سعدی (غزلیات)/آن کیست که می‌رود به نخجیر: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|آن کیست که می‌رود به نخجیر|پای دل دوستان به زنجیر}}
{{ب|آن کیست که می‌رود به نخجیر|پای دل دوستان به زنجیر}}
{{ب|همشیره جادوان بابل|همسایه لعبتان کشمیر}}
{{ب|همشیره جادوان بابل|همسایه لعبتان کشمیر}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۴۸

' سعدی (غزلیات) (آن کیست که می‌رود به نخجیر)
از سعدی
'


آن کیست که می‌رود به نخجیر پای دل دوستان به زنجیر
همشیره جادوان بابل همسایه لعبتان کشمیر
اینست بهشت اگر شنیدی کز دیدن آن جوان شود پیر
از عشق کمان دست و بازوش افتاده خبر ندارد از تیر
نقاش که صورتش ببیند از دست بیفکند تصاویر
ای سخت جفای سست پیوند رفتی و چنین برفت تقدیر
کوته نظران ملامت از عشق بی فایده می‌کنند و تحذیر
با جان من از جسد برآید خونی که فروشدست با شیر
گر جان طلبد حبیب عشاق نه منع روا بود نه تأخیر
آن را که مراد دوست باید گو ترک مراد خویشتن گیر
سعدی چو اسیر عشق ماندی تدبیر تو چیست ترک تدبیر