عطار (عذر آوردن مرغان)/دیدهی آن عنکبوت بیقرار: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|دیدهی آن عنکبوت بیقرار|در خیالی میگذارد روزگار}} | {{ب|دیدهی آن عنکبوت بیقرار|در خیالی میگذارد روزگار}} | ||
{{ب|پیش گیرد وهم دوراندیش را|خانهای سازد به کنجی خویش را}} | {{ب|پیش گیرد وهم دوراندیش را|خانهای سازد به کنجی خویش را}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۰۳:۰۶
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (دیدهی آن عنکبوت بیقرار) از عطار |
' |
| دیدهی آن عنکبوت بیقرار | در خیالی میگذارد روزگار | |
| پیش گیرد وهم دوراندیش را | خانهای سازد به کنجی خویش را | |
| بوالعجب دامی بسازد از هوس | تا مگر در دامش افتد یک مگس | |
| چون مگس افتد به دامش سرنگون | برمکد از عرق آن سرگشته خون | |
| بعد از آن خشکش کند بر جایگاه | قوت خود سازد از و تا دیرگاه | |
| ناگهی باشد که آن صاحب سرای | چوب اندر دست، استاده بپای | |
| خانهی آن عنکبوت و آن مگس | جمله ناپیدا کند در یک نفس | |
| هست دنیا، وانک دروی ساخت قوت | چون مگس در خانهی آن عنکبوت | |
| گر همه دنیا مسلم آیدت | گم شود تا چشم بر هم آیدت | |
| گر به شاهی سرفرازی میکنی | طفل راه پرده بازی میکنی | |
| ملک مطلب گر نخوردی مغز خر | ملک گاوان را دهند ای بیخبر | |
| هرک از کوس و علم درویش نیست | مرد او ، کان بانگ بادی بیش نیست | |
| هست بادی در علم، در کوس بانگ | باد بانگی کمتر ارزد نیم دانگ | |
| ابلق بیهودگی چندین متاز | در غرور خواجگی چندین مناز | |
| پوست آخر درکشیدند از پلنگ | درکشند آخر ز تو هم بیدرنگ | |
| چون محال آمد پدیدار آمدن | گم شدن به یا نگو سار آمدن | |
| نیست ممکن سرفرازی کردنت | سر بنه تا کی ز بازی کردنت | |
| یا بنه این سروری دیگر مکن | یا ز سربازی بنه در سرمکن | |
| ای سر ای و باغ تو زندان تو | وای جانت، وابلای جان تو | |
| در گذر زین خاکدان پر غرور | چند پیمایی جهان ای ناصبور | |
| چشم همت برگشای و ره ببین | پس قدم در ره نه و درگه ببین | |
| چون رسانیدی بدان درگاه جان | خود نگنجی تو ز عزت در جهان |