(۸۰۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲:
خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:IraniansInFrontMariamIssa1a.jpg|thumb|left|220px|سکه یادبود سه ایرانی دانشمند زرتشتی در برابر مریم و عیسی زانو میزنند - این سکه ۱۷۰۰ سال پیش زده شده است]]
[[پرونده:Shrine3IraniansDomChurch1.jpg|thumb|left|220px|سه ایرانی دانشمند در آرامگاه طلایی در کلیسای دوم شهر کلن]]
[[پرونده:ShahanshahZobehAhanFoundation1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک مینهند]]
[[پرونده:Zartosht.jpg|thumb|left|220px|بسیاری از آموزههای اشو زرتشت در دین مسیح جای گرفته است]]
[[پرونده:ShahanshahShahbanouZobehAhan1346.jpg|thumb|left|190px|شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند]]
[[پرونده:BirthChrist3Iranians.jpg|thumb|left|220px|لاونداد، هرمیسداس و گشناسب در برابر عیسی زانو میزنند]]
[[پرونده:JesusChrist1.jpg|thumb|left|220px|یوحنا ۱۲ سوره ۴۶:من مانند نوری آمدهام تا در این دنیای تاریک بدرخشم تا تمام کسانی که به من ایمان میآورند در تاریکی سرگردان نشوند]]
'''[[زادروز عیسی مسیح - سه دانشمند زرتشتی ایرانی یابندگان عیسی مسیح در بیتلحم]]''' - در شب ۲۴ دسامبر عیسی مسیح زاده شد، ۲۴ دسامبر را همه مسیحیان جهان جشن میگیرند. سرافرازی هر ایرانی است که بداند پیشینیانش در این رویداد تاریخی سهم بزرگی داشتند. لحظهای را که این سه دانشمند زرتشتی ایرانی عیسی مسیح را یافتند و وی را شناختند و در برابرش زانو زدند هر سال در سراسر گیتی جشن گرفته میشود.
به این شب به انگلیسی کریسمس ایو Christmas Eve و به فرانسه رویون دو نوئل Réveillon de Noël و به آلمانی هایلیگه آبند Heilige Abend گفته میشود. دوازده روز پس از زاده شدن عیسی مسیح، سه ایرانی به نامهای لاونداد Lavandad ، هرمیسداس Hormisdas و گشناسب Goshnasb ، عیسی را در آخوری یافتند. این سه ایرانی با خود طلا، اسپند و کندور از ایران آورده بودند و با دیدن عیسی، آن نوزاد موعود در گهواره در برابرش زانو زدند و طلا و اسپند و کندور را پیشکش کردند. زمانی که این سه دانشمند زرتشتی ایرانی در همدان که مدرنترین رصدخانه دنیا قرارداشت با محاسبات دقیق و از فرم قرارگرفتن ستارگان، ستاره دنبالهداری را دیدند، دریافتند انسانی خارقالعاده زاده خواهد شد که دنیا را تکان خواهد داد. گشناسب، هرمیسداس و لاونداد، سه دانشمند ایرانی زرتشتی با محاسبههای خود و نشان ستاره دنبالهدار در جستجوی عیسی مسیح از همدان روانه اورشلیم شدند.
'''[[ذوب آهن آریامهر]]''' - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دستهای خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبهای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
برای اینکه روشن شود که در این شب چه روی داده است و چرا برای ایرانیان این شب اهمیت ویژه دارد، نگاهی بر رویدادهای نوشته شده در انجیل آن را آشکار میسازد. انجیل یک کتابی که یکسان نوشته شده باشد نیست بلکه گردآمده از نوشتارهایی است که نگارندگان گوناگون دارد. مهمترین نوشتارها در کتاب انجیل از سوی چهار تن از حواریون او نوشته شدهاند با چهار دیدگاه. حواریون عیسی مسیح ۱۲ تن بودند. این چهار تن زندگانی مسیح را هر یک با دیدگاه خود و تجربه خود با مسیح نوشتهاند. این چهار انجیل: ۱- انجیل متی یا متیو یا ماته اوس ۲– انجیل مرقس یا مارک یا مارکوس ۳– انجیل لوقا یا لوک یا لوکاس و ۴- انجیل یوحنا یا جان یا یوهانس میباشند.
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
تاریخچه کریسمس یا زادروز عیسی مسیح در انجیل لوقا نوشته شده است. شب کریسمس خانوادههای مسیحی گردهم میآیند و پس از غروب خورشید، انجیل لوقا بخش دوم سوره ۱ تا ۲۱ را میخوانند:
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
۱- در آن زمان اوگوستوس امپراتور روم فرمان داد تا مردم را در تمام سرزمینهای تحت سلطه امپراتوری سرشماری کنند. ۲- این سرشماری زمانی انجام شد که کرینیوس از سوی امپراتور فرماندار سوریه بود. و گفته شد که امپراتور دستور سرشماری داد. ۳- برای شرکت در سرشماری هر شخص میبایست به شهر آبا و اجدادی خود برود. ۴- از این رو یوسف نیز از شهر ناصره در استان جلیل، به زادگاه داود پادشاه در بیت لحم در استان یهودیه رفت زیرا او از نسل داود پادشاه بود. ۵- مریم نیز که در عقد یوسف بود و آخرین روزهای بارداری خود را میگذراند همراه او رفت تا ثبت نام کند. ۶- هنگامی که در بیت لحم بودند زمان زایمان مریم فرارسید. ۷- و نخستین فرزند خود را که پسر بود به دنیا آورد و او را در قنداقی پیچید و در آخوری خوابانید، زیرا در مسافرخانه آنجا برای ایشان جا نبود. ۸- در دشتهای پیرامون آن شهر، چوپانانی بودند که شبانگاه از گلههای خود مراقبت میکردند. ۹- آن شب، ناگهان فرشتهای در میان ایشان پدیدار شد و نور جلال خداوند در دور و برشان تابید و ترس همه را فراگرفت. ۱۰- اما فرشته به ایشان اطمینان داد و گفت: نترسید! من آورنده مژدهای برای شما هستم، مژده مسرت بخش برای همه مردم. ۱۱- و آن این است که همین امروز مسیح، خداوند و نجات دهنده شما در شهر داود چشم به جهان گشود. ۱۲- نشان درستی سخنان من این است که نوزادی را خواهید دید که در قنداق پیچیده و در آخور خوابانیدهاند. ۱۳- ناگهان گروه بی شماری از فرشتگان آسمانی به آن فرشته پیوستند آنان در ستایش خدا میسراییدند و میگفتند. ۱۴- خدا را در آسمانها جلال باد و بر زمین در میان مردمی که خدا را خشنود میسازند آرامش و صفا برقرار باد! ۱۵- چون فرشتگان به آسمان بازگشتند چوپانان به یکدیگر گفتند بیایید به بیت لحم برویم و این واقعه عجیب را که خداوند خبرش را به ما داده است به چشم ببینیم.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادیترین گام در جهت گسترش پایساختهای کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانهای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمینهایی کار میکردند که خانواده قاجار مغول آن زمینهای کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ مینامیدند. این فئودالهای قاجاری مالک زمین و جان رعیتها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.
تا اینجای این داستان در کلیساها با تندیسهای گوناگون مریم مقدس، نوزاد عیسی مسیح قنداق شده، یوسف، چوپانان، گوسفندان، و گروهی از مردم میبینیم، در بیشتر این فرتورها یا تندیسهای چیده شده، سه پادشاه دیده میشود که پیشکش برای عیسی مسیح میآورند. . لوقا یا لوک درباره این سه پادشاه چیزی نمینویسد ولی در انجیل متا یا متیو بخش دوم نشان میدهد که داستان پس از زاده شدن عیسی مسیح به کجا میانجامد.
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامههای برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راهآهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسیهای نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سالها بررسی و ارزیابی، موافقت نامهای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریختهگری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعتهای وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش میرفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشینهای کارخانه ذوب آهن در کشتیهایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.
'''بخش دوم انجیل متا''' - '''ستاره شناسان در جستجوی عیسی''' - عیسی در زمان سلطنت هیرودیس در شهر بیت لحم به دنیا آمد. تاریخ با گفتن زمان پادشاهی شاهی آغاز میشود که در اینجا پادشاه هرودیس است که پادشاه اسراییل است. در آن هنگام چند مجوس ستاره شناس از مشرق زمین به اورشلیم آمده پرسیدند: کجاست آن کودکی که باید پادشاه یهود گردد؟ ما ستاره او را در سرزمینهای دور دست شرق دیدهایم و آمدهایم تا او را بپرستیم. وقتی این به گوش هیرودیسِ پادشاه رسید، سخت پریشان شد، همه مردم اورشلیم نیز از ماجرا آگاهی یافتند. هیرودیس همه علمای مذهبی قوم یهود را فراخواند و از ایشان پرسید: برپایه پیشگویی پیامبران، مسیح در کجا باید به دنیا آید؟ ایشان پاسخ دادند باید در بیت لحم متولد شود زیرا میکای نبی چنین پیشگویی کرده است. ای بیت لحم ای شهر کوچک، تو در یهودیه، دهکدهای بی ارزش نیستی، زیرا از تو پیشوایی خواهد آمد که قوم بنی اسراییل را رهبری خواهد نمود. آنگاه هیرودیس پیام محرمانهای برای مجوسیان ستاره شناس فرستاد و از ایشان خواست تا به دیدار او بیایند و به آگاهی او برسانند که نخستین بار ستاره را در چه زمانی دیدهاند. پس به ایشان گفت به بیت لحم بروید و به دقت به جستجوی آن نوزاد بپردازید – آنگاه به نزد من بازگردید – به من خبر دهید تا من نیز بروم و او را بپرستم.
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کنارهگیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.
پس از این گفت و گو – ستاره شناسان به راه خود ادامه دادند. ناگهان ستاره را دیدند که در پیشاپیش آنان حرکت میکند – تا به اورشلیم رسید – بالای جایی که کودک در آنجا بود ستاره ایستاد – ستاره شناسان از شادی در پوست نمیگنجیدند. وقتی وارد خانهای شدند که کودک و مادرش مریم در آن بودند، پیشانی بر خاک نهاده – کودک را پرستش کردند. سپس هدایای خود را گشودند و طلا و عطر و مواد خوشبو به او پیشکش کردند.
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینههای سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقتنامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوبآهن و کارخانههای ماشینسازی و لولهکشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.
در انجیل متا از سه پادشاه گفتگویی در میان نیست بلکه از سه مجوس – سه زرتشتی سه ایرانی. در نوشتارهای مسیحیان سوریهای نام این سه ایرانی نیز آورده شده است. لاونداد – هُرمیسداس و گُشناسب
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرالهای ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.
در پژوهشهایی که انجام شده است، روشن شد که این سه تن که بودند و از کجا آمدند. این سه تن سه ایرانی بودند که از کشور اهورایی ایران از شهر همدان به سوی اورشلیم به راه افتادند. از شهر همدان، جایی که بزرگترین مرکز ستاره شناسی علمی دنیا بود. همانگونه که محاسبههای ستارهها نشان دادند – آشکار شد که اگر به بیش از ۲۰۰۰ سال برگردیم و حرکت ستارهها را به ۲۰۰۰ سال پیش برگردانیم، آن ستاره دنباله دار را پیدا میکنیم. در ستاره شناسی چینی نیز در این زمان از ستاره دنباله دار گفته میشود. در تورات آورده شده است که در آینده مِسیاس Mesias خواهد آمد یعنی کسی که قوم یهود را آزاد میسازد. و پیام آمدن مسیاس، با دیدن ستاره دنباله دار در آسمان خواهد بود. این داستان را زرتشتیان میدانستند – بدین دلیل بود که با دیدن ستاره دنباله دار، دریافتند که مسیاس یا آزاد کننده مردمان زاده خواهد آمد.
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارشهایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بیسابقهای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده میشود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی مییابد. به خاطر این طرح برنامههای زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقمهایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمانهای فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر میباشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانشآموختگان دانشگاهها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.
با دیدن ستاره دنبالهدار، این سه ستاره شناس ایرانی از همدان به سوی اورشلیم به راه افتادند و در اورشلیم از چوپانان و مردم درباره فرشتگان و نوزاد در آخور آگاه شدند. این سه مجوس این سه ایرانی در نگارههای بسیار کهن که از آنها کشیده شده بود سه مرد سپید پوست بودند و پوشاکی از دیبا بر تن داشتند و کلاههایی بر سر داشتند که همانند همان پوشاک و کلاههای زمان ساسانیان بود.
پس از شنیدن گزارشها شاهنشاه با دستهای خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبهای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
چرا نگارههایی که از این سه تن در قرنهای پسین کشیده شد با نگارههای بسیار کهن تفاوت داشت؟ از زمانی که اسلام پیدایش شد، کلیسا نیز بر آن شد برای خود تبلیغ کند، و این سه تن ایرانی ستاره شناس، به سه فیگور سیاسی دگرگون شدند و از آنان پادشاه ساختند و از یکی از ایرانیان، پادشاه سیاه پوست ساختند. با این فرتور کلیسا خواست که نشان دهد که سه پادشاه از سه سوی کره زمین افریقا، اروپا و آسیا و خاور میانه و دور و نزدیک آمدهاند تا در برابر عیسی مسیح زانو بزنند و او را شناسایی کنند. این سیاست آن زمان، با آنکه امروزه آن مفهوم خود را از دست داده است، همچنان ادامه دارد و کلیسا این دروغ تاریخی را درست نمیکند.
به یاری ایزد توانا
این سه ایرانی دانشمند، این سه زرتشتی در اورشلیم بودند. در آموزشهای مسیح بسیاری از گفتارها و اندیشههایی که در دین زرتشت پیشتر آمده بود دیده میشود. دین زرتشت کهنترین دین با یک آفریدگار است. زرتشت سه قانون را میگذارد که از آن پیروی کنیم – اندیشه نیک – گفتار نیک و کردار نیک و میتواند با آنچه که مسیح میگوید برابری کند: این مهم است که تو چگونه بیاندیشی و چگونه بگویی و چگونه رفتار کنی در رابطه با دیگران. و مسیح میگوید دیگری را همانند خودت دوست بدار – تصمیم گیرنده این نیست که شما گوشت خوک بخوری تا نخوری یا ۵ بار در روز نماز بخوانی یا یک بار در عمرت به مکه بروی – مهم این است که رفتارت با دیگران چگونه باشد.
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
'''زرتشت میگوید که:''' - انسان حق گزینش آزاد دارد که برای راه نیکیها و یا برای راه بدیها تصمیم بگیرد. این ایده آزاد بودن انسان که خداوند به انسان آزادی داده است که خودش بیاندیشد و خودش تصمیم بگیرد نیز در مسیحیت آن را مییابیم. از این آزادی مسئولیت بیرون میآید. و اگر کسی راه نادرست انتخاب کرد – گناه بر دوش خود میگزارد که تنها آفریدگار میتواند آن را ببخشد.
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
زرتشتیان نیز باور دارند که زندگی، پس از مرگ ادامه مییابد و این سفر در پیش رو به پیوستن به خداوند میانجامد. این نیز از سوی عیسی مسیح آموخته شد و آن را به مردمان نشان داد. عیسی مسیح به صلیب کشیده شد. درگذشت و در روز سوم زنده شد و پس از چهل روز به آسمان پرواز کرد. این در سنت ایرانی نیز وجود دارد. روزهای سوم، هفتم و چهلم پس از مرگ.
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
زرتشت راهش را به همه مردمان نشان داد و عیسی مسیح خلاف یهودیان که یهودیت را تنها برای قوم یهود میدانند، راه خود را راه رهاییِ همه مردمان روی زمین نشان داد. در دین زرتشت کسی زرتشتی به دنیا نمیآید بلکه در آیینی به جمع پرستندگان میپیوندد. در مسیحیت نیز همین آیین وجود دارد که کسی مسیحی به دنیا نمیآید، نخست غسل تعمید است و سپس بر پایه سنت پرسیده میشود آیا تصمیم گرفته است که مسیحی بشود یا نه؟ در هر کدام از این دو، راه زرتشت و راه مسیحیت، میتوان از آن راه بیرون آمد یا به آن پیوست، بدون اینکه کسی به مرگ محکوم شود.
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمانهای ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتونریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:
آتشی که زرتشت برافروخت سمبل اهورمزدا و پاکی هاست. در مسیحیت نیز با افروختن شمع این نشان را زنده نگاه میدارند، در کلیسای کاتولیک چراغ روغنی روشن است که آن نور جاودانی یا ابدی است که همانند آیین زرتشتی است که نوری پیوسته روشن باشد.
موبدان زرتشتی پوشاک سپید بر تن دارند که نشان پاکی است. در کلیسای کاتولیک نیز پاپ سیپد میپوشد.
یکی از مهمترین پیوندهای میان زرتشت و مسیحیت جشن یلدا است. جشن یلدا در شب ۲۱ دسامبر به ۲۲ دسامبر گرفته میشود. شب یلدا بلندترین شب سال است و از روز پسین روزها بلندتر میشوند. واژه یلدا پارسی نیست بلکه به زبان آرامش، زبانی که عیسی مسیح بدان سخن میگفت میباشد. یلدا یعنی به دنیا آمدن، زاده شدن – تفسیر زرتشتی زاییده شدن نور است – سه روز پس از یلدا زادروز عیسی مسیح جشن گرفته میشود، و مسیحیان آن را زاییده شدن نور نیز مینامند، یعنی عیسی مسیح کسی که نور در دنیای تاریک میآورد. چگونه یلدا جشن گرفته میشود، همانند زادروز مسیح است. یعنی دوستان و نزدیکان در این شب گردهم میآیند کتاب آسمانی را میخوانند و شادی میکنند و همگی با هم خوراک میخورند.
در بسیاری از کشورها آن لحظه که سه دانشمند سه ایرانی زرتشتی ستارهشناس، عیسی مسیح را شناختند و در برابر وی زانو زدند جشن گرفته میشود، بچهها با ستاره دنباله دار به شهر میروند و برای تهی دستان پول گرد میآورند. در کشورهای آلمان، اتریش، سویس، نروژ، سوئد، فنلاند، انگلستان، اسپانیا و مکزیکو جشن شاهان مجوس یا شاهان زرتشتی بسیار با شکوه برگزار میشود. با بررسی داستان سه ایرانی زرتشتی که در انجیل از آنان با سه مجوس یعنی پیروان زرتشت یاد شده است، روشن میشود که در سال ۳۲۶ پس از زاده شدن مسیح، هلنا مادر پادشاه روم کنستانتین در سفری که به اورشلیم کرد به زیارت آرامگاه آنان رفت. هلنا استخوانهای این سه مرد مقدس را نبش قبر کرد و به شهر میلان در ایتالیا آورد. در سال ۱۱۵۸ شهر میلان از سوی ارتش آلمان در زمان کایزر بارباروزا اشغال شد. بارباروزا استخوان این سه ایرانی را همراه خود به آلمان برد و به کلیسای دُم Dom Church, Cologne Germany در شهر کلن آورد. از سال ۱۱۶۴ میلادی تابوت این سه ایرانی در کلیسای دوم آلمان میباشند. این استخوانها در سه تابوت هستند که از بیرون با ورقههای طلا و تندیسهای کوچک طلا آذین بسته شدهاند. در سال ۱۸۶۴ تابوتها برای آخرین بار گشوده شدند و جمجمه این سه بزرگ مرد ایرانی را معاینه کردند و دریافتند که اینها جمجمه سه مرد هستند جوان، میان سال و مسن تر – پارچههایی که این ایرانیان بر تن داشتند نیز در تابوتها پیدا شد که از رنگ و روش بافت آنها به زمان ساسانیان بر میگردد. پارچهها نخی بودند و ابریشم سرخ رنگ در آن بکار رفته بود.
با بررسی زمانی که این رویدادها پیش آمد، آشکار است که ایران یک امپراتوری بزرگ، مرکز پیشرفته علم و دارنده دینی بود که آفریدگاری دارد که دیدنی نیست. زادروز و زندگی و مرگ عیسی مسیح نیز در ایران همانگونه که میبینیم دنبال شد. آنچه را که عیسی مسیح گفت، در اندیشه و زندگی بسیاری از ایرانیان تاثیر گذاشت. این فرهنگ و تمدن پیشرفته و ارزنده ایران از رواداری (تولورانس) بسیار برخوردار بود به ویژه درباره دین. بدین سان میتوان گفت که مسیحیت در ایران نیز گسترش یافت. امپراتوری ساسانی بسیار بزرگ بود و تا مصر ترکیه سوریه عراق و شرق افغانستان و ترکمنستان تا مرزهای چین به ایران تعلق داشت. در امپراتوری ساسانی، یک گونه ویژه مسیحیت بوجود آمد که به نام اسقف بی شاپ نِستوریوس نامیده شد. که به آن امروزه "نصرانی" گفته میشود. این نصرانیها در ایران بودند. کم کم نیمی از ایرانیان به مسیحیت گرویدند. مرکز کلیسیای نصرانی در تیسفون یا پایتخت ایران باستان مدائن بود. نامیترین مسیحی که از آن زمان میشناسیم شیرین است که همسر خسرو دوم پسر هورمیس بود. شیرین پسری به نام "مردان" داشت که مسیحی بزرگ شده بود. خسرو دوم میخواست که "مردان" جانشین وی شود که اگر این به انجام میرسید، ایران کشوری مسیحی میشد. ولی خسرو دوم از سوی پسر دیگرش قباد کشته شد و قباد هورمیس را نیز کشت. شیرین پس از این فاجعه خودکشی کرد. قباد کوتاه زمانی شاه بود و پس از وی یزدگرد سوم شاهنشاه ایران شد. و با تجاوز تازیان به ایران، نگون بختی ایرانیان آغاز شد. مسیحیان نستوری یا نصرانی قتل عام شدند و دیگر مردم ایران نیز تکه پاره و تجاوز شده و بدبخت و پا برهنه و گرسنه شدند.
بازمانده کلیسای مسیحی ایرانی را میتوان در عراق پیدا کرد که به زبان آرامش سخن میگویند.
زادروز عیسی مسیح تا آغاز مسیحیت در ایران بررسی شد. از زمانی که این نوزاد در گهواره در آن آخور در اورشلیم بود، مریم و یوسف و چند چوپان و این سه ایرانی دانشمند میدانستند که چه رویداد تاریخی در گیتی رخ داده است. چگونه خبر این رویداد پخش شد؟ و چرا مسیحیان این روز را جشن میگیرند. جملههایی که فرشتگان به چوپانان گفتند:
انجیل لوقا آیه دهم: اما فرشته به ایشان اطمینان خاطر داد و گفت: نترسید! من آورنده مژدهای برای شما هستم، مژدهای مسرت بخش برای همه مردم!
پس چوپانان با شتاب به بیت لحم رفتند و مریم و یوسف را پیدا کردند. آنگاه نوزاد را دیدند که در آخوری خوابیده است. چوپانان بی درنگ ماجرا را به گوش همه رساندند و سخنانی را که فرشته درباره نوزاد گفته بود بازگو کردند. هر که گفتههای آنان را میشنید شگفت زده میشد. اما مریم تمام این رویدادها را در دل خود نگاه میداشت و اغلب درباره آنها به فکر فرومیرفت. پس چوپانان به دشت نزد گلههای خود بازگشتند و خدا را سپاس میگفتند به سبب آنچه که بر پایه گفته فرشتگان دیده و شنیده بودند. آنچه را که چوپانان دیده و شنیده بودند، همه جا بازگو کردند به دیگران و دیگران نیز برای دیگران بازگو کردند و خبر اینکه مسیاس پا به گیتی گذاشته است همه جا پخش شد.
با بررسی پیام فرشتگان درمی یابیم: با نترسید! آغاز میشود. این پیام یکی از پیامهای مرکزی مسیحیت است. نترسید! به خدا بسپارید! خدا با شماست. در جمله پسین شادمانی برای همه مژده داده میشود. یعنی این پیام برای همه انسانها داده شده است نه تنها برای یهودیان یا مسیحیان است. آدم نباید هموند گروهی یا کلیسایی یا دینی باشد. هسته این پیام که فرشتگان دادند چه بود: مسیح نجات دهنده امروز چشم به جهان گشود. مسیح نجات دهنده یعنی چه؟ نجات دهنده یعنی کسی که مردم را از مصیبتی رهایی میبخشد. مسیح میگفت که کار خوب انجام ندهید که برای گردآوردن پهرست کارهای خوب باشد، بلکه خوبی باید در شما نهادینه شود و از ژرفای وجود و قلب شما برآید. هم چنین مسیح گفت خداوند میداند که شما اشتباه میکنید یا گناه میکنید ولی این گناهان بر شما بخشیده میشود زمانی که از گناهان خود توبه کنید و به انجام خوبیها و خوب بودن آغاز کنید.
آیه ۱۴ میگوید: تاثیر خوب بودن و خوبی کردن را میتوان در این آیه یافت: خدا در آسمانها ستایش فر و شکوه باد و بر روی زمین در میان مردمی که خداوند را خشنود میسازند آرامش و صلح برقرار باد.
با انجام دادن کار خوبی برای دیگران خداوند خشنود میشود، و این به آرامش و صلح در میان مردم میانجامد. و این پیام مرکزی این شب است خوبی کن و صلح را بیاور. کریسمس تنها جشن نور نیست بلکه جشن کردار نیک است که از آن صلح بر روی کره زمین چیره میشود. نخستین کار خوب در این روز پیشکش دادن است و همانند ایرانیان که به دید و بازدید نزدیکان و دوستان و بزرگترها میروند و پیشکش میدهند و میگیرند و همه اختلافها و دلتنگیها را به کناری میگزارند، مسیحیان نیز در این شب سیاهیها در دل را بیرون میریزند و با خودشان و دیگران صلح برقرار میکنند.
مسیح سمبل آرامش و صلح، بخشش، کردار نیک، دوست داشتن دیگران و این مژده که صلح بر روی کره زمین ممکن است. آدمیان روی کره زمین آشکار است که با این پیام بسیار دشواری پیدا کردند، به ویژه کسانی که قدرت را در دست داشتند و دارند. در پایان پس از سی و سه سال این مسیاس به صلیب کشیده شد و تا به امروز صلح و آرامش روی کره زمین بوجود نیامده است.
یک جمله جنبش صلح مدرن امروزه میگوید: بپندارید که قدرتمندان عربده جنگ سر میدهند و کسی پا پیش نمیگزارد. بدین روی میباید در سراسر جهان صلح در وجود آدمیان نهادینه شود، این روش اندیشیدن نهادینه شود، زیرا که بهای این جنگها و دشمنیها را تنها مردم هستند که میپردازند. هیچ مردمی دشمنی با مردم دیگری ندارند، بلکه کلههای پر از بیماری قدرتمندان است که این مصیبتها را برپا میسازد.
اساسنامه یونسکو میگوید: از آنجا که جنگ در مغز آدمیان آغاز میشود، در مغز آدمیان است که پدافند از صلح باید ساخته شود. ناآگاهی از زندگی و فرهنگ و تمدن دیگر مردمان در سراسر تاریخ بشریت سبب شده است که بی اعتمادی و بدگمانی میان مردمان گیتی ببارآید که به دلیل ناهمسانیها و ناهم اندیشیهای آنان اغلب به جنگ بیانجامد. '''این همان است که دو هزار سال پیش مسیح پیام داد و زرتشت با اندیشه نیک گفتار نیک و کردار نیک آن را'''
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایههای استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین میکند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.
</onlyinclude>
</onlyinclude>
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۴۱
شاهنشاه کارخانه ذوب آهن آریامهر را بنیادمیکنند ۲۳ اسفند ۱۳۴۶
لوحه بنیادگذاری ذوب آهن آریامهر
شاهنشاه لوحه یادبود کارخانه ذوب آهن را در دل خاک مینهند
شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای طلا پروانه بتون ریزی کوره بلند ذوب آهن را می دهند
ذوب آهن آریامهر - در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران با دستهای خود نخستین لوحه زرین کارخانه ذوب آهن را درون جعبهای در دل زمین جای دادند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
داشتن کارخانه ذوب آهن یکی از آرزوهای اعلیحضرت رضا شاه بزرگ بود زیرا که کارخانه ذوب آهن نخستین و بنیادیترین گام در جهت گسترش پایساختهای کشور ایران بود. از کشور ایران در درازای ۱۳۰ سال سلطنت بیگانه مغول قاجار بر کشور ایران، تنها ویرانهای با بیمارهای گوناگون و مردمی بیسواد بر جای مانده بود. بیشتر مردم ایران کشاورزانی بودند که بر روی زمینهایی کار میکردند که خانواده قاجار مغول آن زمینهای کشاورزی ایران را میان خود تقسیم کرده بودند و خود را مالکان بزرگ مینامیدند. این فئودالهای قاجاری مالک زمین و جان رعیتها یا برزگران ایرانی بودند. در چنین کشوری رضا شاه بزرگ نخستین شاهنشاه ایرانی، پس از حمله تازی با رای مردم ایران و تصویب مجلس شورای ملی، شاهنشاه ایران شد. همین مجلس شورای ملی، نمایندگان ملت ایران، سرانجام سلسله منفور مغول قاجار را منقرض کردند و پادشاهی را به رضا شاه پهلوی دادند و بنیاد ایران نوین آغاز گردید.
۳ دی ماه ۱۳۰۶ قانون کوتاه کردن زمان مناقصه ابزار و ساختمان ذوب آهن از مجلس شورای ملی گذشت. در روز ۱۱ دی ماه از سوی دولت آگهی مناقصه ذوب آهن در ایران چاپ شد. ۱۴ دی ماه از سوی وزارت خارجه آگهی مناقصه کارخانه ذوب آهن ایران در روزنامههای برجسته آلمان، فرانسه و انگلستان به چاپ رسید. پیش از این پروژه ذوب آهن و بنیاد کارخانه ذوب آهن در شمال کشور برای ساختن ریل راهآهن برنامه ریزی شده بود. این کار با تصویب ساختمان راه آهن میان خرمشهر و بندر خورموسی (بندر شاهپور) از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. از بودجه ۴،۵ میلیون تومانی که برای این کار ویژه شده بود، کارشناسان آلمانی استخدام شدند تا درباره ساخت و راه اندازی کارخانه ذوب آهن در ایران بررسیهای نیازین را انجام دهد. سرانجام پروژه ذوب آهن به پایان سال ۱۳۰۷ فراافکنده شد.
۲۱ آبان ماه ۱۳۱۶ نخستین قرارداد برای ساختن کارخانه ذوب آهن ایران در کرج با کمپانی دماگ - کروپ آلمان ، پس از سالها بررسی و ارزیابی، موافقت نامهای میان دولت شاهنشاهی ایران و کنسرسیوم آلمانی (دماگ - کروپ) برای ساختن دو کوره با تولید روزانه ۱۵۰ تن، کارخانه فولاد، یک دستگاه نورد، ... ، ریختهگری، ابزار آهن ورزیده یا آهن نرم چکش خورده، خرد کننده ذغال سنگ، یک نیروگاه، و صنعتهای وابسته چون آهک، امونیا و بنزول، قیر، چدن بسته شد. و قرار بر این شد که در درازای سه سال ساختن کارخانه ذوب آهن پایان یابد و ۱۲۰۰ کارگر به استخدام کارخانه درآیند. کار از روی برنامه پیش میرفت، تا اینکه در سال ۱۳۲۰ هنگامی ارتش شوروی و انگلستان ایران را بمباران کردند و کشور را ایران به اشغال نظامی این دو کشور استعماری در آمد، هنوز کارخانه ذوب آهن ناتمام بود. این بدان معنا بود که همه پروژه کارخانه ذوب آهن به خطر افتاد، زیرا که پیوندها با آلمان بریده شد، که به نابودی پروژه انجامید. بخشی از ماشینهای کارخانه ذوب آهن در کشتیهایی به سوی بندرهای کشور ایران در راه بودند که از سوی ارتش متفقین مصادره شد و بخشی دیگر در کشور آلمان ماند و زنگ زد و از میان رفت.
در روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ ارتش دو کشور استعمارگر شوروی و انگلستان شهرهای بی پدافند ایران را در شمال و جنوب ایران بمباران کردند و بسیاری از مردم ایران را کشتند و ویرانی های بسیار به بار آوردند و خاک ایران را اشغال کردند. استالین پافشاری کرد که رضا شاه بزرگ باید از ایران بیرون رود وگرنه شاهنشاهی را از ایران برخواهد انداخت. رضا شاه بزرگ در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ کنارهگیری خود را دستیه کرد و ولیعهد جوان ایران محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران شد.
۳۱ خرداد ماه ۱۳۴۴ اعلحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی و علیاحضرت شهبانو به دعوت هیات رییسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی به مسکو پرواز کردند عباس آرام وزیر امور خارجه ایران و سفیر شوروی در تهران زمینههای سفر شاهنشاه آریامهر را به شوروی و گفتگوها برای بنیاد نهادن کارخانه ذوب آهن در ایران در برابر صادر کردن گاز به شوروی را فراهم ساخته بودند. در فرودگاه مسکو آناستاس ایوانوویچ میکویان صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی، الکسی کاسیگین، برژنف و دیگر بزرگان شوروی برای پیشباز شاهنشاه ایران و شهبانو در فرودگاه مسکو چشم به راه ورود اعلیحضرتین بودند.
۱۳ مهر ماه ۱۳۴۴ موافقتنامه ایران و شوروی درباره بنیاد کارخانه ذوبآهن و کارخانههای ماشینسازی و لولهکشی گاز و صادرات گاز نفت ایران به شوروی دستینه شد.
در روز ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۶ شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی برای بنیاد کارخانه ذوب آهن آریامهر ساعت ۹ بامداد به اسپهان وارد شدند و مورد پیشباز استاندار و سران و بزرگان قرارگرفتند. پس از اجرای آیین احترام نظامی و گزارش نظامی فرمانده توپخانه، مهندس همایونفر استاندار اسپهان گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد. نزدیک به ساعت ۹ و ۴۵ دقیقه شاهنشاه و شهبانو با هلیکوپتر از فرودگاه اسپهان پرواز کردند و در پهنه کارخانه در ۴۵ کیلومتری جاده اسپهان - شهر کرد در "ریزلنجان" فرود آمدند و مورد پیشباز نخست وزیر امیرعباس هویدا، مهندس ریاضی رییس مجلس شورای ملی، شریف امامی رییس مجلس سنا، وزیران، ژنرالهای ارتش، نمایندگان دو مجلس و شماری از سران و بزرگان کشوری و لشکری و هزاران تن از اهالی ریزلنجان قرارگرفتند.
نخست اعلیحضرتین از نمایشگاهی که در پهنه کارخانه برپاشده بود بازدید کردند. سپس اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو به جای برنشاندن لوحه بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن رفتند. دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد و دکتر شیبانی مدیر عامل شرکت ملی ذوب آهن ایران گزارشهایی پیش از برنشاندن لوحه زرین کارخانه دادند. نخست دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد در گزارش خود گفت: با پیدایش این واحد غول آسا نه تنها به نحو بیسابقهای بر قدرت صنعتی و فنی کشور افزوده میشود، بلکه چهره مناطق مرکزی ایران دگرگونی فاحشی مییابد. به خاطر این طرح برنامههای زیرسازی عظیمی به صورت ساختمان سد شاه عباس کبیر - راه آهن اسپهان به یزد و کرمان - گسترش شبکه برق و غیره در سراسر این منطقه در دست اجراست. سپس مدیر عامل شرکت ذوب آهن ایران دکتر شیبانی نیز گزارشی به پیشگاه اعلیحضرتین داد و با گفتن رقمهایی، بزرگی این پروژه را یادآورشد : پهنه درونی کارخانه ۷۰۰ هکتار - حجم عملیات خاکریزی و خاک برداری بیش از ۱۴ میلیون متر مکعب - ساختمانهای فلزی و آرماتور و فلزات گوناگون ۱۴۵۰۰۰ تن - ماشین آلات کارگذاشته بیش از ۸۰۰۰۰ تن - لوله کشی درون کارخانه ۱۴۳۰ کیلومتر - سیم کشی و کابل کشی درون کارخانه ۳۸۰۰ کیلومتر میباشد. با به راه افتادن کارخانه ذوب آهن بیش از ۲۴۰۰۰ تن به کار گماشته خواهند شد که از بیش از ۲۵۰۰ تن دانشآموختگان دانشگاهها و ۱۶۰۰۰ تن تکنیسین و کارگر زبده و بیش از ۵۰۰۰ تن کارگار ساده خواهند بود.
پس از شنیدن گزارشها شاهنشاه با دستهای خود نخستین لوحه زرین بنیادگذاری کارخانه ذوب آهن را در درون جعبهای در دل زمین جای دادند و در جایگاه ویژه برنشاندند. بر روی لوحه زرین چنین نقش بسته بود:
به یاری ایزد توانا
ما محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
نخستین کارخانه ذوب آهن ایران را به نام آریامهر بنیاد نهادیم
یکهزار و سیصد و چهل و شش خورشیدی
سرانجام شاهنشاه یکی از آرمانهای ملی و آرزوهای دیرین هر ایرانی را جامه عمل پوشاندند. در این روز بزرگترین گام برای صنعتی کردن کشور برداشته شد که سرافرازی و سربلندی هر ایرانی را دربردارد. آنگاه شاهنشاه آریامهر پروانه بتونریزی در جای بنای کوره بزرگ ذوب آهن را دادند. در این زمان اشک از چشمان باشندگان سرازیر شد. شاهنشاه و شهبانو با ریختن سکههای زر و سیم در جای کوره بلند ذوب آهن بیاناتی ایراد فرمودند:
امروز برای ملت ایران روز مبارک و میمونی است، زیرا یکی از آرزوهای دیرین ملی، به خواست خداوند متعال برآورده شده است. استقلال ما در صنایع توام است با استقلال ما در سیاست. ما مشغول پی ریزی پایههای استقلال صنعتی کشور هستیم و ذوب آهن که رشته وسیعی از صنایع فلزی است، استقلال ما را تا درجه زیادی تامین میکند. صنایع پتروشیمی، ماشین سازی و آلومینیوم نیز به مقدار وسیعی وسایل پیشرفت و ترقی این مملکت را فراهم خواهد کرد. مژده دیگری که باید به ملت ایران بدهیم وجود معادن مس است که به مقدار قابل توجه و مننابهی در ایران موجود است.