خواجوی کرمانی (غزلیات)/حدیث جان بجز جانان نداند: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|حدیث جان بجز جانان نداند|که جز جانان کسی در جان نداند}}
{{ب|حدیث جان بجز جانان نداند|که جز جانان کسی در جان نداند}}
{{ب|مرا با درد خود بگذار و بگذر|که کس درد مرا درمان نداند}}
{{ب|مرا با درد خود بگذار و بگذر|که کس درد مرا درمان نداند}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ مارس ۲۰۱۲، ساعت ۱۸:۰۵

' خواجوی کرمانی (غزلیات) (حدیث جان بجز جانان نداند)
از خواجوی کرمانی
'


حدیث جان بجز جانان نداند که جز جانان کسی در جان نداند
مرا با درد خود بگذار و بگذر که کس درد مرا درمان نداند
روا باشد که دور از حضرت شاه بمیرد بنده و سلطان نداند
اگر بلبل برون آید ز بستان ز سرمستی ره بستان نداند
ز رخ دور افکن آن زلف سیه را که هندو قدر ترکستان نداند
بگردان ساغر و پیمانه در ده که آن پیمان‌شکن پیمان نداند
می صافی بصوفی ده که هشیار حدیث عشرت مستان نداند
دلا در راه حسرت منزلی هست که هر کس ره نرفتست آن نداند
بگو خواجو به دانا قصه‌ی عشق که کافر معنی ایمان نداند