مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ تیر ۱۳۰۷ نشست ۲۶۳

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری ششم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری ششم

قوانین بنیان ایران نوین
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۴ تیر ۱۳۰۷ نشست ۲۶۳

مشروح مذاکرات مجلس ملی، دوره‏۶

جلسه: ۲۶۳

صورت مشروح مجلس یکشنبه ۲۴ تیرماه ۱۳۰۷ مطابق ۲۷ محرم ۱۳۴۷

فهرست مندرجات:

۱- تصویب مرخصی آقایان فرشی و عدل و حیدری

۲- قرائت مواد و مذاکرات در اطراف خبر کمیسیون راجع به انحصار تریاک

(مجلس دو ساعت و سه ربع قبل از ظهر بریاست آقای پیرنیا تشکیل گردید) (صورت مجلس پنجشنبه ۲۱ تیرماه را آقای دولتشاهی قرائت نمودند)

رئیس ـ صورت مجلس ایرادی دارد یا نه

(گفته شد خیر)

رئیس ـ صورت مجلس تصویب شد چند فقره خبر مرخصی است

(بشرح ذیل خوانده شد)

مرخصی آقای فرشی:

نماینده محترم آقای فرشی برای ساختمان مدرسه در قریه دیزج آذربایجان بنام خدمت بمعارف از بیستم اری بهشت دو ماه تقاضای مرخصی نموده‌اند کمیسیون چون همیشه طرفدار توسعة معارف و این قبیل خدم را قابل تقدیر میداند لذا با تقاضای اینشان موافق اینکه خبر انرا تقدیم می‌نماید

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ بنده یک اصلی ار که اصل مساوات و عدالت است می‌خواهم بقدری که میوشد توجه بدهم معقیدة خودم نه ایکه خدای نواسته بگویم اکثر این توجه را ندارند ولی خواستم این را عرض کنم که این رعایت بوشد آقای فرشی یکی از وکلای خوبی هستند لکن نگاه کنید به مرخصی‌های ایشان سه ماه مرخصی گرفته‌اند بعد پنج ماه دیگر حال هم رفته است بحمدالله موفق هم شدهاس نماینده هم شده است. حالا که نماینده شده است یک پولی هم بدهد بنده عرض می‌کنم پریروز شاهزادة غلامحسین میرزا مرخصی خواسته بود بنده مخالف بودم مجلس رأی نداد شاهزاده محمد ولی میرزا مرخصی خواشت بود با اینکه حقوق خودشرا واگذار کرده بود به ئارالتربیة تبریز یکه خیلی هم منافع برای ما داشت رأی داده نشد آقای فرشی هفت هست ماه اجازه خواسته است بنده خواستم که اینها در تحت یک میزانی تساوی درش ملاحظه شو از این جهت بنده مخالفم که در ظرف دو سال بیکنفر ده ماه اجازه مرخصی داده شود. پس یک دفع باصطلاح جدیدی‌ها یک اجازة مطلق بگیرند مثل ادارة ثبت اسناد شنیدم همین ترتیب است صبح می‌آیند امضا می‌کنند می‌روند باز فردا می‌آیند امضا می‌کنند می‌روند مواجب هم می‌گیرند اینجا هم همین ترتیب را بکنند این است که بنده جداً مخالف هستم

رئیس ـ آقای کازرونی

کازرونی ـ نبده با آن اصلی که آقا فرمودند موافقم یک طرحی با یک پیشنهادی تهیه کنند که یک قدری این کار منظم شده لکن تا زمانی که این طرح از مجلس نگذشته است عرض می‌کنم مجلس با در نظر گرفتن وضعیت زندگانی افرا وکلا البته نفیاً و اتباتاً بر سبق عقیدة که دارد اطهار رأی خواهد کرد اینجا است که اختلاف پیدا میوشد بواسطة اینکه افراد بجمیع جهات یا بجهاتی با هم اختلاف دارند آقای فرشی یک آدم صالح و صحیحی است هیچوقت از اوقات هم در نظر ندارند که بخواهند یک حقوقی بگیرند یا در مقابلش خدمتی انجام ندهند بنده عقیده‌ام این است که غیبت آقای فرشی نفعش از نقطة نظر وکالت بیشتر باشد تا حضورش (عدل ـ صحیح است) و در اینجا هم اگر دقت بفرمایهد تصدیق عرض بنده را خواهند کرد بیشت از اینهم توضیح نمی‌دهم

رئیس ـ رأی میگیرمی به مرخصی آقای فرشی آقایانیکه تصویب میکنندقیام فرمایند

(اکثر بر خاستند)

رئیس ـ تصویب شد خبرمرخصی آقای عدل:

نمایندة محترم آقای عدل بواسطه سرکشی بامورات شخصی ازتاریخ سوم خرداد چهل روز تقای مرخصی کرده‌اند کمیسیون با تقاضای ایشان موافق اینک خبر آنرا تقدیم می‌نماید

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سیدیعقوب ـ بنده باز هم عرض خودم راتکرار می‌کنم اقای کازرونی با پانزده روز مرخصی شاهزادة غلامحسین میرزا مخالفت میرکد وآنوقت اب هشتماه مرخصی آقای فرشی موافقت می‌کند حالا مسئلة نیست این عقیده است آنروز هم عقیده شا مخالف بود رفت بیرون گفت عقیدة من موافق است گفت: در تناقض هشت وحدت شرط دان. یکیش وحدت محل است. دیگر اینجور تناقض هم من ندیده بودم و عقیده نداشتم که عقیده پیدا کردم در اینجا هم آقای قائم مقام تشریف بردند برای انتخاباتشان انتخاب هم شدند و برگشتند می‌گویند برای سرکشی املاکشان مگر مجلس برای سرکشی املاک هم ابدیحقوق بدهد مجلس که کدخدا نیست آقا جان اینی یک چیزهای غربی است خوبست خود آقای عدلی یک تفقدی بکنند و عدالت و جواب بدهند که دیگر آقای کازرونی دفاع نکنند

رئیس ـ آقای فیروز آبادی هم مخالفند

فیروز آبادی ـ بلی

رئیس ـ آقای کازونی

کازرونی ـ عرض کنم اجازة که داده شده است از طرف کمیسیون راجع به اقای عدل بنده از مقام عدالتخواهی آقای آقا سید یعقوب تقاضا می‌کنم بهمین دلیل که الان مجلس دربارة آقای فروشی رأی داد برای آقای عدل هم بای رأی بدهد و دلیل ندارد که بخواهد مال ایشانرا رد بکند.

رئیس ـ آقایانیکه این خبر را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد.

مرخصی آقای حیدری: نمایندة محترم آقای حیدری از اول تیر ماه ۲۱ روز اجازه مرخصی را تقاضا و بر طبق تقاضانامة خود تلگراف از مقامات مربوطه بقرای رسیدگی بامور محلی منظم کمیسیون با نظریة ایشان موافقت اینکه خبر آنرا تقدیم می‌نماید

رئیس ـ آقای دهستانی

دهستانی ـ موافقم

رئیس ـ آقای رفیع

رفیع ـ عرضی ندارم ندارم

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ بنده در صورتیکه میدانم آقای حیدری تشریف بردند آنجا بک خدماتی هم به حوزة اینجامعه خودشان کرده‌اند مسبوق هستم ولی چون باکلیه مرخصی‌ها چه مرخصی قبلی و جه مرخصی بعدی تمامش مخالفم و عقیده دارم کسی که وکیل شد از آنروزی که می‌آید در مجلس باید تا آن روز آخرش کار بکند واگر چنانچه نخواست باید از حقوق خود صرف نظر بکند و عقیده‌ام این است و فرق بین دوستان وغیر دوستان خودم نمی‌گذارم از این جهت مخالف هستم.

رئیس ـ آقای زوار

زوار ـ چون نماینده محترم یک قسمت از خدمات آقای حیدری را تصدیق کردند کیسیون هم از همین نظر این خبر ار قتدیم کرده استاعا می‌کنم که امروزی ار فدای آن روی نکنند.

رئیس ـ آقایانیکه این خبر ار تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس – تصویب شد.

وزیر مالیه ـ یک فقره لایحه است راجع به تصفیة حساب عوارض بندری خاطر آقایان مستحضر است قانونی در این باب گذشت ولی در چند روز قبل از اینکه این قانون بگذرد این عوارض در آنجا دریافت شده است برای اینکه این دریافت قانونی باشد یک ماده واده عرض شده است یک ماده نواحده هم هست ارجع بیک نفر مستخم گمرک که مقتول شده است ورثة او باید حقوق بگیرند یک تقاضای اعتباری است برای خرید یک قایق بخاری در دریای خزر ازمحلس همان سهدی سه انحصاری که تخصیص بمخارج وصول عوائد انحصار داده شده است

کفیل وزارت امرو خارجه ـ عهد نامة ایران و ترکیه پرتکل منضمه بعهدنامه ایران و افغانستان قرا رداد موقتی باچک و اسلواکیا قرار داد موقتی با اطریش را تقدیم می‌کنم

(دو فقره پیشنهاد راجع بدستور بشرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد آقای فیروز آبادی: بنده پیشنهذد می‌کنم که لایة خط اهن بین محمره و عبادان در ابتدای جلسة امروز جزء دستور شود

پیشنهاد آقای تقی زاده: اینجانب پیشنهدد می‌کنم که امروز قبل از سایر مطالب به چند فبره شهریة که با قیام و قعود رأی گرفته شده رویهمرفته با ورقه رأی گرفته شود

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ عرض می‌شود همة ماها عقیده مان این است که خط آهن در مملکت وارد شود عقیده حالا این شده است یعنی غالب و اکثریک نفری هم پیدا شده است می‌خواهد سه چهار فرسخ با پول خودش و سرمایه خودش خط آهن بکشد قریب یکسال هم هست که در کمیسیون و مجلس آمده است دو شور آنهم تمام دشه عمل آن هم تمام شده است فقط رأی آخرآن مانده است این نه معطلی دارد نه چیزی برای تشویق و برای اینکه سه چهار فر سخ خط آهن در مملکت کشیده شود بدون یکشاهی ضرر برای این مملکت بنده پیشنهاد کردم که رأی آخری که یک دقیقه وقت لازم دارد داده شود بعد آقایان مشغول کار خودشان بشوند

رئیس – آقای تقی زاده

تقی زاده ـ بنده توضیح مفصل یندارم چند فقره که با قیام وقعود رأی گرفته شد اینها اغلب حقوقهائی است که برای زنهای بیوه ده تومان و پانزده تومان است معطل مانده برای بعضی لوایح دیگری که می‌خواست ضمیمه بشود آنهم در موقع خودش باید طرح شود این تمام کارش تمام شده و چون بعضی از این‌ها نهایت استحقاق و استیصال را دارند بنده تمنی می‌کنم از آقایان که با ورقه رأی بدهند باین چند فقره که با قیام و قعود رأی گرتفه شده است رأی داده شود که عملش تما شود و خیلی بتأخیر نیفتد

رئیس ـ آقای روحی

روحی ـ عرض کنم بنده با این دو پیشنهادهر دو مخالفم اولا در جلسة گذشته یک رأی باقی ماند برای شود در مواد قانون انحصار که این قانون از لحاظ اقتصادی این مملکت رجحان دارد بر هزار قانونی که از این قبیل بگذرد حالا محسنات آنرا اغلب آقایان در عمل مشاهده خواهند کرد پیشنهاد آقای فیروز ابادی اگر صاحبش آقای موقر اینجا بود خودش راضی نبود که اقنون انحصار را بگذرند و باین رأی بدهند اما پیشنهاد آقای تقی زاده بنده تعجب می‌کنم یک شخص عالمقامی مثل ایاشن که همیشه هم خودشان را برای تعمیم معارف و تشویق مردم به سعی و عمل صرف کرده‌اند حالا بیایند و طرفدار مفتخوری شهریه در این مملکت بشوند این از آقای تقی زاده با آنجه که نبده بایشان عقیده دارم بعید بود خوبست این قسمت‌ها را هم بگذارید برای مجلس هفتم که بعضی کارها را باید بکند و شریه را مقدم بدارند امروز باید بهمین قانون انحصار رأی بگیریم و غیر این را بنده مخالفم

رئیس ـ رأی می‌گیرم به پیشنهاد آقای فروز آبادی آقایانیکه تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(عدة کمی برخاستند)

رئیس ـ تصویب نشد اقایانیکه پیشنهاد آقای تقی زاده را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد

وزیرمالیه ـ اجازه می‌فرمایند؟ بنده این لایحه را مسسترد می‌کنم.

رفیع ـ بنده هم حاضر نیستم در مجلس بنشینم که شهریه بگذرانم (از مجلس خارج شدند)

مدرس ـ خدا بهمراه است.

(آقایان زوار وآقا سید یعقوب و دو سه نفر دیگر از مجلس خارج شدند)

جاج شیخ بیات ـ این مخالف قانون است دولت نمی‌تواند پس بگیرد!

عراقی ـ چرا نمی‌تواند پس بگیرد هنوز رأی کلی گرتفه نشده؟!

(همهمه بین نمایندگان ـ صدای زنگ رئیس)

رئیس ـ در جلسة گذشته راجع به لایحة تریاک در کفایت مذاکرات آقای تقی زاده مخالف بود اظهاراتی شد ولی چون عده کافی نبود رأیش ماند برای این جلسه. رأی گرتفه میوشد بکفایت مذاکرات آقایانیکه تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(عدة زیادی بر خاستند)

رئیس ـ تصویب شد آقایانیکه ورود در شور مواد را تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اکثر برخاستند)

رئیس ـ تصویب شد ماده اول قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

مادة ۱ ـ از تاریخ تصویب این قانون کلیه معاملات و نگاهداری کردن و تیاری کردن و حمل و نقل و صدور تریاک و شیره و چونه اعم از مصرف داخلی یا خارجی منحصر بدولت است و این انحصار موسوم بانحصار دولتی تریاک خواهد بود

رئیس ـ آقای دشتی

دشتی ـ بعقیده بنده دولت در تقدیم این لایحه به مجلس یک اشتباه بزرگی کرده است و صور می‌کنم که این بزرگترین اشتباهاتی است که بعد از شش ماه بر خودشان واضع شود همانطوریکه راجع براه آهن بعد از یکسال بر خودشان واضح شد و بعد از آنکه تقریباً دویست سید هزار تومام خرج کردند ملتفت شدند و لایحه را آوردند و خودشان اعتراف کردند باینه اشتباه کرده‌اند و بعد واگذاریه کمپانی کردند علت این اشتباه بزرگی که کرده‌اند این است که تصور کردهان که تقریباً چهار پنج میلیون از بابت انحصار تریاک عاید دولت می‌شود و به خزانة دولت روز بروز زیادتر بشود و خزانة دولت معمور بوشد و الان هم در دنیا هیچ دولتی نیست که باندازة ایران کم مالیات بگیرد یعنی مالیاتی که امروز به خطانة دولت می آزد کمترین مالیاتها است که ممکن است تتصور کرد ولی همیشه باید مالیات و عوائد دولت را با عوائد عمومی مملکت مقایسه کرد یک مملکتی که سرتاسرش فقر و بدبختی و پریشانی است و مردم هم عایداتی ندارند این مالیاتی فعلی سنگین ترین مالیاتی است که ملت ایران می‌دهد برای اینکه در مقابلش عایدت ندارند البته بنده تصدیق می‌کنیم که مالیات دولت خیلی کم است یعنی عوائد دولت و بودجه، دولت خیلی کوچک و محقر است ولی در مقابل آن عوائد عمومی مملکت هم خیلی محقر است و فوق العاده کم است یعنی مردم د رتمام اکناف و اطراف از کاسب و تاجر و غغیره همه فقیر و بدبختند همه بضاعت هستند و بهچوجه در این مملکت توللید ثروت نمی‌شود و از این لحظ بنده تصور می‌کنم که مالیاتی که روی اساس عوائد عمومی نباشد اصلاً مالیات غلطی است مثل اینکه فرض کیند دولت بگوید چرا منافعی که چند نفر تاجر قالی از قالی می‌برد دولت نبرد دولت مکن است در سال ده ملیو دوازده ملیون از بابت تجارت قالی فایده ببرد پس بنابراین تجارت قالی را در خارجه منحصر بخودش بکند این یک اصل غلطی است که گمان نمی‌کنم بشود یا آن زندگی مگر اینکه سیستم سوسیالیستی بشود و بالاخره تمام افراد مستخدم دولت بشوند و در عین حال از برای دولت کار بکنند و دولت هم منافع خودش را بین انها تقسیم کند اگر اینطور دش یک فرضی است والا تا این ترتیب نشده است با این وضعیت ارگ دولت نقطه اتکاء خودش را فقط از دیاد عوائد بخواهد قرار دهد و مالیات وضع کند و تجارت را بخودش منحصر کند بعقیدة من کار غلطی است ای لایحه یک فایده دارد و دو ضرر فایدة مهمی که میوشد ازش تصور کرد همین است که دولت چهارر پنج میلیون به خزانه خودش وارد کند واین ار همانطوری که عرض کردم اسمش را نمی‌شود فایده گذاشت می‌شود عین این را ضرر تصور کرد زیرا بالاخره منابع ثروت مملکت خشک میوشد دولت چند وظیفه دارد دنیا؟ دولت و حکومت فقط در دنیا برا این تاسیس شده‌اند که زارع بهتر بتواند زارعت کند صنعت کر بهتر بتواند صنعت و تاجر بهتر بتواند تجازت کند و بالاخره تنظیمات را در مملکت طوری بکند که مردم بتوانند با کمال آزادی به حرفه‌های آزاد و تولید ثروت مشغول بشوند آنوقت از منافع این ثروتها یک چیزی که باندازة کافی ابش برای استقرار نظم و امنیت مملکت بگیرد و غیر ا زاین دیگر حکومت هیچ معنی ندارد صرف اینکه حکومت بخواهد پول از مردم بگیرد و تمام تجارت را بخودش منحصر بکند و متکی باشد باینکه خزارنة دولت معمورتر خواهد شد این نتیجه اش بعقیدة نبده خرابی مملکت است و اما دو ضرری که بطور حتم مترتب است بر این لایحه: یکی از بین بردن عوائد عمومی مملکت است یعنی مصالح عمومی مملکت ر نتیجة اجرای این الیحة قانونی بکلی از بین خواهد رفت علتش هم پر واضح است نه در مملکت ما در هیچیک از جاهای دنیا دولت نمی‌تواند تجارت کند. این یک مسئله تقریباً عملی و بدیهی و واضح و مدلل است که در همه جای دنیا اگر دولت بخواهد یک کار تجارتی بکند آنرا به کمپانی‌های تجارتی واگذار می‌کند واز آنها منفعت می‌گیرد، امال دولت خودش مستقیماً نباید مباشر کارهای تجارتی باشد این نتیجه ندارد یعنی ممالک دینا این مسئله را امتحاین کرده‌اند و تمام از این قسمت ضرر دیده‌اند این خیلی بدیهی است که یکنفر مأمور دولت که فرض کنید مباشر امر تجارت خارجی تریاک خواهد شد این باندازة آن تاجری که می‌خواهد نفع ببرد یعنی باندازة آن کسی که نفع و ضرر متوجه خودش می‌شود این شخص به تجارت و زراعت تریاک توجه نخوالهد داشت. آقای وزیرمالیه دیروز می‌گفتند که اولا پنج شش نفر تاجبر بیشتر نیست فقط منحصر به پنج شش نفر اس از این جهت چه ضرر دارد که منفعت چند نفر از بین برود و دول منفعت کند؟ یکی دیگر اینکه میفگتند تجار از بازارهای دنیا اطلاع ندارند و نمی‌فهمند چگونه تجارت کنند اینهم یک دلیلشان بود. یک تدلیل دیگرشان که بعقیدة بنده خیلی قابل خدشه اس این بود که می‌گفتند تنها رقابت روی ارزان تر فروختن نیست بلکه روی هزار چیز دیگر است تمام این دلایلشان بعقیده بنده صحیح نیست. اولا در مملکت پنج نفر نیست که مشغول کار تریاک است پنجاه هزار نفر است …..

کازرونی ـ همه مردم

دشتی ـ از زارع و تاجچر همه را که حساب کنید چندین هزار نفر می‌شود….

شیروانی ـ پنج میلیون

دشتی – بقول آقای شیروانی پنج میلیون

مدرس ـ ثم پنجنفر هم باشد چرا؟

دشتی ـ پس پنج تا نیست و تقریباً صد هزار دویست هزار نفر هستند که مشغول این کارند و ثانیاً بفرض محال که پنج نفرند بالاخره این پنجنفر دارند تولید ثروت می‌کنند اولا این مسئله مستعمرات داری یعنی چه؟ مگر دولت انگلیس که می‌آید هندرا مستعمر می‌کنند برای اینست که خود دولت می‌رود آنجا تجارت می‌کند! خیر برای چهارتا تاجر است که بروند آنجا تجارت کنند زراعت کنند از نگل‌ها و معادن آنها استفاده کنند. اصلا مستعمره برای پنج شش نفر سرمایه دار است برای اینکه آنها عواید عمومی مملکت را زیاد می‌کنند و خودشان هم منفعت می‌برند. اینکه می فرمودن تجار ما اطلاع ندارند بعقیدة بنده تجار ما خیلی بهتر از دولت ما اطلاع دارند و اطلاعاتشان بمراتب بیشتر است؟ چرا؟ برای اینکه یک تاجری که در بوشهر نشسته با چین و هندچین و تمام بازارهائی که تریاک در آنجا بفروش می‌رسد در تماس است عامل دارد د رانجاها و از عامل متصل تلگراف می‌رسد دولت کجا این اطالعات را دارد؟ دولت بعقیدة بنده هیچ اطلاع ندارد حالا بر فرض حال که دولت اطلاع داشته باشد اطلاعاتش را بدهد به تجار ایرانی ملاحظه بفمرائید اصلا فلسفة تاسیس قونسولخانه برای چییت؟ اصال برای کسب و دادن اطلاعات اقتصادی یک مملکتی است در خارجه حالا بیائید بپرسید ازوزارت خاجره و وزارت تجارت که این قونسولهای مشا کدام یک از شعت تجارت شما را در خارجه رواج داده‌اند و به کدام یک از تجار شما اطلاعات داده‌اند؟ که فلانجا فلان جنس مرغوب است خوبست بفرستید؟ کجا چنین اطلاعی داده‌اند؟ غی راز اینکه دوایر دولتی یک فرمالیته بازیهای بی روحی شده است تصور می‌کنم انحصار تریاک هم همین حال را پیدا خواهد کرد اینکه فرموده‌اند تنها راه رقابت در دنیا ارزان تر فروختن نیست بکلی اشتباه است اساس رقابت اقتصادیات در دنیا روی ارزان تر فروختن است تنها همین است و اسلاً غیر از این هیچ چیز نیست هر کارخانة که بتواند مصنوعات خودش را یک قارن ارزان تر بفروشد دربازار دنیا البته پیرشرفتا می‌کند اما البته با تساوی شراییط هر تاجری که بتواند با تساوی شرایط هر تاجری که بتواند باتساوی سرایط مال التجاره خوددش را هشاهی ارزان تر بفروشد التبه پیشرفت خواهد کرد انحصار د روقتی مفید است یعنی نگاهداشت یک مال التجاره و نفروختن در صورتی مفدی است که رقیت نباشد مااگر مطوئن بودیم که درهندوستان تریاک نمی‌کارند در ترکیه تریاک نمی‌کارند تریاکشان به بازارهای ما نمی‌آید البته ضرر نداشت که ما بگوئیم چون دولت مان ثروتش بیشتر از تاجر است تریاک را نگاهٔ داریم تا بقیمت گرانتر بفروشیم اما حرف این است که د رمقابل ما آنها هستند و اگر ما نتوانیم تریاک خودمان ار به بازالرهای دنیا ببریم انها حتماً پیشرفت خواهند کرد پس نبابراین اینرا نمی‌شود گفت که ارزانتر فروختن چه اهمیت دارد خیر آقا خیلی اهمیت دارد و در درجة اول اهمیت است و اساس تجرات دنیا روی ارزانتر فروختن است و انی یک ضرری است که بعقیدة بنده اگر دولت دست باین کار بزند به عموم وارد میوشد ماهم اهل این مملکت هستیم از امریکا نیامده‌ایم ادارات دولتی ار خوب می‌شناسیم از جریان‌ها هم اطلاع داریم مخصوصاً با این شرایطی که می‌خواهند بگذارند مثلا زارع قبلا برود استجاره بکند از ادارة انحصار که آیا چند جریب تریاک بکارد نتیجه این میوشد که آیا چند جریب تریاک بکارد نتیجه این میوشد که دو ماه سه ماه بعد یک جواب فرمالیته برایش بیاید که دو جریب و دو گره و نیم بروید تریاک بکارید….

شیروانی ـ بعد از بدست آمدن محصول.

دشتی ـ ما خودمان تماشا کرده یم ما خودمان دچاریم یک کسی نقل می‌کرد برای من که آمده بودند از آسیاب من مالیات بگیرند و من نبودم آدم من تقاضا کرده بود که صبر کنید تا فلان کس بیاید یک هفتة دیگر می‌آید گفته که خیر یک هفته دیگر صبر نیم کنیم بالاخره آدم من کاغذی بمالیه نوشته بود کهمهلت بدهید بعد از دو ماه که من آمده بودم و پول را هم داه بودیم از مالیه جواب آده بود که ماللیات پرداخته میوشد خود ما غالباً دچار این جوابها هستیم پس فردا آقا زراعت تریاک گرفتار این می‌شود شوخی نسبت اینها! زراعت تریاک بهمین ترتیب که هست دوام پیدا کند علاوه بر ای وقتی که اختیار با دولت است که هر نرخی را که می‌خواهد معین می‌کند ممکن است پس فردا برای زارع صرف نکنند که باین نرخ بفروشد خوب در اینصورت زراعت تریاک ممکن است از بین برود….

عمادی ـ آقا برای اینکار یک ماده دارد

دشتی ـ بله آقایانیکه عمادی اینها فرمالیته است در طرز عمل ملاحظه خواهید کرد که چطور خواهد شد الان قوانین صریحتان عمل نمشود چه رسد باینکه یک چیزی باشد که طرف زارع باشد زارع اسفهان و شیراز و غیره جرأ ت دارند با دولت مدعی بشوند که شما فلان روز اجازه ندادید؟ یا اینکه نرخ اینطور است پس این بعقیدة بنده یکی از مضرات آن است که عایدی عمومی مملکت را بکلی از بین می‌برد یکی هم اینکه بیکعدة از مردم ضرر وارد میآوریند یکعدهمردم که مشغول کارو کسب و تجارتند شما بجه حق و مطابق چه حقی می‌خواهید کار و کسب آنها را ازشان بگیرید ؟! بالاخره در مملکتی که هیچ کار نیست و مردم متصل از دست بیکاری فریاد دارند و می‌بینیم همه روزه دسته دسته هجومی می‌آورند به ادارات دولتی و می‌خواهند مستخدم بشوند بالاخره شما چهار نفر تاجر هم که دارید چهار نفر کاسب و چهار نفر تریاک کار هم که دارید می‌خواهید بگوئید اینها هم بیاین مستخدم دولت بشوند ؟! این قسمت هم ضرر خصوصیش است که افراد را در این مملکتی که کسب و کار نیست از کسب و کار خودشان باز می‌دارید ببرای اینکه می‌خواهید تریاک را بخودتان منحصر کنید. و البته در خود لایحه در خیلی از موادش میوشد ایراد گرفت در اغلب موادش مثل استجازه و تعین نرخ بانظر اهل خبره و یک مسئلة خطرناک تر و مهمتر از همه این است که بنده دیروز کاغذی داشتم از چند نفر تجار بوشهر نوشته بودند که معاملات تریاک یک چیزی نیست که ما امروز بکنیم برای فردا. ما برای ۱۹۲۹ هم مبالغی تریاک خریده‌ایم و فروخته‌ایم و هم سند داده‌ایم هم سند گرتفه‌ایم در صورتیکه اینجا مدتش را پانزده روز قرار داده‌اند بعضی از تجار بوشهر الان سیصد چهار صدهزار تومان معاملة تریاک کرده‌اند فردا نتیجه این میوشد که چند تا تاجر درجه اول بوشه۹ر هم ورشکست می‌شوند بوسطة شیوع قاچاق متصل در لنگه و بندر عباس و بوشهر تاجر ورشکست شده است و بواسطه این لایحه چهار ینج نفر تاجر درجة داول هم که داریم که در سالی تقریاص شش هفت میلیون صادارت مملکت شما را می‌فروشند بکلی ورشکست می‌شوند باید اثبا یک فکری برای مدت کرد. اینها نوشته بودند که اقلا دو سال با سه سال به ما مهلت بدهید که ما بتوانیم خودمان ار از این معاملات فارغ کنیم برای اینکه هر دام سیصد هزار تومان چهار صد هزار تومان آلوده شده‌ای در خاتمة عرایضم فقط می‌خواهم این نکته را عرض کنم که ما بین ما و دولت البته نقاضتی نیست بده خیلا می‌کنم که دولت اشتباه کرده است در انوردن این لایحه خوبست اینجا گوش به ادلة مخالفین بدهند و غرضشان این نباشد که بخواهند مغالطة بکنند و انها را امتناع کنند ما همه مان در یک قضیه مشورت کنیم و ببنیم که صلاح مملکت هست یا نه و باید از روی بیطرفی مطالعه کینم بیینیم اگر اینها دلایلی دارند که آن را به منفعت ممکلت تشخیص می‌دهند ما البته حاضریم قوب لکنیم اینکه گفتند برای حفظ نژاد ایرانی این لایحه مهم است بنده شخصاً در قسمت حفظ نژادش مخالفتی ندارم نبده برای حفظ نژاد داخله هیچ مخالفتی ندرامم که مثلا بگویند در داخله ابداً تریاک بفروش نرسد و در نتیجه پنجاه هزار نفر تریاکی هم بمیرند بنده اهمیت نمی‌دهم. بنده شخصا اهیمت نمی‌دهم کهع پنجاه هزار تنفر تریاکی بمیرد برای اینکه حفظ نژاد ایران بشود اما تجارت خارجی مملکت را نباید از بین برد بالاخره در سال ۱۹۱۴ شما چهارده ملیون صادرات تریاک داشتید گاهگاهی بیست ملیون هم شده است بالاخره حالا که بواسطة فشار دولت این تجارت کم دشه است باز تقریباً هفت میلیون تومان می‌شود و این برای صادارت ایران که هیچ صادرات نداریم خیلی زیاد است و نباید از این جلوگیری کرد بکلی از بین برود.

فهیمی (مخبر کمیسیون قوانی مالیه) ـ مسئله انحصار تریاک همینطوری که در این دو جلسه آقایان فرمودند حقیقت یک مسئله دقیق و غمضی است آقای دشت یاشاره فرمودند که دولت در اینها مطالعه نکرده اقدام می‌کند مثل مسئله راه آهن بنده تصور می‌کنم این بر عکس است زیر در مسئله راه آهن قبل ازآنکه دولت یک مطالعه دقیقی بکند یک پیشنهاداتی دادند که بعد در عمل ملتفت شدید ان نوع نتیجه ندارد ناجار شدند تغییر دادند (در اینموقع آقای رئیس از مجلس خارج و آقا دیبا بصندلی ریاست جلوس نمودند) لکن مسئله تریاک غیر از آن است خاطر آقایان هست که در اول ورود مجهدین (مشروطة ثانی) قبل از اینکه مجلس افتتاح شود این فکر در دماغ‌ها ایجاد شد که یک مالیات جید وضع کنند برتنباکو و توتون و مخصوصاً تریاک عوارض تریاک راقبل از اینکه ملجس افتتاح شود برقرار کردد وادارة نظمیه که آنوقت در تحت ریاست بپرم بود عوائد آنرا می‌گرفت. بعد از افتتاح مجلس لایحة این مالیات ار بمجلس دادند لکن تمام نظر دولت وقت و مجلس منحصر به جلوگیری از استعمال تریاک بود و هیچ قسمت تجارتی در نظر نبود و باین مناسبت پس از مذاکرات زیادی که در این مجلس شد اتفاقاً در همان موقع ه بنده مخبر کمیسون قوانین مالیه و مدافع آن لایحه بودم خیلی صحبت شد و قرار شد که شروع کنن از مثقالی سیصد دینار و تا هفت سال سالی صدو پنجاه دینار هم اضافه کنند باین شرط که بعد از هفت سال زارعت تریاک اصلا از بین برود که هیچ زراعت نکنند. متن لایحه این بود در همان اوقات هم مذاکره بود که که دولت چین هم زراعت تریاک را قدغن کرده است. دولت ایران هم باید این کار برا بکند بعد متدرجاً مواد لایحه عملی دش و در موقعی که دولتهای وقت برای جلوگیری از زراعت تریاک یک پیش بینی هائی می‌کردند متوجه شدند به مسئلة تجارت تریاک دیدند که منع زراعت تریاک یک لطمه بزرگی است از برای اوضاع اقتصادی و مطلب خوبی نیست که دولت برا جلوگیری از استعمال داخله زراعت تریاک را منع کند چنانکه تا بحال هم این قانون کالما بموقع اجار گذاشته نشده است و زراعت تریا د رمملکت باقی است ولی همیشه ابز مطلب در تحت مطالعه بود که بچه وسیله منع استعمال تریاک را د رداخله بکنند و برای صدور به خارجه هم جلوگیری نشود در این ضمن موضوع مذاکرات جامعه ملل پیش آمد و زارعت تریاک در نیا یکی از مسائل بزرگ بین المللی شد همه داخل این صحیت شدند که چه باید بکنند که استعملا این سهم مهلک را اصلا از جامعه دنیا بر دارند صحبت هائی هم که در اطراف این امر شده است البته آقایان مسبوقند و شنیدهاند برای جلوگیری از استعمال در داخله دولت هر چه فکر کرده است جز راه انحصار راه دیگری به فکرش نرسیده است زیرا دیند اضافه کردن باندول یا نظارت کردن در زراعت بالاخره بوسایل مختلفه قاچاق میوشد و تریاک هم در داخله هست و می‌برند و می‌کشند و راهی بنظر نمی‌رسد جز اینکه استعمال تریاک داخلی را دولت در تحت نظ رداشته باشد تا بتواند تریاکی را که در خانه و قهوه‌ها استعمال می‌شود محدود کند و متدرجاً کمتر بشود از طرف دیگر همانطوری که در جلسة قبل مذاکره شد برای اشخاصی که فعلاً معتاد به کشیدن تریاک هستند همه گونه مساعدت هائی هم میوشد از قبیل دادن دواهای مجانی و طبیب مجانی همه جور همارهیها برای اینکه در آتبه ترک بکنند لکن در عین حال باید دولت تریاک در دست خودش باشدتا از شر قاچاق جلوگیری شود ….

آقا سید یعقوب ـ آنوقت بدتر می‌شود.

شیروانی ـ برای مصرف داخلی صحیح است

مخبر ـ راپرت کمیسیون سابق هم که بنظر آقایان رسیده است در ابتداء امر نظر همین بود و با موافقت دولت اینطور در نظر گرتفه شد که تریاکی که برای استعمال داخلی مصرف می‌شود جداً در تحت نظر و انحصار دولت باشد ولی تریاکی که بخارج می‌رود برای تجارت انرا آزاد بگذارند در دست تجار نهایت در تحت نظارت دولت باشد آقای مدرس در جلسة قبل اظهار فرمودندکه اگر یک قرار هائی در جامعة ملل بدهند برای عمل تریاک بالاخره لازم نیست که ما اول شروع کنیم دیرگان شروع کنند ما هم دنبال آنها می‌رویم. ولی از آنطرف ما باید فرک کنیم که وقتی درجامعة ملل یک قرار هائی دادند و همه شروع کردند ما نباید عقب باشیم وئ مقدمات کار را باید قبلا بعمل بیاوریم برای اینکه اگر سایرین قراری گذاردند متفقاً که تریاک زراعتش متروک بشود یا محدود بوشد و همه هم شروع کردند ما هم ناچاریم آن قرارهائی را که داده‌اند تعقیب کنیم چنانچه الان هم دولت انگلستان در هندوستان زراعت تریاک را روینقصان گذاشته وسالی یک عشر کسر کرده‌اند و دار این ار را می‌کند چنانچه در جلسة آتیه جامعه ملل هم همین مطلب جزء دستور است و مذاکره خواهند کرد و اگر یک تصمیماتی دیگران گرفتند البته ماهم باید عمل کنیم……

شیروانی ـ چرا باید عمل کنیم؟

مخبر ـ ما جلو نباید بیفتیم ولی پس از اینکه همه اقدام کردند ما هم یکی از افراد هستیم و بعلاوه این نکته را هم آقایان بدانند که مملکت ایران از حیث مقدار محصول تریک د ر درجة ششم و هفتم است و کمتر از جاهای دیگر تریاک دارد یعنی بعد از ترکیه و هندوستان و بونان است و آنها بیشتر دارند ولی از حیث جنس تریاک ایارن مقدم است و از تریا همه جای دنیا تریاک ایران از حیث مقدار مرفین مرجح بهتر است چیزی که قدری باعث نکث تجارت تریاک ایران شد عملیات بعضی از تجار خودمان است زیرا تریاک جاهای دیگر بد بود و برای اینکه تریاک خودشن را مقدم بدازند وترجیح بدهند برتریاک ایران آمدند تریاک ایران را خریداری کردند و چیزهای دیر بان مخلوط کردند برای انیکه مرفینش کسر بشود و تریاک ایران را خراب کنند و این عمل را تجار خودان هم کردند وقتی دیدند که فایده دارد شروع کردند باینکار و همین عمل سبب شد که تریاک ایران را قدری تنزل داد و صفات مخصوصی را که تریاک ایران داشت بواطة مخلوط کرده اشیاء خارج از بین بردند و حالا دولتدر نظر گرتفه است اولا مصرف داخلی را بکلی بتواند منحصر کند و بعد متدرجاتً موقوف کند و ثانیاً تج۰ارت این عمل ار در تحت نظر بگیرد و از آن معایبی کهدرش پیدا شده است جلوگیری شود ورقعه رفته بدون اینکه ضرری به مملکت بخورد یا اینکه زراعت تریاک را کم کند یالاتقل بهمین حال باقی بگذارد. در این لایحة جدید ظاهراً انحصار تجارت خارجی ار هم دولت با خودش کرده لکن در ضمن عمل قرار دگذارده‌اند که تجارت این مواد ار به تجار واگذار کنند نهایت با شرط برای این است که بلکه اولا از عملیاتی که نیست به تریاک می‌کردند وا اورا در جزء تریاک درجة چهامر و پنجم قرار می‌دادند جلوگیری شود که معلوم شود که هر مقداری که از هر قطة خارج میوشد چه قدر مرفین دراد زیرا از بوری مرفین تریاک درجة خوبی و بدی را تشخیص مبدهند تریاک ایران از صدی پنج تا یازده مرفین دارد و از روی میزان مرفین می‌توانند تشخیص بدهند که این چه قسم تریاکی است و از روی مقدار مرفین جواز می‌دهند و باید این جواز در تحت نظارت دولت ابشد و تریاک در صنودقهای بسته از مملکت خارج شود و دولت اید اولا احصائیه تریاک را داشته باشد و ممیکن نیست این احصائیه ار دولت تحصیل کند مگر اینکه از اول زراعت بتواند به زارع برای کاشتن جواز بدهد و هیچ اشکالی هم ندارد بنده هم مخالف نیستم که بعضی فرمالیته‌های اداری اساب تعویقی در کار بشود موجب یک ضرر فوق العاده برای خود دولت خواهد شد. اگر اشخاصی که زراعت تریاک می‌کنند دو ماه سه ماه قبل از وقت بیایند اجزاه بخواهند که ما می‌خواهیم زراعت تریاک بکنیم. مقدار را هم اگر خواستند معلوم کنند و ارگ نخواستند معلوم نکنند (بطوریکه در لایحه قید شده است) مأمورین هم مکلف باشند که بدون تعلل اجازه را بدهند انوقت از روی این اجازه نامه‌های دولت می‌تواند یک احصائیه کاملی از مقدار زراعت تریاک در دستش باشد و داشتن احصائیه برای ممکلت یک مسئله خیلی بدی نیست و لازم است و از همه چیز دولت باید احصائیه داشته باشد خیلی خوب است و هر مملکتی که بخواهد داخل رشته تمدن بشود اول مسئله را باید درست کنند این است که احصائیه آنچه که در آن مملکت است باید در دست داشته باشد و منحصر به تریاک هم نیست بلکه در هر مورد دولت این کار برا بکند و احصائیه زارعت مملکت را اعم از مصرف داخلی و خارجی داشته باشد. در این کار هم البته لازم است که دولت مقدار زراعت و مصرف داخلی و خارجی را بداند که برای مصرف داخله بتواند متدرجاً از استعملا آن جلوگیری کند تا به حدی که بکلی ممنوع شود و مصرف خاجی ار هم بداند و در دست داشته باشد و تحت نظر دولت باشد که در مسائل عمومی و بین المللی هر قضیة که برای تریاک اتفاق می‌افتد دولت مراقب باشد که یک مرتبه تجار ملتفت نشوند که بسته‌های تریاکشان مانده است و به جائی نمی‌توانند حمل کنند و دولت هم هیچ اقدامی نکرده است نبده هم هم عقیده هستم با آقایانیکه می‌فرمایند که دولت تجرات نمی‌تواند بکند و دولت زارع وتاجر خوبی نیست و این مطلب معین و واضح است لکن در بعضی موارد دولت باید این کار را کند مثلا در ممالک خارجه غالباً ملاحظه میفمرائید که باروت را دولت منحصر می‌کند بخودش و اجازة فروش تمدهد. کبریت را منحصر به خودش می‌کند و از این قبیل چیزها را دولت خرید و فروشش را بخودش انحصار می‌دهد چوی این چیزها از ضروریات زندگانی که نیست البته اکر دولت بخواهد گندم را بخودش انحصار بدهد خوب نیست لکن تریاکرا که دوللت مقید است که در داخله از استعمالش جلوگیری شود و تجارت خارجی آن هم در معرض یک مذاکرات و مزاحماتی واقع شده است دولت باید این کار برا بکند نهایت هنوز دولت برای مساعدت تجار و کسبه که از این راه استفاده می‌کنند حاضر نشده است که دست انها را کوتاه کند و اسم انحصار روی اینبگذارد ولی برای اینکه یک احصائیه کاملی از تجرات خارجی این مال التجاره داشته باشد و عملاً هم یک کمکی به تجاری که می‌خواهند تریاک را خارج کنند بکند این کار را می‌کند این که فرمودذند دولت فقط می‌خواهد یک فایدة پولی نیست زیرا اگر تجارت این کار کم شد البته برای دولت ضرر دارد این پیش بینی است کهدولت برای تجارت آتیه ممکلت می‌کند و باید بداند که این تجارت تا چه اندازه پیشرفت خواهد کرد فرضاً ما آزاد گذاشتیم که تریاک از مملکت خارج شود اگر دیگران در خاک خودشان ممنوع کردند آنوقت برای ما چه صورت پیدا می‌کند؟ البته دولت باید ااینها را در نظر بگیرد و باید بداند که تصمیمات سایر دولت راجع به این امر چیست بنده کاملاً موافقم با آقای که تا وقتی که سایرین یک قدمهای اساس برای اینکار بر نداشته‌اند ما یک قدمی روی این کار برنداریم و تجارت خدمات را حفظ کنیم…..

مدرس ـ پس این لایحه را پس بگیرید.

مخبر ـ اگر آنها شروع کردند به محدود کردن انوقت ما هم می‌رویم دنبالشان ولی تیا وقتی که آنها شروع نکرده‌اند ماهم شروع نخواهیم کرد و این نظر هم مانع ا ز این نیست که از حالا پیش بینی آتیه خودمان ار بکنیم اگر این پیش بینی نشود یک وقتی ار یک محظوری می‌بینیم دیگر که هیچ کاری از ما پیشرفت نمی‌کند و بای این کار ار دولت بکند که عمبلساتی که تجار تا بحال کرده‌اند جلوگیری کند و نگذارد که موجب شکست تریاک ایران درخارجه بشود و فعلا با یک جوازی این کار د ردست تجار است تا وقتی که بعد از یک مدت تجربه ما به بینیم که تجارت این کار در خارجه چه جور میوشد و انحصار بدست دولت چه قسمت خواهد بود و البته دولت اگر این کار را عاقلانه بکند بسیار عمل مفیدی است هم برای خود دولت و هم برای تجار ولی اگر در اداره کردن آنطوری که لازم است عمل نشود نتیجه مطلوبه حاصل نخواهد شد.

نایب رئیس ـ آقای تقی زاده

تقی زاده ـ بنده مخالف اقداماتی ه در زمینه محدود کردن معاملات تریاک باشد نیستم ولی تحویل گرفتن از زارع و گذاشتن در انبار و داشتن کی نظارت دولت اینها اگر برای مقاصدی باشد که همه م در نظر دارم هیچ ضرر ندارد ولی بهیچوجه نبده سر خرید و فروش دولت را نمی‌توانم بفهمم. این لایحه وقتی که اینجا آمد اول چیزی که بنظر بنده رسید این بود که دولت از مداخله در عمل تریاک این فوائد و مقاصدی که از این کار بهتر است در نظر دارد این جا سه مقصود ممکن اس دولت در این کار داشته باشد یکی از آن مقاصد این است که دولت مداخله می‌کند برای اینکه یک مالیاتی از این کار حاصل کند و فایدة برای دولت داشته باشد. این از چیزهائی است که اصلاً به خاطر بنده نرسیده بود اگر هم بخاطر هر کس رسیده بود خیال می‌کرد که این مسئله ادبی فایدة این کار است مطلب دوم تحدید استعمال تریاک در داخلة مملکت و مقصود سوم تحدید انتشار تریاک در خارجه برای غیر مصرف طبی این دو مسئلة اخیر خیلی مهم تر از مسئله مالی است که دولت در نظر دارد همینطور که بعضی از آقایان اظهار که شایسته نیست که دولت تجارت را از دست تجار بگیرد برای اینکه خودش فایده ببرد بنده همین عرض را می‌کنم که مهمترین فایدة از دخالت دولت در عمل تریاک هست و فایدة غیر قابل قیاس است این است که در داخله تریاک را محدود کند بلکه براندازد ولی بدبختانه در این لایحه هیچ آثاری از این قضیه پیدا نمکنیم اگر چه اشهار داشته‌اند که این مقصود هم هست و دولت این جا صراحتاً مکرر کرد و بعضی از آقایان ه موافقند که کشت وزراعت تریاک را محدود نکنند این اندازه تریاکی که الان کاشته می‌شود قطعاً یک مقدارش را هم مردم ایران می‌خورند و می‌کشند ویک مقدارش را بخارجه می‌فرستند باید به بینیم که چه کرای میوشد کرد که مردم ایران می‌خورند و می‌شکند و یک مقدارش را بخارجه می‌فرستند باید به بینیم که چه کاری می‌شود کرد که مردم ایران تریاک نخورند و نکشند؟ البته باید کمتر بکاریم و زارعت آنرا باید محدود کرد در صورتیکه غالب اقایانداد می‌زنند که زراعت ترریاک نباید محدود کرد. در صورتیکه غالب آقایان داد می‌زنند که زراعت تریاک را باید بتدریج کم کرد بطوری که یک مثقال تریاک گیر اهل این مملکت نباید که بخورند با بکشند……

کازرونی از هندوستان می‌آورند.

تقی زاده ـ آقا البته در موقع خودش شما هم مقصود خودتان را بیان می‌کنید بنده عرض می‌کنم که یا از هندوستان یا از هر مملکت دیگری بیاید ما باید تمام وسائل را اتخاذ کنیم که یک مثقال تریاک گیر اهل این مملکت نیاید که بخورند یا بکشند اگر از خارجه هم میاید باید جلوی قاچاق را بگیریم اگر از داخله می‌آید و در داخله حاصل می‌شود باید دولت جلوگیری کند و این کار بقدری مهم است و باندازة غیر قابل قیاس است با آن مقاصد دیگر که باید دولت تنها مقصود اساسیش در این لایحه این باشد ولی در این لایحه یک مادة نیست که دولت وقتی که این تریاک را تحویل می‌گیرد و در انبار می‌گذارد بگوید که برای مصرف داخله فعلا خود دولت فلان قدر بفلان نظور می‌فروشد ولی پس از دو سال با پنج سال با ده سال اصلا مصرف داخله بهیچوجه بفروش نمی‌رسد و هر کس تریاک کش است مثل دولت چند سال باو مهلت می‌دهد که ترک کند و وقتی این نظر در اینجا گفته نشده است اگر ما منظورمان از این لایحه منفعت مالی باشد ابداً فایده ندارد و اگر مقصودمان این باشد که دولت استعمال تریاک را در داخله موقوف کند و ددر خارجه هم چنانچه گفته شد متناسب با اقدامات دیگران کرای کنیم که سایر افراد ملل دیگران کاری کنیم که سایر افراد ملل دیگر هم نکشند و نخورند و فقط برای مصرف طبی باشد در اینصورت لایم نیست دولت خودش مباشر خرید و فروش تریاک باشد می‌خواهد تریاکم را از اهالی بخرد بخرد جوایز برایتریاک بدهد تحویل بگیرد در انبار ببرد ولی مال صاحب تریاک باشد زیرا وقتی که دولت تریاک را الاک کرد و مهر کرد ولو اینکه صاحبش هم می‌خواهد بفروشد باز برای اینکه احصائیه کاملی داشته باشد و برای اینکه اطلاعات کامل داشته باشد و بداند که این تریااک کجا می‌رود کافی است بنده می‌ترسم از اینکه اشخاصی که در خارج ضدیت بازراعت و تجارت تریاک می‌کنند مخالفت همه شان صمیمی و خالصیانه نباشد و البته بعضی‌ها می‌ترسند که به تجارت تریاک صدمه بخورند و یک چیزی که پیش بعضی از آقایان جالب نظر است این است که می‌ترسند این پولی که برای تریاک از خارجه می‌آید دیگر نیاید اگر مقصود ما این است که این تجرات زمین نخورد و این پولی که از خارجه می‌آید وبده نشود باید تمام فکر خودمان را صرف این بکنیم که تجارت خارجی تریاک ما از بین نرود ولی نباید یک کاری بکنم که درست دولت را به بندیم که استعمال داخلی تریاک را هم دولت نتواند منع کند. این کسب در ان قسمتی که راجع به استعمال داخلی است اگرچندین میلیون برای فروشندگان فائده داشته باشد از طرف دیگر کرورها برای این مملکت ضرر دارد بطوریکه منفعت آن بهیچوجه قابل مقایسه با ضررش بیست زیرا که استعمال تراک نسل این مملکت را ضایع می‌کند و این ملت را می‌کشد. در قسمت تجارت خارجه هم دولت ایران با بعضی از ممالک دیگر دراین تجارت رقابت دارد. اولا در مملکت ما تریاک کاری به این درجه شیوع نداشت و سابقاً اینقدر کاشته نمی‌شد آنچه بنده ملتفت شده‌ام در چهل یا پنجاه سال پیشن از این که درست تا بخش خاطرم نیست بواسطة مرض که در پیلة ابریشم حاصل شد و این کار زمین خورد مردم بیشتربجای تربیت کرم ابریشم تریاک کاشتند و کم کم شیوع پیدا کرد. پس اگر ما بخواهیم بتدریج زراعت تریاک را بگیرد ولی حالا می‌بینیم که هیچ آثاری در این لایحه ندارد. بنده عرض می‌کنم که دولت باید مسلماً یک فکری بکند که یک قدم بزرگی برای منع کشت و زرع تریاک بردارد. بعضی از آقایان اشاره به این کردند که ما وقتای از تجارت خارجی خودمان باید دست برداریم که دیگران هم این کار را بکنند، این یک فرضی است که باید برای این فرض ما خودمان را از حالا مهیا کنیم زیرا دیگران دارند این کار را می‌کنند یعنی بعضی از ممالک قوانینی گذرانده‌اند زراعت تریاک را تحت نظارت دولت آورده‌اند و بی اندازه محدودش کرده‌اند و آنچه که بنده اطلاع دارم در هندوستان یک قانونی وضع کرده‌اند که در هر سال یک عشر از زراعت تریاک در هندوستان بقدر یک عشر ان می‌ماند که سابقاً بود، بعضی ممالک قوانینی گذرانده ان که کشتی‌هاشان تریاک حمل نکند. اگر بعضی ممالک دیگر هم با ما رقابت دارند در تجارت تریاک خارجی ممالکی هستند که در داخله خودشان هیچ تریاک مصرف نمی‌شود و تمام تریاک آن در خارجه فروخته میوشد پس بوط رکلی ما باید این سه نکته را در نظر داشته باشیم. اولا باید تریاک را کاملا تحت نظر دولت بیاوریم باری این مقصود که در داخله مصرف تریاک را بکلی براندازیم. ثانیاً خوتدمان ار مهیا کنیم که در مصرف خارجه اش هر وقت خواستیم تقلیلی بعمل بیاوریم برای ما ممکن باشد و هر وقت که منافع سیاسی و اقتصادی ایران را دیدیم که مهیا است و لازم است تجارت خارجی را هم مجدود کنیم بکنیم چون نه تنها ما قصد داریم که در داخله مملکتمان کسی تریاک نکشد بلکه میل هم داریم که از تریاک کشیدن دیگران هم جلوگیری شود و یک چیزی را که ما میل نداریم د رداخله خودمان استعمال شود البته نباید راضی شویم که دیگران هم استعمال کنند و دیگران را مبتلا کنیم ولی البته این در موقعی است که راههای دیگر روی آن مردم بسته وشد و فقط راه تریاک ایران باز باشد. آنوقت است که ما هم باید راه خودمان را مسدود کنیم. عرض دگیر اینکه مصرف طبی تریاک در دنیا خیلی کمتر از آن است که الان کاشته می‌شود، آنچه که بنده اطلاع دارم در سال پانزده هزار خروار در مام روی زمین تریاک کاشته می‌شود و از این مقدار قریب چهار هزار و پانصد کیلو فقط برای مصرف طبی لازم است یعنی هزار یک کل محصول تریاک و این کاردبر بازود بعمل خواهد آمد یعنی همه عقلای ملل به این خیال هستند که این زراعت را بتدریج محدود کنند و براندازند و باید مقصود عمده از اینکه این کار دست دولت باشد این باشد که مصرف داخلی آنرا بکلی ممنوع کند و مصرف خارجی را هم محدود کند و اصلا شایستة دولت نیست که آنچه را که خودش معتقد است که نهایت ضرر را برای مردم دارد و به قول آقای مدرس حرام است خودش مباشر فروس آن باش و یک کار عیر جائز حرامی را بکند و نباید این کاری که الان اداره تحدید می‌کند بکند چنانچه در مسئله تحدید مکرر شکایت شده است که مأمورین تحدید برای یک قربة فلان مقدار مصرف تریاک را می‌نویسند و سال

Page 14 missing

این است که نمی‌توانیم در ظرف امروز و فردا بگوئیم عوض آنرا پیدا می‌کنیم ولی بدیهی است دولت تا ان حدی که بمنافع عمومی دنیا و بمنافع نژادی خودش و نوع بشر کمک می‌کند و مخالف با مصالح اقنصادیش هم نیست موافق ایت و اداره انحصار و در تحت نظر گرفتن یکی از محاسنش همین است که بهتر می‌تواند در این قضایا مداقه کند پس تصدیق بفرمائید که امروز بغیر از آنچه که اینجا گفته شد و اظهرا شده است اینکه یک قانونی از مجلس بگذرانیم یعنی آقایان رأی بدهند بغیر از این و بهتر از این نمی‌شود ولی ما نمی‌توانیم حالا اینجا معین کنیم که چه قسم منع شود و عوضی چه قسم باشد اینها یک چیزهائی نیست که حالا بطور قطع و یقین معین کنیم پس بنده تصور می‌کنم اگر ما بخواهیم مطابق مصلحت عمومی مملکت خودمان عمل کنیم و این کار را کرده باشیم راهش این است که این انحصار را تصویب کنیم و آنوقت دولت برای اصلاح امور اقتصادی هر قدمی را که لازم باشد در آبتیه بردارد می‌آید به عرض مجلس می‌رساند که هر قسم صلاح دانستند عمل شود. ولی حالا که ما می‌خواهیم یک قدم خیلی کوچکی برداریم می‌بینیم که مساعدت نمی‌شود علت اینهم که مسااعدت نمی‌شود وضعیات مملکت است. البته مملکتی بما اجذزه نمی‌دهد که مجلس شورای ملی بیاید اینجا ببنشینند و من را مجاز کند که در ظرف ده سال زراعت تریاک را موقوف کنم زیرا هنوز نمی‌تواند بداند که من می‌توانم عوض این زراعت را معین کنم یا نه؟ ولی وقتی این انحصار تصویب شد دولت بهتر می‌تواند مداقه کند و البته در ضمن عمل عوضش را پیدا می‌کنیم وقتی پیدا کردیم می‌آوریم اینجا نشان می‌دهیم وقتی که نشان دادیم آقایان موافقت می‌کنند ولی پیش پیش تقاضای تعیین موقعش چیز بی موردی است زیرا خیلی مشکل است. آمدیم سرمصرف داخلی اگر آقای تقی زادهع اینطور تصور کرده‌اند دولت معتقد است که مصرف داخلی باید رواج پیدا کند و رواجش بیشتر شود که دولت عایدی داشته باشد این را قطعاً اشتباه فرم ده‌اند. هر قیمت و هر عایدی هر قدر هم زیاد باشد موافقت نمی‌تواند بکند یا اینکه افراد این مملکت و اهالی این مملکت از این عادت بد و از این سم مهلک خلاص شوند پس بهیچ قیمتی ما حاضر نیستیم که این ترویج را بکنیم ولی بنده تعجب می‌کنم از کجای این لایحه پیدا کرده‌اند که این ترویج است و چرا تعبیر نمی‌شود که مقدمه جلوگیری است جلوگیریرا چگونه باید کرد اول راهش این اس که بایستی جلوگیری شود و باید وسایل حفظ الصحه و غیره فراهم کرد که این عادت بد ترک شود و البته این کار وسائل می‌خواهد و آقای تقی زاده تصدیق می‌فرمایند که ما نباید بواسطه قبل عام تریکی‌ها جلو این کار را بگیریم. تریاک یک سمی است خیلی مؤثر که بدنی و یک طبیعتی که عادت کرد بیست سال بیست و پنجسال تریاک بکشد این را باید برایش وسائلی تهیه کرد که رفع شود باید کاری کرد که بچه اش تریاکی بشود و الا این نقض غرض می‌شود ما امروز می‌خواهیم حفظ نژاد بکنیم نه اینکه یکمرتبه یک مشت تریاکی ار تقل عام کنیم این یک تصمیم چنگیز است و امروزه نمی‌شود و در این دوره مشکل است این راه را رفت باید راه پیدا کرد و بهترین راهش همین قضیه انحصار است اینجا ما آمدیم اولین کاریکه که کردیم قیمت را گران کردیم حالا اگر آقای تقی زاده می‌خواهد به این قیمت هم اضافه شود من هم قوبل می‌کنم که در هر سال قیمت را موّسسه انحصار دو برابر کند حالا دو ریال است سال بعد بکنند چهار قران پنجقران بنده هم حرفی ندارم ولی راه‌های حقیقی راه‌های حفظ الصحه ایست تهیه وسائل تبلیغی است و بالاخره مشکل کردن تهیه اش برای مردم و در این مملکت هیچ چیزی مفید تر از این نیست که راه تهیه کردن و بدست آوردن این سم مهلک را مشکل کرد از هر راه خواه گران قیمت خواه راه‌های دیگر آن وقت خود اشخاص در صدد بر می‌آیند که این عادت را ترک کنند و از بین ببرند فرضاً اگر یک مثقال تریاک می کشندیک نخود بکشند برای اینکه دیگر پولش را ندارند و بمرور از سرشان می‌افتد اینها تمام در انحصار موجود است و هیچ راه دیگری برای رسیدن به این مقصود بهتر از انحصار نمی‌شود قیمت ثالث که اظهار فرمودند که این پولی را که می‌خواهیم برا مؤسسة انحصار! فراموش کردم این قسمت را عرض کنم یک چیزی هم فرمودند که این عمل مذمومی است که دولت فروشنده یک سمی باشد آیا رواج بودن این سم و جلوگیری نکردنش بهمان اندازه مذمومی نیست برای یک دولت و یک مملکتی اینها یک بدبختی هائی است که وقتی انسان با آنهنا مواجه است باید نگاهشان کند و برایشان چاره پیدا نکند از گفتن کلیات هم درست نمشود بهمان اندازه که برای یک دولتی تمام زراعت تریاک را درو نکردن و خراب نکردن از نقطه نظر تریاک کشی مذموم اس بهمان اندازه هم که در دستاهای مختلف بفروش می‌رسد در داخله مملکت مذموم است و گمان می‌کنم تمرکز دادن فروش آن که بدستهای مختلف بفروش نرسد مذمتش کمتر باشد برای این ک از این راه بهتر می‌توان جلوگیری کرد شما نباید بگوئید دولت نه فروشند باشد نه خریدار خوب جمع کند در انبار برای چه؟ هم اش را آتش بزند و بریزد دور که در داخله هیچ مصرف نشود؟ عرض کردم وسیله لازم دارد باید طرقی را در نظر گرفت که مؤثر باشد و بعقیده بنده بهترین وسیله برای این مقصود همین است که دولت این کار را بکند و درضمن هی مشکل تراشی بکند قسمت ثالث راجع باعتبار بود عرض کنم همانطور که آقای تقی زاده فرمودن بودجه جمع و خرج این مملکت را دولت بمجلس شورای ملی تقدیم کرد و تصویب هم شده است با یک معادله جمع معین و خرج معین ولی این دو ملیون تومان که اینجا ذکر شده است یک خرجی نیست و این یک پولی نیست که ما از بودجه عمومی بدهیم که مصرف شود این مؤسسه انحصار یک سرمایة می‌خواهد برای شروع بکار شاید در سال دوم این سرمایه را نخواهیم یا اگر این سرمایه را بخواهد یک حساب جاری است که بگیرد و بدهد و یک دینار به بودجه عمومی شما ضرر وارد نمی‌آورد این یک اعتباری است ممکن است امروز مؤسسه انحصار احتیاجات پیدا کند که دویست هزا رتومان پانصد هزار تومان بگیرد و بعد پس بدهد و تا میزان دو میلیون تومان موسسه انحصار می‌تواند از ما پول بگیرد و ما میت انیم بدهیم این را چه می‌کند؟ از این دست تریاک می‌خرد از آن دست با منفعت می‌فروشد تصدیق بفرمائید که این پول بر می‌گردد اگر بنا بود تمام محصول تریاک این مملکت را یکمرتبه بخرد با دو میلیون تومان که نمی‌شد پس این طبیعی است که این دو میلیون تومان برای این نیست که خرج بوشد اعتبارات است برای اینکه این مؤسسه بتواند معاملة تجارتی بکند و داد و ستد نماید و بهیچوجه من الوجوه به مخارج مملکت و اعتبارات مملکتی صدمه نمی‌زند در ضمن این مطلب آقا یک تذکاری فمرودند که با وجود اینکه بودجه تعدیل شده است اغلب می‌بینیم دولت یک لوایحی تعدیل شده سات اغلب می‌بینیم دلوت یک لوایحی می‌آورد و یک اعتباراتی می‌گیرد البته تصدیق میفرمائید که یکی دو فقره بیشتر نبوده است و فرومولش هم این بوده است از منابع تعهد نشده ۳۰۷ معنایش چیست؟ معنایش این است که این مبلغی که به مجلس آمده است و در مقابلش یک خرجی تهیه شده است اگر این مبلغ اضفاة داشته باشیم خرج این محل‌ها بکنیم خوب در ضمن عمل اگر بتوانیم از یک منابعی عوائدی پیدا کنیم چه ضرری دارد بعقیده بنده هیچ ضرری ندارد

بعضی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است

دکتر مصدق ـ بنده مخالفم

نایب رئیس بفرمائید

دکتر مصدق ـ بنده پریروز اجازه خواسته بودم که در کلیات نظریات خودم را عر ض کنم نوبت به بنده نرسیده امروز هم در ماده اول یک نظریاتی دارم اگر اجازه بفرمائید نظریاتم را عرض کنم والا مختارید.

نایب رئیس ـ آقای رفیع

حاج آقا رضا رفیع ـ عرض کنم خاطر آقا مسبوق است که پریروز هم اینجا در اطراف این لایحه مذاکره شد امروز هم مذاکراتی شد و آقا میدانند چند جلسه بیشت ربه عمر مجلس باقی نمانده حضرت مستطابعالی هم اگر نظریاتی دارید ممکن است د رضمن یک پیشنهاد عنوان بفرمائدی آن پیشنهاد طرح می‌شود آقا هم نظریات خودتان میفرمائید و الا در کلیات حرف زدن جز کنفرانس نتیجة دیگری ندراد باید داخل عمل شد خوب است آقا هم موافقت بفرمائید و الا در کلیات حرف زدن جز کنفرانس نتیجة دیگری ندارد باید داخل عمل دش خوب است آقا هم موافقت بفرمایند مذاکرات کافی باشد پیشنهاد بفرمائید نظریتتان را هم بفرائید اگر آقایان دیدند صیحح است قبول می‌کنند و الا مذاکرات بقدر کافی شده است. دولت یک لایحة تنظیم کرده است آورده است به ملجس البته آنهائی هم که یا دولت موافق هستند با این لایحه هم موافقت می‌کند از نقطه نظر اینکه یک فعل حرامی است همانطور که آقای مدرس هم فرمودند و بهر ترتیب بشود از فعل حرام باید جلوگیری کرد و همة مسلمانها باید موافقت بکنند وقتی هم یک فعلی حرام شد همه چیزش حرام است خوب اس آقا هم با کفایت مذاکرات موافقت بفرمایند و در ضمن پیشنهاد نریاتشان را بفرمایند شاید ماهم موافقت کنیم

نایب رئیس ـ رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات. آقایانیکه تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

نایب رئیس – تصویب شد

دکتر مصدق ـ تصویب نشد.

نایب رئیس – تشخیص با هیئت رئیسه است پیشنهاد آقای دکتر رفیع.

(بشرح ذیل خوانده شد)

دو تبصرة ذیل را به مادة اول پیشنهاد می‌کنم: تبصرة اول دولت مکلف است وسائل ترک تریاک را در غیر موارد طبی فراهم آورده و در مدت معینی استعمال این سم مهلک را در مملک منع نماید.

تبصره دوم ـ فروش تریاک در موارد طبی از طرف دواخانه‌ها بوده و فقط بموجب نسخه اطباء خواهد بود

نایب رئیس ـ آقای دکتر

دکتر رفیع خان امین ـ این لایحه که دولت آورده است به مجلس برای انحصار تریاک درست که ملاحظه می‌شود یک لایحه مالی و اقتصادی است و در خصوص انحصار تریاک موافقت و مخالفت صحبت کردند و در مقابل نظریاتی ه دکر کردند حتماً انحصار تریاک یک فوائد بهم دارد ولی بنده گمان می‌کنم ای نظریات تأمین نشود یعنی نکات دیگر هم هست و ان عبارت از این است که سبوع تریاک در این مملکت فوق العاده زیاد شده است و اگر از یکطرف منافعی درش هست از طرف دیگر از حیت سرمایه نهانی روز بروز مملکت را بطف فقر و پریشانی سوق می‌دهد در عین حالیکه دولت می‌خواهد عوائدش را زیاد کند و حق هم دارد زیرا دولت هر مبلغی که برای تزیید عایداتش پیش بیاید باید در نظر بگیرد ولی باید مضاری هم که دارد در نظر بگیرد تاتجربه داریم و دیدیم که تجدید تریاک د راین مملکت تاسیس شد و بیشتر موجب رواج شد و بندهخیلی خوشوقت هستم که آقای وزیر مالیه از اشخاصی هستند که از دادن این لایحه نظرشان کم کردن استعمال داخلی است و این مسئله بنده را جرئت داد که این کار را بکنم و گمان می‌کنم یک پیشنهادی است که سکتة بهیچ کجای ایی لایحه نمی‌زند و رد مقابل یک حق بزرگی به گردن این مملکت دارد و گمان می‌کنم همانطوریکه مرض‌های دیگری در این ملمکت عارض می‌شود مثل طاعون و غیره و دولت با تمام قوا کوشش می‌کند برای رفع آن همانطور هم از برداشتن این سم مهلک یک حق بزرگی بگردن اهل این مملکت را رد و بنده اطلاع دارم از سایر جاها که و سائلی فراهم کرده‌اند برای ترک تریاک و هیچ ضرری به عوائد دولت نخورده است و بزرگترین استفادة که دولت از این انحصار تریاک می‌تواند ببرد همان ترک دادن استعمال داخلی تریاک است و بنده پیشنهاد کردم دولت مکلف است وسائل ترک تریاک را در غیر موارد طبی فراهم آورده و در ظرف مدت معینی سه سال پنج سال ده سال استعمال آنرا ترک دهد و در تبصره دوم هم پیشنهاد کرده‌ام که فروش تریاک را به دواخانه‌ها انحصار بدهد و به نسخه اطباء و این خیلی بدیهی اس بجهته اینکه استعمال تریاک را در مواقع طبی منحصراً طبیب می‌تواند تشخیص بدهد و در همه جای دنیا رسم اس دواخانه‌ها نسخه‌های سم دار را بدون اجازه طبیب نمی‌دهند این است که نبده این پیشنهاد را تقدیم کردم

وزیر مالیه ـ بنده با این پیشنهادی که آقای دکتر کردند کاملا موافقم و چیزی نیست که با آن مخالفت باشم ولی از ایشان خواهش می‌کنم این را بطور تبصره در ماده اول پیشنهاد نکنند بگذارند باشد مطالعه کنیم و در آخر قانون بعنوان یکماده الحاقیه اضافه می‌کنیم و الا با اصلش بنده هم موافقم

دکتر رفیع خان امین ـ بنده فرمایشات آقای وزیر مالیه را قبول می‌کنم

نایب رئیس ـ بنده فرمایشات آقای وزیر مالیه را قبول می‌کنم

نایب رئیس ـ پیشنهاد آقای فیروز آبادی

(بمضمون ذیل خواند شد)

بنده پیشنهاد حذف ماده اول را می‌نمایم

نایب رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ بنده می‌بینم دولت در این لایحه چند نظر دارد یکی استعمال نشدن تریاک در داخله که بعقیده بنده با این ترتیب ترک نخواهد شد دوم آنکه دولت آمده است انحصار کند انوقت اینجا قائل شده‌اند که خرید و فروش و حمل و نقل با خود دولت باشد و بتجربه معلوم شده است هر کاری که دولت خبواهد بکند خرجش بیش از دخلش است کمتر دیده دشه است خرج و دخلش مساوی باشد یا دخلش زیادتر باشد مثلا اداره خباز خانه شان خوب شده است ولی بیینید که چقدر خرج آن شده است گندمی را که الان خرواری هیجده تومان کسی نمی‌خرد نان را خرواری بیست و چهار تومان می‌فروشند و هر چیزیرا که دولت میخوداهد دارد کنداگر اینطور ضرریه مملکت بزند البته خوب خواهد شد. گندم خرواری هیجده تومان یاکمتر ناشی راخرواری بیست و چهار تومان فروختن برای مردم خیلی مضر است بعقیدهبند اینهم همین را خواهد داشت و باید تجارت تریاک مثل سابق آزاد باشد و از راه دیگر از این قسمت جلوگیری شود و الا یا این ترتیب جلوگیری نخواهد شد به این ملاحظه بندة پیشنهاد کردم این ماده حذف شود.

نایب رئیس ـ آقای رفیع

حاج آقا رضا رفیع – آقا فرمودند جلوگیری از این سم مهلک از راه‌های دیگر می‌شود ولی راه نمائی نفرمودند فقط راهی که به عقلشان رسید این بود که ماده حذف شود بنده تقاضائی کهدرام نظر خودشان را در خصوص جلوگیری بیست و چهار تومان بفروش می‌رسد تصدیق می‌فرمایند که یکوقت دولت گندم را گران می‌خرد تقریباً چهل تومان و چهل و پنجتومان و ارزان می‌فروخت و بالاخره وقتی قحطی می‌شود دولت باید پول بدهد و گندم بخرد و حیات مردم را اداره کند دولت این کار را که برای صرفه نمی‌کند برای دولت حیات و زندگانی مردم صرفه دارد نه اینکه بخواهد تجرات کند و تومانی یک عباسی منفعت کند اگر آقا دیدهاند نسبت به ارزاق مخالتهائی می‌شد برای پولهای بی مصرفی بود که آمریکائیها در این مملکت خرج کردند و دور ریختند و الا برای حیات مردم دولت هر قدر هم رخج کند ما هم موافقیم.

نایب رئیس ـ رأی گرفته می‌شود به ماده اول آقایانی که موافقند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

نایب رئیس ـ تصویب شد

فیروز آبادی ـ به پیشنهاد بنده رأی گرفته نشد.

نایب رئیس ـ پیشنها جنابعالی پیشنهاد حذف بود به پیشنهاد حذف که رأی گرفته نمی‌شود. مادة دوم

(بترتیب ذیل خوانده شد)

ماده دوم ـ در محل هائیکه زراعت تریاک می‌شود زارعین و مالکین مکلفند همه ساله در ظرف سه ماه قبل از شروع به کشت وزرع تریاک شخصیا و یا بوسیلة نماینده ثابت الوکاله خود اظهار نامه داده واز اداره مالیه مجل تجصیل جواز نموده شروع به زرع نمایند

نایب رئیس- آقائ کازرونئ

کازرونئ- عرض کنم در اینجا شاید توضیح زیاد بیشتر باعث زحمت شود بنده چندان اعتنائئ به این ماده ندارد وعرضی هم ندارم

نایب رئیس -آقائ فرمند

فرمند- در این ماده نوشته شده است که سه ماه قبل از شروع به کشت باید از مالیه اجازه بگیرد و بعد کشت زرع نماید مخالفت بنده از این نقطه نظر است که در بعضی نقاط این مملکت وزارتمالیه اداراتیکه دارد تا آن دهاتیکه می‌خواهند اجازه بگیرند گاهی این فرسخ شاید سی برسخ فاصله دارد وتشکیلات بقدری وسیع و کامل نیست که در همان بلوک بیایند وجواز بگیرند باید بیست فرسخ بیست و پنج فرسخ راه بیایند وجواز بگیرند وچند روز زارع معطل می‌شود در صورتی هر یک روز این زارع ثروتش است آن روزیکه کار نکند از ثروتش کم می‌شود یعنی مزد ندارد زنکانیش اختلال یدا می‌کند این است که یک همچو ماده از نقطة نظر حال زارعین که بیانید جواز بگیرند یعنی چند روز بیایند و چند روز بر گردند این کاملا ضرر مادی دارد و بنده معتقدم آقای وزیر مالیه باید اینماده را اصلاح کنند و این سه ماه را بردارند و یک اصل دیگری اختیار شود و آن این است که تحصیل دار در موقع کشت زارعتا تریاک گردش کند و همه جا صورت بردارد و این عملی تر خواهد بود آقای وزیر مالیه فرمودند که مقصود دلوت از این لایحه این نیست که در زراعت تریاک تخفیف پیدا شود در صورتیکه مطابق این ماده یک تخفیف فوق العادة پیدا خواهد شد زیرا که وقتی زارعین معطل شوند برای تحصیل جواز بالاخره نمی‌کارند و طبعاً از شکت تریاک جلوگیری خواهد شد و بنده این ماده را برای کشت تریاک غیر لازم میدانم و اگر بنا است کشت تریاک منع شود….

رفیع – برای چه منع شود؟

فرمند ـ بنده شخصاً معتقدم که باید منع شود و زراتش قدغن شود چنانچه در دهات خودم قدغن کرده‌ام تریاک نکارند اگر مقصود دولت هم منعع زراعت نشود یکمرتبه بگویند زراعت نکیند و الا زارع بدبخت که چند روز می‌آید ومعطل میوشد و خسارت می‌کشد بالاخره نمی‌رود دنبال جواز لازم نیست آنها را کول بزنید یکدفعه بانها بگوئید نکارند و اینخیلی آسان است و دولت باید بصداقت رفتار کند و زحمت تولید کردن و وقت رعیت راتلف کردن به اینها عقیده ندارم و کارخوبی نیست خود آقای وزیر مالیه از جریان امور وزارتمالیه کاملا مطلع هستند ارگیکنفر وزیر بیکنفر وزی کاغذ بنویسد در وزارتخانه در طهران تقریباً ده روز طول می‌کشد حالا ملاحظه بفرمائید یک رعیتب که نمی‌فهمد که اجازه نامه را چه قسم باید بنویسد و راه مالیه را اصلا بلد نیست و وقتی که بیاید در بان راهش نمی‌دهد باین ترتیبات این ماده عملی نیست ومثل این است که فقط برای اشکال تراشی است والا نتیجه دیگری ندارد.

وزیر مالیه ـ این مادهبه عقیده بنده خیلی عملی است و اشکال تراشی هم نیست ولی خوب البته یک کار هائی هم باید بشود باید وسیلة کنترل واطلاع از مقدار کشت تریاک حاصل شود این از جه راه می‌شود؟ برای آنکه اسباب زحمت مردم نشوند گفتیم اظهار نامه بدهند و در نظامنامه باید اساسش را درستا کنیم که اسباب زحمت نباشد از آنطرف آقای فرمند معتقدند که باید حتماً زراعت تریاک کم بوشد اگر این ماده نباشد این فکر اصلا عملی نمی‌شود باید دانست چه مقدار است و دولت احصائیه داشته باشد که این نظر عملی شود الا یک وقت بگوئیم که سالی فلانقدر کم کنیم اول لازم است که وسیلة کار داشته باشمی و این ماده خیلی خوب ماده ایست و خوب سالی آقا هم موافقت کنند

نایب رئیس ـ آقای عباس میرزا

عباس میرزا ـ بنده موافقم

نایب رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ بنده خیلی میل داشتم در این لایحه متخصصین صحبت کنند آقای حاج امین یکی از اشخاصی هستند که متخصص هستند و آقای مدرس و آقای وزیر مالیه هم. از ایشان استشهاد کردند و ایشان در مقابل هیج چیز نگفتند چرا حالا هر کدام از ماها صحبت کنیم از روی عدم تخصص است و بنده می‌کنم که بنده تخصص ندارم…..

بعضی از نمیاندگان ـ چرا تخصص دارید.

وزیر مالیه ـ ما تخصص شما را قوبل می‌کنیم

آقا سید یعقوب ـ خیر بنده همچه اعلم العلماء در هر چیز نیستم خصوصاً در این مسئله یک مسئله را بنده در روز نامجات می‌بینم مخصوصاً چند روز نامه است که مسائل اقتصادی را تعقیب می‌کنند و من خیلی خوشوقتم از یروز نامه‌های خودمان که این مسائل را می‌نویسند مثلا روز نامه اطلاعات و کوشش در موضوع واردات و صادرات شرح مفصلی نوشته‌اند که حقیقتاً هر صبح بعد از نماز صبح و تعقیبات آن باید آنها را بخوابیم و برای سعادت مملکت فکر کنیم مثلا نوشته است یکی از اثلام بزرگ صادرات ایران تریاک است بنده اهل شیرازم و میدانم فسا و دهات اطراف شیراز همه تریاک می‌کارند و هر کجا که دولت طرف واقع می‌شود بااینکه ما سعی می‌کنیم روحی صمیمیت ما بین ملت و دولت پیدا شود که مردم از مذمروین دولت رم نکنند نمی‌شود به فرمایش یکی از نماینده‌ها که صحبت می‌کرد می‌گفت ما که میگوئیم مالیات ارضی موقوف شود برای این است که مردم با مامورین دولت طرف نشوند و مردم راحت باشند و مشغول آبادی بشوند حالا در اینجا اینکه بنده مخالفت می‌کنم برای این است که یکی از صادرات مهم ما تریاک است که هر چه بگویند من زیر بار نمی‌روم تقبریباً سالی چهل کرور نباشد سالی سی کرور از این راه عاید مملکت مشود. اگر زراعت تریاک نبود پارسال تمام اهالی فسا و و داراب از بین رفته بودند زیرا جز تریاک هیچ چیز نداشتند آنرا روانه کردند پول او آمد رفتند طرف بیضا نان خریدند وآروند و خوردند گرچه من کاملا با دولت موافقم ولی هر چه فکر می‌کنم نمی‌توانم با این لایحه موافقت کنم خوب اگر این عایدی از بین رفت شما می‌توانید به من وعده بدهید که تا سه سال دیگر یک محصول دیگری جای این را بگیرد که لااقل پانزده کرور چهل کرور نقصان به عایداتمام وارد میوشد آیا بجای این ده پانزده کرور نفع دیگری می‌رسد. حالا که در کلیات و در مادة اول هم رأی داده شد خوب است د رمادة دوم اقای وزیر مالیه یک تریبی قرار بدهند بندههم موافقت هستم که کم کم زراعت کم و محدود شود و از آنطرف زراعت زعفران را زیاد کنند موضوع ابریشم را توسعه دهند…….

مدرس ـ زعفران چه نتیچه دارد

آقا سید یعقوب ـ در اطراف اصطهبانات هست اگر تصویب کنند جای این را خواهد گرفت و باید قدم بقدم جلو برویم و این مسئله را از بین ببریم که تا بیست سال سی سال دیگر یک متاع دیگری جای این قرار بدهیم. اینکه آمده‌اند قرار داده‌اند که مأمورین جواز بدهند بررای زراعت کردن بنده مخالف هستم و عقیده‌ام این است که خود دولت باید نماینده روانه کند اطلاع پیدا نماید که امسال چقد رزراعت شد و سال دیگر بگوید پارسال ده جریب زراعت شده امسال باید هشت جریب بشود نه اینکه مأمور مالیه برود آنجا جوتاز بدهد مثلا در بورجرد که تریاک کاری می‌شود مأمورین حق مداخله و جواز دادن نداشته باشند ولی معین کنند چقدر زراعت شده است و سال بسال کسر کنیم نه آنطور که آقای تقی زاده فرمودند که آنچه جامعه ملل گفته طابق النعل بالنعل باید رفتار کنیم ما چه غلظی کردیم عضو جامعه ملل شدیم. باید سال بسال خورده خورده سال یک جریب دو جریب کم بشود که در ظرف دهسال پانزده سال از بین برود نه اینکه یکمرتبه از دست بدهیم بنده با این ترتیب که اجازه جواز بدست مامورین باشد جداً مخالفم خودتان هم که میگوئید ماعقیده نداریم از بین برود و خودتان میگوئید تا یک چیزی سر جای آنرا بگیرد حاضر نیستیم این زراعت از بین برود خوب اگر اینطور است پس ترتیب جوار گرفتن از مامورین را از بین ببرید و کم کم محدود کنید مثلا امسال در طرف بروجرد هزرا من کاشته شده سال دیگر هشتصد من بشود….

رفیع ـ چرا آقا

آقا سید یعقوب ـ اگر کم کم اینطور بشود و محدود شود عیبی ندارد و الا با این ترتیب که جواز بدست مأمورین باشد بدتر می‌شود

نایب رئیس ـ آقای زوار

زوار ـ اظهاریکه نماینده محترم کردند که تخصص ندارم باز ی شرح مفصلی اظهار فرمودند ولی بنده می‌خواهم عرض کنم خدمتشان که خلاص کردن مردم را از زیر بار کابوس تخصص لازم ندارد و باید خیلی از دولت ممنون شد که لایحه‌ای نیاورده است که بکلی این کشت و زرع از بین برود البته همان اندازه که رفیق محترم بنده آقای فرمند با اقای آقا سید یعقوب علاقمندبه این زراعت هستند دولت هم این رعایت را کرده است بنده هر چه فکر می‌کنم در این ماده که می‌نویسد: صاحبان شیره اعم از رعیت و مالک مکلفند……

بعضی از نمایندگان – این ماده سوم است.

زوار ـ بلی اینکه فرمودندمالک یعنی زارع نمی‌تواند در محل حاضر شودگمان می‌کنم یکنفر زارع می‌تواند در ظرف سه ماه به هر کجای ایران می‌خواهد برود اینکه فرمودند که مامورین ملایه اذیت می‌کنند تصور می‌کنم این قصاص قبل از جنایت است چرا؟ برای اینکه دولت وقتی که این لایحه را تقدیم کرده است تمام این عیوب را در نظر گرفته است و مکرر هم اقای وزیر مالیه اینجا بما اطمینان دادند که این نگرانی‌ها بکلی رفع خواهد شد از این نقطه نر گمان می‌کنم خوب است نماینده محتر هم موافقت بفرمایند و رأی بگیریم.

بعضی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است.

نایب رئیس ـ پیشنهاد آقای عراقی.

(بمضمون ذیل خواند شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم ماده دوم بطریق ذیل نوشته شود.

ماده دوم ـ در محل هائیکه زراعت تریاک میوشد زارعین و مالکنی مکلف ند هر ساله سه ماه قبل از شروع به کشت اظهار نامه به مالیه محل بدهند که چقدر خشخاش زراعت زراعت خواهند کرد.

نایب رئیس ـ چند فقره پیشنهاد دیگر هم در همین زمینه هست قرائت می‌شود.

(بشرح ذیل قرائت شد)

پینشهاد آقای احتشام زاده: پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده ۲ عبارت تحصیل جواز نموده حذف ن بجای ان نوشته شود رسید اخذ نموده و در تبصره ماده دو بجای کلمه جواز لفظ رسید نوتشه شود

پیشنهاد آقای دشتی: بنده پیشنهاد یمکنم از جمله و از اداره مالیه محل حذف و بجای آن نوشته شود که بادراه مالیه محل اطلاع بدهند که چقدر کشت خواهند کرد و تبصره نیز بکلی حذف شود.

پیشنهاد آقای عدل پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده ۲ عبارت و از اداره مالیه محل تحصیل جواز نموده حذف شود

پیشنهاد آقای حاج امین ـ بنده پیشنهاد می‌نمایم جمله ذیل با باخر ماده دوم اضافه شود مقصود از دادن این جواز فقط معلوم شدن احصائیه مقدار زراعت تریاک است

پیشنهاد آقای ملک مدنی ـ ماده دوم را بطریق ذیل اصلاح و پینشهاد می‌نمایم: در محل هائیکه زراعت تریاک می‌شود زارعین و مالکین یا شخصا یا بوسیلة نماینده بطور جمعی یا انفرادی باید اظهار نامه برای زرع تریاک هر قربه و محل در ظرف سه ماه قبل از زرع تریاک بمالیه محل یا مرکز تحصیل داری بلوک داده شروع بزرع تریاک نمایند.

پیشنهاد آقای دهستانی ـ بنده پیشنهاد می‌نمایم تبصره ماده دوم بقرار ذیل اصلاح شود:

مامرونی مالیه محل بهیچوجه حق امتناع و تعلل از دادن جواز ندارند و مکلف هستند پس از وصول اظهار نامه در ظرف ۲۴ ساعت جواز صادر کرده باظهار کننده رد نمایندو این جواز مجانی خواهد بود

پیشنهاد آقای فیروز آبادی – بنده پیشنهاد حذف ماده دوم را می‌نمایم.

رئیس ـ آقای عراقی

عراقی ـ ماده دوم آنطوریکه در کمیسیون تنظیم شده بود و آقایان مخالفین و موافقین صحبت کردند بنده دیدم که نظریه آقایان بیشتر روی این قسمت است کهاصل تحصیل خود جواز شاید اشکالی داشته باشد نو شاید هم موهم یک چیزهائی باشد لهذا بنده برای رفع این اشکال را بهام و از برای اینکه دولت بداند چقدر تریاک اسمال کاشته می‌شود و حاصائیه در دست داشته باشد از این جهت فقط بهمین اکتفا کردم که اظهار نامه بهدند ولی دیگر منتظر جواز وازرت مالیه و دولت نباشند و دادناظهار نامه هم برای این ابشد که دولت بداند امسال چقدر تریاک کاشته میوش و دیگر ابهام هم ندارد که اشید مقصود منع زراعت تریاک است وهمان داده اظهار نامه کافی باشد ولی تحصیل جوار خیال می‌کنم قدری اشکال دارد و آقایان هم نظرشان حذف این قسمت جواز است.

وزیر مالیه ـ عرض کنم که یک قسمت از پیشنهاد آقایان نمایندگان محترم بهم شبیه و نر این است که قسمت جواز نباشد ولی بعقیدة بنده خود مادة که اظهار نامه و جواز را قید کرده است در تببصره هم قید شده است که مامورین مالیه مکلف اند که جواز را داده و حق امتناع و تعلل از دادن جواز را ندراند. پس خود ماده این پیش بینی را کرده است ولی خوب حالا چون آقایان اغلب شان ایننظر را داند و ماه هم مقصودی جز تسهیل و آسایش رعایا نداریم) با اینکه بایستی احصائیه صحیح در دست دولت باشد و با ترتیبی کهدر ماده نوشته شده این منظور سهل تر پیشرفت می‌کند) بنابراین اجازه می‌خواهم که در این پیشنهادها یک دقتی بکنیم و ماده را ترتیبی که نظر همه آقایان را تأمین کند تنظیم کنیم در هر حال فعلا ممکن است به پیشنهاد آقای فیروز آبادی که مربوط بحذف است رأی گرفته شود….

نایب رئیس ـ به پیشنهاد حذفل که نمی‌شود رأی گرفت.

وزیر مالیه ـ بسیار خوب پس ممکن است یک پیشنهاد دیگر با ماده سوم را مطرح بفرمائید تا در ضمن بنده این ماده دوم را اصلاح بکنم.

نایب رئیس ـ ماده سوم قرائت می‌شود

(این قسم قرائت شد)

ماده ۳ ـ صحاحبان شیره اعم رعیت و مالک مکلفند کلیه شیره تریاک‌های خود را بانبار هائی که وزارت مالیه در دسترس آنها تهیه نموده است تحویل داده و قیض رسید دریافت دارند.

نایب رئیس ـ آقای فرمند

فرمند ـ عرض کنم که در این ماده نوشته شده است که محصول شیره را کلیه رعایا مکلفند نبرند بانبار و قبض رسید بگیرند. از آن طرف در ماده بعد نوشته شده است که دولت قیمت متوسطی معین می‌کند با تصدیق اهل خبره -و شیره را خریداری می‌کند بنده عقیده دارم که این دو ماده باید یکی بشود چون کاملا بهم مربوط است والا اگر این دو ماده جدا باشد اینطور می‌شود یا که اول مطابق ماده سوم جنس را بیاورند همین طوری تحویل بدهند و قبض رسید بگیرند بعد هر وقت دلشان خواست یک پولی بآنها بدهند این هزار جور زحمت تولید می‌کند ممکن است قبض گم بشود با باقسام دیگر حق این زارع از بین برود و باید برای آسایش حال انها لا اقل وقتی که تحویل میگینرد پولشان را بدهند و بهتر این است که تحیول می‌گریند پولشان را بدهند وبهتر این است که این دو ماده را برای این منظور یکی بکنند و دولت قبل از موقع برداشت محصول نرخ را معین بکند که وقتی تریاک دست آمد و آوردند در انبار فوری پولشان را بدهند و دیگر انها را منتظر نگذارند ـ این ترتیب هم رفع اشکال از مردم میکندهم دلوت را از محاسبه و نگهداری حساب و هزار جور زحمت دیگر راحت می‌کند

نایب رئیس ـ آقای یاسائی

یاسائی ـ عرض کنم اظهاری که آقای فمرند فرمودند در مادة سه می‌گوید: صاحبان شیره اعم از رعیت و مالک مکلفند کلیه شیره تریاک‌های خود را بانبار هائیکه وزارت مالیه در دسترس آنها تهیه نموده است تحویل داده قبض رسید دریافت دارند بعد هم در ماده چهارم میکوید که موسسه انحصار چه قسم پول مردم را بدهد و تعیین قیمت بکند خوب بنده نفهیمید چطور و بچه دلیل که این ماده یکی شود؟ باید دید در همان وقتی که زارع شیره را می‌دهد آیا ممکن است فوری پول او را داد باید دید این عملی میوشد یا خبر دولت که در این کار نظر انتفاعی ندراد نرخ تریاک در هر روز و هر ساعتی تغییر می‌کند آنوقت جناب عالی می فمرائید کی ماه دو ماه قبل از بدست آلامدن محصول نرخ را معین کند؟ چطور این مکار را میوشد کرد؟ نرخ تریاک درموافقع مختلفه، در فصول مختلفه در هر ساعت تغییر می‌کند و این عمل از نقطه نظر تجارت مملکت است ضررهای کلی بزند. ولی این ترتیبی که در مادة سوم و چهارم معین شده بهتر است که در هر موقع بازار خوب و مناسبی پیدا شد بفروشد هم بزارع ضرری وارد نیامده و هم تجازت مملکت رونق خود را از دست نداده بنابراین بهتر است این مواد از هم جدا باشد و نفعش بیشتر است و ممکن است د ربعضی مواقع قیمت فروشش خیلی ترقی بکند و الا نمی‌شود دلوت را مجبور کرد که نرخی را قبلاً معین کند و فوری پول بدهد بزارع این نه عملی است نه مفید

نایب رئیس ـ پیشنهاد آقای بامداد

(این قسم قرائت شد)

پینشهاد می‌کنم بعد از لفظ (خود را) نوشته شود (پس از دریافت وجه)

بامداد ـ عرض کنم که بنده نسبت به این لایحه نظر موافقتی ندارم ولی خوب حالا که بنا است تصویب شود خوبست که حسن نیست دولت در همه جا تثیبیت شود و مردم امیدوار شوند بلکه انشاء الله آن نظری که ما داریم انجام شود یعنی از بین رفتن زراعت تریاک (بنده عقیده‌ام این است که این طور بشود عقیده آزاد است) در اینجا نشوته شده اس که صاحبان شیره تریاک مکلفند شریر تریاک را بانبارهائی کهدولت در دسترس آنها معین کرده ببرند بنده نوشتم بعد از دریافت وجه البته این مسئله در ماده چهارم تصریح شده ولی خوب چه عیبی دارد که قانون صریح تر باشد بعد از دریافت وجه بنرخی که در ماده بعد نوشته شده است پول این بدبخت را بدهند بعد تریاکش را ببرند…….

استرابادی ـ چرا؟

بامداد ـ بهزار و ده دلیل شما آقا از زراعت تریاک مطلع نیستید زراعت تریاک مثل سایر زراعت‌ها و زراعت گندم و جو نیست آنهم در صحرای ترکن و دشتمستان که یک خبش مختصری بزنند و یک تخمی بریزند بعد از سه ماه بیانید و تخمی صد تخم بردارند زراعت تریاک مشکل ترین اقسام زراعات است از وقتی که زارع شروع بکند تا وقتیکه شره اش را توی دیک می‌ریزد این بدبخت مضطرب و متزلزل است ویک عمرش سر این کار تلف میوشد هشت دفعه شیار می‌کند در فسا رسم است پس از هشت دفعه شیار کردن کدخدا می‌آید وسط آن اراضی می‌ایستد چوبش را (یک چوب یک ذرعی) دست می‌گیرد و آن چوب را نه با قوت بکله با یک طرز عادی فرو می‌کند بزمین و باید با کمال آسانی فرو برد اگر فرونرفت می‌گوید از سر شروع کنند بشایر کردن اینطور است زراعت تریاک با یان بدبختی‌ها آنوقت نباید نوشت که پس از دریافت وجه تحویل بدهد؟ این چه ضرری دارد؟ چه ضرری دارد حال خودتان میدانید.

عده از نمایندگان – صحیح است

مخبر ـ چون آقایان غالبا در این زمینه اظهارایت فمرودندد لازم است خدمتشان عرض کنم که این ترتیب تحویل دادن تریاک بانبار مالیه الان هم معملو است در هر جائی که تریاک هست این کار هست شیره تریاک را رعیت یا مالک بعد از آنکه هر کدام سهم خودشان را معین کردند می‌آورند و تحویل اداره تحدید می‌دهند و قبض می‌گیرند و انجا می‌ماند تا وقتیکه بخواهند بفروشند آنوقت می‌آیند و می‌برند این اصلی است که الان معمول است دولت هم در این جا همین معامله را تعقیب می‌کنند این شیره را می‌آورند و می‌برند انبار بعد بموجب مادة کة خواهیم رسید اشخاصی که می‌خواهند ببرند برای ممالک خارجه مختارند بیایند جواز بگیرند و با شرایطی ببرند بخارجه ولی این کرا رانمیشود کرد که در روز اول دولت پول شان را بدهد بعد بیایند جوزا بخواهند باید اول تریاک راتحیول بدهند بعد جواز بخواهند باید اول تریاک را تحویل بدهند بعد دولت بتواند نرخ را تعیین کند و از روی نوع تریاک که چه نمره ایست اول است دوم است سوم است چهارم است، بعد از آنکه معین شد آنوقت پول شان را می‌دهند ولی تا نرخ معین نشده است نمی‌شود بانها پول داد یا مثلا اشخاصیکه بعد می‌خواهند خودشان تجارت بکنند می‌گویند تریاک پیش شما باشد و بعد جواز می‌گیریم که خودمان تجارت کنیم چطور می‌شود مجبور کرد که شیره را بگیرد و پول بدهد؟ ما برای این ماده را این جور تنظیم کردیم که اول بانبار تحویل بدهند (مطابق آنچه که امروز معمول است) بعد خودشان تیاری کنند اگر دولت خودش جا داشت در انبار تیاری می‌کنند اگر جا نداشت اجازه می‌گیرند و در انبار شخصی خوادشان می‌کنند اگر خواستند بدولت بفروشند مطابق ماده بعد قیمت ان دلوت مععین و پولش را می‌دهد اگر هم نخواستند جواز می‌گیرند و خودشان تجارت می‌کنند….

بامداد ـ نخواستند ندارد باید بفروشند

مخبر ـ آقای بامداد اجازه بدهید قسمت راجع بزراعت گندم و جو یا زراعت تریا که چوب فرو می‌کنند در زمین این مربوط باین ماده نیست …..

بامداد ـ مربوط بزحمت است.

مخبر خیلی خوب چوب را دو ذرع فور می‌کند یا یک چارک بالاخره تریاک عمل می‌آید و تریاک که عمل آمد می‌آورند و می‌دهند بانبار دلشان خواست می‌فروشند نخواست نمیفرشند و جواز می‌گیرند و می‌برند بخارجه

وزیر مالیه – اجازه میفرمائید؟ لازم است بنده درین صمن یک تذکری بدهم که ذکرش لازم است علت عدم موافقت ما با این پیشنها این است که این قسمت در ماده جهارم دکر شده است که نوشتة اتننحصار مکلف است پول را بدهد می‌نویسد «مؤسسة انحصار مکلف است تریاک‌های وارده بانبار را از صحباتی آنها در حدون میزان متوسط قیمت‌های معموله در موقع برداشت محصول سه ساله اخیر قبل از این قانون بعلاوه صدی ده خردیداری نمایند پس پس عین این مقصود آقاین در ماده چهارم نوشته شده است ول یعدم تکرارآن برای برای این است که بایستی دو چیز رعایت بشود: یکی اینکه قیمت باید معین شود چون قیمت اگر معلوم نشود من که نمی‌توانم از پیش خودم یک قیمتی معلوم کنم و باو بدهم ثانیاً بایستی ادره انحصار باطرف مقابل که می‌آید انجا برضایت طرفین یک معاملاتی بکنند یک مرتبه تمام تریاک را در یک روز نیم تواند پول بدهد آلان هم که تجار می‌خرند آیا یکدفعه پول می‌دهند؟ البته خیر یک مقدارش را می‌دهند و قسط بندی می‌کنند. مؤسسه انحصار هم همین کار را می‌کند بایستی معامله تجارتی بکند اگر معامله تجارتی نکند کارش پیش نمیرو ملاحظه بفرمائید دراین جا ضرر بمردم می‌زنند برای اینکه جواز صدور را که آنجا گذاشتند اگر یک کسی بخواهد تریاک صادر کند باید طوری بکند که ان کسیکه می‌خواهد تریاک صادر کند بتواند با صاحب معامله بکندو پولش را بدهد و الا مامور بگوید ااق این جواز صدورت بردار و برو این که نمی‌شود

بامداد ـ یک سال طول می‌کشد.

وزیر مالیه ـ یکسال و دو سال ندارد ما که دروغ نمی‌خواهیم بمردم بگوئیم مردم را هم نمی‌خواهیم گول و نیم امسال ما می‌خواهیم تریاک ار بخریم پولش را هم بدهیم برمدم این یک چیز واضحی اس ولی این را باید ملاحظه کرد که جنیس آن چیست چه نمره است البته میدانید که قیمت تریاک نسبت بجنس و نوعش فرق می‌کند شما در هر بلوک ممکن است سه چهار جو رتریاک داشته باشید که قیمت متوسطش در سه سال قبل فق بکند ما اول که اسباب اشکال نشود

نایب رئیس ـ چون عده برای رأی کافی نیست عجاله پیشنهادهای دیگر قرائت می‌شود

(این قسم قرائت شد)

پیشنهاد آقای مدرس: پیشنهاد می‌کنم بعنوان تبصره بماده سوم علاوه شود دولت نمی‌تواند از برای ماندن تریاک در انبار و او طول بکشد حق مطالبه نماند

مدرس ـ عرض می‌شود که این لایحه کل واحد از مرادش اگر علت نامه نباشد علت ناقصه برای اینکه زراعت تریاک نباشد هست لفظ انحصار را که مردم شنیدند یک قسمت مردم دیگر نخواهند کاشت جواز گرفتن از مالیه اینها هم معلوم است اسبات ترک زراعت تریاک خواهد شد در مادة دوم نوشته‌اند بردن در انبار این بردن در انبار هم خودش یک علت از برای نکاشتن و مظنون این است این لایحه بعداز آن که انشاء الله گذشت متحدالمالمی کنند از طرف جامه ملل برای مملکت خوشان برای اینکه درممالک خوشدان زراعت نشود و این نقشه را اجرا کنند حالا اگر پیشنهاد آقای بامداد پیش رفته بود که دولت خرد محتاج باین پیشنها بنده نبود اما چون آن پیشنهاد قبول نشد…

بامداد ـ هنوز معلوم نیست رأی که نگرفتند

مدرس – تریاک را می‌برند انبار مشتری که نیست بخرد شش اه هفت ماه می‌ماند دولت حق الارض میخواهدازش مطاله کند مشتری همغیر از دولت نیست دولت هم پول نمی‌دهد آنوقت این حق الارض را از کجا ببیاورد بدهد و انقوت این حق الارض استهلاک می‌کند اصل موضوع را ما میگوئیم ارگ این تریاکی که رفت بانبار طول کشدی و مشتریبهش بر نخورد حق مطالبه حق الارض را ندارند برای انکه مردم نمی‌خواهند ببرند بانبار دولت دولت می‌خواهد آنها ببرند دیگر حق مطالبه حق الاضرف را نداشته باشند. فردا می‌آید می‌گوید کرایه بده الان مرسوم است دیگر ـ شش ماه مانده است پول بده مشتری هم که برای تریاک اتفاق نیفتاده آنوقت بابت حق الارض حساب می‌کنند می‌رود پی کارش از این جهه بنده پیشنهاد کردم که حق الارض بگیرند.

وزیر مالیه ـ این مطلب را که آقای مدرس اظهار فرمودند برای ما امکان ندارد ولی ……

مدرس ـ قوبل کنید.

وزیر مالیه قبول کنید.

وزیر مالیه قبول میبکنم و می‌نویسیم در ماده که که حق گرفتن انبار داری بهیچ وجه ندرند. این انحصار است این عنوان مونوپول است ای غیر از ترتیبی میوشد که الا هست اینجا وقتی انحصار شد بر عهدة ما است که نگاهداری کنیم ولی حالا که میل دارند اضافه می‌کنیم کهدر ضمن ماده نوشته شود: و حقی بعنوان انبار داری گرفته نخواهد شد

مدرس ـ بسیار خوب

نیاب رئیس – پیشنهاد آقای احتشامزاده

(این قسم قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در مادة ۳ عبارت و قبض رسید دریافت دارد حذف و بجای آن نوشته و قیمت ان را بطوریکه در مادة بعد معین شده است دریافت دارد.

احشام زاده ـ بنده در عین اینه با یان لایحه موافق هستم ولی دو سه فقره نگرانی دارم که برای رفع نگرانی‌ها در موقع خودش نظریاتم را پیشنهاد می‌کنم یکی از نگرانی هائی که دارم اولش زیاد شدن تماس مأمورین اولت است با مردم زیرا عمل را ما دیده‌ایم که هر وقتی مأمروین دولت با مردم تماس پیدا کردند باید از همه چیز خودشان صرف نظر کنند الان عملی که نسبت بگندم میوشد در هیمن طهران ملاحظه بفرمائید مکاری جنیس می‌آورد باداره انبار اولا چهار روز پنجروز مکاری بیچاره را که دو سه خروار جنیس آورده است معطل می‌کنند برای اینه جنیس مال کجا است؟ چون اخیراً برای اینکه تنظیم کنند امور اداره ارزاق رااینوطر قرار گذاشته‌اند که جنس طرهان با یک قمیت خریداری شود و جنیس ولایات با ی قسمت دیر انوقت سر تشخیص اینکه این جنس ولایات است یا طهران مدتی معطلی و گفتگو دارد بالاخره می‌گویند پول نیست و دو ماه و سه ماه معطل می‌کنند یک آدمی که دو سه خروار جنیس آورده است بفروشد باید دو ماه در طهران بماند تا آخر یک چیزی بهش بدهد که برود ا عائله اش زندگی کند بالاخره پیس از تجربیات که هست بنده نگران هستم که ارگ مردم بخواهند تریاکشان را بیاورند در انبار تحویل بدهند اسباب زحمت برای آنها خواهد شد که چند مرتبه برای مراجعه کنند بانبار تا پولشان داده شود این است که بنده خواستم در این جا پیش بینی کنیم که وقتی تریاک را آورد و داد باداره انحصار پولش را بدهند ولی چطور ؟مطابق ترتیبی که در ادة بعد معین دشهاست که قبلاً نرخ را اداره مالیه محل معین کند بعد درموقع برداشت محصول ادارة ملایه محل اعلان می‌کند قیمت را و هر کس تریاک را آورد مطاب ان اعلان پول تریاکش را بدهند اما اینکه گفته می‌شود دولت اینقدر پول ندارد که فوراً پول تریاک را بدهد قسمت عمدة این تریاک تریاکهائی است که برای صدور بخارجه خریده می‌شود آن را البته خود آن تاجری که تریاک را می‌آورد تحویل بدهد پولش را نمی‌خواهد می‌آورد برای اینه اجازه بگیرد و ببرد بخارجه یک قسمت کمی است که متعلق برعایا و زارعین و خورده مالکین است که خیال میکننددر داله فروخته میوشد ولی در ان قسمت برای صدور بخارجه زایدتر است از این جهت بنده پینشهاد کردم که پول این قسمت را فوری بدهند و در ماده سوم پس از عبارت قبض رسید دریافت دراد نوشته شود قیمتش را مطابق ترتیبی که در ماده بعد معین می‌شود بدهند که اسباب زحمت مردم نشود

وزیر مالیه ـ عرض کنم اکه این جا هر قیسمتی که ممکن است تسهیل در این کار بکند بنده اشکالی ندارم مثل قسمت انبار داری که آقا فرمودند و بده هم موافقت کردم و لی این قمست که آقایان همچو ساده می‌فرمایند این یک مسئله یاست که باین آسانی هم که آقا می‌فرمایند نیست امر تریاک یک چیز تازه دراین مملکت نیست حالا اگر بخواهد معامله تریاک بکنند چه جور می‌کنند؟ تریاک را می‌آورند رد انبار دولت بعد از پنج روز ده روز بیست روز یک ماه با ز همان بروز تاجر تریاک خر می‌آید توی انبار دولت و تریاک را از زارع توی انبار می‌خرد خوب تا ان موقع که می‌فروشد کی باو پول داده است؟ این جنس که مدیت در انبار خوابیده بوده است حالا چطور شده است که در اینجا پیشنهاد می‌شود که فورا وقتی انحصار شد پولش را بدهند و تمام این آداب بهم بخورد؟ شما در این قانون هم خوبست باما موافقت بکنید اداره انحصار که تریاک را می‌خرد برای مصر داخل یا خارج پولش را می‌خرد برای مصرف داخل یا خارجه پولش را هم البته می‌دهد بعلاوه شما هم در ماده چهارم نوشته‌اید که دولت مکلف است پول شیره تریاک را بدهد خود این کافی است دیگر مکلف است یعنی چه؟ مگر اینقانون با سایر قواین فرق دارد و جابجا عبارت فرق می‌کند که اینقدر آقا نگرانی دارند؟ بالاخره این ترتیب بکلی قانون را بهم خواهد زد آقایان تصدیق بفرمایند که قانون راتیکه تیکه و خورده خورده اصلاحاتی درش کردن بدون اینکه فرصت مطالعه باقی باشد همیشه وقتی قانون تصویب میوشد و می‌رود بیروز که سه تا عیب درش پیدا می‌شود اگر اساس قانون را معتقد نیستید و صحیح نمیدانید با نویسندگان آنها را مدمانی میدانید که سوء نظر دارند یک مطلبی است و الا غالباً یک اصلاح عبارتی که میوشد و بعد یک پیشنهاد از طرف دیگری میوشد و رأی داده می‌شود این یک چیزی ازش بیرون می‌آید که قابل اجرا نیست و توی عمل در می‌مانند و بعد باید بیاورند اصالح یا الغاء کنند پس خوبست از حالا این کار را نکنند حالا هم استدعا می‌کنم آقایان موافقت بفمرایند با همین اصلاحی که در آخر مادهش که حقی بعنوان انبار داری اخذ نخواهد شد ماده را تصویب کنند و بگذرد.

نایب رئیس ـ پیشنهادآقای فرمند

(بشرح آتی قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم آخر مادهسوم اینطور اصلاح شود تحیول داده و دولت مکلف است قیمت آنرا فوراً بپدازد.

فرمند ـ بنده اولا عرض می‌کنم که مقصود از این پیشنهادات برای ایجاد مانع نیست بلکه برای سهولت کار و الانظری نداریم و این را خواستم عرض کنم. اینجا دولت وقتی می‌خواهد معین بکندممکن است در هر ولایتی آن ترتیبی را که برای تعیین نرخ در مادة چهارم پیش بینی شده است آن را بیست روز قبل از بدست آمدن تریاک در ان ولایات معین و اعلام کنند. حالا آقای مخبر فرمودند کم و زیادی تریاک از نقطه نظر مرفین توفیری در قیمت ایجاد می‌کند این را هم مکن است در هر ولایتی کی لابراتوار درست کنید و مرفین آن را معین کنید که تریاکی که فلان قدر مرغین دارد امسال قسمت آن چقدر خواهد بود این از نقطه نظر کلی است و ممکن است اساساً اقسام تریاک را به قسم بکنند خوب و بد و وسط. آنوقت آن تریاک را ممکن است برای هر قسمش یک نرخی معین کنندو وقتی که زارع می‌آورند تحویل بدهد تشخیص بدهند که از جه رقم است و فوری پولش را بدهند که برود پس کراش این یک نر نظر دیگر اینکه آقای مخبر فرمودند حالا می‌آورند در انبار و قبض می‌گیرند وبعد پولش را می‌گیرند حالا تجار و دلالهای خرید تریاک آزاد هستند می‌رود در دهات و بلوکات خرداری می‌کنند وباندرول میکن د ولی در موقع انحصار مطلق آنوقت زارعین دیگر نمی‌توانند به تجار بفروشند باید بفرستند باداره انحصار واداره انحصار هم در بولوکات همه جا شعبه ندارد باید بیست فرسخ سی فرسخ فلان رعیت بیاید و تریاکش را تحویل بدهد و این اسباب زحمت می‌شود تازه هم باید یک مدتی معطل و سرگردان بماند تا چه وقت پول اور ا بدهند واین روبه اگر برقرار شود عبقیدة بنده ملاکین کوچک وزارعین دیگر نمی‌توانند تریاک کارند و تریاک کاری منحصر میوشد به پنج شش نفر از ملاکین برزرگ که با هم متحد می‌شوند و در هر ولایت زراعت تریاک را اختصاص می‌دهند بخودشان و باصطلاح در هر ولایت یک تروست تریاک کرای پیدا خواهد شد و چند نفر ملاک بزرگ که نظام نامه و و قانون را می‌فهمند و می‌خوانند وبعضی خصوصیات‌ها با مالیه دارند این کار را در دست می‌گیرند و یک کمپانی تشکیل می‌دهند ارگ چنانچه مقصود این است که دست آنها بیافتد این صحیح نیست خود بنده هم می‌روم در همدان یکمپانی تشکیل مدهم آقای وزی رمالی باید این را اصلاح کنند ایشان خیلی عصانی شدند که اگر این کار را بکنم زلزله می‌شود و انحصار از بین می‌رود در صورتیکه بنده تصور نمی‌کنم این اشکالاتی که آقای وزیر مالیه و آقای مخبر می‌فرمایند مورد پیدا بکند وهمانطور که برای ما می‌فرمایند و هم است بنده تصور می‌کنم برای آقای مخبر و آقای وزیر مالیح و هم تولید شده است این ترتیب ممکن است یگ کمپانی هائی تشکیل بدهد که با هم متحد شونه و فایده را تماماً آنها ببرند و یک عده از ضعفا یاین مملکت از این استفاده محروم بمانند عقیده‌ام این است که آقای وزیر مالیح برای رفاهیت حال مردم این پیشنهاد را قبول بفرمایند و اگر چنانچه تصور سوء می‌کنند در این که پیشنهاد نبده را قبول کنند اقلا قبول کند که این ماده دوباره مراجعه شود بکمیسیون و در آنجا مطالعه عمیق تری شود و یک طوری این مواد نوشته شود که در آتیه اسبات زحمت و خسارت مردم نشود و الا ما که نظر دیگری نداریم

وزیرمالیه ـ این اظهاراتی که نماینده محترم کردند و یک تابلو تاریکی را شرح دادند که بعد از گذشاتن این قانون پیدا خواهد شد و زارعین چه کرا خواهند کرد و از جواز گرفتن چه نتیجه حاصل خواهد شد و وحشت می‌کنند یکی از اهنحصار می‌ترسد و فجة می‌کنند وییکی دیگر از ترس جواز گرفتن زهره اش آب میوشد الی آخر اینها همه بعقیده نبده (هر کس عقیده اش آزاد است) هیچکدام مطابق باواقع نیست بنذه عرض کردم خدمت آقایان که برای ما از نقطه نظر ادرای چون میل آقایانرا میاانم که میل دارند ما وسیلة معاملة تجار را در انبارها فراهم بکنیم این رعایت‌ها را باید کرد خود تجار اگر در انبارها فراهم بکنیم این راعبت‌ها را باید کرد خود تجار اگر امروز بخواهند معامله بکنند ارگ عبارت را این جور اصلاح بکنند معامله نمی‌کنند و محال میوشد و از آنطروف بنده می‌بینم که این مطلب طوی در اذهان آقاین تمرکز پیداکرده است که شاید حقیقه خیلا کنند این جا یک نظریه هست در صورتیکه نیچ نظریه نیست و مطلب خیلی ساده است باین ملاحظه بنده حاضرم درمادة چهارم (ماده بعد که مربوط بموافقت در باب قیمت است) بعضی از آقایان پیشنهادی در باب تعیین مدت کرده‌اند که در چه مدت پولش داده شودآنوقت در آنجا حرف می‌زنیم و کم و زیادش می‌کنیم…..

مدرس ـ یک ماه باشد

وزیر مالیه ـ خوب در اصل معین و محدود کردن مدت بنده موافقت می‌کنم و مساعدت می‌کنم واین امتناهعی را که بنده عرض کردم. برای این است که برای تجاری که میخواهندد معامله کنند ضرری وارد نشو و الا برای ما از نقطه نظر انحصار اشکالی ندارد و بنده راستی راستی می‌خواهم یک کاری بکنیم که برای تجار وسیله سهلی بادشکه بتوانند صادر کنند حالا خوبست آقای فمرند هم موافقت بفرمایند که این مطلب را در ماده چهارم درش بحت بکنیم چون جچایش آنجا است و ماده سوم را بهتر این است بهمین شکل رأی بدهیم.

فرمند ـ بده قبول می‌کنم که در مادة جهارم این قضیه تأمین بشود

نایب رئیس ـ پیشنهادی آقای بامداد یکمرتبه دیگر قرائت می‌شود و رأی می‌گیریم

(مجدداً قرائت شد)

نایب رئیس ـ رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای بامداد آقایان موافقین قیام فرمایند

(عده برخاستند)

نایب رئیس ـ قابل توجه نشد رأ می‌گیریم به پیشنهاد آقا احتشامزاده ……

احتشامزاده ـ با توضحی که داه شد بنده مسترد می‌کنم

نایب رئیس ـ پیشنهاد آقای کازورنی

کازورنی ـ بنده اصلا استرادا می‌کنم

نایب رئیس ـ پیشنهاد آقای فیبروز آبادی:

(باین قسم قرائت شد)

بنده مادة ۳ را این قسم اصلاح می‌نمایم:

صاحبان شیره اعم از رعیت ومالک مکلفند کلیه شیره تریاک‌های خود را در هر نقطة که بخواهند تحویل ادارة مالیه داده و قیمت انرا دریافت نمایند

فیبروز آبادی – در این جا بحسب ظاره عبارت ماده این است که در جائیکه اداره مالیه محل در دسترس آنها قرار داده است مثلا اثل شهریار باداره ملایه محل د ردسترس آنها قرار داده شاتاس مثلا ال شهریار باداره مالیه شهریار و اهل ورامین بادارة ورامین تحویل بدهند بنده عقیده‌ام این است که اینطور نوشته شود: که در هر جا که میل دارند تحویل بدهند این یک نظریه نبدهنظریه دیگرم این است که قیمت ان را فوری باو بدهند چرا؟ برای اینکه زمانی که تریاک در غالب ولایات کاشته میوشد پول لازم دارند خرج دارد زحمت دارد. بعلاوه برای بر داشت زراعت یک مخارجی دارند پس هم برای زراعت قبل که باید تحویل انبار بدهند وهم رای زراعت بدی که باید قائم مقام آن بشود و در موقع معین کاشته شود مخارج زیادی لازم دارند و اگر تماماً نقداً بانها داده نشده اسباب زحمت آنها فراهم میوشد و زراعتشان معوق می‌ماند و نمی‌توانند ضبط و ربط زراعتشان را بکنند در هر حال برای رفاهیت انها بنده این پینشهاد را کردم که درهر جائی بخواهند تحویل بدهند پول شان هم نقداً داده بشود

نایب رئیس ـ آقای عراقی

عراقی ـ نظریة نمیانده محترم در باب رعایت حال رعایا و زارعین و صاحبان ترایک البته قابل تقدیس است ولی اگر اجازه بفرمایند که بهمان محل نزدیک تر بفروشند راحت بانشد برای اینکه اگر بخواهن از ورامین ببرند بادارة مالیة شهریار اسباب زحمت شان است و راجع به پول شان هم مطابق این ترتیبی که حالا مقرر شده در ماده بعد تعیین نمایند که در ظرف دو ماه باشد شما هم همراهی کنید که اینطور باشد دو ماه هم اهمیت ندارد ما می‌خواهیم یک طوری بکنیم که هم ترایک بفروش برسد وهم پولش را بدهند و هر دو دولت هم راحت باشند و قیمتش را هم را طوری تعیین بکنند که ضرر نخورد بصاحبانش تریاک را می‌آورند باداره می‌دهند قبض می‌گیرند بعد از دو ماه می‌آیند پول را می‌گیرند دیگر بعد از یک سال و شش ماه طور نکشد که بیایند این جا و آنجا و بالاخره جزو دیون دولتی بشود و بیاید بکمیسیون بودجه و آقا سید یعقوب هم در ان جا قبول نکنند و بگویند چه وقت این تریاک را تحویل داده‌اند و همینطور بماند پس بنده تصور می‌کنم که آقیا هم موافقت بفرمایند که این قسمت را در ماده چهارم مذاکره کنیم و فعلا کاذر این ماده راتمام کنیم و خوب است آقای فیروز آبادی پینشهادشان را مسترد بفمرایند

نایب رئیس ـ رأی می‌گیرم باین پییشنهاد آقایان موافقین قیام فرمایند

(دو سه نفر قیام نمودند)

(دو سه نفر قیام نمودند)

بنده پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده سوم اضافه شود مالیه مکلف است منتهی در ظرف یکماه قیمت را بپردازد.

معتضد استرابادی ـ با اینکه آقای وزیر مالیه فرمودند در ماده چهارم اصلاح می‌شود بنده مسترد می‌کنم

وزیر مالیه ـ بنده یک اصلاحثی در مادة سوم کردم و ماده سوم را رأی بگیریم بعد بماده دوم این جا بعضی از آقایان به بنده تذکر دادند که یک چیزی در این جا علاوه شود بنده هم قبول کردم که اضفاه شود و آن این است که نوشته شود: صحبان شیره اعم از رعیت ومالک مکلفند که شیره تریاکهای خودر بانبارهای که وزارت مالیه در دسترس آنها تعیه نموده است وزن نموده تحویل داده و قبض رسید در یافت دارد. این وزن نموده اضافه شود.

نایب رئیس – ماده سوم با اصالحی که شده قرائت می‌شود و رأی می‌گیریم:

(این قسم قرائت شد)

صاحبان شیره اعم از رعیت و مالک مکلفند کلیه شیره تریاک‌های خود را به انبارهایی که وزارت مالیه در دسترس آنها تهیه نموده‌است وزن نموده تحویل داده و قبض رسید دریافت دارند و هیچ گونه حقی به عنوان انبارداری مطالبه نخواهد شد.

نایب رئیس - رأی می‌گیریم به این ماده آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

نایب رئیس- تصویب شد. ماده دوم را آقای وزیر مالیه اصلاح نموده‌اند قرائت می‌شود.

(به شرح آتی قرائت شد)

ماده ۲- در محل‌هایی که زراعت تریاک می‌شود زارعین و مالکین مکلفند هر ساله در ظرف سه ماه قبل از شروع به کشت و زرع شخصاً و یا به وسیله نماینده ثابت الوکاله به طور جمعی یا انفرادی به مالیه محل یا مرکز تحویل‌داری بلوک اظهارنامه داده و قبض رسید دریافت دارند و قبل از آن شروع به زرع تریاک نمایند.

وزیر مالیه - قبض دیگر ندارد و رسید دریافت دارند بنده موافقت کردم با نظر آقایان که جواز از بین برود حالا هم استدعا می‌کنم که با بنده موافقت بکنند که این قید آخری بشود یعنی قبل از اخذ رسید شروع به کشت تریاک نمایند و قید برای هر دو طرف باشد. و الا ممکن است اظهارنامه را ندهد و شروع کند به زراعت تریاک آن وقت بنده چه بکنم؟ اصل موضوع از بین می‌رود پس خوب است از طرفی هم او را ملزم کنیم که تا اظهار نداده و رسید اخذ نکرده شروع به زرع تریاک نکند. بنده موافقت کردم که جواز نباشد آقایان هم قبول کنند که این قید آخری برای الزام طرف در ماده ذکر شود تا نقض غرض نشود.

نایب رئیس - آقای فیروزآبادی پیشنهادی کرده‌اند.

(این قسم قرائت شد)

در ماده دوم بنده پیشنهاد می‌کنم در جایی که بخواهند زیاده از یک من تبریز خشخاش بکارند مکلفند که در زمان کشت و یا قبل از آن جواز بگیرند تا آخر ماده.

فیروزآبادی- حالا که جواز از بین رفت بنده مسترد می‌کنم.

نایب رئیس - پیشنهاد آقای آقاسیدیعقوب

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم اضافه شود، مأمور مالیه مکلف است رسید بدهد.

آقا سیدیعقوب - آقای وزیر مالیه توجه بفرمایید آن شخصی که اظهارنامه را می‌گیرد مکلف است رسید بدهد.

وزیر مالیه - بنده هم اشکال ندارم و حاضرم در این مسئله ولی بنده می‌ترسم که اسباب اشکال برای خودمان بشود.

نایب رئیس - رأی می‌گیریم به مادة دوم با این اصلاح گذشته آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

نایب رئیس - تصویب شد.

جمعی از نمایندگان- ختم جلسه.

نایب رئیس - مخالفی ندارد!

گفتند - خیر.

نایب رئیس- جلسه ختم می‌شود. جلسه آتیه روز سه‌شنبه دستور هم بقیه امروز.

(مجلس نیم ساعت بعدازظهر ختم شد)