الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:ShahanShahSpeech19Dey1341FarmerCongress.ogv|thumb|left|280px|[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱]]]]
[[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]]
[[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px‎|رضا خان سردار سپه]]
[[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]]


'''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ شاهنشاه گردهم‌آیی تاریخی کنگره ملی دهقانان ایران]]''' در تالار ورزشی محمدرضا شاه پهلوی را گشودند.  این گردهم‌آیی با بودن ۴۸۰۰ تن از دهقانان سراسر کشور و نمایندگان اتحادیه‌ها و شرکت‌های تعاونی روستایی برگزار شد. شاهنشاه در سخنرانی تاریخی خود پس از روشن ساختن چگونگی سیاسی کشور پیش از [[جنگ جهانی دوم]] و پیشرفت‌هایی که به تازگی در کشور انجام شده است چون [[املاک سلطنتی|تقسیم املاک سلطنتی]] و فروش زمین‌های خالصه، انحلال دو مجلس و اجرای قانون اصلاحات ارضی، فرمودند که برای جلوگیری از خدشه‌دار کردن این اصلاحات از سوی [[کنفدراسیون دانشجویان ایرانی|عوامل سیاه ارتجاع و قوای مخرب سرخ]] منشور ششگانه انقلاب شاه و ملت را به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای مردم ایران می‌گذارم و مستقیم رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن درخواست می‌کنم:


:قریب به بیست و دو سال از سلطنت من می‌گذرد و اغلب شما در این مدت شاهد و ناظر وقایع این مملکت بوده‌اید و می‌دانید که تمام این مدت روزهای خوش و با سعادتی نبود. مملکت ما دچار گرفتاری‌های گوناگونی بود. مدت زمان جنگ و بعد از جنگ دچار اشکالات فراوانی بودیم و این اشکالات را به خواست خداوند توانستیم یکی پس از دیگری از آنها بگذریم، تا این که امروز  به بزرگترین آرزوهای قلبی خودم و می دانم ملت ایران برسیم که ببینیم چنان جمعیتی به نمایندگی حقیقی اکثریت مردم ایران در اینجا جمع شده‌اند برای پی‌ریزی و شالوده همکاری‌هایی که اولا  بین خودشان به وسیله شرکت‌های تعاونی و سازمان مرکزی شرکت‌های تعاونی از طرفی، و از طرف دیگر حصول همکاری بین طبقه جدید زارع یا دهقان  ایرانی با سایر طبقات تولید کننده و زحمتکش و احیانا مصرف کننده‌ی این مملکت. برای من که از طفولیت، از زمانی که در مدرسه درس می‌خواندم به فکر خود، در صدد چاره‌جویی برای بهبود زندگی آن موقع رعیت ایران بودم، پاداشی بالاتر از این نیست که امروز ببینم به خواست خداوند، نه فقط زندگی آن رعیت سابق بهبود پیدا کرده است، بلکه نه فقظ ما رعیت و کلمه رعیت و خاصیت رعیت را از بین برده و او را یک نفر دهقان آزاد و حاکم بر سرنوشت خود کرده‌ایم.  از همه مهمتر شخصیتی است که من امروز در فرد فرد دهقان‌های ایران می‌بینم و او را گردن فراز و پر از امید به آتیه و مصمم به کارکردن بیشتر می‌بینم. خداوند را شکر که ما توانستیم امروز در چنین جلسه‌ای این آمال و آرزوی دیرینه خود را این طور، به این سرعت، به این خوبی، جامه عمل پوشیده ببینیم. چیزی که شاید سایر ممالک  نه به این خوبی و در قرن‌ها کشمکش و خونریزی توانسته‌اند احیانا به دست بیاورند، ما در عرض یک سال به دست آورده‌ایم. علت این کار چیست؟ علت این کار یکی صحیح بودن برنامه و قانون، دوم قبولی اکثریت قاطع ملت ایران با وجود تمام دسایس و کارشکنی‌ها، و سوم اینکه مسلما تمام افرادی که مامور اجرای این کار بوده‌اند با جان و دل و یا از روی انجام وظیفه به وظیفه خود پرداخته‌اند که در این راه بهترین شاهد اول طرز انجام وظیفه مامورین اصلاحات ارضی است  در سر تا سر مملکت که چطور شب و روز با یک روحیه و ایمان عجیبی کارکردند و مسلما سایر مامورین دولت نیز به نوبه خود همه به این امر خطیر کمک کردند. عظمت این اصلاح عمیق اجتماعی به قدری زیاد است که چون ما از یک فاصله کوتاه و نزدیکی به آن نگاه می‌کنیم شاید قادر به درک آن نباشیم، هر چقدر فاصله دورتر بشود و زمانی بگذرد آن وقت ما می‌توانیم پی به عظمت و قاطعیت این کار ببریم، چیزی که مسلما در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. این موضوع،  یعنی آزادی اکثریت ملت ایران،  توام با رفاه حال او،  توام با آسایش خیال او،  این محدود به بهبود زندگی دهقانی ایران نخواهد بود. دهقان ایرانی که بیشتر تولید خواهد کرد و بیشتر پول به دست خواهد آورد، این پول خود را صرف خواهد کرد. مطمئنم با رشدی که من در شما می‌بینم این پول را در راه صحیح صرف می‌کنید، یعنی برای خودتان منزل می‌سازید، یعنی برای خودتان  یا به وسیله شرکت‌ها تهیه وسایل زراعت جدید می‌کنید، زراعت را کم کم مکانیزه می‌کنید،  به طرق جدید آشنا می‌شوید، به کود شیمیایی آشنا می‌شوید. آنهایی که قادر هستند اضافه بر زراعت، حشم مختصری نگهداری خواهند کرد، مرغ نگاهداری خواهند کرد، درخت خواهند زد؛ این تولید اضافی و ایجاد ثروت اضافی کمک خواهد کرد به رونق کارخانجات این مملکت ، به رونق صنعت این مملکت، صنعت  که رونق پیدا کرد و بازار بیشتری پیداکرد، وضع کارگرهای این مملکت به نوبه خود به همان تناسب بهتر می‌شود. برای کارگرها همانطور که اطلاع دارید و دیروز یا پریروز قانون آن منتشر شد یک اقدام مترقی دیگری که امیدواریم آن هم به زودی نتایجش معلوم باشد. وقتی که رونق صنعتی پیدا شد مسلما درآمد کارگر اضافه می‌شود. درآمد کارگر که اضافه شد به نوبه خود قدرت خرید او بالا می‌رود، وقتی که قدرت خرید زارع و کارگر بالا رفت و زندگی مرفه تری داشتند، زندگی متمدن تری داشتند خانه داشتند  لباس داشتند غذا به اندازه کافی خوردند، یک طبقه جدیدی وارد کار می‌شود که او باید این وسایل این کارها را فراهم بکند یا واسطه‌ای باشد و آن اصناف هستند، پیشه وران هستند که آنها به نوبه خود از رونق زندگی دهقان و کارگر زندگیشان رونق پیدا می‌کند، و همین طور این سلسله سرایت می‌کند به عموم طبقات مملکت و باعث این می‌شود که تمام افراد این مملکت دارای زندگی مرفه تر و بهتری باشند. الان کلید این زندگی بهتر و مرفه تر در دست شما دهقانان ایران است، برای اینکه اکثریت ملت ایران را فعلا شما تشکیل می‌دهید و تا چند سالی این اکثریت همین طور با شما خواهد بود تا اینکه هر چقدر مملکت رو به ترقی برود، هر چقدر وسایل کشاورزی مکانیزه بشود و هر چقدر که ما بتوانیم اراضی جدیدی مهیا برای کشت و زرع بکنیم و از طرفی صنعت مملکت رونق پیدا کند و مملکت هم صنعتی بشود، این حد نصاب فعلی عوض خواهد شد ولی تا اقلا یک نسل مسئولیت اساسی استقرار و ثبات این مملکت بر دوش شما طبقات نجیب، زحمتکش و شریف دهقانان ایرانی خواهد بود.
'''[[کودتای سوم اسفند]]''' - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.  


:چیزی که مایه کمال خوشوقتی و امیدواری من است، این است که سعی کردم در تمام این تماس‌هایی که با شما در مسافرت‌هایی که به اقصی نقاط مملکت می‌کردم، در این تماس سعی کردم که به روحیه شما آشنا بشوم، دیدم که کاملا به تمام این مطالب آشنا هستید. مخصوصا هر دفعه سعی کردم بپرسم که چرا شما این طور پشتیبان و دنبال این برنامه هستید. به چه علت؟  دیدم که فقط به علت ظاهری اینکه، خوب! یک قطعه زمینی را به شما می‌دهند و فقط به دلخوشی مالکیت یک سند، شما دلخوش نیستید، شما معنی اساسی این کار را فهمیده‌اید و معنی اساسی این کار آزادی است که در خودتان احساس می‌کنید. به زبان‌های مختلف از دهان افرادی که یکی مثلا در مراغه بود، دیگری لرستان،و سومی شاید اهل مازندران بود و چهارمی شاید اهل اردبیل بود، همین مطلب را من شنیدم که: "مثل این است که ما زندگی جدیدی را از نو شروع کرده‌ایم. یکی می‌گفت  "من مثل اینست که که از نو به دنیا آمده‌ام". یکی می‌گفت من با وجودی که هفتاد سالم است تازه یک نیروی جوان بیست ساله در خود احساس می‌کنم و پشت گاوآهن می‌نشینم و کار می‌کنم. اینها قیمت ندارد، این حس وقتی که در اکثریت یک مردمی پیدا شد، این حس را هیچ چیز نمی‌تواند جبران بکند، هیچ قدرتی بالاتر از این حس ایمان و امید در یک جامعه‌ای نمی‌تواند باشد. تمام هَمِ مسولین امور در هر نقطه‌ای از دنیا، تمام همِ سیاستمدارهای مسول و  دلسوز اینست که وسایلی فراهم بکنند که در یک ملتی ایجاد امید و ایمان بکنند. این چه کار عظیمی است که ما در این مملکت به خواست خداوند موفق شده‌ایم که در میان شما دهقانان که به تنهایی هفتاد و پنج درصد این مملکت را تشکیل می‌دهید، در میان شما این ایمان باشد چه برسد که این ایمان مسلما مطمئن هستم در طبقه کارگر نیز با این قانونی که وضع کرده‌ایم پیدا شده است و در سایر طبقات نیز پیدا خواهد شد. هر کسی و هر طبقه‌ای به یک علتی، اصناف برای اینکه کارشان بهتر خواهد شد، کارمندان دولت برای اینکه امیدواریم به وسیله قانون جدید استخدامی وضع آنها هم بهتر بشود، دیگر یا  از راه اعتلای فرهنگ ایران، یا از راه اعتلای علوم در ایران یا از راه ایجاد یک محیط سالمی که در آن فساد ریشه کن شده است، محیطی که فقط کسانی که لیاقت دارند در آن پیشرفت می‌کنند، محیطی که پاداش خدمتگزاران را می‌دهد، و همین محیطی که احیانا کسانی که از راه راست منحرف شده باشند، در آن به مجازات حقه می‌رسند. پس برای من این ساعت شاید گرامی ترین و شریف ترین ساعات زندگی من باشد، چون هم یکی از آرزوهای دیرینه خود را برآورده می‌بینم و هم اینکه لااقل هفتاد و پنج درصد جمعیت این مملکت را آزاد و خوشبخت و امیدوار به آینده مشاهده می‌کنم. هیچ محلی را مناسب‌تر از این نقطه، یعنی از پشت این تریبون، این تریبونی که ریاست افتخاری یا ریاست جلسه به این بزرگی را جلسه‌ای که مسلما بر قاطبه افراد این مملکت ریاست دارد، هیچ مکانی از اینجا مناسب تر نمی دانم که اظهاراتی  را که با ملت ایران دارم از پشت همین تریبون در این لحظه بنمایم. [غریو شادی و هلهله باشندگان در کنگره]
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:


:ملت ایران! روزی که مسولیت سنگین پادشاهی را بعد از استعفای پدر تاجدار خود برعهده گرفتم، به کلام الله مجید سوگند یاد کردم که تمام هَمِ خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده و حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم و تعهد کردم که در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت و ملت ایران نداشته باشم [کف زدن باشندگان] و از خداوند مستعان و ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد کردم که در خدمت به ترقی ایران توفیق پیدا کنم.
{{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید.}}


:خداوند قادر متعال را به شهادت می‌طلبم که تا امروز با وجود مخاطراتی که در راه انجام این مقاصد، حتی زندگی مرا تهدید می‌کرد به این پیمان وفادار بوده‌ام، و در راه حفظ حدود ایران با وجود اشغال نظامی کشور در زمان جنگ و مصائبی که بعد از آن در دوره هرج و مرج به کمک عوامل مخرب ایجاد شده بود به توفیق الهی و پشتیبانی ملت عزیز ایران عموما و مردم فداکار آذربایجان خصوصا، توانستم خطه مقدس آذربایجان را از کام تجزیه طلبان برهانم [کف زدن باشندگان] و تمامیت ارضی میهن خود را محفوظ و محروس بدارم.
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.  


:بعد از [[روز نجات آذربایجان|رهایی آذربایجان]] و گذراندن گرفتاری‌های ناشی از [[اشغال ایران به وسیله ارتش بریتانیا و شوروی|اشغال نظامی ایران در دوران جنگ جهانگیر]] من بر سر پیمان خود در حفظ حقوق و ارتقای ملت عزیز ایران ایستادم و از طریق اختیاراتی که در اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسی از طرف ملت به من سپرده شده و به موجب آن حق انشای قانون به پادشاه و مجلسین تفویض گردیده، به منظور ساختن ایران مترقی و آزاد که در آن استقلال اقتصادی و اجتماعی افراد تامین شده باشد، چه از راه دستورات مکرر به دولت‌ها برای پیشنهاد لوایح قانونی مفید، و چه از راه سفارش به نمایندگان مجلسین اقدام نمودم، [کف زدن باشندگان] ولی متاسفانه ملاحظه شد بعضی از لوایح مربوط به اصلاحات اجتماعی که دولت‌ها برای ارتقای ملت ایران و پاک کردن دستگاه‌های مملکتی از فساد، به مجالس تقدیم کردند به صورت قوانین مسخ شده‌ای درآمد که ضرر آن مستقیما متوجه مردم و مملکت می‌شد و نفع زودگذر آن، به [[مالکان بزرگ ایران|عده‌ای متنفذ]] می‌رسید. چنانکه لایحه قانونی اصلاحات ارضی و لایحه قانونی مربوط به رسیدگی  به دارایی وزرا و کارمندان دولت به صورتی از تصویب مجلسین گذشت که فقط ناظر به حفظ منافع تصویب کنندگان قانون یا گروهی متنفذ خارج از مجلس بود.
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:


:در سال ۱۳۲۹ برای دادن نمونه عملی اقدامات اصلاحی دستور دادم [[املاک سلطنتی|املاک موروثی سلطنتی]] را میان کشاورزان تقسیم کنند [کف زدن باشندگان] و قانون فروش خالصجات را تدوین نمایند. معذالک هیچ یک از [[مالکان بزرگ ایران|مالکان بزرگ]] سرمشق نگرفتند و در عناد و لجاج خود در مقابل سیر جبر تحولات زمان ایستادند.
'''حکم می کنم:'''


:سعی کردم با حفظ اصول انتخاباتی قدیم معمول ایران از طریق تشویق افراد به تشکیل احزاب اکثریت و اقلیت شاید گروه‌های متشکل حزبی در پارلمان پشتیبان افکار و پیشنهادهای اصلاحی بشوند، دیدیم از این راه نیز نتیجه‌ای حاصل نشد. انتخابات دوره بیستم و تجدید آن نیز نمونه‌ای از نارسایی قانون انتخابات و عدم امکان اظهار نظر حقیقی و آزاد اکثریت مردم مملکت بود.[کف زدن باشندگان]
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.


:مجموعه این غرض‌ورزی‌ها و بی‌اعتنایی‌ها به مصالح مملکت و سرنوشت ملت ایران که مکرر مشاهده گردید، مرا بر آن داشت تا برای انجام اصلاحات لازم و اساسی، دولت تازه‌ای را با اختیارات بیشتر مامور نمایم و آن دولت در قدم اول، شرط انجام اصلاحات را انحلال مجلسین دانست و تقاضای انحلال پارلمان را نمود و استدلال دولت مورد موافقت قرارگرفت و فرمان انحلال مجلسین را صادر نمودیم.[کف زدن باشندگان]  تاکید در اصلاح قانون انتخابات مندرج در فرمان انحلال، به رعایت اصل دوم قانون اساسی که اعلام می‌دارند "مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند" و اجرای این اصل عملا به دلیل وجود رژیم ارباب و رعیتی در دهات ایران که هفتاد و پنج درصد مردم ایران را شامل می‌شود و نبودن کارت انتخاباتی که جلوگیری از تقلبات انتخاباتی در شهرها بنماید، متوقف مانده بود و با استفاده از قانون انتخاباتی که بدون تجربه کافی و با توجه به نظام اجتماعی و اقتصادی زمان تصویب شده بود عملا مردم واقعی ایران را از حق رای آزاد و مملکت را از دموکراسی که حکومت آرای اکثریت مردم است محروم می‌داشت.
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.


:بعد از انحلال مجلسین دولت بر اساس دستورالعملی که دادم و معروف به فرمان شش ماده‌ شد، اقدام به یک سلسله اصلاحات عمیق اجتماعی کرد کهن ایران را دگرگون خواهد کرد و از این لحاظ در سراسر تاریخ دو هزار و پانسد ساله ایران بی سابقه است، مانند لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی و ملحقات آن که امروز در سراسر کشور در حال اجرا است و روح تازه‌ای به کالبد جامعه روستانشین ایران دمیده و به شانزده میلیون ایرانی حق حیات اجتماعی بخشیده است.  با تشکیل [[سپاه دانش]] به منظور تسهیل تعلیمات عمومی و اجباری، تاریکی جهل و بی‌سوادی از جامعه ملت ایران رخت برخواهد بست و در نتیجه مردم به حفظ حقوق خود و رعایت حقوق دیگران آشنایی بیشتری پیدا خواهند کرد.
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.


:اجرای این اصلاحات و آماده کردن ملت ایران برای شرکت در مسابقه ترقی و تعالی جامعه بین‌المللی امروز، آرزوی من و هر فرد اصلاح‌طلب وطن پرست است. آنچه در زمینه اصلاحات تاکنون اقدام شده عبارت از زیرسازی بنای ایران نوین بر پایه جامعه آزاد و دموکرات و مترقی و مرفه است که باید تا آخرین مرحله به همین نحو پیش برود و از مردم زحمتکش ایران ملتی شاداب و متحد و مرفه و سعادتمند بسازد و بی عدالتی‌های اقتصادی و اجتماعی را از میان مردم وطن ما بزداید [کف زدن باشندگان] و فواصل طبقاتی را از میان بردارد.
۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.


:بدون شک عوامل سیاه ارتجاعی که به خاطر حفظ منافع خود ملت ایران را در غرقاب مذلت و فقر و بی عدالتی می‌خواهد در قبال این تحول عمیق و اساسی از پای نخواهد نشست. همچنین قوای مخرب سرخ که هدفش اضمحلال مملکت و تسلیم آن به اجانب است از پیشرفت این برنامه ناراضی است و در تخریب آن خواهد کوشید. در اینجا من به حکم مسولیت پادشاهی و وفاداری به سوگندی که در حفظ حقوق و اعتلای ملت ایران یاد کرده‌ام، نمی‌توانم ناظری بی طرف در مبارزه قوای یزدانی با نیروهای اهریمنی باشم، زیرا پرچم این مبارزه را خود بردوش گرفته‌ام.[غریو شادی و کف زدن باشندگان] برای آنکه هیچ قدرتی نتواند در آینده رژیم بردگی دهقان را از نو در مملکت مستقر سازد و ثروت‌های ملی کشور را به تاراج جماعتی قلیل بسپارد، وظیفه خود می دانم به نام رییس قوای سه گانه مملکتی بر اساس اصل بیست و هفتم و استناد به اصل بیست و ششم متمم قانون اساسی که اعلام می‌دارد:
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.
:::قوای مملکت ناشی از ملت است


:مستقیما به مردم ایران رجوع کنم و استقرار این اصلاحات را از طریق مراجعه به آرای عمومی [کف زدن باشندگان]، پیش از انتخابات مجلسین ایران که حاکم بر مجلسین و منشای اقتدارات ملی است تقاضا کنم، تا بعد از این منافع خصوصی هیچ‌کس و هیچ گروهی قادر به محو آثار این اصلاحات که آزاد کننده دهقان از زنجیر اسارت رژیم ارباب و رعیتی و تامین کننده آینده بهتر و عادلانه‌تر و مترقی‌تری برای طبقه شریف کارگر و بهبود زندگی کارمندان صدیق و زحمتکش دولت و رونق زندگی اصناف و پیشه‌وران و حافظ ثروت‌های ملی است، نباشد. [کف زدن باشندگان]  من علاقه‌مندم این قوانین که به منظور تحقق تحول عظیم تاریخی در ایران به موقع اجرا گذاشته شده است مستقیما مورد تصویب افراد ملت ایران قرارگیرد.[کف زدن باشندگان]  پس برای سعادت ملت ایران و به منظور استقرار اصلاحات انجام شده و احتراز از خدشه‌دارکردن این اصلاحات از طرف عوامل ارتجاعی و مخرب، به پاداش مجاهداتی که در راه رستاخیز ملی ایران شده است و با توجه به علاقه قلبی که مرا با ملت ایران پیوسته داشته از فرد فرد مردم ایران در هر جا که هستند تقاضا می‌کنم برای تصویب ملی این اصلاحات شرکت کنند و آرای مثبت خود را بدهند و شایستگی خود را در مقابل جامعه مترقی جهانی و نسل‌های آینده و تاریخ ایران به مرحله ثبوت برسانند.
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.


:اصولی که من به عنوان پادشاه مملکت و رییس قوای سه گانه به آرای عمومی می‌گذارم و بدون واسطه، مستقیما رای مثبت ملت ایران را در استقرار آن تقاضا می‌کنم به شرح زیر است:
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.
 
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.
 
۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.
 
چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا
 
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله  دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.
 
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.
 
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.
 
سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.


::۱- الغای رژیم ارباب و رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران بر اساس لایحه اصلاحی قانون اصلاحات ارضی [غریو شادی و کف زدن باشندگان] مصوب نوزدهم دی ماه ۱۳۴۰ و ملحقات آن.
::۲- تصویب لایحه قانونی ملی کردن جنگل‌ها در سراسر کشور.[غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۳- تصویب لایحه قانونی فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۴- تصویب لایحه قانونی سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌های تولیدی و صنعتی. [غریو شادی و کف زدن باشندگان] جاوید شاه
::۵- لایحه اصلاحی قانون انتخابات. [غریو شادی و کف زدن باشندگان]
::۶- لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری.  ... '''[[سخنان اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی در نخستین کنگره شرکت‌های تعاونی روستایی ایران ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱|به سخنان تاریخی شاهنشاه آریامهر در روز ۱۹ دی ماه ۱۳۴۱ گوش فرادهید و آن را میان هم میهنان پخش کنید و بدانید اساس مشروطیت جزاً و کلاً تعطیل‌بردار نیست - پاینده ایران]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۶


رضا خان سردار سپه
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق


کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.

پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:

« برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید. »

در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.

۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:

حکم می کنم:

۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.

۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.

۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.

۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.

۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.

۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.

۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.

۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.

۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.

چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا

وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.

ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.

نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.

سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.