سعدی (غزلیات)/نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود|با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود}}
{{ب|نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود|با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود}}
{{ب|خاک شیراز چو دیبای منقش دیدم|وان همه صورت شاهد که بر آن دیبا بود}}
{{ب|خاک شیراز چو دیبای منقش دیدم|وان همه صورت شاهد که بر آن دیبا بود}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۷:۲۲

' سعدی (غزلیات) (نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود)
از سعدی
'


نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود
خاک شیراز چو دیبای منقش دیدم وان همه صورت شاهد که بر آن دیبا بود
پارس در سایه اقبال اتابک ایمن لیکن از ناله مرغان چمن غوغا بود
شکرین پسته دهانی به تفرج بگذشت که چه گویم نتوان گفت که چون زیبا بود
یعلم الله که شقایق نه بدان لطف و سمن نه بدان بوی و صنوبر نه بدان بالا بود
فتنه سامریش در نظر شورانگیز نفس عیسویش در لب شکرخا بود
من در اندیشه که بت یا مه نو یا ملکست یار بت پیکر مه روی ملک سیما بود
دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد همچو نوروز که بر خوان ملک یغما بود