سعدی (غزلیات)/مرا تا نقره باشد می‌فشانم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|مرا تا نقره باشد می‌فشانم|تو را تا بوسه باشد می‌ستانم}}
{{ب|مرا تا نقره باشد می‌فشانم|تو را تا بوسه باشد می‌ستانم}}
{{ب|و گر فردا به زندان می‌برندم|به نقد این ساعت اندر بوستانم}}
{{ب|و گر فردا به زندان می‌برندم|به نقد این ساعت اندر بوستانم}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۱:۲۵

' سعدی (غزلیات) (مرا تا نقره باشد می‌فشانم)
از سعدی
'


مرا تا نقره باشد می‌فشانم تو را تا بوسه باشد می‌ستانم
و گر فردا به زندان می‌برندم به نقد این ساعت اندر بوستانم
جهان بگذار تا بر من سر آید که کام دل تو بودی از جهانم
چه دامن‌های گل باشد در این باغ اگر چیزی نگوید باغبانم
نمی‌دانستم از بخت همایون که سیمرغی فتد در آشیانم
تو عشق آموختی در شهر ما را بیا تا شرح آن هم بر تو خوانم
سخن‌ها دارم از دست تو در دل ولیکن در حضورت بی زبانم
بگویم تا بداند دشمن و دوست که من مستی و مستوری ندانم
مگو سعدی مراد خویش برداشت اگر تو سنگ دل من مهربانم
اگر تو سرو سیمین تن بر آنی که از پیشم برانی من بر آنم
که تا باشم خیالت می‌پرستم و گر رفتم سلامت می‌رسانم