سعدی (غزلیات)/روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی|گفت ار نظری داری ما را به از این بینی}}
{{ب|روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی|گفت ار نظری داری ما را به از این بینی}}
{{ب|خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد|چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی}}
{{ب|خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد|چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۱۲

' سعدی (غزلیات) (روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی)
از سعدی
'


روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی گفت ار نظری داری ما را به از این بینی
خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی
حاجت به نگاریدن نبود رخ زیبا را تو ماه پری پیکر زیبا و نگارینی
بر بستر هجرانت شاید که نپرسندم کس سوخته خرمن را گوید به چه غمگینی
بنشین که فغان از ما برخاست در ایامت بس فتنه که برخیزد هر جا که تو بنشینی
گر بنده خود خوانی افتیم به سلطانی ور روی بگردانی رفتیم به مسکینی
کس عیب نیارد گفت آن را که تو بپسندی کس رد نتواند کرد آن را که تو بگزینی
عشق لب شیرینت روزی بکشد سعدی فرهاد چنین کشته‌ست آن شوخ به شیرینی