عطار (عذر آوردن مرغان)/پادشاهی بود نیکو شیوهای: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|پادشاهی بود نیکو شیوهای|چاکری را داد روزی میوهای}} | {{ب|پادشاهی بود نیکو شیوهای|چاکری را داد روزی میوهای}} | ||
{{ب|میوهی او خوش همیخورد آن غلام|گفتیی خوشتر نخورد او زان طعام}} | {{ب|میوهی او خوش همیخورد آن غلام|گفتیی خوشتر نخورد او زان طعام}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۰۹
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (پادشاهی بود نیکو شیوهای) از عطار |
' |
| پادشاهی بود نیکو شیوهای | چاکری را داد روزی میوهای | |
| میوهی او خوش همیخورد آن غلام | گفتیی خوشتر نخورد او زان طعام | |
| از خوشی کان چاکرش میخورد آن | پادشا را آرزو میکرد آن | |
| گفت یک نیمه بمن دهای غلام | زانک بس خوش میخوری این خوش طعام | |
| داد شه را میوه و شه چون چشید | تلخ بود،ابرو از آن درهم کشید | |
| گفت هرگز ای غلام این خود که کرد | وین چنین تلخی چنان شیرین که کرد | |
| آن رهی با شاه گفت ای شهریار | چون ز دستت تحفه دیدم صد هزار | |
| گر ز دستت تلخ آمد میوهای | بازدادن را ندانم شیوهای | |
| چون ز دستت هر دمم گنجی رسد | کی به یک تلخی مرا رنجی رسد | |
| چون شدم در زیر محنت پست تو | کی مرا تلخی کند از دست تو | |
| گر ترا در راه او رنجست بس | تو یقین میدان کن آن گنج است بس | |
| کار او بس پشت و روی افتاده است | چون کنی تو، چون چنین بنهاده است | |
| پختگان چون سر به راه آوردهاند | لقمهی بی خون دل کی خوردهاند | |
| تا که بر نان و نمک بنشستهاند | بیجگر نان تهی نشکستهاند |