباره زندگی نامه خمینی روشن کرد. در این مقاله آمده بود:....مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه‌خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه روحانیت و در نتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نگردیدند، در صدد یافتن یک «روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه‌طلب باشد و بتواند مقصود آن‌ها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند....
کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران
 
چاپ این مقاله در گوشه‌ای از روزنامه اطلاعات سبب شد که گروهی طلبه در قم سر به شورش بردارند که به خشونت بیش از اندازه انجامید، چند تن از شورشیان کشته شدند. جبهه ملی که از حقوق بشر می‌گفت در این خشونت‌ها همدست شد. با کشته شدن این چند تن در تظاهرات قم، خمینی چیان و اسلامیون و جبهه ملی بهانه‌ای به دست آوردند و چهلم اینان را برگزار کردند و در هر چهلمی، کسی را کشتند و یا کشته شد و دوباره چهلمش برگزار شد. در همه این ناآرامی‌ها جبهه ملی یا جبهه امت پیشگام راه اندازی خشونت‌ها بود.
 
سرانجام اوضاع کشور آرام شد و دیگر خبری نبود تا اینکه در ۱۴ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی، ماه رمضان آغاز شد و این روز بزرگترین جشن ملی ایرانیان یعنی جشن مشروطیت نیز بود. در روز ۱۴ امرداد ماه شاهنشاه آریامهر به مناسبت آغاز هفتاد و سومین سالروز انقلاب مشروطه سخنرانی فرمودند، شاهنشاه آریامهر درباره انتخابات آزاد سخنان رسایی ایراد کردند و از آزادی‌های سیاسی که به مردم ایران داده‌اند گفتند و یادآور شدند که هم اکنون پایوران مسئول روی لایحه تظاهرات سیاسی و آزادی مطبوعات کار می‌کنند. شاهنشاه بسیار آرام سخن گفتند ولی به دشمنان ایران هشدار دادند که سرنوشت ایران را نمی‌توان به بازی گرفت.
 
کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر برای روز مشروطه برنامه دیگری در سر داشت، تظاهرات در همه شهرهای بزرگ علیه شاهنشاه ایران. ۲۰ امرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی از چند روز پیش از آن  در یک یورش سازمان داده شده و مسلحانه تروریست‌های اسلامی و چریک‌های فدایی خلق و دیگر سازمان‌های تروریستی مانند مجاهدین، همان کسانی که زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور برای ویرانی کشور گردآمدند در اسپهان به سازمان‌های دولتی، بانک‌ها، سینماها و هتل‌ها یورش بردند، درخت‌ها را بُریدند، شیشه‌ها را شکستند و کوکتل مولوتف پرتاب کردند و با گلوله به جان ماموران پلیس افتادند. در این زد و خوردها چهارده تن از ماموران آتش نشانی و بیش از ۴۰ تن از ماموران پلیس به سبب پرتاب سنگ و مواد آتش زا زخمی و به بیمارستان برده شدند. پنج پلیس نیز با شلیک گلوله تروریست‌ها زخمی شدند و به  بیمارستان برده شدند. چهار تن از تروریست‌ها کشته و هفت تن زخمی شدند. با درخواست و پافشاری بلندپایگان اسپهان، دولت دستور داد تیمسار سرلشکر ناجی فرمانده مرکز توپخانه و موشک‌ها فرماندار نظامی اسپهان شد و اعلامیه‌های برقراری حکومت نظامی را دستینه کرد.
 
برای ۲۸ امرداد ماه بیست و پنجمین سالگرد رستاخیز ملت ایران علیه محمد مصدق جبهه ملی یا جبهه امت به همراه  کمیته اجرایی دفاع از آزادی و حقوق بشر و شورایی که خمینی و همدستانش به راه انداخته بودند ، برنامه ویژه‌ای برای ۲۸ امرداد آماده ساخته بودند. در ۲۸ شهر  ۲۸ سینما آتش زده شد. بزرگترین فاجعه را حسین تکبعلی زاده در آبادان به انجام رسانید. بیش از ۶۰۰ مرد و زن و کودک ایرانی در سینما رکس آبادان در آتشی که خمینی افروخت و با بنزین هواپیما که خامنه‌ای آن را فراهم آورده بود، سوزاندند و خاکستر کردند و بدین سان، حقوق بشر اسلامی را در ایران پیاده کردند. حقوق بشر اسلامی یعنی می‌توان انسان‌هایی را که به سینما می‌روند آتش زد زیرا که سینما در اسلام ممنوع است.
 
۱۳ شهریور ماه ۲۵۳۷ روز آدینه عید فطر راه پیمایی بزرگی در تهران و شهرستان‌ها از ساعت ۶ بامداد برگزار شد. کمونیست‌ها، اسلامیون، تروریست‌ها و وابستگان به نهضت آزادی، جبهه ملی/جبهه امت ، مجاهدین خلق، چریک‌های فدایی ، توده ای‌ها برای نشان دادن قدرت در چهار جای تهران، تپه‌های قیطریه در شمال، نازی آباد در جنوب، فرح آباد ژاله در شرق و میدان محمدعلی جناح در غرب گرد آمدند. جمعیت به میدان راه آهن رسید و از آنجا به سوی میدان شوش به راه افتاد. پس از میدان شوش به سوی خیابان شهباز و میدان خراسان رسیدند و از انجا به سوی میدان ژاله به راه افتادند. همدستانشان با نصب تابلوهای مقوایی، میدان ژاله را «میدان شهیدا» نامگذاری کرده بودند. شیخ یحیی علامه نوری که در خیابان ژاله عربده می‌کشید گفت که اگر دستگاه‌های شهرداری این میدان و خیابان را به نام "شهدا " نشناسد، مسلمین و امت اسلام خیابان ژاله را به نام خیابان شهدا خواهند شناخت و دیگر اسمی از ژاله نخواهند آورد. شهدا را چند روز بعد تحویل دادند یعنی در روز ۱۷ شهریور ماه در میدان ژاله.
 
روز آدینه ۱۷ شهریور ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی  با اینکه رادیو و بلندگوها برقراری حکومت نظامی را در تهران به آگاهی مردم می‌رساندند، تظاهرکنندگانی در خیابان باریک و میدان کوچک ژاله گردآمدند، سربازان پیوسته با بلندگوها برقراری حکومت نظامی را به مردم یادآوری می‌کردند و از آنها درخواست می‌نمودند که پراکنده شوند ولی انیرانیان که برآن بودند که درگیری و زد و خورد با سربازان بیافرینند به هیچ یک از هشدارها وقعی ننهادند و با آرنگ‌های ۱- زحمتکشان ایران متحد شوید ۲- واژگونی رژیم سلطنتی و استقرار جمهوری ملی و دموکراتیک ۳- تبریز مستقل شد ۴- نابود باد رژیم سلطنتی ایران ۵- تنها راه آزادی جنگ مسلحانه است، در خیابان ماندند.
 
سربازان، خیابانی که به مجلس شورای ملی می‌رسید را بستند تا این انیرانیان تروریست‌ها به مجلس یورش نبرند. تروریست‌های چریک فدایی و مجاهدین که تازه از زندان آزاد شده بودند برآن بودند که مجلس را اشغال کنند و اعلام جمهوری اسلامی نمایند. از میان جمعیت به سربازان تیراندازی کردند. ... بسیاری از سربازان ارتش شاهنشاهی و مردم ایران از سوی فلسطینی‌ها و دانشجویان کنفدراسیون که در کمپ‌های تروریستی فلسطین، سوریه، لیبی، کوبا، کره شمالی و شوروی آموزش آدم‌کشی دیده بودند به تیربار مرگ بسته شدند و جان باختند. در این تیراندازی‌ها ۶۴ تن در میدان ژاله کشته شدند. گزارش پزشکی قانونی نشان داد که بسیاری از کشته شدگان، سربازان ارتش شاهنشاهی بودند و با گلوله‌هایی غیر از گلوله‌های ارتش و نیروهای انتظامی جان باخته‌اند.
 
کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، این کمیته نه تنها درخواست‌های خمینی که شاه باید برود و مشروطه شاهنشاهی باید نابود گردد، حکومت اسلامی باید در ایران بر پا شود ، خمینی رهبر و امام است، پیاده کردند. بررگترین هدف تولید شهید بود که با آن بتوانند نشان دهند که جنگی است میان اسلام و شاه. کشتن مردم بیگناه زیرا که آنان قوانین اسلام را رعایت نکرده‌اند مانند سینما رفتن که به آتش زدن بیش از ۶۰۰ مرد و زن ایرانی انجامید. جبهه ملی همان جبهه امت همه اعضایشان دست هایشان به خون ایرانیان آغشته است و جیهه ملی باید پاسخگوی تمام کشتارها و اعدام‌ها از روز ۲۲ بهمن باشد. این یک فاجعه ملی است که هنوز هموندان جبهه ملی یا همان جبهه امت وجود دارند و در تلویزیون‌های مزدوران به تبلیغ برای مصدق و جمهوری اسلامی و خودشان می‌پردازند. و هنگامی که درباره جمهوری ایرانی می‌گویند یعنی همان جمهوری اسلامی با همان ساختار ولی با نامی دیگر.  
</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۲۶


BallotReferendumFarvardin1358.jpg
BallotReferendumFarvardin1358Red.jpg

دروغ بزرگ رفراندوم جمهوری اسلامی ۱۲-۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کوچی خورشیدی - از چندین سال پیش کسانی که می‌خواهند جمهوری در ایران بر پا کنند زمزمه‌ای به راه انداختند که در ایران باید برای تعیین فرم حکومت، رفراندوم برگزار شود. این گروه جمهوری خواهان ایده خود را از رفراندوم دروغینی که در ایران در فروردین ماه ۱۳۵۸ خورشیدی انجام یافت، گرفته‌اند. چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت مشروطه پادشاهی هستند. اینجا، جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک پارچه و یک ریشه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها، بازگشت به مشروطه پادشاهی است. کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه‌اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی و برقراری جمهوری اسلامی همدست بودند.

در هیاهوی ترس و شوک از اعدام بزرگان کشور ایران به دست اسلامیون، توده‌ای‌ها، چریک‌های فدایی، مجاهدین و دیگر گروهک‌های تروریستی گردآمده زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان، ایرانیان بهت زده می‌بایستی رای بدهند که جمهوری اسلامی می‌خواهند یا نه. آنچه که جمهوری اسلامی است، روشن نبود. برگه رای در دو نیم بود نیم نخست با رنگ سبز بود که آری روی آن نوشته شده بود و نیم دیگر رنگ سرخ داشت که نه روی آن بود. روی هر دو نیمه برگه رای نوشته شده بود:

   بسمه تعالی
   دولت موقت انقلاب اسلامی
   وزارت کشور
   تعرفه انتخابات رفراندم
   تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی
   که قانون اساسی آن از تصویب ملت خواهد گذشت.

حکومت و دولتی وجود نداشت. به کدام وزارت کشور در برگه انتخابات اشاره شده بود، روشن نبود. به مردم ایران گفته شد که اگر به رفراندوم نروند و مهر رفراندوم در شناسنامه ایشان زده نشود، پروانه خروج از کشور را ندارند، کارمندان دولت بدون مهر رفراندوم از وزارتخانه‌ها بیرون انداخته خواهند شد، و مردم ایران در انجام امور خود بدون این مهر دچار دشواری‌های گوناگون خواهند شد.

۷ فروردین ماه ۱۳۵۸ چاپ ۱۸ میلیون برگه رای رفراندوم به پایان رسید و ترابر آنها به شهرستان‌ها آغاز گردید. وزارت کشور سن رای دادن را از هجده سال به شانزده سال کاهش داد. رفراندوم برای روزهای آدینه ۱۰ فروردین ماه و شنبه ۱۱ فرودین ماه انجام رفراندوم برای دگرگون ساختن حکومت مشروطه شاهنشاهی پارلمانی به حکومت دیکتاتوری دینی انجام شد و با وعده سر خرمن که قانون اساسی برای جمهوری اسلامی نوشته خواهد شد.

۸ فروردین ماه ۱۳۵۸ کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و جبهه ملی ، سازمان مجاهدین خلق ، پان ایرانیست‌ها، حزب توده ، گروه سیاسی باختر امروز و همه گروه‌های چپ و راست که زیر چتر کنفدراسیون به رهبری خمینی درآمده بودند اعلام داشتند که به رفراندوم جمهوری اسلامی بلی یا نه رای آری خواهند داد. سید ابوالقاسم خویی مرجع تقلید در نجف از همه تقلیدکنندگانش خواست که به جمهوری اسلامی رای بدهند.

۱۰ و ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ رفراندوم در کشور بر پا شد. در برخی شهرها چون سقز و بانه و بیشتر شهرهای کردستان رفراندوم انجام نشد. روز دوشنبه ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ خمینی جمهوری اسلامی را اعلام کرد با اینکه شمارش رای به پایان نرسیده بود. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور در پیامی گفت از ساعت نیمه شب یکشنبه ۱۱ فروردین ماه ۱۳۵۸ کشور ایران با پیام امام خمینی رسما جمهوری اسلامی اعلام می‌گردد. وی مدعی شد که رای گیری رفراندوم در ساعت ۲۲ شب شنبه ۱۱ فروردین ماه پایان یافته است و نتیجه آرا نیمه شب به دست آمد و بیش از ۹۷ درصد از مردم ایران به جمهوری اسلامی رای آری دادند. عبدالکریم لاهیجی سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر توده‌ای و همدست خمینی گفت که گروهی از حقوقدانان بین المللی برای دیده‌وری بر رفراندوم در ایران از سوی وی دعوت شده بودند و این گروه از چند حوزه بازدید کردند و نظرشان درباره همه پرسی خوب بود.

سید روح الله خمینی در روز ۱۲ فروردین ماه ۱۳۵۸ چنین گفت:

       من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهی، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک می‌گویم. خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود، و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام می‌کنم. به دنیا اعلام می‌کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمی سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله‌دان تاریخ دفن کنند.

امروز در ایران می‌بینیم که چه شور و عشق و علاقه‌ای در مردم ایران جمهوری اسلامی بوجود آورده است. مستضعفین که ظاهرا قدرت را به دست آورده بودند امروز از گرسنگی و بیچارگی، درمانده زندگی هستند، بیکار هستند، فرزندانشان بی آینده‌اند، اگر کسی علیه رژیم اسلامی به خیابان برود دستگیر می‌شود، شمار اعدام شدگان در هر ماه رکورد جهانی را شکسته است، جمهوری اسلامی در جنگ‌هایی در عراق، سوریه، یمن، لبنان درگیر است و عربستان سعودی و اسراییل را تهدید می‌کنند. جمهوری اسلامی پشتیبان شماره یک تروریسم در جهان است. پول جمهوری اسلامی ارزشی ندارد، اقتصاد ایران نابود شده است، برای جلوگیری از تغییر رژیم در ایران، جمهوری اسلامی سرمایه گزاری‌های بزرگ در ساخت بمب اتمی کرده‌است. از ایران یک حکومت و کشور مورد احترام در دنیا، با جمهوری اسلامی یک تهدید برای دنیا بوجود آمده است. تنها کسانی که از رژیم اسلامی در ایران بهره می‌برند، ملایان و بستگانشان و وابستگانشان می‌باشند، اینان در کشورهای خارج میلیاردها دلار انباشته کرده‌اند، فرزندانشان در امریکا و دیگر کشورهای پیشرفته غربی زندگی لوکس و خوشی می‌کنند، و در سازمان‌های ناسودبر مانند نایاک یا شورای ملی ایرانیان امریکا، سرمایه‌گزاری می‌کنند و برای جمهوری اسلامی در امریکا و اروپا تبلیغ می‌کنند. نایاک مبارزه انتخابانی جو بایدن و کامالا هریس، برنی سندرز و دیگر سناتورها در پارلمان و سنا را با پرداخت پول‌های کلان پشتیبانی کرده است و می‌نماید.

هم اکنون نایاک گروه «امریکا می‌باید به برجام بازگردد» را راه اندازی کرده است. هم چنین نایاک گروه دیگری را با پول بی حسابش پشتیبانی می‌کند با هدف این که تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی برداشته شوند. نایاک هر سال ۲۵۰ مهاجرینی که از جمهوری اسلامی آمده‌اند را آموزش سیاسی می‌دهد تا در انجمن شهر، انجمن ایالت، انجمن شهر و دیگر انجمن‌ها راه پیدا کنند. نایاک سیستماتیک سیستم سیاسی امریکا را با مزدوران جمهوری اسلامی دگرگون می‌سازد. نایاک رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی را در دست دارد، با این ابزار که به کسانی که برای جمهوری در ایران تبلیغ کنند پول می‌دهد. یعنی جمهوری اسلامی، خود راهنمای اپوزیسیون در خارج از کشور می‌باشد. جمهوری اسلامی با نیو کولونیالیست‌ها از چین و شوروی همدست شده است تا علیه غرب بجنگند. ایران در چنین وضعیت دهشتناکی قراردارد. این دستاورد رفراندوم در ایران است.

چگونه کسانی که بر طبل جمهوری می‌کوبند، می‌توانند بیاندیشند که با رفراندوم می‌توانند رژیم را تغییر دهند؟ با عربده کشی برای برگزاری رفراندوم، در واقع اینان می‌خواهند از جمهوری اسلامی، جمهوری ایرانی بسازند، ولی سالیان دراز است که مردم ایران اعلام داشته‌اند که خواهان بازگشت به مشروطه پادشاهی هستند. اینجا جنگ میان پادشاهی در ایران و جمهوری اسلامی است و نه جنگ میان جمهوری اسلامی و جمهوری ایرانی که هر دو جمهوری‌ها از یک جنس و از یک پارچه هستند. همه جمهوری‌ها در کشورهای همسایه ایران، فاجعه‌های حکومتی و انسانی هستند. تنها راه رهایی کشور ایران از این هرج و مرج توطئه ها بازگشت به مشروطه پادشاهی است.

کمیته ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نشان داد که کمیته‌ای است دروغین در خدمت استعمار تا حکومت اسلامی در ایران بر پا سازند. اینان به همراه سازمان ملل متحد سازمان عفو بین الملل و سازمان بین المللی حقوق بشر از روز نخست با خمینی و همدستانش تنگا تنگ علیه ایران و ایرانی توطئه کردند، و همگی تایید نمودند که در براندازی شاه ایران و راه اندازی رفراندوم جمهوری اسلامی همدست بودند. سرنگون باد توطئه‌گران علیه سرزمین کهن شاهنشاهی ایران