وحشی بافقی (غزلیات)/ناوکت بر سینهی این ناتوان آمد همه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (ناوکت بر سینهی این ناتوان آمد همه) از وحشی بافقی |
' |
| ناوکت بر سینهی این ناتوان آمد همه | آفرین بادا که تیرت بر نشان آمد همه | |
| شد نشان تیر بیداد تو جسم لاغرم | سد خدنگ انداختی، بر استخوان آمد همه | |
| جان و دل کردم نشان پیش خدنگ غمزهات | جست تیرت از دل زار و به جان آمد همه | |
| جان من گویا نشان تیر بیداد تو بود | زانکه بر جان من بیخانمان آمد همه | |
| بر تن خم گشته وحشی زخمها خوردم از او | تیر پرکش کرده زان ابرو کمان آمد همه |