سرود انقلاب سفید

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۹ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۶ توسط Bellavista1 (گفتگو | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « {{شعر}} {{ب|سپیده ای از انقلاب دمیده شد ایران روشن|چو تو سحرگهان کشیده بر هر سو دامن}} {{ب|بود کنون همه از آن پدیده شاه و مردم|غرور ما، سرور ما، شکوه از آن دارد میهن}} {{ب|ألا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها!|که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشک...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو




سپیده ای از انقلاب دمیده شد ایران روشن چو تو سحرگهان کشیده بر هر سو دامن
بود کنون همه از آن پدیده شاه و مردم غرور ما، سرور ما، شکوه از آن دارد میهن
ألا یا أیها السّاقی! أدر کأساً وناوِلها! که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش، چه خون افتاد در دل‌ها!
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید! که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن و عیش , چون هر دم جرس فریاد می‌دارد که «بربندید محمل‌ها»
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخِر نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها؟
حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ! متیٰ ما تلق من تهویٰ، دعِ الدنیا و اهملها