الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۶۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*


[[پرونده:HIM Aryamehr 16th Anniversary Women Rights Day.mp4|thumb|left|220px|سخنرانی شاهنشاه آریامهر در  سالگرد روز تاریخی دادن حقوق برابر سیاسی با مردان به زنان ایران ۸ اسفند ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]
[[پرونده:HappyBirthdayPrincessLeilaPahlavi7Farvardin.mp4|thumb|left|240px|زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]
'''[[سخنرانی اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در شانزدهمین سالگرد دادن حقوق سیاسی و اجتماعی برابر با مردان به زنان ایران ۸ اسفند ۲۵۳۶ شاهنشاهی]]'''
[[پرونده:ShahbanouPrincessLyla5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:PrincessLylaPahlavi5.jpg|thumb|left|180px|]]
[[پرونده:ShahbanouRoyalFamily1.jpg|thumb|left|180px|]]


می خواهم امروز از همه زن‌های کارگر کشاورز و خانه دار و غیره که اینجا ذکر کردم ابراز امتنان بنمایم. عده کمی بین شما به خاطر دارند که وضع نه فقط زن بلکه وضع زن و مرد و مملکت ایران، قبل از سنه ۱۲۹۹ شمسی چه بود. آنهایی که به یاد دارند می‌دانند که این مملکت به جز اسمی چیزی از آن باقی نمانده بود. مناطق مختلف مملکت در تحت سلطه و استیلای خارجیان متعدد بود. ...در تمام مدت اشغال... خود ستایی نمی‌کنم مسلما عده‌ای بودند که دلشان خون بود، یک عده‌ای بودند که به طور انفرادی با خارجی مبارزه می‌کردند ولی قطعا من بودم که در مقابل خارجی مقاومت کردم.  
'''[[والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی]]''' - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.


این ننگ زایل شد، نصف مملکت کشور ایران، نصف ملت ایران وارد اجتماع شد. مسئولیت‌ها را قبول کرد، شاید خودش کاری را در این راه انجام نداد ولی شرافتمندانه مسئولیت‌ها را قبول کرد برای اینکه تمام زن‌هایی که ما  در کارهای مسئولیت دار  می‌بینیم آن کارشان را با شرافت و نزاکت و انضباط انجام می‌دهند البته دشمن‌های قسم خورده ایران اتحاد نامقدس سرخ و سیاه، میل دارد که جمعیت مملکت نصف بشود و نصفی که نه فقط به درد نخورد بلکه انگل اجتماع باشد و مادرانی باشند که در روح و فکر فرزندانشون خاک مرده بپاشند.  
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.


باز دیدیم که آزادی‌های بیشتر و روز افزونتری که ما دادیم بیش از پیش باز اون اتحاد نامقدس بین سرخ و سیاه چه در داخل ایران و چه در خارج ایران را روشن کرد، ولی ما به سیاست خودمان ادامه می‌دهیم، سیاست حد اکثر آزادی را همین طور ادامه می‌دهیم، برای اینکه ارکان این مملکت بر اساس انقلاب شاه و ملت و رستاخیز ایران طوری قویست که این مظاهر، مظاهر واپسین جان کندن این اتحاد نامقدس نمی‌تواند به ان خللی وارد بیاورد. ایران، انشاالله با پایداری فرد فرد اهالی آن به سوی تمدن بزرگ پیش خواهد رفت.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"


فرصت‌های مدیریت و رهبری و آموزش اداری و کسب مهارت‌های فنی بین زنان باید افزایش یابد تا آنان برای قبول مشاغل بزرگ آماده شوند و به اهمیت نقش فعال و سازنده خود در اجتماع وقوف یابند.  
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".


به منظور هدایت زنان در جهت مورد نظر، مشارکت سیاسی باید افزایش یابد تا زنان ضمن شرکت در شبکه فعالیت‌های حزبی ، تجارب لازم را کسب نمایند و زمینه‌های نوینی از فعالیت سیاسی را که راه به نقش‌های مدیریت و رهبری دارد تجربه کنند.  
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز  و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.


نقش زن ایرانی در پیروزی و تلاش سازندگی مادی و معنوی ایران فردا طبعا نقشی درجه اول و حیاتی است. کوشش مستمر و مداوم و برنامه ریزی همه جانبه و جامع که پیشرفت و مشارکت کامل زنان را دربرگیرد مورد نیاز است. زن ایرانی باید نیروی سازنده خود را در راه ایفای نقش نوین زن که از ضرورت‌های تمدن بزرگ است  به کار گیرد و رسالت خود را بشناسد.  
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.


به نام زنان ایرانی امروز را سر آغاز دوران فعالیت‌های نوین دیگری در زندگی زن ایران به شمار می‌آورم و امیدوارم که به هنگام برگزاری کنفرانس بین المللی زنان در سال ۱۹۸۰ میلادی در تهران، کارنامه زن ایرانی حد مطلوبی از فعالیت را که شایسته تداوم نظام شاهنشاهی و انقلاب شاه و ملت است نشان دهد.
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.
 
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.
 
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره  و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.
 
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
 
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت
 
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
 
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
 
لندن – ۲۰ خرداد ماه  ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۲۱


زادروز فرخنده والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی
ShahbanouPrincessLyla5.jpg
PrincessLylaPahlavi5.jpg
ShahbanouRoyalFamily1.jpg

والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی - در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.

ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی می‌کردند در برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند. سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرت‌ها از نخستین ساعت‌ها بر بالین علیاحضرت بود.

چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"

ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را می‌نگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست می‌دهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که می‌خواستیم".

ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچه‌ای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خنده‌ها و شادی‌های کودکانه والاحضرت‌ها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.

نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد. این سبد گل از گل‌های کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.

در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.

والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست‌های اسلامی و تروریست‌های مجاهد و چریک فدایی و توده‌ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.

والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سال‌های ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند. والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند.

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت/ روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گَردَش نرسیدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن/ در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم/ کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

لندن – ۲۰ خرداد ماه ۲۵۶۰ شاهنشاهی برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی