کنگرهٔ عرش بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| مائیم که در بادیۀ عشق دویدیم | بسیار دویدیم و به مطلب نرسیدیم |
| بس بر رخ این سرو قدان دیده فکندیم | بس در غم این سیمبران جامه دریدیم |
| با زاهد محرابی و با پیر کنشتی | از عشق بس افسانه که گفتیم و شنیدیم |
| گشتیم بسی در طلب دوست جهان را | در دهر به جز دشمن خونخوار ندیدیم |
| آن را که دل اندر طلبش گشت در آفاق | اندر دل ما بود نهان ماش ندیدیم |
| دادیم دل از دست و غم دوست گرفتیم | هشتیم بهشت از کف و آن روی گزیدیم |
| هرگز نفروشیم به شادی دو عالم | آن غم که به صد جان گرانمایه خریدیم |
| بیدل قفس تن بشکستیم گر از عشق | بر کنگرۀ عرش از آن دام پریدیم |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۳۴ (UTC)––––