عطار (فی‌وصف حاله)/بوسعید مهنه در حمام بود: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|بوسعید مهنه در حمام بود|قایمیش افتاد و مرد خام بود}}
{{ب|بوسعید مهنه در حمام بود|قایمیش افتاد و مرد خام بود}}
{{ب|شوخ شیخ آورد تا بازوی او|جمع کرد آن جمله پیش روی او}}
{{ب|شوخ شیخ آورد تا بازوی او|جمع کرد آن جمله پیش روی او}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۴۰

' عطار (فی‌وصف حاله) (بوسعید مهنه در حمام بود)
از عطار
'


بوسعید مهنه در حمام بود قایمیش افتاد و مرد خام بود
شوخ شیخ آورد تا بازوی او جمع کرد آن جمله پیش روی او
شیخ را گفتا بگو ای پاک جان تا جوامردی چه باشد در جهان
شیخ گفتا شوخ پنهان کردنست پیش چشم خلق ناآوردنست
این جوابی بود بر بالای او قایم افتاد آن زمان در پای او
چون به نادانی خویش اقرار کرد شیخ خوش شد، قایم استغفار کرد
خالقا، پروردگارا ، منعما پادشاها، کارسازا ، مکرما
چون جوانمردی خلق عالمی هست از دریای فضلت شب نمی
قایم مطلق تویی اما به ذات وز جوانمردی ببایی در صفات
شوخی و بی‌شرمی ما در گذار شوخ ما با پیش چشم ما میار