الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹۵۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید.  -->
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*[[پرونده:ShahanshahiIran2500YearsHistoryParade1.jpg|thumb|left|220px|شاهنشاه آریامهر و علیاحضرت شهبانو در جایگاه ویژه]]
*
[[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]]
[[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px‎|رضا خان سردار سپه]]
[[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]]


[[پرونده:Persepolis2500ParadeSoVn.mp4|thumb|left|220px|ویدیوی رژه تاریخ را ببینید]]


[[پرونده:ShahanshahiIran2500HistoryDarafshKaviani.JPG|thumb|left|220px|سربازان با پوششی از پوست پلنگ و درفش کاویانی نماد پیشاهنگ تاریخ ایران]]
'''[[کودتای سوم اسفند]]''' -  روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.


'''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/رژه تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰]]''' - روز ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰ ساعت ۱۶ چهارمین رویداد جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران رژه تاریخ در تخت جمشید برگزار شد. رژه‌های خیره‌کننده، شکوه و بزرگی امپراتوری ۲۵۰۰ ساله ایران را نشان داد و ارزش و احترام و اعتبار کشور ایران، کشوری با فرهنگ و تمدن، و ایرانیان، مردمانی که پشت هر یک بیش از ۷۰۰۰ سال تاریخ با سند و ۲۵۰۰ سال تاریخ شاهنشاهی خوابیده است را در چشمان جهانیان بالابرد.  دو پیک سوار بر اسب که از مجلس شورای ملی پیام ملت ایران را دریافت کرده بودند و به سوی تخت‌جمشید تاختند، در این روز پیام سپاس ملت ایران را به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران پیشکش کردند. اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی پیام ملت را از پیک گرفت و به اعلیحضرت شاهنشاه ایران تقدیم کرد. شاهنشاه ایران پس از خواندن پیام سپاس ملت، پشت بلندگو ایستادند و رژه تاریخ جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران را با سخنان خود آغاز کردند: ... و امروز نیز به همراه سربازانی که نمایندگان ادوار قدیم و جدید ارتش ایران هستند، افرادی از این ارتش رژه می‌روند که سپاهیان دانش، سپاهیان بهداشت، سپاهیان آبادانی نام دارند و افراد دیگری که لژیون خدمتگزاران بشر نامیده می‌شوند و وظیفه انسانی آنها مرز و حد جغرافیایی و نژادی نمی‌شناسد. در این لحظه تاریخی من به نام ملت ایران به تمام نمایندگان عالیقدر ملت‌ها و کشورهای جهان که برای شرکت در این بزرگداشت ملی ما در اینجا حضور یافته‌اند،  درود می‌فرستم،  به تمام جهان بشریت که با همبستگی قلبی در تجلیل از فرهنگ و تمدن ایرانی شرکت کرده است، درود می‌فرستم. به همه نیک اندیشان جهان به خدمتگزاران صلح و همکاری جهانی در هر کجا که هستند، درود می‌فرستم و آرزو دارم که آن عامل بزرگ تفاهم و دوستی که نمایندگان برجسته این همه کشورها و ملت‌های جهان را در یک جا  گردآورده است، الهام بخش همه مردم روی زمین در ادامه راه آنان به سوی نیک بختی واقعی جامعه بشری باشد.
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:


پس از سخنان شاهنشاه سرود جشن‌ها خوانده شد. آهنگ این قطعه کار حسین دهلوی بود و چامه آن برگرفته از شاهنامه و فرهنگ و تمدن ایران باستان، تاریخ و دین کهن ایرانیان بود و دین کهن ایرانیان زرتشتی بود.
{{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید.}}


ز یزدان بر آن شاه باد آفرین /  كه نازد بدو تخت و تاج و نگین
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.


خجسته شهنشاه پیروزگر  /  جهان‌دار با دانش و با هنر
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:


خداوند تاج و خداوند تخت  / جهان‌دار پیروز بیدار بخت
'''حکم می کنم:'''


همه با شاهنشاه پیمان كنیم  / روان را به یزدان گروگان كنیم
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.


از آریامهر باشد این همه افتخار ما / از فرّ تو بود شها سعادت و بقای ما
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.


به فرّهی‌شهنشهی بر تو جاودان بادا
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.


سپس سرود ملی ایران، سرود شاهنشاهی نواخته شد و آیین رژه تاریخ ایران آغاز گردید. رژه ارتشیان هر دوره از تاریخ ایران با جامه، نشان، سازهای جنگی و ابزار جنگ، اسب و دیگر چهارپایان متعلق به آن دوره انجام می‌یافت که این دستاورد سال‌ها پژوهش ایران‌شناسان داخل و خارج از کشور بود. همه سازها در ایران و زیر سرپرستی وزارت فرهنگ و هنر بر پایه پژوهش‌ها و سازهای یافته شده در تخت‌جمشید ساخته شد.
۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.


سه سرباز با جامه‌ای از پوست پلنگ و درفش خورشید در دست، پیشاپیش رده‌های تاریخ راه می‌رفتند. همانگونه که استاد فردوسی در شاهنامه درباره گیومرت گفته بود:
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.


یکایک بیامد خجسته سروش / بسان پرییی پلنگینه پوش
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.


بپوشید تن را به چرم پلنگ  / که جوشن نبُد خود، نه آیین جنگ
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.


این سه مرد که در آغاز رژه راه می‌روند، نمایندگان گیومرت، جمشید، فریدون و...بودند که نشان آغاز شهرنشینی و پادشاهی شد که همان ایران کهن تر از تاریخ و استوره‌های ایرانی را یادآور می‌شود.
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.


'''هخامنشیان''' - پشت سر نمایندگان "ایران کهن تر از تاریخ"، هخامنشیان می‌آیند که در سال ۵۵۹ پیش از میلاد مسیح با آنها تاریخ مستند شاهنشاهی ایران پایه‌گذاری شد.  از آنجا که سال ۱۳۵۰ "سال کوروش بزرگ" نامیده شده بود، رژه هخامنشیان کاملتر و بزرگتر از دیگر رده‌های تاریخ ایران بود. پرچم داران هخامنشی در ارابه‌ای با چهار اسب سپید جلوی سپاهیان سپر و نیزه به دست رژه می‌رفتند. در پی آن درفش دیگری با زمینه آبی که "همای" پرنده افسانه‌ای ایران برآن نقش بسته بود. سومین درفش نشان عقاب ایران است. گروه دیگر سواره نظام کمان و نیزه در دست بودند و در پشت آنان ارابه‌های رزمی اسبدار. در پس آنان گارد جاویدان هخامنشی با نیزه و سپر راه می‌روند که همواره شمارشان ده هزار تن بود. گارد جاویدان تیراندازان و سپرداران در جامه آبی و زرد، دست راست خود را به نشان چالاکی و زبردستی در تیراندازی و راز پیروزی‌اشان در نبردها با زاویه بلند می‌کنند.
۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.


در جلوی سواره نظام نیزه‌دار و زره‌پوش، افسری که دست راستش را بلند کرده و خنجری به همراه دارد می‌باشد. کلاه‌خودها و جامه سواره نظام همانند کلاه‌خود و جامه مادها است، پیراهن آستین بلند و شلوارهایی که در چکمه فرو می‌کردند. در پس سواره نظام ارابه‌های جنگی چهار اسبه راه می‌روند که یک راننده و یک تیرانداز داشت. به دنبال آن یک برج سه اشکوبه‌ای بود که گروهی سرباز هخامنشی در هر اشکوب نگهبانی می‌دادند و با ۱۶ گاو نیرومند کشیده می‌شد. در اشکوب بالایی فرمانده تانک و افسرانش، در اشکوب دوم دیده‌بانان و در اشکوب پایینی سربازان هستند. این بار  ناو غول پیکر با چندین قایق و سربازان نیزه به دست با دست‌کش‌های فلزی و سپرهایی با روکش مسی روی عرشه آن ایستاده بودند، از برابر جایگاه گذشتند.
چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا


ایران نخستین کشور جهان بود که یک ارتش سامان یافته را ایجاد کرد. داریوش بزرگ پادشاه هخامنشی که سازمان نوینی به سازمان اداری ایران داد برآن شد تا ارتشی دایمی بوجود آورد تا بتوان هر آن یکان‌های آن را برای پدافند و یورش بکار برد. داریوش گارد جاویدان شاهنشاهی را با ده هزار سرباز زبده بوجود آورد.  گارد جاویدان دارای سربازان سوار و پیاده بود که زیر دیسیپلین سختی قرارداشتند. برای نخستین بار در ارتش، کارشناس بودن ارزش یافت، سربازی که در رزم پیاده مهارت داشت به انجام وظایف سوار نظام گمارده نمی‌شد و آن سرباز که در رزم با نیزه ورزیدگی داشت در یکان‌های تیرانداز به کار گرفته نمی‌شد. بدین سان در ارتش هخامنشی یکان سوار، پیاده، تیرانداز، کوهستانی، صحرایی، گروه مهندس و ... بوجود آمد. داریوش بزرگ نخستین رهبری بود که برای ارتش « ستاد » بوجود آورد و مزد و خوراکی پرداخت. در این زمان رزم جنبه فنی به خود گرفت و سرپرستانی برای هر یکان در میدان جنگ برگزیده شدند، در پرتو همین آرایش جنگی بود که ارتش ایران در زمان داریوش بزرگ پیروز شد تا اروپای مرکزی پیش برود و از مرزهای امپراتوری ایران نگاهبانی کند. سازمان ارتش ایران تا پایان دوره هخامنشیان بر همان پایه‌ای که داریوش بزرگ ریخته بود ماند. این ارتش  ارابه‌های جنگی  داشت که از برخی از آنان ارتش چون سنگر جا به جا شونده بهره‌برداری می‌کرد. برخی از ارابه‌ها نیز برای پراکنده ساختن دشمن به کار می‌رفت و داس دار بود و از میان رسته‌های دشمن می‌گذشت و دشمنان را درو می‌کرد.    
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.


'''پارت‌ها یا اشکانیان''' - پس از هخامنشیان نوبت به پارت‌ها یا اشکانیان رسید. اشکانیان از ۲۵۶ پیش از میلاد مسیح تا ۲۲۴ پس از میلاد مسیح یعنی نزدیک به پانسد سال بر ایران فرمانروایی کردند. بنیان‌گذار اشکانیان، اشک یکم بود و شهریاران بزرگ اشکانیان، مهرداد یکم و اشک سیزدهم بودند. رژه اشکانیان با نشان میترا که نیزه‌ای  بر آن حلقه‌های تو در تو است آغاز شد. در سوی چپ نشان میترا، درفش اژدها و در میان نشان مهر قرارد داشت. رژه سواره نظام زره‌پوش با نشان ماه و خورشید. اشکانیان همواره بر روی اسب‌های زره‌پوش جنگیدند.  
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.


در دوره اشکانیان ارتش ایران می‌بایستی که ارتش نیرومند روم که بر دنیای غرب چیره بود بجنگند. پارت‌ها شیوه جنگ را دگرگون ساختند و برای آنکه بتوانند لشکر رومی را به زانو درآوردند، نوآوری کردند و روش رزمی « جنگ و گریز » را پدیدآوردند که هنوز هم این شیوه مدرن است. بیشتر یکان‌های ارتش اشکانی سبک اسلحه بودند تا سرباز بتواند از تیررس دشمن به تندی خود را کنار بکشد بدین چم که بزند و فرارکند و دشمن را وادار کند که در پی وی بتازد تا جایی که دشمن خسته شود، آنگاه بر وی بتازد و نابودش سازد. اشکانیان در تیراندازی در سراسر گیتی پرآوازه بودند، سوارکاران بسیار زیردستی بودند و بیشتر از بردن اسلحه سنگین خودداری می‌کردند. ارتش اشکانی در جنگ هنگامی که با دشمن روبرو می‌گردید، نخست یکان‌های سبک اسلحه به دشمن شبیخون می‌زدند و با جنگ و گریز آرایش جنگی آنان را برهم می‌زدند و آنها را به کمینگاه خود می‌کشاندند. بخش دوم ارتش که سنگین اسلحه بود و سربازان زره پوش و اسبان برگستوان داشتند در کمینگاه قرارگرفته بودند و زمانی که دشمن به دنبال تیراندازان سبک اسلحه به این کمینگاه می‌رسید بر آنها یورش می‌بردند و تار و مارشان می‌ساختند.
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.


رومی‌ها برای جنگ با ایران بیشتر از سواران فرانک بهره می‌گرفتند. قوم فرانک همان قومی است که بر فرانسه چیره شد و همان جا ماند.  رومی‌ها در اروپا پراکنده ساخته بودند که سربازان اشکانی رزم سازمان یافته نمی‌کنند، برای اینکه این چواندازی رد شود، سورنا فرمانده ارتش ایران در نبرد با کراسوس سردار رومی توانست ارتش رومی را درهم شکند و پیروز شود. در این جنگ تیر کمانداران اشکانی چنان با نیرو رها می‌شد که سربازان پیاده رومی را بر زمین می‌دوخت.
سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.  


'''ساسانیان''' - پس از پارت‌ها در ایران، سامانه ساسانیان از ۲۲۴ میلادی تا ۶۵۱ میلادی به دست اردشیر بابکان بنیانگذارده شدند. از دیگر شاهنشاهان بزرگ ساسانی می‌توان شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان دادگر نام برد. آخرین پادشاه ساسانی یزدگرد سوم بود که به دست آسیابانی در مرو کشته شد. رژه ساسانیان با پیاده نظام با جامه‌های ساسانی آغاز شد. در پی آن سواره نظام با نیزه، شمشیر، تبر، تیرکش و زه یدک و دستکش‌های آهنین و سپر رژه رفتند. در زمان ساسانیان بار دیگر ارتش چون گارد جاویدان شاهنشاهی دوره هخامنشی سازمان یافت.  تازیان پس از چیره شدن به ایران فرش بهارستان و درفش کاویانی را که جواهرنشان بودند را تکه تکه کردند و ثروت ایران را به یغما بردند. تازیان سامانه ایرانی ساسانیان را برانداختند و آسیاب‌ها از خون مردم ایران بر پا کردند و سال‌ها کتابخانه‌ها را سوزاندند.
'''صفاریان''' - رژه این بار رژه صفاریان بود که از سال ۸۶۱ میلادی تا ۱۰۰۳ میلادی برابر با ۲۴۰ خورشیدی تا ۳۸۲ خورشیدی نزدیک به ۱۴۰ سال بر ایران فرمانروایی کردند. بنیان‌گذار صفاریان یعقوب لیث بود که پس از وی برادرش عمرولیث حکومت را به دست گرفت. رژه صفاریان با جامه‌های آبی و سپید و طلایی و دستارهای سپید بر سرآغاز شد. این صفاریان ایرانیان شیردل بودند که به رهبری یعقوب لیث توانستند در برابر یورش تازی و کشتار ایرانیان و سوزاندن کتاب‌ها و از بین بردن نشان‌های فرهنگ و تمدن ایران، استقلال خود را بنمایانند و زبان و ادبیات پارسی را زنده نگاه دارند. صفاریان دویست سال در برابر تازیان سر بُر و باج و خراج گیر و تجاوزهایشان به زن و مرد ایرانی  پایداری کردند ولی بیش از آن تاب نیاوردند.
'''آل بویه''' - این بار نوبت به سپاهیان آل بویه رسید که با جامه سبز و کلاه‌های زرین رژه رفتند. آل بویه از سال ۹۳۰ میلادی تا ۱۰۶۲ میلادی  برابر با ۳۰۹ تا ۴۴۱ خورشیدی فرمانروایی کردند. بنیانگذار آل بویه بویه دیلمی شناخته شده به عمادالدوله و برادر زاده‏‌اش  خسرو نامی به عضدالدوله بودند. آل بویه برای زنده کردن فرهنگ پارسی و برای بازسازی ایران باستان کوشیدند. در غرب و مرکز ایران دو سامانه  دیلمیان، آل بویه و آل زیار برخاستند و کرانه‌های مرکز و غرب ایران را از اشغال خلفا درآوردند و بر سرزمین‌های گیلان (دیلمان)، مازندران (تبرستان)، گرگان، اسپهان، قزوین، ری و خوزستان فرمانروایی کردند. شاهان این دو سامانه به گسترش فرهنگ و هنر و ادبیات ایران پرداختند و شماری از آنان چون قابوس وشمگیر چامه‌های وی و از کیکاووس، قابوس نامه بر جای مانده است. مردآویج بنیانگذار زیاریان بود
'''صفویان''' -  پس از آل بویه رژه صفویان با جامه سرخ بر تن آغاز شد. صفویان از ۱۵۰۱ تا ۱۷۲۳ میلادی برابر با ۸۸۰ خورشیدی تا ۱۱۰۲ خورشیدی  فرمانروایی کردند. بنیانگذار صفویه، شاه اسماعیل یکم بود. از شاهنشاهان صفوی می‌توان  شاه عباس را نام برد. در زمان صفویان جنگ ابزارهای ایران دگرگون شد و ارتش ایران با سلاح آتشین آشنا شد. قشون قزلباش که از سربازان چندین ایل تشکیل می‌شد نخست جنگ با توپ و تفنگ را آیین مردانگی نمی‌دانست ولی شکست چالداران، ارتش ایران را بر آن داشت که  توپ و تفنگ را به ابزار جنگی خود بیافزاید. نخستین یکان‌های تفنگ دار و آتش بار در زمان شاه عباس بوجود آمد. شاه عباس ارتشی پایدار زیر فرمان دولت برقرار ساخت. صفویان سال‌ها با مغولان چنگیز جنگیدند. مغولان وحشیانی که با کشته‌های مردم ایران راه خود را فرش می‌کردند. صفویان با سپاهیان تیمور لنگ همان تاتارهای جزیره کریمه در اوکرایین نیز نبرد کردند. تیمور لنگ در اسپهان ۷۰٬۰۰۰ ایرانی را سر برید زیرا که مردم محلی به یکی از سربازانش یورش بردند. چه سرفرازی برای ایرانیان که تاریخ خود را با جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران بیاموزند تا نام فرزندان خود را اسکندر، چنگیز و تیمور ننهند.
'''افشاریان''' - پس از سامانه صفویه، افشاریان رژه رفتند. افشاریان از خراسان برخاستند، از سال  ۱۷۳۶ میلادی تا ۱۷۹۶ برابر با ۱۱۱۵ تا سال ۱۱۷۵ خورشیدی فرانروایی کردند.  بنیانگذار افشاریان  نادرشاه بود. نادر شاه بزرگترین سردار سوار نظام بود. سپاه او مسلح به توپ های سبکی که « زنبورک » نام داشت بودند. ارتش نادر دارای یکان های شترسواران تیزپا بود که نادر در یورش های برق آسای خود به آنها نیاز داشت.  نادر شاه تا هند تاخت و دهلی را اشغال کرد و از شمال به بخارا تاخت و عثمانی‌ها را از آذربایجان و قفقاز بیرون راند و ارتش ۱۴۰٬۰۰۰ تنی ترک‌ها را پراکنده ساخت. افغان‌ها که صفویان را در اسپهان برانداختند از سوی نادر شاه افشار از ایران بیرون رانده شدند.  رژه را سربازان افشاری با کلاهی که دور آن زرد رنگ بود و تاج سرخ رنگی بر روی آن قرارداشت آغاز کردند. رژه نظامیان افشاری با توپچی‌ها با توپ کوچکی در دست که بر پشت شتر نشسته بودند به پایان رسید.
'''زندیه'''  - پس از رژه افشاریان رژه زندیان آغاز شد. زندیان ایرانیان نژاده از سال  ۱۷۵۰ تا ۱۷۹۴ میلادی برابر با سال ۱۱۲۹ تا ۱۱۷۳ خورشیدی شاهنشاهی خود را برقرار ساختند.  بنیانگذار زندیان، کریم‌خان زند شهر شیراز را پایتخت زندیان برگزید.
'''ایل مغول قاجار''' - پس از زندیه ایل قاجار مغول ۱۲۵ سال از ۱۷۹۴ تا ۱۹۲۵ میلادی برابر با ۱۱۷۳ تا ۱۳۰۴ بر مردم ایران حکمروایی کردند. در زمان فتحعلی سلطان قاجار در ارتش ایران یکان های نظامی به شیوه اروپا از سوی افسران فرانسوی بوجود آمد. در زمان ناصرالدین سلطان قاجار سپاه ایران به شیوه قزاق های روسی درآمد.
'''خاندان ایرانساز و ایرانی پهلوی''' - پس از به نمایش گزاردن شکوه ۲۵۰۰ سال تاریخ و تمدن ایران، زمان رژه ارتش ایران نوین فرارسید. با ورود گارد شاهنشاهی سران کشورها همه به پا خاستند و تا پایان رژه ارتش شاهنشاهی و سپاهیان انقلاب با احترام ایستادند.
در سال ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی قاجاریان را منقرض کرد و شاهنشاهی ایران را به نخست وزیر وقت رضا خان پهلوی سپرد. اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی ایران نوین را بنیان گذاشت و از ایران کشوری مدرن ساخت و ارتش شاهنشاهی ایران را بوجود آورد و ملت نژاده ایران را دوباره زنده کرد. در این رژه نخست گارد شاهنشاهی ایران و سپس نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران، نیروی دریایی، نیروی هوایی، نیروی زمینی، دختران نیروی هوایی، پسران نیروی دریایی، دختران پلیس، سپاهیان انقلاب شاه و مردم سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی یکی پس از دیگر رژه رفتند. رژه‌های خیره‌کننده، شکوه و بزرگی امپراتوری ۲۵۰۰ ساله ایران را نشان داد و ارزش و احترام و اعتبار کشور ایران، کشوری با فرهنگ و تمدن، و ایرانیان، مردمانی که پشت هر یک بیش از ۷۰۰۰ سال تاریخ با سند و ۲۵۰۰ سال تاریخ شاهنشاهی خوابیده است را در چشمان جهانیان بالابرد. ... '''[[جشن‌های ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران/رژه تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰|رژه تاریخ را بخوانیم و ویدیوی آن را ببینیم و به ایران کهن‌تر از تاریخ سرفراز و نگهبان آن باشیم]]


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۶


کودتای سوم اسفند
رضا خان سردار سپه
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق


کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.

پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:

« برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید. »

در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.

۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:

حکم می کنم:

۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.

۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.

۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.

۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.

۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.

۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.

۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.

۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.

۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.

چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا

وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.

ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.

نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.

سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.