الگو:نوشتار برگزیده: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
<onlyinclude>
<onlyinclude>
*
*
[[پرونده:RezaShahBozorg 14.jpg|thumb|left|260px|رضا شاه بزرگ سنگ یادبود دانشگاه تهران را در زمین دانشگاه می‌نهند]]
[[پرونده:Coup d etat 3Esfand1299 Final.mp4|thumb|left|220px|کودتای سوم اسفند]]
[[پرونده:RezaKhanSardarSepah2.jpg|thumb|left|200px‎|رضا خان سردار سپه]]
[[پرونده:YaranKudeta3Esfand1299.jpg|thumb|left|240px|یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق]]


'''[[دانشگاه تهران]]''' - دانشگاه تهران در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست رضا شاه بزرگ در زمین‌های پردیس جلالیه تهران بر زمین زده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمین‌های جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا بر امر اعلیحضرت شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکده‌ها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد: هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی


نخستین گفتگوها درباره بنیان دانشگاه در ایران در مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم در نشست‌های ۲۴۳ تا ۲۴۶ در اردیبهشت ماه ۱۳۰۷ خورشیدی در چارچوب گفتگوهای قانون اعزام محصل به خارجه به انجام رسید.[۳] در این زمان محمد تدین وزیر علوم و معارف بود. ...فروردین ماه ۱۳۱۰ وزیر دربار عبدالحسین تیمورتاش عیسی صدیق اعلم را مامور کرد تا انستیتویی برای آموزش عالی با سه دانشکده تربیت معلم، پزشکی و مهندسی بنیان نماید. عیسی صدیق اعلم راهی ایالات متحده امریکا شد و با پروفسور پل مونرو [۴] در دانشگاه کلمبیا دیدار کرد. عیسی صدیق اعلم تز دکترا خود را با فرنام پرشیای مدرن و سیستم آموزشی آن [۵] ] نوشت و طرح بنیان یک دانشگاه با همه جزییات مالی و پرسنلی آن را به نوشتار در آورد. در مهر ماه ۱۳۱۰ دکتر عیسی صدیق اعلم به تهران بازگشت و در نشستی با علی‌اکبر داور وزیر دادگستری، محمدعلی فروغی وزیر امور خارجه، سید حسن تقی‌زاده وزیر مالیه و یحیی قراگزلو وزیر معارف طرح بنیان یک دانشگاه را با آنان در میان گذاشت. قرار بر این شد پس از بازگشت تیمورتاش وزیر دربار از سفر، این طرح با وی نیز در میان گزارده شود و سپس تیمورتاش آن را به آگاهی اعلیحضرت رضا شاه بزرگ برساند. شهریور ماه ۱۳۱۰ مدرسه عالی مهندسی برای نخستین بار در تهران از سوی نخست‌وزیر گشوده شد. دوره مدرسه عالی مهندسی سه سال بود. دیرتر مدرسه عالی مهندسی با نام دانشکده فنی بخشی از دانشگاه تهران شد. در روز ۳ مهر ماه ۱۳۱۳ دانشکده فنی با سخنان معاون وزارت معارف و با بودن نخست‌وزیر در ساختمان دارالفنون تا آماده شدن بنای دانشکده گشوده شد و سپس به دانشگاه تهران جا به جا شد. دی ماه ۱۳۱۳ نشستی با بودن تیمورتاش، دکتر عیسی صدیق اعلم و علی اکبر داور برگزار گردید و شالوده بنیاد دانشگاه با تیمورتاش در میان گذاشته شد. تیمورتاش به پیشگاه اعلیحضرت رضا شاه پهلوی شرفیاب شد و برنامه بنیان دانشگاه را به آگاهی رضا شاه رساند. رضا شاه فرمان بنیان دانشگاه را به تیمورتاش دادند و افزودند که عیسی صدیق اعلم به استخدام وزارت معارف درآید و شالوده بنیاد دانشگاه را پی‌ریزی نماید و به اجرا درآورد. بدین سان، قراگزلو وزیر معارف عیسی صدیق اعلم را به استخدام وزارت معارف درآورد و به ریاست دانشسرای تربیت معلم برگزید. افزون بر این، قراگزلو عیسی صدیق اعلم را برآن داشت که مدرسه‌های آموزش عالی که وجود دارند را زیر یک چتر بیاورد و سپس آنان را دانشکده بنامند. ...علی اصغر حکمت کفیل وزارت معارف کمیته‌ای برای بنیان دانشگاه برپا کرد. هموندان این کمیته عیسی صدیق اعلم، علی اکبر سیاسی از دانشسرای تربیت معلم، علی اکبر دهخدا رییس مدرسه حقوق، محمدعلی گرگانی مدیر اداره تقاعد (بازنشستگی)، دو پزشک فارغ‌التحصیل دانشکده پزشکی از فرانسه و دو تن از مدرسه سپهسالار بودند. این کمیته پروژه عیسی صدیق اعلم را گسترده‌تر کرد. در روز ۲۲ اسفند ۱۳۱۲ علی اصغر حکمت این طرح را در برابر مجلس شورای ملی به آگاهی نمایندگان رسانید. نخستین گفتگوها درباره بنیاد دانشگاه تهران در مجلس شورای ملی در روزهای ۲۳ و ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۱۳ انجام شد. [۱۲] [۱۳] سرانجام در روز ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳ قانون اجازه تاسیس دانشگاه تهران در بیست و یک ماده به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
'''[[کودتای سوم اسفند]]''' -  روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز [[رضا شاه بزرگ|رضا شاه کبیر]] نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.  
 
پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:
 
{{نقل قول|برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید.}}
 
در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که [[مالکان بزرگ ایران|زمینداران بزرگ]] بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.  
 
۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:
 
'''حکم می کنم:'''
 
۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.
 
۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.
 
۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.
 
۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.
 
۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.
 
۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.
 
۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.
 
۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.
 
۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.
 
چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا
 
وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله  دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.
 
ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.
 
نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.
 
سردار سپه کسی که [[انقلاب مشروطه - یک پارچگی کشور ایران از سوی رضا خان سردار سپه وزیرجنگ|کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن]] درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.  


.....'''[[دانشگاه تهران|این نوشتار و نوشتارهای وابسته بدان را بخوانید]]'''


</onlyinclude>
</onlyinclude>


[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۶


رضا خان سردار سپه
یاران کودتای سوم اسفند آزادکنندگان ایران از راست: زمان‌خان، عبدالله میرزا، کاطم‌خان سیاح، علی‌خان ریاضی، حسن مشارالملک، اسفندیار غیاثوند، سیدضیا نخست‌وزیر، گلروپ، فتحعلی توپچی ثقفی، مسعود کیهان وزیرجنگ، خانبابا خان قلعه‌بیگی، رضا خان سردار سپه فرمانده قزاق


کودتای سوم اسفند - روز سوم اسفند ماه از سوی مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری بیست و یکم به نام روز رضا شاه کبیر نامگذاری شد و قرار شد که همه‌ساله در این روز خدمات و فداکاری‌های اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی بنیادگزار ایران نوین از رادیو و تلویزیون و مطبوعات برای آگاهی نسل جوان کشور یادآوری شود. این تصمیم بر لوحه‌ای طلا حک و در آرامگاه اعلیحضرت شاهنشاه ایران رضا شاه پهلوی نصب گردید.

پیش از اینکه نیروهای سرتیپ رضا خان به سوی تهران بتازند، رضا خان با قدی بلند بر روی بلندی چه با شکوه ایستاد، نگاهش را به سربازان که بی حرکت در برابر ایستاده بودند، دوخت و با صدای رسا و شمرده‌ای سخنرانی میخکوب کننده خود را ایراد کرد و چنین گفت:

« برادران من، سربازان من، ما یکی دو ساعت دیگر عازم تهران خواهیم شد. به من الهام شده است، یک نیروی غیبی به من مژده داده است که ما پیروز می‌شویم و وطن را نجات خواهیم داد. با این همه، هدفی که ما را به این راه کشانده است، هدف مقدسی است. ما برای نجات مادر وطن دست به این کار خطیر می‌زنیم، اگر در این راه کشته شویم جزو شهدا حساب خواهیم شد و اگر موفق شویم، به یاری خداوند قادر متعال و ، آب خاک و وطن‌مان را از ذلت و پستی نجات خواهیم داد در راه رسیدن به این مقصود، باید ذره‌ای در انجام وظیفه‌ای که بر عهده‌ی شماست تعلل نکنید. »

در پگاه سوم اسفند ماه ۱۲۹۹ تیپ همدان با ۲۵۰۰ قزاق به فرماندهی "سرتیپ رضا خان" از غرب به تهران حمله کرد و وارد شهر شد. بی‌درنگ مرکزهای مهم مانند تلگراف‌خانه، تلفن‌خانه و شهربانی و وزارت‌خانه‌ها اشغال شدند. نیروی ژاندارم تهران بدون ایستادگی و نیروی پلیس پس از ایستادگی ناچیزی تسلیم شدند. بدین سان پایتخت از سوی نیروی کودتا اشغال شد و دولت سپهدار رشتی که زد و بندهایش را با استعمارگران انگلیس و روس کرده بود، سرنگون شد و خطر اشغال ایران از سوی ارتش سرخ و دیگر استعمارگران از میان برداشته شد. بیش از دویست تن از قاجاریان مغول بیگانه که زمینداران بزرگ بودند و هشتاد تن از رجال سیاسی چون تنکابنی، سعدالدوله، عین‌الدوله و عبدالحسین فرمانفرما و سید حسن مدرس برای جلوگیری از تبانی و توطئه بازداشت شدند.

۴ اسفند ماه به فرمان احمد شاه قاجار رضا خان میرپنج به پاس کاردانی و شایستگی و دلیری به مقام سردار سپه رسید و نخستین اعلامیه رهبر کودتا سرتیپ رضا خان به اهالی تهران صادر شد:

حکم می کنم:

۱- تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع اوامر نظامی باشند.

۲- حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید.

۳- کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد.

۴- تمامی روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه‌ای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند.

۵- اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد.

۶- تا دستور ثانوی تمام مغازه‌های مشروب‌فروشی و تاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد.

۷- تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطیع این حکم خواهند بود.

۸- کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سخت‌ترین مجازات خواهند رسید.

۹- کلنل کاظم‌خان به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین می‌شود و او مامور اجرای مواد فوق است.

چهاردهم جمادی‌الثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا ـ رضا

وضعیت سیاسی ایران پیش از کودتا - در این زمان مجلس شورای ملی شش سال بود که بسته شده بود و در درازای این زمان ده نخست‌وزیر و کابینه بر سر کار آمد و کناره‌گیری کرد. فتح‌الله اکبر سپهدار اعظم سپهدار رشتی در مهر ماه ۱۲۹۹ با پشتیبانی دولت انگلیس نخست‌وزیر شد و به انگلیسی‌ها قول داد که انتخابات را برگزار کند و مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم را برقرار نماید تا قرارداد ۱۹۱۹ را که وثوق‌الدوله دستینه کرده بود، در مجلس شورای ملی به تصویب برساند که قانونی شود. ارتش سرخ شمال ایران را اشغال کرده بود و میرزا کوچک خان جنگلی در روز ۱۵ خرداد ماه ۱۲۹۹ در رشت جمهوری شوروی سوسیالیستی ایران را با پشتیبانی ارتش سرخ شوروی و با الگوی شوروی برپاکرد و برآن بود که با ارتش سرخ به سوی تهران یورش ببرند و حکومت مرکزی را سرنگون سازند. دو هفته پس از گزینش کابینه، سپهدار از سفیر انگلیس درخواست پول کرد تا پس از انتخابات میان نمایندگان مجلس شورای ملی پخش کند. نورمن سفیر انگلیس به لرد کرزن وزیر خارجه نوشت و پروانه خواست. در ۱۴ دی ماه ۱۲۹۹ در چنین وضعیتی، دولت انگلستان برآن شد که ارتش خود را از شمال ایران بیرون بکشد و بخشی از آن را در بغداد و بخشی دیگر را در جنوب ایران جای دهد. خطر یورش ارتش سرخ ایران به تهران و بدست گرفتن حکومت از سوی بلشویک ها آشکار بود.

ارزیابی سیاسی کودتای سوم اسفند - تا به امروز آنچه که در دوم و سوم اسفند ۱۲۹۹ گذشت کژدیس (تحریف) و دستکاری شده است. در بنگاشتن کودتا به شرایط داخلی ایران اشاره نشده است ولی تنها از رخنه انگلیس در ایران سخن می گویند. گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها شمال ایران را اشغال کرده بودند، گفته نمی‌شود که بلشویک‌ها ارتش مستقل سرخ ایران را بنیان کرده بودند، گفته نمی‌شود که ارتش کمونیستی سرخ ایران به سوی تهران روانه شده بود تا جمهوری کمونیستی ایران را راه بیاندازد، گفته نمی‌شود که ارتش انگلیس از ارتش سرخ شوروی شکست سختی خورده بود و ارتش ناتوانی که باقی مانده بود را به بغداد جا به جا کردند. به جای همه اینها با ذره‌بین هر تلگراف یا نامه یا سندی بررسی شد تا به مردم بفروشند که کودتای سوم اسفند را انگلیسی‌ها انجام داده‌اند. وارونه ساختن و یا حذف رویدادهای تاریخی به آنجا کشیده است که کودتای سوم اسفند را کودتایی می‌نامند که در آن رضا خان به پادشاهی رسید و سید ضیا طباطبایی نخستین نخست‌وزیر کابینه رضا شاه بود.

نیروی قزاق همان ارتش خود گذشته‌ای بود که جلوی ارتش کمونیستی سرخ را در ایران گرفت و از کمونیستی شدن ایران جلوگیری کرد. این ممکن است که از دیدگاه انگلیسی‌ها مثبت بوده باشد، ولی سربازان ایرانی به فرماندهی رضا خان و گروه سیاستمدارانی که گِرد سیدضیا بودند همگی این مبارزه را با آرمان میهن‌پرستی انجام دادند. اینان برآن بودند که کشور ایران را از اینکه در دهان استعمار سرخ بیافتد نگاهبانی کنند. هم‌چنین برآن بودند که تمامیت ارضی ایران پاسدارند که به استان‌های خودمختار تقسیم نشود.

سردار سپه کسی که کشور ایران را از چنگ استعمارگران و خطر تجزیه شدن درآورد و ایرانی نوین و مدرن ساخت. روز سوم اسفند و رویداد کودتای سوم اسفند بر ملت ایران فرخنده باد.