عطار (غزلیات)/آنچه با من میکند سودای تو: تفاوت میان نسخهها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
| یادداشت = | | یادداشت = | ||
}} | }} | ||
{{شعر}} | |||
{{ب|آنچه با من میکند سودای تو|میکشم چون نیست کس همتای تو}} | {{ب|آنچه با من میکند سودای تو|میکشم چون نیست کس همتای تو}} | ||
{{ب|با خیالی آمد از خجلت هلال|پیش بدر عارض زیبای تو}} | {{ب|با خیالی آمد از خجلت هلال|پیش بدر عارض زیبای تو}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۰۷
| ' | عطار (غزلیات) (آنچه با من میکند سودای تو) از عطار |
' |
| آنچه با من میکند سودای تو | میکشم چون نیست کس همتای تو | |
| با خیالی آمد از خجلت هلال | پیش بدر عارض زیبای تو | |
| بر گشاید کار هر دو کون را | یک گره از زلف عنبرسای تو | |
| تو ز خون پوشیده قوس قامتم | از خدنگ نرگس رعنای تو | |
| هیچ کارم نیست جز جان کاستن | بر امید لعل جانافزای تو | |
| جای آن داری که صد صد را کشند | لیک بر یک جای یک یک جای تو | |
| تو چو شمعی وین جهان و آن جهان | راست چون پروانه ناپروای تو | |
| کی رسم من بی سر و پا در تو زانک | بی سر و پای است سر تا پای تو | |
| صد هزاران قرن باید خورد خون | تا توانم کرد یکدم رای تو | |
| کی توانم پخت سودای تو من | هست سودای تو بر بالای تو | |
| گر شود هر ذره صد دوزخ مدام | هم نگردد پخته یک سودای تو | |
| دم فرو بست از سخن اینجا فرید | تا کند غواصی دریای تو |