عطار (فیوصف حاله)/در رهی میرفت پیری راهبر: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|در رهی میرفت پیری راهبر|دید از روحانیان خلقی مگر}} | {{ب|در رهی میرفت پیری راهبر|دید از روحانیان خلقی مگر}} | ||
{{ب|بود نقدی سخت رایج در میان|میربودند آن ز هم روحانیان}} | {{ب|بود نقدی سخت رایج در میان|میربودند آن ز هم روحانیان}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ آوریل ۲۰۱۲، ساعت ۲۰:۳۹
| ' | عطار (فیوصف حاله) (در رهی میرفت پیری راهبر) از عطار |
' |
| در رهی میرفت پیری راهبر | دید از روحانیان خلقی مگر | |
| بود نقدی سخت رایج در میان | میربودند آن ز هم روحانیان | |
| پیر کرد آن قوم را حالی سال | گفت چیست این نقد برگویید حال | |
| مرغ روحانیش گفت ای پیرراه | دردمندی میگذشت این جایگاه | |
| برکشید آهی ز دل پاک و برفت | ریخت اشک گرم بر خاک و برفت | |
| ما کنون آن اشک گرم و آه سرد | میبریم از یک دگر در راه درد | |
| یا رب اشک و آه بسیاریم هست | گر ندارم هیچ این باریم هست | |
| چون روایی دارد آنجا اشک راه | بنده دارد این متاع آن جایگاه | |
| پاک کن از آه صحن جان من | پس بشوی از اشک من دیوان من | |
| میروم گم راه، ره نایافته | دل چو دیوان جز سیه نایافته | |
| ره نمایم باش و دیوانم بشوی | از دو عالم تختهی جانم بشوی | |
| بینهایت درد دل دارم ز تو | جان اگر دارم خجل دارم ز تو | |
| عمر در اندوه تو بردم به سر | کاشکی بودیم صد عمر دگر | |
| تا در اندوهت به سر میبردمی | هر زمان دردی دگر میبردمی | |
| ماندهام از دست خود در صد ز حیر | دست من ای دست گیر من تو گیر |