سعدی (غزلیات)/چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
جز (clean up using AWB) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام|ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام}} | {{ب|چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام|ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام}} | ||
{{ب|نگاه میکنم از پیش رایت خورشید|که میبرد به افق پرچم سپاه ظلام}} | {{ب|نگاه میکنم از پیش رایت خورشید|که میبرد به افق پرچم سپاه ظلام}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۵۸
| ' | سعدی (غزلیات) (چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام) از سعدی |
' |
| چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام | ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام | |
| نگاه میکنم از پیش رایت خورشید | که میبرد به افق پرچم سپاه ظلام | |
| بیاض روز برآمد چو از دواج سیاه | برهنه بازنشیند یکی سپیداندام | |
| دلم به عشق گرفتار و جان به مهر گرو | درآمد از درم آن دلفریب جان آرام | |
| سرم هنوز چنان مست بوی آن نفسست | که بوی عنبر و گل ره نمیبرد به مشام | |
| دگر من از شب تاریک هیچ غم نخورم | که هر شبی را روزی مقدرست انجام | |
| تمام فهم نکردم که ارغوان و گلست | در آستینش یا دست و ساعد گلفام | |
| در آبگینه اش آبی که گر قیاس کنی | ندانی آب کدامست و آبگینه کدام | |
| بیار ساقی دریای مشرق و مغرب | که دیر مست شود هر که میخورد به دوام | |
| من آن نیم که حلال از حرام نشناسم | شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام | |
| به هیچ شهر نباشد چنین شکر که تویی | که طوطیان چو سعدی درآوری به کلام | |
| رها نمیکند این نظم چون زره درهم | که خصم تیغ تعنت برآورد ز نیام |