وحشی بافقی (غزلیات)/عاشق یکرنگ را یار وفادار هست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (عاشق یکرنگ را یار وفادار هست) از وحشی بافقی |
' |
| عاشق یکرنگ را یار وفادار هست | بنده شایسته نیست ورنه خریدارهست | |
| میرسدت ای پسر بر همه کس ناز کن | حسن و جمال ترا ناز تو در کارهست | |
| گر چه لبت میدهد مژده حلوای صبح | مانده همان زهر چشم تلخی گفتار هست | |
| لازمهی عاشقیست رفتن و دیدن ز دور | ورنه ز نزدیک هم رخصت دیدار هست | |
| وحشی اگر رحم نیست در دل او گو مباش | شکر که جان ترا طاقت آزار هست |