(۷۹۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲:
خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanShahSpeech19Dey1341FarmerCongress.ogv|thumb|left|280px|[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکتهای تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱]]]]
[[پرونده:ShahanshahZobehAhanFoundation1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک مینهند]]
[[پرونده:ShahanshahShahbanouZobehAhan1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند]]
'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکتهای تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه گردهمآیی تاریخی کنگره ملی دهقانان ایران]]''' در تالار ورزشی محمدرضا شاه پهلوی را گشودند. این گردهمآیی با بودن ۴۸۰۰ تن از دهقانان سراسر کشور و نمایندگان اتحادیهها و شرکتهای تعاونی روستایی برگزار شد. شاهنشاه در سخنرانی تاریخی خود پس از روشن ساختن چگونگی سیاسی کشور پیش از [[جنگ جهانی دوم]] و پیشرفتهایی که به تازگی در کشور انجام شده است چون [[املاک سلطنتی|تقسیم املاک سلطنتی]] و فروش زمینهای خالصه، انحلال دو مجلس و اجرای قانون اصلاحات ارضی، فرمودند که برای جلوگیری از خدشهدار کردن این اصلاحات از سوی [[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|عوامل سیاه ارتجاع و قوای مخرب سرخ]] منشور ششگانه انقلاب شاه و ملت را به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای مردم ایران میگذارم و مستقیم رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن درخواست میکنم:
'''[[ذوب آهن آریامهر]]''' - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دستهای خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبهای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
:قریب به بیست و دو سال از سلطنت من میگذرد و اغلب شما در این مدت شاهد و ناظر وقایع این مملکت بودهاید و میدانید که تمام این مدت روزهای خوش و با سعادتی نبود. مملکت ما دچار گرفتاریهای گوناگونی بود. مدت زمان جنگ و بعد از جنگ دچار اشکالات فراوانی بودیم و این اشکالات را به خواست خداوند توانستیم یکی پس از دیگری از آنها بگذریم، تا این که امروز به بزرگترین آرزوهای قلبی خودم و می دانم ملت ایران برسیم که ببینیم چنان جمعیتی به نمایندگی حقیقی اکثریت مردم ایران در اینجا جمع شدهاند برای پیریزی و شالوده همکاریهایی که اولا بین خودشان به وسیله شرکتهای تعاونی و سازمان مرکزی شرکتهای تعاونی از طرفی، و از طرف دیگر حصول همکاری بین طبقه جدید زارع یا دهقان ایرانی با سایر طبقات تولید کننده و زحمتکش و احیانا مصرف کنندهی این مملکت. برای من که از طفولیت، از زمانی که در مدرسه درس میخواندم به فکر خود، در صدد چارهجویی برای بهبود زندگی آن موقع رعیت ایران بودم، پاداشی بالاتر از این نیست که امروز ببینم به خواست خداوند، نه فقط زندگی آن رعیت سابق بهبود پیدا کرده است، بلکه نه فقظ ما رعیت و کلمه رعیت و خاصیت رعیت را از بین برده و او را یک نفر دهقان آزاد و حاکم بر سرنوشت خود کردهایم. از همه مهمتر شخصیتی است که من امروز در فرد فرد دهقانهای ایران میبینم و او را گردن فراز و پر از امید به آتیه و مصمم به کارکردن بیشتر میبینم. خداوند را شکر که ما توانستیم امروز در چنین جلسهای این آمال و آرزوی دیرینه خود را این طور، به این سرعت، به این خوبی، جامه عمل پوشیده ببینیم. چیزی که شاید سایر ممالک نه به این خوبی و در قرنها کشمکش و خونریزی توانستهاند احیانا به دست بیاورند، ما در عرض یک سال به دست آوردهایم. علت این کار چیست؟ علت این کار یکی صحیح بودن برنامه و قانون، دوم قبولی اکثریت قاطع ملت ایران با وجود تمام دسایس و کارشکنیها، و سوم اینکه مسلما تمام افرادی که مامور اجرای این کار بودهاند با جان و دل و یا از روی انجام وظیفه به وظیفه خود پرداختهاند که در این راه بهترین شاهد اول طرز انجام وظیفه مامورین اصلاحات ارضی است در سر تا سر مملکت که چطور شب و روز با یک روحیه و ایمان عجیبی کارکردند و مسلما سایر مامورین دولت نیز به نوبه خود همه به این امر خطیر کمک کردند. عظمت این اصلاح عمیق اجتماعی به قدری زیاد است که چون ما از یک فاصله کوتاه و نزدیکی به آن نگاه میکنیم شاید قادر به درک آن نباشیم، هر چقدر فاصله دورتر بشود و زمانی بگذرد آن وقت ما میتوانیم پی به عظمت و قاطعیت این کار ببریم، چیزی که مسلما در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. این موضوع، یعنی آزادی اکثریت ملت ایران، توام با رفاه حال او، توام با آسایش خیال او، این محدود به بهبود زندگی دهقانی ایران نخواهد بود. دهقان ایرانی که بیشتر تولید خواهد کرد و بیشتر پول به دست خواهد آورد، این پول خود را صرف خواهد کرد. مطمئنم با رشدی که من در شما میبینم این پول را در راه صحیح صرف میکنید، یعنی برای خودتان منزل میسازید، یعنی برای خودتان یا به وسیله شرکتها تهیه وسایل زراعت جدید میکنید، زراعت را کم کم مکانیزه میکنید، به طرق جدید آشنا میشوید، به کود شیمیایی آشنا میشوید. آنهایی که قادر هستند اضافه بر زراعت، حشم مختصری نگهداری خواهند کرد، مرغ نگاهداری خواهند کرد، درخت خواهند زد؛ این تولید اضافی و ایجاد ثروت اضافی کمک خواهد کرد به رونق کارخانجات این مملکت ، به رونق صنعت این مملکت، صنعت که رونق پیدا کرد و بازار بیشتری پیداکرد، وضع کارگرهای این مملکت به نوبه خود به همان تناسب بهتر میشود. برای کارگرها همانطور که اطلاع دارید و دیروز یا پریروز قانون آن منتشر شد یک اقدام مترقی دیگری که امیدواریم آن هم به زودی نتایجش معلوم باشد. وقتی که رونق صنعتی پیدا شد مسلما درآمد کارگر اضافه میشود. درآمد کارگر که اضافه شد به نوبه خود قدرت خرید او بالا میرود، وقتی که قدرت خرید زارع و کارگر بالا رفت و زندگی مرفه تری داشتند، زندگی متمدن تری داشتند خانه داشتند لباس داشتند غذا به اندازه کافی خوردند، یک طبقه جدیدی وارد کار میشود که او باید این وسایل این کارها را فراهم بکند یا واسطهای باشد و آن اصناف هستند، پیشه وران هستند که آنها به نوبه خود از رونق زندگی دهقان و کارگر زندگیشان رونق پیدا میکند، و همین طور این سلسله سرایت میکند به عموم طبقات مملکت و باعث این میشود که تمام افراد این مملکت دارای زندگی مرفه تر و بهتری باشند. الان کلید این زندگی بهتر و مرفه تر در دست شما دهقانان ایران است، برای اینکه اکثریت ملت ایران را فعلا شما تشکیل میدهید و تا چند سالی این اکثریت همین طور با شما خواهد بود تا اینکه هر چقدر مملکت رو به ترقی برود، هر چقدر وسایل کشاورزی مکانیزه بشود و هر چقدر که ما بتوانیم اراضی جدیدی مهیا برای کشت و زرع بکنیم و از طرفی صنعت مملکت رونق پیدا کند و مملکت هم صنعتی بشود، این حد نصاب فعلی عوض خواهد شد ولی تا اقلا یک نسل مسئولیت اساسی استقرار و ثبات این مملکت بر دوش شما طبقات نجیب، زحمتکش و شریف دهقانان ایرانی خواهد بود.
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
:چیزی که مایه کمال خوشوقتی و امیدواری من است، این است که سعی کردم در تمام این تماسهایی که با شما در مسافرتهایی که به اقصی نقاط مملکت میکردم، در این تماس سعی کردم که به روحیه شما آشنا بشوم، دیدم که کاملا به تمام این مطالب آشنا هستید. مخصوصا هر دفعه سعی کردم بپرسم که چرا شما این طور پشتیبان و دنبال این برنامه هستید. به چه علت؟ دیدم که فقط به علت ظاهری اینکه، خوب! یک قطعه زمینی را به شما میدهند و فقط به دلخوشی مالکیت یک سند، شما دلخوش نیستید، شما معنی اساسی این کار را فهمیدهاید و معنی اساسی این کار آزادی است که در خودتان احساس میکنید. به زبانهای مختلف از دهان افرادی که یکی مثلا در مراغه بود، دیگری لرستان،و سومی شاید اهل مازندران بود و چهارمی شاید اهل اردبیل بود، همین مطلب را من شنیدم که: "مثل این است که ما زندگی جدیدی را از نو شروع کردهایم. یکی میگفت "من مثل اینست که که از نو به دنیا آمدهام". یکی میگفت من با وجودی که هفتاد سالم است تازه یک نیروی جوان بیست ساله در خود احساس میکنم و پشت گاوآهن مینشینم و کار میکنم. اینها قیمت ندارد، این حس وقتی که در اکثریت یک مردمی پیدا شد، این حس را هیچ چیز نمیتواند جبران بکند، هیچ قدرتی بالاتر از این حس ایمان و امید در یک جامعهای نمیتواند باشد. تمام هَمِ مسولین امور در هر نقطهای از دنیا، تمام همِ سیاستمدارهای مسول و دلسوز اینست که وسایلی فراهم بکنند که در یک ملتی ایجاد امید و ایمان بکنند. این چه کار عظیمی است که ما در این مملکت به خواست خداوند موفق شدهایم که در میان شما دهقانان که به تنهایی هفتاد و پنج درصد این مملکت را تشکیل میدهید، در میان شما این ایمان باشد چه برسد که این ایمان مسلما مطمئن هستم در طبقه کارگر نیز با این قانونی که وضع کردهایم پیدا شده است و در سایر طبقات نیز پیدا خواهد شد. هر کسی و هر طبقهای به یک علتی، اصناف برای اینکه کارشان بهتر خواهد شد، کارمندان دولت برای اینکه امیدواریم به وسیله قانون جدید استخدامی وضع آنها هم بهتر بشود، دیگر یا از راه اعتلای فرهنگ ایران، یا از راه اعتلای علوم در ایران یا از راه ایجاد یک محیط سالمی که در آن فساد ریشه کن شده است، محیطی که فقط کسانی که لیاقت دارند در آن پیشرفت میکنند، محیطی که پاداش خدمتگزاران را میدهد، و همین محیطی که احیانا کسانی که از راه راست منحرف شده باشند، در آن به مجازات حقه میرسند. پس برای من این ساعت شاید گرامی ترین و شریف ترین ساعات زندگی من باشد، چون هم یکی از آرزوهای دیرینه خود را برآورده میبینم و هم اینکه لااقل هفتاد و پنج درصد جمعیت این مملکت را آزاد و خوشبخت و امیدوار به آینده مشاهده میکنم. هیچ محلی را مناسبتر از این نقطه، یعنی از پشت این تریبون، این تریبونی که ریاست افتخاری یا ریاست جلسه به این بزرگی را جلسهای که مسلما بر قاطبه افراد این مملکت ریاست دارد، هیچ مکانی از اینجا مناسب تر نمی دانم که اظهاراتی را که با ملت ایران دارم از پشت همین تریبون در این لحظه بنمایم. [غریو شادی و هلهله باشندگان در کنگره]
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
:ملت ایران! روزی که مسولیت سنگین پادشاهی را بعد از استعفای پدر تاجدار خود برعهده گرفتم، به کلام الله مجید سوگند یاد کردم که تمام هَمِ خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده و حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم و تعهد کردم که در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم [کف زدن باشندگان] و از خداوند مستعان و ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد کردم که در خدمت به ترقی ایران توفیق پیدا کنم.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
:خداوند قادر متعال را به شهادت میطلبم که تا امروز با وجود مخاطراتی که در راه انجام این مقاصد، حتی زندگی مرا تهدید میکرد به این پیمان وفادار بودهام، و در راه حفظ حدود ایران با وجود اشغال نظامی کشور در زمان جنگ و مصائبی که بعد از آن در دوره هرج و مرج به کمک عوامل مخرب ایجاد شده بود به توفیق الهی و پشتیبانی ملت عزیز ایران عموما و مردم فداکار آذربایجان خصوصا، توانستم خطه مقدس آذربایجان را از کام تجزیه طلبان برهانم [کف زدن باشندگان] و تمامیت ارضی میهن خود را محفوظ و محروس بدارم.
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادیترین گام در جهت گسترش پایساختهای کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانهای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمینهایی کار میکردند که خانواده قاجار مغول آن زمینهای کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ مینامیدند. این فئودالهای قاجاری مالک زمین و جان رعیتها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.
:بعد از [[روز نجات آذربایجان|رهایی آذربایجان]] و گذراندن گرفتاریهای ناشی از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|اشغال نظامی ایران در دوران جنگ جهانگیر]] من بر سر پیمان خود در حفظ حقوق و ارتقای ملت عزیز ایران ایستادم و از طریق اختیاراتی که در اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی از طرف ملت به من سپرده شده و به موجب آن حق انشای قانون به پادشاه و مجلسین تفویض گردیده، به منظور ساختن ایران مترقی و آزاد که در آن استقلال اقتصادی و اجتماعی افراد تامین شده باشد، چه از راه دستورات مکرر به دولتها برای پیشنهاد لوایح قانونی مفید، و چه از راه سفارش به نمایندگان مجلسین اقدام نمودم، [کف زدن باشندگان] ولی متاسفانه ملاحظه شد بعضی از لوایح مربوط به اصلاحات اجتماعی که دولتها برای ارتقای ملت ایران و پاک کردن دستگاههای مملکتی از فساد، به مجالس تقدیم کردند به صورت قوانین مسخ شدهای درآمد که ضرر آن مستقیما متوجه مردم و مملکت میشد و نفع زودگذر آن، به [[مالکان بزرگ ایران|عدهای متنفذ]] میرسید. چنانکه لایحه قانونی اصلاحات ارضی و لایحه قانونی مربوط به رسیدگی به دارایی وزرا و کارمندان دولت به صورتی از تصویب مجلسین گذشت که فقط ناظر به حفظ منافع تصویب کنندگان قانون یا گروهی متنفذ خارج از مجلس بود.
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامههای برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راهآهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسیهای نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.
:در سال ۱۳۲۹ برای دادن نمونه عملی اقدامات اصلاحی دستور دادم [[املاک سلطنتی|املاک موروثی سلطنتی]] را میان کشاورزان تقسیم کنند [کف زدن باشندگان] و قانون فروش خالصجات را تدوین نمایند. معذالک هیچ یک از [[مالکان بزرگ ایران|مالکان بزرگ]] سرمشق نگرفتند و در عناد و لجاج خود در مقابل سیر جبر تحولات زمان ایستادند.
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سالها بررسی و ارزیابی، موافقت نامهای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریختهگری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعتهای وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش میرفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشینهای کارخانه ذوب آهن در کشتیهایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.
:سعی کردم با حفظ اصول انتخاباتی قدیم معمول ایران از طریق تشویق افراد به تشکیل احزاب اکثریت و اقلیت شاید گروههای متشکل حزبی در پارلمان پشتیبان افکار و پیشنهادهای اصلاحی بشوند، دیدیم از این راه نیز نتیجهای حاصل نشد. انتخابات دوره بیستم و تجدید آن نیز نمونهای از نارسایی قانون انتخابات و عدم امکان اظهار نظر حقیقی و آزاد اکثریت مردم مملکت بود.[کف زدن باشندگان]
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کنارهگیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.
:مجموعه این غرضورزیها و بیاعتناییها به مصالح مملکت و سرنوشت ملت ایران که مکرر مشاهده گردید، مرا بر آن داشت تا برای انجام اصلاحات لازم و اساسی، دولت تازهای را با اختیارات بیشتر مامور نمایم و آن دولت در قدم اول، شرط انجام اصلاحات را انحلال مجلسین دانست و تقاضای انحلال پارلمان را نمود و استدلال دولت مورد موافقت قرارگرفت و فرمان انحلال مجلسین را صادر نمودیم.[کف زدن باشندگان] تاکید در اصلاح قانون انتخابات مندرج در فرمان انحلال، به رعایت اصل دوم قانون اساسی که اعلام میدارند "مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند" و اجرای این اصل عملا به دلیل وجود رژیم ارباب و رعیتی در دهات ایران که هفتاد و پنج درصد مردم ایران را شامل میشود و نبودن کارت انتخاباتی که جلوگیری از تقلبات انتخاباتی در شهرها بنماید، متوقف مانده بود و با استفاده از قانون انتخاباتی که بدون تجربه کافی و با توجه به نظام اجتماعی و اقتصادی زمان تصویب شده بود عملا مردم واقعی ایران را از حق رای آزاد و مملکت را از دموکراسی که حکومت آرای اکثریت مردم است محروم میداشت.
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینههای سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقتنامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوبآهن و کارخانههای ماشینسازی و لولهکشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.
:بعد از انحلال مجلسین دولت بر اساس دستورالعملی که دادم و معروف به فرمان شش ماده شد، اقدام به یک سلسله اصلاحات عمیق اجتماعی کرد کهن ایران را دگرگون خواهد کرد و از این لحاظ در سراسر تاریخ دو هزار و پانسد ساله ایران بی سابقه است، مانند لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی و ملحقات آن که امروز در سراسر کشور در حال اجرا است و روح تازهای به کالبد جامعه روستانشین ایران دمیده و به شانزده میلیون ایرانی حق حیات اجتماعی بخشیده است. با تشکیل [[سپاه دانش]] به منظور تسهیل تعلیمات عمومی و اجباری، تاریکی جهل و بیسوادی از جامعه ملت ایران رخت برخواهد بست و در نتیجه مردم به حفظ حقوق خود و رعایت حقوق دیگران آشنایی بیشتری پیدا خواهند کرد.
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرالهای ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.
:اجرای این اصلاحات و آماده کردن ملت ایران برای شرکت در مسابقه ترقی و تعالی جامعه بینالمللی امروز، آرزوی من و هر فرد اصلاحطلب وطن پرست است. آنچه در زمینه اصلاحات تاکنون اقدام شده عبارت از زیرسازی بنای ایران نوین بر پایه جامعه آزاد و دموکرات و مترقی و مرفه است که باید تا آخرین مرحله به همین نحو پیش برود و از مردم زحمتکش ایران ملتی شاداب و متحد و مرفه و سعادتمند بسازد و بی عدالتیهای اقتصادی و اجتماعی را از میان مردم وطن ما بزداید [کف زدن باشندگان] و فواصل طبقاتی را از میان بردارد.
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارشهایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بیسابقهای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده میشود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی مییابد. به خاطر این طرح برنامههای زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقمهایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمانهای فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر میباشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانشآموختگان دانشگاهها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.
:بدون شک عوامل سیاه ارتجاعی که به خاطر حفظ منافع خود ملت ایران را در غرقاب مذلت و فقر و بی عدالتی میخواهد در قبال این تحول عمیق و اساسی از پای نخواهد نشست. همچنین قوای مخرب سرخ که هدفش اضمحلال مملکت و تسلیم آن به اجانب است از پیشرفت این برنامه ناراضی است و در تخریب آن خواهد کوشید. در اینجا من به حکم مسولیت پادشاهی و وفاداری به سوگندی که در حفظ حقوق و اعتلای ملت ایران یاد کردهام، نمیتوانم ناظری بی طرف در مبارزه قوای یزدانی با نیروهای اهریمنی باشم، زیرا پرچم این مبارزه را خود بردوش گرفتهام.[غریو شادی و کف زدن باشندگان] برای آنکه هیچ قدرتی نتواند در آینده رژیم بردگی دهقان را از نو در مملکت مستقر سازد و ثروتهای ملی کشور را به تاراج جماعتی قلیل بسپارد، وظیفه خود می دانم به نام رییس قوای سه گانه مملکتی بر اساس اصل بیست و هفتم و استناد به اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی که اعلام میدارد:
پس از شنیدن گزارشها شاهنشاه با دستهای خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبهای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
:::قوای مملکت ناشی از ملت است
:مستقیما به مردم ایران رجوع کنم و استقرار این اصلاحات را از طریق مراجعه به آرای عمومی [کف زدن باشندگان]، پیش از انتخابات مجلسین ایران که حاکم بر مجلسین و منشای اقتدارات ملی است تقاضا کنم، تا بعد از این منافع خصوصی هیچکس و هیچ گروهی قادر به محو آثار این اصلاحات که آزاد کننده دهقان از زنجیر اسارت رژیم ارباب و رعیتی و تامین کننده آینده بهتر و عادلانهتر و مترقیتری برای طبقه شریف کارگر و بهبود زندگی کارمندان صدیق و زحمتکش دولت و رونق زندگی اصناف و پیشهوران و حافظ ثروتهای ملی است، نباشد. [کف زدن باشندگان] من علاقهمندم این قوانین که به منظور تحقق تحول عظیم تاریخی در ایران به موقع اجرا گذاشته شده است مستقیما مورد تصویب افراد ملت ایران قرارگیرد.[کف زدن باشندگان] پس برای سعادت ملت ایران و به منظور استقرار اصلاحات انجام شده و احتراز از خدشهدارکردن این اصلاحات از طرف عوامل ارتجاعی و مخرب، به پاداش مجاهداتی که در راه رستاخیز ملی ایران شده است و با توجه به علاقه قلبی که مرا با ملت ایران پیوسته داشته از فرد فرد مردم ایران در هر جا که هستند تقاضا میکنم برای تصویب ملی این اصلاحات شرکت کنند و آرای مثبت خود را بدهند و شایستگی خود را در مقابل جامعه مترقی جهانی و نسلهای آینده و تاریخ ایران به مرحله ثبوت برسانند.
به یاری ایزد توانا
:اصولی که من به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای عمومی میگذارم و بدون واسطه، مستقیما رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن تقاضا میکنم به شرح زیر است:
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
::۱- الغای رژیم ارباب و رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران بر اساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی [غریو شادی و کف زدن باشندگان] مصوب نوزدهم دی ماه ۱۳۴۰ و ملحقات آن.
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
::۲- تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگلها در سراسر کشور.[غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۳- تصویب لایحه قانونی فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
::۴- تصویب لایحه قانونی سهیم کردن کارگران در منافع کارگاههای تولیدی و صنعتی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان] جاوید شاه
::۵- لایحه اصلاحی قانون انتخابات. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمانهای ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتونریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:
::۶- لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری. ... '''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکتهای تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|به سخنان تاریخی شاهنشاه آریامهر در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ گوش فرادهید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیلبردار نیست - پاینده ایران]]'''
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایههای استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین میکند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.
</onlyinclude>
</onlyinclude>
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۴۱
شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمیکنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶
لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر
شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک مینهند
شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند
ذوب آهن آریامهر - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دستهای خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبهای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادیترین گام در جهت گسترش پایساختهای کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانهای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمینهایی کار میکردند که خانواده قاجار مغول آن زمینهای کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ مینامیدند. این فئودالهای قاجاری مالک زمین و جان رعیتها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامههای برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راهآهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسیهای نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سالها بررسی و ارزیابی، موافقت نامهای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریختهگری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعتهای وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش میرفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشینهای کارخانه ذوب آهن در کشتیهایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کنارهگیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینههای سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقتنامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوبآهن و کارخانههای ماشینسازی و لولهکشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرالهای ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارشهایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بیسابقهای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده میشود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی مییابد. به خاطر این طرح برنامههای زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقمهایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمانهای فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر میباشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانشآموختگان دانشگاهها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.
پس از شنیدن گزارشها شاهنشاه با دستهای خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبهای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمانهای ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتونریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایههای استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین میکند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.