وحشی بافقی (غزلیات)/نزدیک ما سگان درت جا نمیکنند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (نزدیک ما سگان درت جا نمیکنند) از وحشی بافقی |
' |
| نزدیک ما سگان درت جا نمیکنند | مردم چه احتراز که از ما نمیکنند | |
| رسم کجاست این ، تو بگو در کدام ملک | دل میبرند و چشم به بالا نمیکنند | |
| رحمی نمیکنی، مگر این محرمان تو | اظهار حال ما به تو اصلا نمیکنند | |
| لیلی تمام گوش و ندیمان بزم خاص | ذکر اسیر بادیه قطعا نمیکنند | |
| این قرب و بعد چیست نه ما جمله عاشقیم | آنها چه کردهاند که اینها نمیکنند | |
| عشق آن دقیقه نیست که از کس توان نهفت | مردم مگر نگاه به سیما نمیکنند | |
| پند عبث بلاست بلی زیرکانه عشق | بیهوده جا به گوشهی صحرا نمیکنند | |
| این طرفه بین که تشنه لبان را به قطرهای | سد احتیاج هست و تمنا نمیکنند | |
| وحشی چه کردهای تو که خاصان بزم او | هرگز عنایتی به تو پیدا نمیکنند |