|
|
| (۹۰۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| <!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه میآید. --> | | <!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه میآید. --> |
| <onlyinclude> | | <onlyinclude> |
| *[[پرونده:RezaShahBozorg59.jpg|thumb|left|340px|اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ سردودمان شاهنشاهی پهلوی]] | | * |
| | [[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]] |
| | [[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px|رضا خان سردار سپه]] |
| | [[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمانخان، عبدالله میرزا، کاطمخان سیاح، علیخان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخستوزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعهبیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]] |
|
| |
|
| '''[[رضا شاه پهلوی|اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ]]''' سر دودمان سامانه پهلوی و بنیانگذار ایران نوین در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ خورشیدی در آلاشت، مازندران زاده شد و در ۴ امرداد ۱۳۲۳ خورشیدی در ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی درگذشت.
| |
|
| |
|
| مجلس شورای ملی دوره پانزدهم قانونگذاری به پاس حقشناسی ملت ایران فرنام رسمی سرسلسله دودمان ارجمند پهلوی "اعلیحضرت رضاشاه کبیر" را تصویب کرد. این تصمیم بر لوحهای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید . مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم، روز سوم اسفند ماه را به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری کرد و قرار شد که همهساله در این روز خدمات و فداکاریهای اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیانگذار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود.
| | '''[[کودتای سوم اسفند]]''' - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگذاری شد و قرار شد که همهساله در این روز خدمات و فداکاریهای اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحهای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید. |
|
| |
|
| رضا خان فرزند سرهنگ عباسعلی خان فرمانده هنگ مازندران در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۲۵۶ در آلاشت سواد کوه چشم به جهان گشود. سرهنگ عباسعلی خان نامی به داداش بیک یاور خود از تیره سرداران و مرزداران ایران بود و پدر او یاور مراد علی خان نیز از فرماندهان دلیری بود که به سال ۱۲۳۵ در پیکار هرات دلاوریها کرد و در این پیکار کشته شد. چهل روز پس از زاده شدن رضا خان سرهنگ عباس علی خان درگذشت. پس از درگذشت پدر رضا خان، بانو نوشآفرین مادر رضا خان که زاده تهران بود برآن شد که به نزد خانوادهاش در تهران بازگردد. رضا خان با راهنمایی و سرپرستی عموی خود سرتیپ نصرالله خان، در ۱۴ سالگی همانند نیاکانش که همگی پیشنیه سرداری و سربازی و فرماندهی و سپاهیگری داشتند، به یکان قزاق که زیر فرماندهی عمویش بود پیوست. رضا خان در سال ۱۲۷۴ خورشیدی با دختر خاله خود مریم پیوند زناشویی بست. بانو مریم در روز ۲۲ بهمن ماه ۱۲۸۲ به هنگام زادن دخترش "همدم" چشم از جهان فروبست.
| | پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمردهای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت: |
|
| |
|
| زمانی که رضا خان سی و پنج ساله بود سرکرده سپاه قزاق مجهز به تیربار شد و ماموریتهای گوناگون در تهران، گیلان، مازندران و آذربایجان را به انجام رسانید. رضا خان در جنگ با اشرار و یاغیان دلاوریهای بسیار نشان داد و با دید و داوری فرماندهان که دلیریها و استعداد ویژه نظامی رضا خان را دریافتند، مقام فرماندهی و درجههای نظامی را یکی پس از دیگری بدست آورد و به مقام میرپنجی یا سرتیپی رسید و فرمانده یکان همدان شد. درسال ۱۲۹۳ جنگ جهانی در اروپا آغاز شد و دامنهاش به ایران کشید. کشور ایران با وجود اعلام بیطرفی از سوی ارتشهای عثمانی، روسیه و انگلستان اشغال شد و شش سال کشور ایران زیر فشار و آزار جنگ و نظامیان خارجی ماند. در این زمان کشور ایران در اشغال بیگانه و ورشکستگی، خشکسالی، گرسنگی و ملخ و ویرانیهای جنگ به سر میبرد، خزانه کشور تهی بود و سربازان بدون دریافت حقوق، با لباس ژنده و بدون چکمه و حال سوزآور و با شکیبایی در برابر سختیهای توان فرسا خدمت میکردند. در سال ۱۲۹۴ سرتیپ رضا خان در بریگاد قزاق، از سوی فرمانده بریگاد برای تشکیل بخش مسلسل قزافخانه از همدان به تهران فرستاده شد.
| | {{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز میشویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر میزنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطنمان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذرهای در انجام وظیفهای که بر عهدهی شماست تعلل نکنید.}} |
|
| |
|
| در سال ۱۲۹۵ خورشیدی رضا خان بانو تاجالملوک را به همسری برگزید، نخستین فرزندشان شمس در روز ۲۶ مهر ماه ۱۲۹۶ خورشیدی زاده شد. بانو تاجالملوک و سرتیپ رضا خان در روز ۴ آبان ماه ۱۲۹۸ دارای دو فرزند شدند. محمد رضا و اشرف خواهر توامان وی در این روز خجسته زاده شدند در زمانی که کشور آشفته و نابسامان و ورشکسته بود، بیماریهای واگیردار گوناگون چون تراخم، مالاریا، طاعون، وبا، تیفوس و آبله را چیزی جلودارشان نبود. هیچ سیستم آموزشی و بهداشتی در ایران نبود. تنها مکتبهایی زیر نظر آخوندها وجود داشت. چهارمین فرزند رضا خان و تاجالملوک، علیرضا در روز ۱۱ فروردین ماه ۱۳۰۱ خورشیدی زاده شد. | | در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بیدرنگ مرکزهای مهم مانند تلگرافخانه، تلفنخانه و شهربانی و وزارتخانهها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عینالدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند. |
|
| |
|
| جنگ جهانی اول با عهدنامه صلحی در روز ۱۳ تیر ماه ۱۲۹۸ در اروپا به پایان رسید ولی جنگ در ایران ادامه یافت. ارتش روسیه که در ایران بود منحل شد و از ایران خارج شد و سراسر ایران به اشغال انگلیس درآمد. نیروهای انگلیسی تا باکو پیشروی کردند تا معادن نفت روسیه در باکو را تسخیر کنند. در ۱۷ امرداد ۱۲۹۸ برابر با[[قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس| ۹ اوت ۱۹۱۹ قراردادی میان دولت ایران و دولت انگلستان]] بسته شد که بر پایه آن قرارداد خیانتکارانه و استعماری، قرار بود که کشور ایران زیر کنترل کامل انگلستان درآید. این قرارداد ننگین با امضای حسن وثوقالدوله نخستوزیر برادر بزرگ احمد قوامالسلطنه و اکبر میرزا صارمالدوله وزیر دارایی و فیروز میرزا نصرتالدوله (فرزند فرمانفرما) وزیر خارجه بسته شد و رشوههایی که این سه تن از دولت انگلستان دریافت کرده بودند پس از کوتاه زمانی آشکار شد.
| | ۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد: |
|
| |
|
| ارتش سرخ شوروی، ارتش انگلستان را از باکو بیرون راند و آنان را تا قزوین واپس برد و شمال ایران گیلان و مازندران را اشغال کرد. با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی میرزا کوچک خان جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران در گیلان و مازندران را اعلام کرد.
| | '''حکم می کنم:''' |
|
| |
|
| کودتایی علیه دولت فتح الله اکبر سپهدار اعظم نخستوزیر برنامهریزی شد، این کودتا علیه احمد شاه و سلطنت نبود. کودتا در شب اول اسفند به روز دوم اسفند آغاز شد. سرکردگان کودتا سیدضیا طباطبایی و سرتیپ رضا خان فرمانده کل قزاق، مسعود کیهان، کاظم خان سیاح از افسران ژاندارمری ایران و کلنل احمد امیراحمدی فرمانده گردان سواره قزاق بودند. کودتای سوم اسفند به سرنگونی سپهدار اعظم انجامید و در روز ۶ اسفند ۱۲۹۹ به فرمان احمدشاه [[پروگرام کابینه سیدضیاالدین طباطبایی|سیدضیاالدین طباطبایی]] نخستوزیر شد و انتخابات مجلس شورای ملی دوره چهارم برگزار گردید. ۷ اسفند ۱۲۹۹ هیات وزیران [[قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس]] را لغو کرد. ۸ اسفند ۱۲۹۹ به فرمان احمد شاه، رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و لیاقت به پایه سردار سپهی رسید. در همین روز [[قانون اجازه مبادله عهدنامه دوستی منعقده بین دولتین ایران و جمهوری شوروی روسیه|عهدنامه دوستی منعقده بین دولت علیه ایران و جمهوری شوروی روسیه]] بسته شد. مسعود کیهان در اردیبهشت ماه از مقام وزارت جنگ کنارهگیری کرد. در روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۰ رضا خان سردار سپه و فرمانده کل قوا در کابینه نوین سیدضیاالدین طباطبایی وزیر جنگ شد. پس از بسته شدن پیمان دوستی میان دو دولت ایران و جماهیر شوروی ارتش سرخ ناچار به بیرون رفتن از شمال ایران شدند و از میرزا کوچک خان دیگر پشتیبانی نکردند.
| | ۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند. |
|
| |
|
| ۴ آبان ماه ۱۳۰۲ احمد شاه فرمان نخستوزیری رضا خان وزیر جنگ را به سبب "حساسیت اوضاع مملکت و نیاز شدید به اصلاحات سیاسی و اقتصادی" صادر کرد و خود برای درمان و تغییر آب و هوا روانه فرانسه شد. نخستین کابینه رضاخان سردار سپه با هفت وزیر، وزیر امور خارجه: محمدعلی فروغی ذکاءالملک - وزیر مالیه: مدیرالملک جم - وزیر عدلیه: معاضدالسلطنه - وزیر معارف و اوقاف: سلیمان میرزا - وزیر پست وتلگراف: امیرلشکر خدایارخان - وزیر فواید عامه و تجارت: حاجی عزالممالک اردلان - کفیل وزارت داخله: میرزا قاسم خان صوراسرافیل. وزارت جنگ و وزارت داخله را خود نخست وزیر رضا خان به عهده گرفت. رضا خان برنامه دولت را در بیانیهای با سپاسگزاری از مردم ایران در شادی از انتصاب ایشان به نخست وزیری چنین اعلام داشتند: نخست حفظ استقلال مملکت و تامین حقوق ملت ایران و دوم اجرای کامل قانون و حفظ امنیت در داخل مرزهای کشور.
| | ۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید. |
| از انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ خورشیدی، ملت ایران دارای قانون اساسی شد ولی این به آن مفهوم نبود که حقوقی که آن قانون برای ملت تعیین کرده، ملت از آن برخوردار شدند و در پناه آن قرار گرفتند. با وجود انقلاب مشروطه در ایران خواستهای ملت ایران که در قانون اساسی مشروطه به نوشتار آمده بود تا به عمل درآمدن بسیار دور بود. از سال ۱۲۸۵ که مجلس شورای ملی بنیان شد تا کودتای سوم اسفند یعنی در درازای ۱۵ سال پس از گشایش مجلس نخست، ده سال مجلس شورای ملی با دشمنیهای قاجار و روسیه بسته ماند. گذرگاه مشروطه تا نخست وزیری رضا خان پهلوی راهی بود بس سنگلاخ و پر از پستی و بلندی. رضا خان پهلوی نخست وزیر و وزیر جنگ و فرمانده کل قوا، اساس مشروطیت ایران را هستی بخشید و مشروطیت را به دستمایهها و افزارگان مدرن آراست و بنای حقوقی قانون اساسی مشروطه را برای بهره برداری فراگیر و درست نسلهای آینده ایران پایدار ساخت. سرانجام با نخست وزیری رضا خان پهلوی مشروطه با نوشته شدن قوانین مدرن زنده شد. | |
|
| |
|
| جشن با شکوه تاجگذاری اعلیحضرت همایونی برای روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ در قصر برلیان کاخ گلستان با بودن میهمانان از سفیران خارجی، هیات وزیران، نمایندگان مجلس پنجم و ششم، و بسیاری از طبقههای مردم ایران برگزار شد و اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی آرمانهایی که شاهنشاه ایران برای رسیدن به آنها از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد در سخنرانی به شمار درآوردند. سالها مردم ایران با بیماریهای فراگیر ویروسی و یا باکتریایی چون مالاریا، آبله، سل، وبا، اسهال خونی یا ورم روده، راشیتیسم یا نرمی استخوان، جذام، سالک، حصبه یا تب نوبه، تراخم، کچلی و دیگر بیماریها چون بیماریهای پوستی و مقاربتی دست به گریبان بودند. بزرگترین دشواری نداشتن دارو، پزشک کارآزموده، بیمارستان و دیگر مراکز بهداشت و درمان بود. به فرمان اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سرانجام در بهمن ماه ۱۳۰۵ [[قانون تمرکز موسسات صحی مملکتی در اداره کل صحیه]] به تصویب مجلس شورای ملی رسید تا مرکزهای درمان و بهداشتی همه زیر چتر یک سازمان گردآیند تا از آنجا بشود برای بهبود حال مردم، درمان بیماریها، پیشگیری از بیماریها برنامهریزی کرد، با این کار پایههای وزارت بهداری گذاشته شد.
| | ۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد. |
|
| |
|
| در ۲۷ بهمن ماه ۱۳۰۵ [[قانون اجازه اصلاح قوانین تشکیلات و محاکمات و استخدام عدلیه به وزیر فعلی عدلیه|قانون اصلاح قوانین عدلیه و بنیان دادگستری نوین]] از سوی مجلس شورای ملی تصویب شد و مدرن سازی قوه قضاییه آغاز شد. سرانجام حکومت مشروطه ایران که بر پایه اصل حاکمیت ملی میباشد با قوه قضاییه مدرن ایران و با قوانین جزایی و مدنی که با نمونه قوانین پیشرفته فرانسه نوشته شد، استقلال ملی ایران را سرانجام پس از ۱۰۱ به کشور بازگرداند. شادی و سربلندی ملی ایرانیان زمانی به اوج خود رسید که اعلیحضرت رضا شاه پهلوی با فرمان ۵ اردیبهشت ۱۳۰۶ الغای کاپیتولاسیون را اعلام فرمودند. در این روز دادگستری نوین با سخنرانی اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی و با بودن هیات وزیران و قضات بلند پایه و بزرگان کشوری در آیین ویژهای گشوده شد و فرمانهای قضات را شاهنشاه خود به آنان دادند. فرمان همایونی دایر بر الغای [[کاپیتولاسیون]] از سوی تیمورتاش وزیر دربار به آگاهی همگان رسانیده شد.
| | ۴- تمامی روزنامهجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازهای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند. |
|
| |
|
| در روز ۱۷ شهریور ماه ۱۳۰۷ اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی با شادمانی بی اندازه به همراهی ولیعهد ایران محمدرضا پهلوی در جشن با شکوهی بانک ملی ایران را گشودند و فرمودند "تاسیس بانک ملی که از اهم وسایل ترقیات اقتصادی مملکت محسوب میشود یکی از آرزوهای دیرینه ملت من بوده است." در این روز برای نخستین بار اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی با کت سرمهای و شلوار سفید و نخستین مشتری بانک ملی ایران نخستین حساب جاری به نام خود گشودند و نخستین پول به بانک ملی از دست رضا شاه بزرگ دریافت شد و به نخستین حساب جاری بانک ریخته شد. | | ۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد. |
|
| |
|
| پس از اینکه مجلس شورای ملی سلسله قاجار مغول را منقرض ساخت و شاهنشاهی ایران را به رضا خان پهلوی نخستوزیر و فرمانده کل قوا و سردار سپه سپرد، در قانون اساسی مشروطه اصلهای سی و شش، سی و هفت، و سی و هشت دگرگون شد، دایر بر اینکه که پادشاه ایران میباید ایرانیالاصل باشد، تا آنجا که فرزندان رضا شاه از مادران قاجار مغول از نشستن بر تخت پادشاهی ایران ممنوع شدند.
| | ۶- تا دستور ثانوی تمام مغازههای مشروبفروشی و تاترها و قمارخانهها و کلوپها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد. |
|
| |
|
| هموندان [[حزب توده|حزب کمونیست ایران]] در سالهای ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹ خورشیدی به ویژه در شهرهایی که رضا شاه بزرگ کارخانه بنیان کرده بود و صنعتی وجود داشت همانند کارخانه پارچهبافی اسپهان، راهآهن مازندران، قالیبافی مشهد، و شرکت نفت انگلیس و ایران اعتصاب به راه انداختند. بزرگترین اعتصاب در روز نخست ماه مه، روز کارگر سال ۱۳۰۸ از سوی یوسف افتخاری سازمان داده شد. یوسف افتخاری از نوجوانی در حزب کمونیست ایران آموزش های کمونیستی دید و سپس به شوروی رفت و در دانشگاه کمونیستی زحمتکشان شرق که بعدها دانشگاه پاتریس لومومبا نام گرفت یکی از فونکسیونرهای کمونیستی شد و به ایران برای براندازی حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران بازگشت. این اعتصابها پالایشگاه آبادان و صنعت نفت ایران را فلج کرد. سرانجام با دستگیری ۴۵ تن از سرکردگان حزب کمونیست ایران، اعتصابها پایان یافت. در این زمان نیز قوانین دادگستری ایران از سوی وزیر کاردان و دانشمند دادگستری علی اکبر داور و همکارانش نوشته می شد تا شریعت را به قوانین مدنی و مدرن دگرگون سازند. در خرداد ماه ۱۳۱۰ برای نگاهبانی کشور و قانون اساسی و مردم ایران [[قانون مجازات مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکت]] به تصویب کمیسیون عدلیه درآمد و به اجرا گزارده شد که ماده اول آن میگوید: هر کس در ایران به هر اسم و یا به هر عنوان دسته یا جمعیت یا شعبه جمعیتی تشکیل دهد و یا اداره نماید که مرام یا رویه آن ضدیت با سلطنت مشروطه ایران و یا رویه یا مرام آن اشتراکی است و یا عضو دسته یا جمعیت یا شعبه یا جمعیتی شود که با یکی از مرام یا رویههای مزبور درایران تشکیل شده باشد به سه تا ده سال زندان محکوم خواهد شد. نزدیک به ۲۰۰ تن از کمونیستهای سرسپرده استعمار دستگیر و در دادگاه به محاکمه کشیده شدند و به ۳۸ تن از آنان جزای زندان ابد داده شد. حزب کمونیست ایران در روز ۲۵ ماه ژوئن ۱۹۲۰ برابر با ۴ تیر ماه ۱۲۹۹ در بندر انزلی، ۵ هفته پس از اینکه ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرد، بنیان نهاده شد.
| | ۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه و تلگرافخانه و تلفونخانه هم مطیع این حکم خواهند بود. |
|
| |
|
| با اراده آهنین اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران و پدر ایران نوین [[رضا شاه بزرگ - راهآهن سراسری ایران|راهآهن سراسری ایران]] از جنوب تا شمال ایران کشیده شد. این راه دشوار با هزینهای نزدیک به سه میلیارد ریال با سرمایه و دست ایرانی ساخته و پرداخته شد و بانگ لکوموتیوهایی که دشتها و کوهها و جلگهها و درهها را درنوردید، پیام دریای مازندران را به خلیج فارس رساند، این بانگ گوش جان ایران پرستان را به نوازش درآورد و این راهآهن، بندر شاهپور در ساحل خلیج فارس را به بندر شاه در ساحل دریای مازندران پیوند داد. در روز ۲۳ مهرماه ۱۳۰۶ نخستین کلنگ ساختمان راهآهن سراسری در تهران جایی که ایستگاه راهآهن تهران ساخته شد، برزمین زده شد و از همان زمان ساختمان راهآهن از سه سوی، شمال، جنوب و مرکز آغاز گردید. راهآهن سراسری در ۲۷ مرداد ماه ۱۳۱۷ به پایان رسید و دو خط شمال و جنوب به یکدیگر پیوستند. راهآهن سراسری در روز چهارم شهریورماه ۱۳۱۷ در آیین ویژهای به دست رضا شاه بزرگ گشوده شد و بهرهبرداری از آن آغاز گردید. راهآهن سراسری ایران یکی از شاهکارهای بزرگ صنایع و ساختمانی زمان خود میباشد و درازای آن بیش از ۱۳۹۴ کیلومتر است. بیش از ۲۵۱ پل بزرگ و ۴۰۰۰ پل کوچکتر و ۲۴۵ تونل و ۹۰ ساختمان ایستگاه راهآهن بنا گردید که همه آنها بسیار زیبا و باشکوه میباشد. بیش از ۵۵٬۰۰۰ کارگر راهآهن سراسری ایران را ساختند. بیش از ۲۰ میلیون متر مکعب خاک جا به جا شد. بیش از ۴۰۰۰ دینامیت ترکانده شد. بیش از ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ متر مکعب سنگهای طبیعی و سنگهای ساختمانی و بیش از ۵۰۰ تن سیمان بکار برده شد. ۴۶ ایستگاه راهآهن که دارای چندین ساختمان بودند، با سالن مسافران، تعمیرگاه برای لکوموتیو و واگنها، تانکهای آب برای لکوموتیو و دستگاههای مولد الکتریسیته برای روشنایی ساخته شدند.
| | ۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازات خواهند رسید. |
|
| |
|
| ساعت ۳ بامداد روز ۳ شهریور ماه ۱۳۲۰ نیروی زمینی، هوایی و دریایی شوروی شهرهای شمالی ایران را بمباران و بسیاری از مردم بیپناه را کشتار کرد. در جنوب ایران نیز نیروی زمینی، هوایی و دریایی انگلستان شهرهای جنوبی ایران را بمباران و خاک ایران را اشغال کردند. هنگامی که انگلیسیها با ۴ دیویزیون نزدیک به ۲۰٬۰۰۰ سرباز به ایران یورش بردند، ارتش سرخ شوروی با ۳ ارتش دربرگیرنده بیش از ۱۲۰٬۰۰۰ سرباز و ۱۰۰۰ تانک به ایران حمله بردند. از آنجا که کشتار مردم ایران از سوی ارتش شوروی و ارتش انگلستان ادامه داشت و شهرهای آزاد و بیپدافند بمباران میشد، در روز ۵ شهریور ماه به دستور اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ "فرمان متارکه" داده شد تا دست از عملیات نظامی برداشته شود. همان روز منصور برکنار شد و فرمان نخستوزیری محمدعلی فروغی داده شد. محمدعلی فروغی زیر فشار دولت شوروی و انگلستان از سفارت آلمان خواست که همه کارکنان آلمانی که در صنایع ایران کار میکردند از خاک ایران بیرون روند. سفارتهای آلمان، مجارستان و ایتالیا و رومانی در تهران بسته شدند. آلمانیهایی که در ایران بودند را در جایی در شمال تهران گردآوردند. استالین تهدید کرد که یا اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی از شاهنشاهی ایران کنارهگیری میکند وگرنه تهران اشغال خواهد شد و او اعلیحضرت را دستگیر و شاهنشاهی ایران را منقرض خواهد نمود. روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ پدر ایران نوین از شاهنشاهی ایران برای بودن ایران کنارهگیری کردند. هنوز اعلیحضرت از دروازههای پایتخت بیرون نرفته بودند که دو ارتش شوروی و بریتانیا تهران را اشغال کردند و کنترل همه وزارتخانهها و ادارهها را در دست گرفتند، با این کار، برنامه رفرم و ایران نوین برای سالهای دراز بازایستاد. استالین دشمن رضا شاه بزرگ بی درنگ هموندان حزب کمونیست ایران را از زندانها بیرون آورد و در روز ۱۰ مهر ماه ۱۳۲۰ [[حزب توده]] گروهی خائن به ملت و کشور ایران و آدمکُش، ستون پنجم در کشور ایران را بنیان ساخت. و فرمان های خود را برای [[فرمان استالین برای بنیان جنبش جدایی خواهی در آذربایجان، کردستان و گیلان ۱۵ تیر ۱۳۲۴|جداسازی آذربایجان از ایران]] و [[دستورات استالین برای بنیان کردن فرقه دموکراتیک آذربایجان و شمال ایران با استفاده از رسانههای گروهی ۲۳ تیر ۱۳۲۴|بنیان فرقه دموکراتیک آذربایجان]] را با همدستی حزب توده در ایران صادر کرد.
| | ۹- کلنل کاظمخان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و او مامور اجرای مواد فوق است. |
|
| |
|
| در روز ۲۰ شهریور ماه ۱۳۲۰ پس کنارهگیری رضا شاه بزرگ خودرویی سیاه رنگ رضا شاه را به اسپهان نزد خانوادهاش برد. به هنگام بدرود، ولیعهد از یورش ارتش شوروی به تهران ابراز نگرانی کرد ولی رضا شاه بزرگ به ایشان دلگرمی دادند، که اگر ایشان از ایران بیرون بروند چنین نخواهد شد. با به راه افتادن خودروی رضا شاه بزرگ، ولیعهد ایران به مجلس شورای ملی رفت و سوگند پادشاهی خورد. مردم ایران گیج و شگفتزده از رویدادها نمیدانستند چه باید کرد.
| | چهاردهم جمادیالثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا |
|
| |
|
| در روز چهارشنبه ۴ امرداد ماه ۱۳۲۳ رضا شاه بزرگ با قلبی شکسته جهان فانی را بدرود گفتند. قلبی که برای ایران می تیپد بازایستاد، برای ایرانی که در آن زمان، در اشغال بیگانگان بود و زیر چکمههای ارتش خونخوار کشورهای استعمارگر شوروی و انگلستان چهار سال ویران شد. برای ایرانی که آن اندازه ناتوان شده بود که یارای پذیرفتن پیکر شاهنشاهی که آبادش کرده بود را نداشت. قرار بر این شد که پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ به کشور مصر برده شود تا در زمانی دیگر که کشور ایران در آرامش باشد به ایران آورده شود. به سبب جنگ جهانی دوم که آتشش به همه جای گیتی کشیده شده بود، سه ماه به درازا کشید تا پیکر مومیایی شده رضا شاه از ژوهانسبورگ به قاهره برسد و در مسجد رفاعی به امانت گزارده شود. در روز ۱۷ اردیبهشت ماه ترن ویژه آورنده پیکر رضا شاه بزرگ وارد ایستگاه راهآهن تهران شد. سفر پایانی رضا شاه بزرگ با راهآهن سراسری ایران همان راهآهنی که نماد شاهنشاهی پدر ایران نوین بود انجام یافت. اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی، همسر رضا شاه بزرگ ملکه مادر و خانواده شاهنشاهی ایران، هیات دولت، هیاتهای ویژه فرستاده شده از کشورهای گیتی و دیگر سران کشوری و لشکری و مردم پایتخت با فر و شکوه بی همانندی از ایستگاه راهآهن پشت پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ به سوی آرامگاه ابدی پدر ایران نوین به راه افتادند و در اندوه همگان پیکر اعلیحضرت رضا شاه بزرگ در اشکوب زیرین آرامگاه به خاک سپرده شد. سنگ آرامگاه مشکی و بالای آن دیهیم طلایی رنگ پهلوی قرارداشت. و تصمیم مجلس شورای ملی دایر بر دادن فرنام "کبیر" در لوحهای طلا بر بالای آرامگاه رضا شاه بزرگ قرارداده شد. | | وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخستوزیر و کابینه بر سر کار آمد و کنارهگیری کرد. فتحالله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخستوزیر شد و به انگلیسیها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوقالدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود. |
| | |
| | ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمیشود که بلشویکها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمیشود که بلشویکها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمیشود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمیشود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذرهبین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسیها انجام دادهاند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی مینامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخستوزیر کابینه رضا شاه بود. |
| | |
| | نیروی قزاق همان ارتش خود گذشتهای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسیها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهنپرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. همچنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استانهای خودمختار تقسیم نشود. |
| | |
| | سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد. |
|
| |
|
| مجلس شورای ملی در ۱۹ اسفند ماه ۱۳۴۴ در قانونی با ماده واحده تصویب کرد که روز سوم اسفند ماه به نام روز رضا شاه کبیر نام گذاری شده و مقرر میگردد همهساله در روز مزبور خدمات و فداکاریهای شاهنشاه فقید موجد ایران نو از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. روز سوم اسفند ماه روز [[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹|کودتای فرخنده سوم اسفند ماه ۱۲۹۹]] از سوی رضا شاه بزرگ است که با این کودتا ایران را از تجزیه شدن و خیانت قاجار رهایی بخشید ... [[رضا شاه پهلوی|زندگی نامه اعلیحضرت همایون رضا شاه بزرگ را بخوانید و روز ۲۴ اسفند را جشن بگیریم و از بزرگ مرد ایران که ایران نوین را بنیاد نهاد و ایران را کشوری سرفراز در سراسر گیتی نمود - روانش شاد یادش در دل های همه ایرانیان نژاده]]
| |
|
| |
|
| </onlyinclude> | | </onlyinclude> |
|
| |
|
| [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] | | [[رده:مشروطه:صفحه اصلی]] |
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمانخان، عبدالله میرزا، کاطمخان سیاح، علیخان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخستوزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعهبیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق
کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری شد و قرار شد که همهساله در این روز خدمات و فداکاریهای اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحهای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمردهای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:
| «
|
برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز میشویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر میزنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطنمان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذرهای در انجام وظیفهای که بر عهدهی شماست تعلل نکنید.
|
»
|
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بیدرنگ مرکزهای مهم مانند تلگرافخانه، تلفنخانه و شهربانی و وزارتخانهها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عینالدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:
حکم می کنم:
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.
۴- تمامی روزنامهجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازهای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازههای مشروبفروشی و تاترها و قمارخانهها و کلوپها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه و تلگرافخانه و تلفونخانه هم مطیع این حکم خواهند بود.
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازات خواهند رسید.
۹- کلنل کاظمخان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و او مامور اجرای مواد فوق است.
چهاردهم جمادیالثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخستوزیر و کابینه بر سر کار آمد و کنارهگیری کرد. فتحالله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخستوزیر شد و به انگلیسیها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوقالدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمیشود که بلشویکها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمیشود که بلشویکها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمیشود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمیشود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذرهبین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسیها انجام دادهاند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی مینامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخستوزیر کابینه رضا شاه بود.
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشتهای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسیها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهنپرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. همچنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استانهای خودمختار تقسیم نشود.
سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.