ويرانهٔ آباد بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| اي عشق دلی خسته ز تاثير تو دارم | ويرانة آباد ز تعمير تو دارم |
| بر لوح دلم نام دگر نيست به جز دوست | نقشی است كه از خامهٔ تصوير تو دارم |
| آمد به من از شصت تو تيری و خطا رفت | اين شكوه من از بخت نه از تير تو دارم |
| تا كی به خدنگم زنی ای مه ندهم جان | عمريست كه من حسرت شمشير تو دارم |
| بستم به سر زلف چو زنجير تو دل را | ديوانهٔ آسوده به زنجير تو دارم |
| هم نامه فتاد از كف و هم خامه ز رفتار | ای نامه بر اميد به تقرير تو دارم |
| بیدل سر آن داشت كه با كس نشود رام | عشق آمد و گفتا سر تسخير تو دارم |
| عشق تو كجا و دل من زانكه به عصفور | سيمرغ نگويد سر نخجير تو دارم |
در ویکیپدیا موجود است: