وحشی بافقی (غزلیات)/ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (ما در مقام صبر فشردیم گام خویش) از وحشی بافقی |
' |
| ما در مقام صبر فشردیم گام خویش | یک گام آنطرف ننهیم از مقام خویش | |
| این مرغ تنگ حوصله را دانهای بس است | صیاد ما به دانه چه آراست دام خویش | |
| فارغ نشین که حسن به هر جا که جلوه کرد | مخصوص هیچکس نکند لطف عام خویش | |
| دل شد کبوتر لب بامی که سد رهش | سازند دور و باز نشیند به بام خویش | |
| وحشی رمیدهایست که رامش کسی نساخت | آهوی دشت را نتوان ساخت رام خویش |