عطار (غزلیات)/زلف تو که فتنه‌ی جهان بود: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ورود خودکار مقاله)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|زلف تو که فتنه‌ی جهان بود|جانم بربود و جای آن بود}}
{{ب|زلف تو که فتنه‌ی جهان بود|جانم بربود و جای آن بود}}
{{ب|هر دل که زعشق تو خبر یافت|صد جانش به رایگان گران بود}}
{{ب|هر دل که زعشق تو خبر یافت|صد جانش به رایگان گران بود}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۰۸

' عطار (غزلیات) (زلف تو که فتنه‌ی جهان بود)
از عطار
'


زلف تو که فتنه‌ی جهان بود جانم بربود و جای آن بود
هر دل که زعشق تو خبر یافت صد جانش به رایگان گران بود
مرده‌دل آن کسی که او را در عشق تو زندگی به جان بود
گفتم دل خویش خون کنم من کز دست دلم بسی زیان بود
ناگاه کشیده داشت دستم چون پای غم تو در میان بود
گر من دادم امان دلم را دل را ز غم تو کی امان بود
گفتم که دهان تو ببینم خود از دهنت که را نشان بود
هرگز نرسید هیچ جایی آن را که غم چنان دهان بود
گفتی که چگونه‌ای تو بی‌من دانی تو که بی‌تو چون توان بود
ز آنروز که یک زمانت دیدم صد ساله غمم به یک زمان بود
بر خاک درت نشسته عطار تا بود ز عشق جان فشان بود