خاقانی (قطعات)/با آینه‌ی ضمیر مخدوم: تفاوت میان نسخه‌ها

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (clean up using AWB)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:
| یادداشت =
| یادداشت =
}}
}}
{{شعر}}
{{ب|با آینه‌ی ضمیر مخدوم|خواهد که نفس زند نیارد}}
{{ب|با آینه‌ی ضمیر مخدوم|خواهد که نفس زند نیارد}}
{{ب|مجد الدین افتخار اسلام|که اسلام بدو تفاخر آرد}}
{{ب|مجد الدین افتخار اسلام|که اسلام بدو تفاخر آرد}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۹:۱۰

' خاقانی (قطعات) (با آینه‌ی ضمیر مخدوم)
از خاقانی
'


با آینه‌ی ضمیر مخدوم خواهد که نفس زند نیارد
مجد الدین افتخار اسلام که اسلام بدو تفاخر آرد
بحری است نهنگ سار کلکش کالا گهر از دهن نبارد
در ظلمت حال خاطر اندوه با نور خیال او گسارد
پر کحل جواهر آیدش چشم چون بر خط او نظر گمارد
دل یاد کند فضایل او چندان که به دست چپ شمارد
بر یاد محقق مهینه انگشت کهینه بسته دارد
آخر چه حساب گیرد انگشت کورا ز میان فرو گذارد
یار مردم مار و کژدم دان کنون خاقانیا کز دم کژدم دم مردم تو را بدتر بود
آن نه یارانند مارانند پس بیگانه به کافت یاران چو باشد آشنا بدتر بود
تا تو مردم را ستایی در بلایی با همه چون تو را مردم ستایند آن بلا بدتر بود