مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۳ خرداد ۱۳۰۷ نشست ۲۵۱

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری ششم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری ششم

قوانین بنیان ایران نوین
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری ششم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۳ خرداد ۱۳۰۷ نشست ۲۵۱

مشروح مذاکرات مجلس ملی، دوره‏۶

جلسه: ۲۵۱

صورت مشروح مجلس یکشنبه ۱۳ خرداد ماه ۱۳۰۷ مطابق ۱۴ ذیحجه ۱۳۴۶

فهرست مندرجات:

۱-بقیه مذاکرات راجع به استخدام هفت نفر معلم و تصویب آن

۲- مذاکرات راجع به اعزام بیست نفر شاگرد به اروپا جهت تحصیل معلومات علمی و عملی راجع به خط‌آهن

۳- قانون استخدام هفت نفر از فرانسه

(مجلس دو ساعت و سه رقبع قبل از ظهر برپاست آقای پیرنیا تشکیل گردید) (صورت جلسه پنجسنبه دهم خرداد را آقای دولتشاهی قرائت نمودند)

غائبین با اجازه جلسه قبل آقایان. جمشیدی مازندرانی ـ آیت الله زاده خراسانی ـ آقا سید کاظم یزدی ـ دکتر طاهری ـ نگهبان میز ممتاز ـ حیدری مکری ـ میرزا محمد تقی طباطبائی ـ امیر تیمور کالی ـ محمد تقی خان اسعد ـ نوبخت ـ افسر آقا زاده سبزواری ـ میرزا عبدالله خان وثوق ـ مخبر فرهمند ـ آقا میرزا هاشم آشتیانی ـ امامی خوئی ـ ثقه الاسلامی ـ جهانشاهی ـ لیقوانی ـ اسکندری ـ ملک آرائی ـ سلطان محمّد خان عامری ـ میرزا عبدالحسین کرمانی ـ محمود رضا ـ ابراهیمی ـ میرزا احمد خان ـ بدر ـ مولوی

غائبین بی اجازه جلسه قبل آقایان: اسدی ـ ذوالقدر ـ علیخان اعظمی ـ قوام شیرازی ـ مهدوی ـ اسکندر خان مقدم ـ عباسمیرزا ـ احتشامزاده ـ حاج حسن آقا ملک ـ محمد ولی میرزا فرشی ـ عدل ـ جوانشیر ـ میرزا حسن خان وثوق ـ حاج غلامحسین ملک

دیر آمدگان با اجازه جلسه قبل آقایان: خطیبی ـ دشتی ـ بهار ـ افخمی

دیر آمدگان بی اجازه جلسه قبل آقایان: مرتضی قلیخان بیات ـ شریعت زاده

عصر انقلاب

رئیس ـ صورت مجلس ایرادی ندارد؟

(گفتند خیر)

رئیس ـ صورت مجلس تصویب شد

رئیس ـ بقیة پیشنهادهای راجع به لایحة معلمین فرانسوی مطرح است. پشنهاد آقای آقا سید یعقوب

(بشرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصرة اضافه شود معلمین فوق الذکر دو نفر برای مدرسة طب یک نفر برای مدرسه سیاسی، یک نفر برای حقوق یک نفر برای معلمی اقتصاد. دو نفر برای دار المعلمین معین خواهند شد.

رئیس ـآقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ متأسفانه این لایحة را که آقای معاون محترم وزرات معارف آورده‌اند این لایحه درای چهار ماده باید باشد و به کمیسیون باید برود و این را در تحت یک مادة واحده آوردند و در کلیات خود ماده هم صحبت نشد برای حل بعضی مسائل ناچار شدیم ما برای خاطر اینکه این لایحه فوق العاده اهمیت دارد و یک اساسی است برای معارف و یک اطلاعاتی ما به نواقص معارفمان داریم و باید در رفع آن نواقص بکوشیم و یک اساسی برای معارفمان بریزیم ناچار شدیم که یک پیشنهاد هائی بدهیم و اگر هم موفق نشدیم که این پیشنهاد را مجلس قابل توجه بداند وزارت معارف اساس نظریات ما را بداند که باید از چه را مشروع کند به رفع نواقص در این لایحه را که آقای معاون آوردند فرمودند دو متعجب هستم که می‌خواهم یک عرایضی بنم و آقای معاون محترم وزارت معارف بلکه عرایض بنده را عملی کنند و بدانند عقاید ما را. بنده عرض بنده را عملی کنند و بدانند عقاید ما را. بنده رعض می‌کنم که خودتان تصدیق دارید و میدانید که معارف ما که فعلا یک نقایصی دارد برای این است که تعلیمات ما عملی نیست و نواقص معارف ما از حیث تربیت و از حیث ایجاد شده معانی در دماغ شاگردان یک نقایصی دارد و این طرز تعلیم که الان متداول است در مدارس خوب نیست. کتابهائی که داریم که حسن به حسین گفت که چون تو مدرسه نرفتة من مدرسه رفتم امروز که در مجلس مکرر گفته شده است که اصول تعلیم و نفس و قیام به نفس را به شاگرد تعلیم بدهند یعنی یاد بدهند که از عرق جبین و کد بمین باید تحصیل معاش کند. این روح از ما رفته است یا اینکه سابقه تاریخ در ایران شهادت مدیهد که ایرانیها تن به هزارزحمت می‌دادند ولی زیر بار بی شرفی نمرفتند. در کوهها زندگانی می‌کردند و شرافت خودشان را از دست نمی‌دادند ولی کم کم ما وارد شدیم که آن روح شجاعت و شهات از بین ما رفته است بنده عقیده‌ام اینست که لیکن این روح از طرز تعلیم و تربیت است از طرز این کتابهای ما است که حسین به حسن گفت و چطور شد آقا پس فردا در این مملکت دیگر یک بناء و تجار پیدا نمی‌شود چرا؟ چون ما فقط طوری تعلیم می‌کنیم که شاگرد فقط میل دارد دیپلم بگیرد و از مدرسة متوسطه که دارای دیپلم شد آنوقت هی به این التماس می‌کند به ان التماس می‌کند که پشت میز اداره یک کاری به او داده شود حالا ما و دولت دست بهم داده‌ایم که حقیقت اصول تعلیم و تربیت را عوض کنیم و بکلی این کتابهائی را که از ده سال پانزده سال به اینطرف در مدارس تدریس می‌شود بکلی دور بیندازیم و دماغ اشخاص را حاضر کنیم برای کار کردن و عملی شدن آقا فلسفه و ادبیات چه فایده دارد؟ هر قدر می‌خواهید من برای شما کتاب اشعار بخوانم فلسفه هر چه می‌خواهید بنده برای شما بگویم کتاب اشعار را بگویم کتاب شرح مفتاح را بگویم کتاب شرح فصوص را بگویم هر چه می‌خواهید فلسفة الهی را برای شما بگویم امروز که روز سعی و عمل است اینها چه اثری دارد مثلا معلم ادبیات برای ادبیات بهتر از ادبای عالم خودمان که در مملکت ما هستند هیچ جا نیست حالا می‌خواهید برای ادبیات از فرانسه معلم بیاورید؟ چه فایدة دارد؟ بنده خیلی از این مسئله با اینکه یک معاون معارفی داریم که حقیقت جنبه علمی را بنده در او مشاهده می‌کنم تعجب دارم که بیایند بگویند باید برای فلسه و ادبیات (با این فلسفه ه ما داریم و با ای ادبیاتی که همه از ما سر مشق می‌گیرند) معلم ادبیات از فرانسه برای ایران بیاوریم، آقا معلمی بای بیاوریم که مدارسمان را تغییر بدهد، این طرز تدریس را غییر بدهد و به اصطلاح اقای بامداد مثلا تعلیممان را تغییر بدهد و بکلی این طرز فعلی را زیر و زیر کند. این پروگرام را بین ببرد. بنده آنروز که این عر ر کردم اقای فهیمی یک بیانی کردند که انقلاب ادبی باید بشود یعنی چه؟ انقلاب علمی تدریس کنند و یک استحالة دراین کار بکنند بنده با آوردن یک نفر ادیب برای فلسفه و ادبیات از فرانسه کاملا مخالف هستم. برای طب کاملا موافق هستم. برای اقتصاد موافقم، برای مدرسه حقوق و سیاسی موافقم ولی بکلی با بآوردن معلم برای فلسفه و ادبیات مخالفم و عقیده دارم که از این هفت نفر سه چهار نفر برای معلمی تعلیم و ترتیب بیاوریم که این ترتیب فعلی از مدارس ما بر داشته شود، آقای یاسائی خوب می‌گفت که پس فردا است در مملکت ما زارع پیدا نمیوشد، خدا شاهد است یک بررزگر پیدا نمی‌کنیم…..

یکنفر از نمایندگان ـ چرا؟

آقا سید یعقوب ـ والله پیدا نمی‌کنیم و وقتی که رفتد دیگر بر نمی‌گردند سر این کار این ملم فلسفه را از بین ببرید فلسفه عمل را از بین می‌برد

بعضی از نمانیدگان ـ صحیح است. احسنت. همه رأی خواهیم داد

معاون وزارت معارف ـ اینکه اعتراض فرمودند چرا این لایحه کهمیبایستی در چهار ماده گنجانه شودددر یک ماده است. بنده خیال می‌کنم که این یک اختلاف طاهری است چه فرق می‌کند؟ اگر آن معانی و مفهومی که آقایان در نظر دارند در یک ماده باشد یا چهار ماده باشد؟ این خودش پسندیده تر است که در یک ماده باشد که زودتر بگذرد وقت را کمتر بگیرد و اسباب زحمت آقایان نشود و بعلاوه وافی بمقصود هم هست، دیگر این چه فرق دراد که در یک ماده باشد یا چهار ماده باشد؟ بعلاوه علت این همان موضوعی بود که لزوم فوریتش را روز اول عرض کردم و تصور می‌کنم آقایان قانع شدند که رأی بفوریت دادند، و اساساً طریق و رویة بنده این است که بدون جلب و نظر مشارکت فکری آقایان نمایندگان کاری نکرده باشم. بنده قبل از اینکه لایحه را تقدیم کنم با همة اقایان مگر چند نفر و مخصوصاً با آقای سید یعقوب مذاکره کردم و مشورت کردم و آقایان لایحه را دیدند و پسندیدند و باینجهت هم نبده فوریتش را تقاضا کردم که چون از کیفیت آن مطلع هستند بفروریت آن رأی خواند داد اما راجع بمعلمین. این مسئله معلم فلسفه که مبتلی به شده است بده نمیدانم از این عبارت آقایان چه فهمیده‌اند آنروز هم عرض کردم اینکه گفته میوشد معلم برای فلسفه نه برای تدرثیس فلسفه اس عنوان این است که یک معلمی بیاوریم که از مدرسه فلسفه. و ادبیات دیپلم گرفته باشد.

بامداد ـ چه بکند؟

معاون وزارت معارف ـ یک چنین کسی خیلی کارها می تواد بکند پیداگوژی می تواد درس بدهد یکهمچو کسی معرفه النفس می‌تواند درس بدهد می‌تواند علم اجتماع درس بده منطق می‌تواند درس بدهد.

آقا سید یعقوب ـ خودمان داریم.

معاون وزارت معارف ـ و اینکه هی گفته میوشد پیداگوژی یک چیز علیحده نیست کسانی که می‌خواهند پداگوژی به بینند می‌روند مدرسه فلسفه و ادبیات و در ضمن اینکه فلسفه و ادبیات را یاد می‌گیرند پداگوژی را هم می‌بینند حالا یک کسی که از این مدرسه بیرون می‌آید اگر دلش میخواه در فلسفه تخصص پیدا کند می‌رود در آن مدرسه یک کسی می‌خواهد در علم الاجتماع کار کند می‌رود آنجا یک کسی می‌خواهد منطقی بشود می‌رود در آن قسمت درست مثل این است که ما می‌خواهیم یک ادیبی بدیع درس بدهد آیا معنایش این است که آن ادیب معانی را ندیده باشد که ما بیان را ندیده است؟ صرف و نحو را ندیده است؟ خیر همه آنها را دیده است ولی تخصصش در علم بدیع است پس علم بدیع را تدریس می‌کند، درست مثل یک فقیهی است که اصول ار درس بدهد، کسی که اصول درس می‌دهد فقه و اخبار نمیداند؟ چه فرق می‌کند این جا وقتی که گفتیم برای فلسفه یک کسی را می‌آوریم مقصود کسی است که از مدرسه فلسفه و ادبیات دیپلم گرفته باشد. یک همچو مردی می‌تواند پداکوژی که مقصود آقایان است درس بدهد ولی کسی دیگر نمی‌تواند پداکوژ درس بدهد پداگوگ بای باشد. بعلاوه آقا می‌فرمایند که ما باید یک کسانی را بیاوریم که در طربیت اطفال متخصص باشد بلی صحیح است ولی ما که نمی‌خواهیم همه اش این معلمین در دالمعلمین تدریس کنند. یک مدرسه حقوق هم داریم. یک مدرسه سیاسی هم دارم. برای مدرسه حقوق هم داریم یک مدرسه سیاسی هم دارم. برای مدرسه حقوق می‌خواهیم یکسال تهیه تأسیس کنیم و باید این علمین در آنجا فلسفه درس بدهند، مفرقه النفس هم در آنجا تدریس می‌شود و باید این معلمین درس بدهند غرض این است که این شخص همان پداگوگ مقصود آقایان است که استخدام می‌شود.

رئیس ـ قابل توجه نشد. پیشنهاد دیگر آقای آقا سید یعقوب

(بمضون ذیل خوانده شد)

تبصرة ذیل را پیشنهاد می‌کنم:

معلینی که استخدام می‌شوند بموجب این قانون به این سمت تقسیم خواهند شد. دو نفر معلم حقوق و سیاسی دو نفر معلم اقتصاد سه نفر برای تعلیم و تربیت

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ بنده خیلی تشکر می‌کنم که آقایان تا اندازة توجه کردند عقاید مرا و آقای معاون هم ملتفت شدند. اصل موضوع عقیدة بنده این است که عنوان فلسفه و ادبیات از بین برود، آقا به بیند ثبت العرش ثم انقش ما باید اول قدم عملی برای تربیت و داریم بعد از آنوارد در ادبیات شویم و آنوقت وارد د راین چیزها بشویم که فراز عبارت فرانسه چه جور نوشته شود. یا ادبیاتش چه جور است. فصاحت و بلاغتش چه قسم باید باشد، بایدد بعد از آنکه ما علوم عملی خودمان را تکمیل کردیم به این کارها. بپردازیم فرمودید که این فیلسوف را می‌آوردیم که در فلان مدرسه فلسفه ماوراء الطبیعه درس بدهد. این صیحیح است ولی ما باید یک کاری بکنیم که اساس تربیت ما درست شود و بعد که مدارس ابتدائی ما عملی شد و حقیقت چرخهای تعلیم و تربیت ما روی رایل افتاد آنوقت برای تفنن و تفریح بورند علم النفس یا علم ما بعد الطبیعه یا ما قبل الطبیعه بخوانند. این عقیدة بنده است و این فیلسوف شهیری که از فرانسه برای م باید بیاید بعد از پنجاه سال دیگر لازم است امروز ما فقط احتیاج داریم به تعلیم و تربیت عملی. شما میفرمائید کهما معلم تربیت ه آورده‌ایم. بنده عرض می‌کنم یک مملکتی را که می‌خواهیم تعلیم و تربیتش را تغییر بدهیم، از دو نفر، ده نفر بیست نفر، صد نفر نمیوشد هر چه ما معلم بیاوریم برای تعلم و تربیت باز هم کم آورده‌ایم. آقا می‌فرمایند که ما آورده‌ایم ولی بده عرض می‌کنم صحیح است اما باید ن چیز که محماج الیه رعایتشود. باید معلم برای تعلیم و تربیت بیاوریم و برای ادبیات و فلفسة خاجری نبده مخالف هستم. این است که حالا ک ان پیشنهاد قبول نشد این پیشنهاد را کردم که عنوان فلسفه و ادبیات از بین برود دیگر خودتان میدانید.

معاون وزارت معارف ـ در لایحة که تقدیم شده است اصلا هیچ اسمی برده نشده است که معلم برای چه قسم باشد و بنده تعجب می‌کنم که چرا آقایان مکرر باین مسئله متذکر می‌شوند، ما نگفتیم که معلم برای چه می‌خواهیم، ما فقط گفتیم که هفت نفر معلم برای توسعة مدارس عالیه و متوسطه لاز داریم و معین نشده است که یک معلم برای فلسفه یا برای طب. و این چیزها در لایحه نیست و بنده خیال می‌کنم اگر دست دولت را آقایان باز بگذارند خیلی بهتر است شاید امروز نوشتیم یک نفر معلم برای علوم اتقصادی ولی فرا احتیاج نداشتیم. چنانچه اول این نظر بود که در مدرسه سایسی قسمت علوم اقتصادی را زیادتر بکنیم و یک معلم برایانجا بیاوریم بعد دیدیم که بر فرض اینکه این قسمت را یاد بکنیم پگرام را از امسال نمی‌شود تغییر داد و باید این شاگردان همین پرگرام را تعقیب کنند و بعد از سه سال دیگر شروع می‌شود به پرگرامی که حالا معین می‌شود. پس بهتر این است که دست دول باز باشد که خودش تعیین کند که این معلمین به چه سمت می‌آیند و قطعاً این ترتیب بهتر است و نتایجش بیشتر خواهد بود.

رئیس ـ رأی می‌گیریم. آقایانیکه این پیشنهاد را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(معدودی بر خواستند)

رئیس ـ قابل توجه نشد. پینشهاد آقای فیروز آبادی

(بمضمون ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که مخارج ذهاب و ایاب این هفت نفر دو هزار تومان داده شود

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ بنده هر چیزیرا لازم میدانم به اندازة خودش باید مثل اینکه مخارج تعلیم و ترتیب را تا اندازة خودش لازم میدانم. انروز هم عرض کردم با این لایحة که جدیداً از مجلس گذشت که سالی تقریباً دو کرور برای تعلیم و تربیت بدهیم کافی است برای ما بشرط آنکه ناظر در اینها باشیم یعنی کسانی را که می‌فرستیم کاملا نظارت داشته باشند که آنهائی که برای تحصیل رفته‌اند کاملا تحصیل کنند نه اینکه وقتی بر می‌گردند ادعا زیاد ولی علم هیچ باشد و یک سرباری بریا مملکت باشند. باین ملاحظه بنده همان دو کرور را بلکه زیاد میدانم ولی چون اکثریت مجلس رأی بدهیم بجهت هفت نفر جدید ما اینهمه متخصص آوردیم من جمله متخصص برای نفط بیست و پنجهزار تومان هم سایر مخارجش این پنجاء هزار تومان و گمان نمی‌کنم به انازه یک شاهی هم از او استفاده کرده باشیم همینطور متخصص بجهت ذوب آهن و مهندسیه دیگر آوردیم و بحمدالله بقدری گرفتار بجهت وزارت مالیه وزارت فوائد عامه هست که نمی‌توانند بکارهای آنها برسند و نتیجه آنرا بما بگویند که اینها چه کرده‌اند و از این پولهائی که می‌دهیم چه نتیجه برده‌ایم. حالا هم که می‌خواهند بروند. بنده عقیده‌ام اینست که هر قدر ما بتوانیم از مخارج ایاب و ذهاب. خوب هفت نفر از پاریس آمدن تا اینجا آنقدر مخارجش میوشد؟ انصاف بدهید این اندازه خرج انها است؟ به عقیده بنده چهار هزار تومان برای مخارج ایاب و ذهاب زیاد است و باید باندازه خودش باشد

رئیس ـ آقای رفیع

حاج آقا رضا رفیع ـ بنده درفرمایشات آقا که درست دقتیکردم تصور کردم درکلیات لایحه مشغول مذاکره هستند زیرا می‌فرمودند اصلا ما این را لازم ندریم در اینصورت خوب بود رد کلیات لایحه مخالفت خودشانرا اظهار میمرودند. راجع بقسمت مخاجر مسافرت هم که فرمودند البته این قسمت را حساب کرده‌اند و سنجیده‌اند دیده‌اند آنقدر مارج مسافرتشان می‌شود اگر معلم لازم است که باید این مقدار داد و اگر لازم نیست در کلیات اجازه بخدهیدو مخالفت بفرمائید که اصلا معلم لازم نداریم

رئیس -آقایانیکه این پیشنهاد را قابل توجه میدانند قیام فرمایند.

دو سه نفر برخاستند)

رئیس ـ قابلتوجه نشد. پیشنهاد آقای بامداد

(بترتیب ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم بجای از فرانسه نوشته شود از هر مملکتی که مقتضی باشد

رئیس ـ آقای بامداد

بامداد ـ بنده اساساً با اینطور استخدام معلین مخالفم. عرض کنم به عقیدة بنده تا وسائل تعلیمات عملی د رمدارسمان مهیا نکردهایم که از معلمین اروپائی استفاده کنیم باید از اینگونه استخدام‌ها جلوگیری کرد زیرا تجربه سیف برهان است. از وقتیکه مرحوم امیر کبیر اعلی الله مقامه مدرسة دارالفنون را تأسیس کرد برای اینکه یک قدمی بطرف دنیای جدید بوسیلة این دارالفنون بر دارد معلمین اروپائی هم استخدام شد ولی آن اشخاصی که بدرد مخورند از زیر دست این معلمین بیرون نیامدند. ریاضی دانهای ما تمام مرهون مرحوم حاج نجم الدوله و مرحوم ناظم الملک هستند. رهین مرحوم مهندس الممالک هستد که آنها هم از شاگردان اول هستند که با یک علاقه و وظیفه شناسی به اروپا رفتند. خود بنده دروزاتر خانه بودم اوبژبه را آوردیم برای معلمی فیزیک و شیمی شما نگاه کنید چه استفاده بردند شاگردان؟ این شاگردان بدبخت که نه زبان او را میدانند و نه اوزبان شاگردان را و ند تند ی چیزی می‌گوید مثل انیکه در مدرسه پاریس است این بدبخت نمیتاند سعی کند جزوه را درست بنویسد یا مطلب را بفهم به عقیده بنده یک معلم نسبتاً ناقص ایرانی از یک معلم کامل اروپائی نه او زیان شاگردها را بفهمد و نه شاگردها زیان او را بمراقبت بهتر است ملاحظه کنید این معلمی که برای مدرسه طب آورده‌اند شاگردها چه استفاده از وجود این معلم می‌برند؟ بنده اساساً موافق نیستم تجربه به ما مدلل داشته است که دکترهائیکه خود ما داریم از قبیل آقای دکتر لقمان الملک و آقای دکتر رفیع خان امین و سایر دکترهای خوبی که داریم بمراتب بهترند از آن معلمینی که خود اینها تصدیق دارند بهتر از ما هستند یعنی برای مدارس ایرانی که بدبخت شاگرد زبان فرانسه راخوب نمیداندو معلم هم نمی‌تواند خوب زبان او را بفهمد اینها بمراتب بهترند بروید امتحان کنید بجربه کنید داخل عمل بشوید و به بینید همینطور است یا نه؟ بمده اساساً یااین طرز استخدام مخالف هستم وانگهی حالا که بنا شده است استخدام کنیم چه لزومی دارد که اختصاص بدهیم حتما از فرانسه استخدام کنیم چه لزومی دارد که اختصاص بدهیم حتما از فرانسه استخدام کنیم آقایان خودتان را مقید نکنید معلم ادبیات و فلسفه را هم که بنده هیچ نمی‌فهمم یعنی چه؟ در صورتیکه با این دو رشته هم خوانده‌ام. ولی نمیدانم این را برای چه می‌آورند می‌فرمایند. پیسیکولژی. آن چه مربوط به فلسفه است. فلسفه جزء علوم عالیه است و همه اینها را شامل است. فلسفة ما همه چیزتویش بود علم به احوال اشیاء بود ولی فلسفه حالا چهار قسمت است منطق است. اخلاق است. ماوراء الطبیعه است و علم الروح پیسیکولژی. می‌فرمایند که این همه چیز بلد است. اگر مقصود این است که دفاع کندو جوتب بدهد آن یک چیزی است ولی خیر باید حرف حقیقت راگفت. ما با این فقری که ریم پول می‌دهیم و می‌خواهیم در مقابلش استفاده کنیم. من نمیدانم معلم را اختصاص دادن به فرانسه برای چیست؟ و معلم برای ادبیات و فلسفه به چه جهت است و چه احتیاج دریم بعلاوه اگراین قانون را همینطور بگذرانید ممکن است برایتان گران تمام شود ولی اگر از هر مملکت که در یک چیز متخصص دراد بیاورید البته بهتر است. چرا همه را از یک مملکت می‌آوردید؟ از هر مملکتی که تخصص درند بیاورید. این است که بنده این پیشنهاد را کدم که این عرایضم را عرض کنم بنده اساساً با استخدام اینطوری مخالف هستم و با این لایحه هم موافق نیستم

معاون وزارت معارف ـ بنده با این پیشهاد موافقت می‌کنم

رئیس ـ این ترتیب گویا بر خلاف سابقه است.

یک نفر از نمایندگان ـ صیح است ملیت باید معلوم باشد

(پیشنهاد دیگر از طرف آقای اعتبار بمضمون ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم معلمین مزبور از تاریخ ورود بمرکز اخذ حقوق خواهند کرد

رئیس ـ آقای اعتبار

اعتبار ـ بعقیدة بنده این بدیهی است و در تمام کنتراتهائی که از مجلس می‌گذرانیم اینقسمت هست ولی کی پیشنهد آنروز آقای فیروز آبادی کردند که باعث شد بده این پیشهاد را بکنم. ایشان پیشنهاد کردند که از اول شهریور استخدام شوند و ممکن و بود گفته شد که از اول شهریور که استخدام می‌شوند حقوق خواهند داشت و حال انکه در کنترات خارجیها هر چه بوده است از روز ورود به طهران برای آنها حقوق معین کرده‌ایم و چون از تاریخی که حرکت می‌کنند خرج سفر می‌دهیم دیگر حق ندراند قوق بگیرند و بری اینکه این مسئله سابقه نشود بنده این پیشنهاد را کردم

معاون وزارت معارف ـ بنده موافقم

رئیس ـ پیشنهاد آقای فیروز آبادی

(بمضمون ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که معلمین مدرسه حقوق از این لایحه حذف شود

رئیس ـ چنین چیزی در لایحه نیست

فیروز آبادی ـ چون در توضیحی که آقای معاون دادند بود پیشنهاد کردم حذف شود

رئیس ـ پیشنهاد نکرده تاید که در ضمن توضیح حذف شود پیشنهاد کرده‌اید در ضمن لایحه حذف شود

مادة واحد قرائت می‌شود.

(بضمون ذیل خوانده شود)

مادة واحد ـ وزارت معارف مجاز است برای تکمیل و اصلاح مدارس عالیه و متوسطة مرکز و ولایات هفت نفر معلم فرانسوی که صلاحیت آنها را دولت فرانسه تصدیق نماید مطابق شرایط ذیل استخدام کند

۱: مدت استخدام معلمین مذکور از اول شهرور ماه ۱۳۰۷ برای مدت سه سال خواهد بود و حقوق از روز

ورود به طهران محسوب خواهد شد.

پ؛ ـ اعتبار حقوق سالیانه معلمین مزبور از مبلغ بیست و شش هزا رتومان تجاوز نخواهد نمود.

ج؛ در موقع عزیمت به ایران در حدود دو هزارو دویست و پنجاه تومان خرج سفر از محل صرفه جوئی اعتباریکه برای استخدام معلمین خارجی دربودجة ۱۳۰۷ وزارت معارف منظور گردیده است تادیه خواهد شد

د: هنگام مراجعت چنانچه کنترات معلمین سابق الذکر تجدید نگردد در حدود مبلغ دو هزارو دویست و پنجاهتومان خرج معاودت پرداخت می‌شود.

ه: وزارت معارف اختیار دراد سایر شرایط استخدام معلمین مذکور را بر طبق قانون ۲۳ عقرب ۱۳۰۱ تعیین و قرار داد مشار الیهم را امضا نماید. ـ

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ اینجا آقای معاون دو چیز را قبول کردند یکی پیشنهاد آقای فیروز آبادی بود و یکی پیشنهاد آقای اعتبار و این دو پیشنهاد گویا با هم اختلاف داشته باشد. پیشنهاد آقای فیروز آبادی این بود که از اول شهریور استخدام نمایند و پیشنهاد آقای اعتبار این بود که از موقع ورود حقوق داده شود خوب اگر از اول شهریور کنترات شوند ممکن است به آنها حقوق داده تخالفی نباشد

معاون وزارت معارف ـ این دو قسمت با یکدیگر مخالفتی ندارد. ممکن است ما استخدام را از اول شهریور بکنی ولی از روزیکه وارد می‌شوند حقوق داده می‌شود و ممکن است همین مطلب رادر کنتراتشان قید کنیم

رئیس ـ پیشنهاد آقای آقا یدی عقوب

(بمضمون ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم کلمةمختار به مجاز تبدیل شود

رئیس ـ آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ اینجا مادر تمام قوانین که گذرانده‌ایم مختار نمی‌نوشتیم مجاز می‌نوشتیم اینجا هم باید نوشته شود وزارت معارف مجاز است فلان کار را بکند

معاون وزارت معارف ـ مجاز نوشته نشده اگر این طور است نبده قبول می‌کنم

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ نبده چون چهار هزار و پانصد تومان ر زیاد میدانم اسباب تصدیع آقایان می‌شوم. بعقیدة بنده همانطور که آقایان وظیفه دارند بنده هم وظیفه دارم و بایدمالیه این مملکت را حفظ کنیم و صرف داخله مملکت کنیم واگر هزار یا هزار و پانصد تومان هم صرفه جوئی بشود ده تا آنقدر که شد می‌توانیم یک کارخانه چرم سازی بیاوریم که یک عدة راحت باشند. بنده عقیده دارم هرقدر بتوانیم باید صرفه جوئی کنیم و مالیه مملکت را حفظ کنیم و صرف امور عام المنفعه بنمائیم این مال خوامان نیست که بشجاع رأی بدهیم. مال مردم است و باید مال آنها را حفظ کنیم که به مصرف اقتصادیات این مملکت برسد و همه بهتر از بنه میدانید که حال مردم اینمملکت چه قسم است ما همه را نمی‌توانیم قیاس کنیم بیم عده از رجال متمول این مملکت تقریباً بیست و پنج یا سی کرور نفوس دارد شاید صد هزار نفر آنراحت باشند بقیه همه در فلاکت و زحمت می‌باشند. باید حال انها را در نظر بیاوریم. و برایشان کار پیدا کنیم و کار هم پیدا نمی‌شود مگر اینکه مال آنها را حفظ کنیم. به این جهت بنده پیشنهاد کردم ه هزار تومان کافی است. یعنی هر یکنفر که بخواهد از اینجا تا پاریس برود دویست و هفده تومان باو داده شود. ایا این اندزه کافی نیست؟ این بود که بنه این پیشنهاد راکردم. ایاب و ذهاب چهار صدی و سی و چهار تومان میوشد و امیداوارم آقایان این را قبول کنند که حفظ مال و اقتصادیات مملکت شده باشد. اگر هم می‌گویند این مبلغ کفایت نمی‌کند بلند شوند بگویند به فلان دلیل کافی نیست که بنه قانع شوم و الا یک پینشهاد دیگر می‌دهم

رئیس ـ آقای رفیع

رفیع ـ منظور آقای فیروز آبادی در ضمن پیشنهاد این نیست که پیشنهادشان تصوی ببشود یا نشود. یک ترتیب معینی دراند برای مذاکره و برای اینکه افکار مردم را به خودشان جلب کنند یک عنوانات می‌فرمایند آقا باید فکر بفرمایند اشخاص دیگریهم که اینجا نشسته‌اند و اسمشان وکیل است موکل دارند. آشنا دارند. با مردم روابط دارند. شما خیال می‌کنید تنها جنابعالی هستید که از کوشه آسمان تشریف آورده‌اید و با مردم آشنائی دارید؟ بالاخره همه وکلا با مردم آشنا هستند و همه ماها که اینجا نشته‌ایم حساب می‌کنیم می‌بینیم چقدر باید داد همینطور دولت حساب می‌کند. لزومی ندارد متصل این طور پیشنهاد می‌کنید؟ آقا که تشریف نبرده‌اند باروپا و اطلاع ندارند.

فیروز آبادی ـ اشتباه است

رفیع ـ آقا بفرنگستان تشریف برده‌اید

فیروز آبادی ـ بله رفته‌ام

رفیع ـ بالاخره این مسئله حساب شده است و صرفه جوئی هم که آقا تصور فرموده‌اند از بیچاره معلم که نمی‌شود کرد. معلم لازم است و باید مخارجش را هم داد تا بتواند بیاید

رئیس ـ رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای فیروز آبادی آقایانیکه قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(معدودی بر خاستند)

رئیس ـ قابل توجه رأی می‌گیریم بمادة واحده با اوراق آقایانیکه موافقند ورقه سفید خواهند داد

اخذ آراء بعمل آمده پنجاه و هفت ورقه سفید و یک ورقه کبود تعداد شد)

رئیس ـ عدة حضار هفتاد با پنجاه و هفت رأی تصویب شد.

اسامی موافقین آقایان: امام جمعه شیراز ـ آقا سید کاظم ـ کازرونی ـ آقا میرزاابراهیم آشتیانی ـ کی استوان ـ فهیمی ـ شیروانی ـ دکتر سنک ـ احتشامزاده ـ دادگر ـ نوبخت ـ فرمند عمادی ـ خطیبی ـ ملک مدنی ـ سید یعقوب ـ بهار ـ نجومی ـ مفتی ـ بدر ـ موقر ـ عراقی ـ ایخان ـ مرتضی قلیخان بیات ـ اسفندیاری جلائی ـ یاسائی ـ ساکنیان ـ سید حسین آقایان ـ دکتر لقمان ـ اعتبار ـ روحی ـ خواجوی دهستانی ـ امیر اسدلله خان عامری ـ مسعود ـ پور تیمور ـ دولت شاهی ـ پالیزی ـ محقق ـ افخمی ـ محمّد آخوند ـ صالحی ـ نظام مافی ـ میرزا عبدالله خان وثوق ـ بنی سلیمان ـ حاج آقا حسین زنجانی ـ یحیی خان زنگنه ـ آقا علی زارع ـ دکتر رفیع امین ـ ثابت ـ وکیلی طباطبائی ـ دیوان بیکی ـ حاج میرزا حبیب الله امین ـ افشار ـ ضیاء دشتی ـ

مخالف ـ آقای حاج سید رضا فیروز آبادی

رئیس کل صحیه ـ بنده تقاضا می‌کنم لایحه استخدام طبیبة مدرسه نسوان که مدتی است بمجلس آمده و از مجلس گذشته است جزء دستور شود

رئیس ـ پیشنهادهائی هم راجع بدستور رسیده است قرائت می‌شود

(بشرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد آقای رفیع

پیشنهاد می‌کنم لایحه کمیسیون بودجه راجع به راه آهن بمبلغ یک صدو پنجاه و هفت هزار تومان و شاگردان عازامی متعلق بوزارت فوائد عامه جزء دستور شود

پیشنهاد آقای زوار

بنده پیشنهاد می‌کنم خبر کمیسیون بودجه راجع به شهریه محمّد رضا معزی در درجه اول دستور مطرح شود.

پیشنهاد آقای ملک مدنی

پیشنهاد می‌نمایم لایحه اصلاح قانون ممیزی جزء دستور شود.

پیشنهاد آقای دشتی

بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از لایحه استخدام معلمین لایحه راجع براه آهن و اعزام محصلین راه آهن مطرح شود.

پیشنهاد آقای دهستانی

پیشنهاد می‌کنم اصلاح قانون ممیزی جزء دستور شود

رئیس ـ آقای رفیع

حاج آقا رضا رفیع ـ گمان می‌کنم بهتر این باشد آقایان هم موافقت بفرمایند که لایحه مربوط بوزارت فوائد عامه جزء دستور شودئ بعد سایر لوایح

ملک مدنی ـ بنده هم موافقم بعد از لایحه خط آهن اصلاح قانون ممیزی مطرح شود

زوار ـ بنده هم موافقم.

رئیس ـ راجع به شهریه‌ها چون چند فقره خب راست و اگر با ورقه رأی گرفته شود وقت را زیاد اشغال می‌کند و اقایان حاضر نیستند معطل شوند آنها هم در مقام مطالبه هستند اگر اجازه بدهید این شهریه‌ها را تمام یک ماده کنند و فقره به فقره در مجلس رأی، گرفته شود که تکلیفش یکمرتبه معلوم شود.

رفیع ـ بنده مخالفم.

رئیس ـ بفرمائید

حاج آقا رضا رفیع ـ در هر یک از این شهریه‌ها بعضی از آقایان یک نظریاتی دارند که بالاخره باید به عرض مجلس برسد اگر حضرت آقای رئیس موافقت بفرمایند یک روز را ختصاص بدهیم به این کار که در اطرافش سحبت بوشد موافق و مخالف حرفهایشانرا بزنند و رأی گرفته و شود بهتر است البته بدبخت محمد رضا میرزا که امور زندگانیش مختل است نمی‌شود او را با دیگران در یک ردیف قرار داد یکمرتبه رأی داد

رئیس ـ مقصود این نبود که همه را یکمرتیه رأی بدهند مقصود این بود قسمت به قسمت رأی بگیریم

رفیع ـ با این ترتیب بنده هم موافقم

رئیس ـ لایحه راجع به خط آهن قرائت می‌شود

(بشرح ذیل قرائت شد)

ماده اول ـ مجلس شواری ملی به وزارت مالیه اجازه مدهد که از محل عایدات انحصار قند و شکر مبلغ ۱۵۷۹۷۵ تومان برای اتمام و تکمی قسمت ساختمانی که خود دولت انجام مدیهد و همچنین برای تصفیه مخارج و تعهدات ادارة راه آهن قبل از الغاء قانون پنج میلیون تومان و بعد از آن به وزارت فوائد عامه پرداخت نماید.

ماه دوم ـ به دولت اعتبار و اجازه داده می‌شود که از تاریخ تصویب این قانون تا مدت سه سال بیست نفر شاگرد هر سال برای تحصیل معلومات علمی و عملی راجعه به راه آهن به اروپا اعزام داشته و مخارج آنها را بمیزان کافی از محل عایدات انحصار قند شکر کار سازی داند.

تبصره ـ محصلین فوق به ترتیب مسابقه بعمل می‌آید پس از اجرای مسابقه اشخاص بی بضاعت حق تقدم خواهند داشت.

ماده سوم ـ دولت مجاز است که خرید ادوات و آلات راه آهن از قبیل ریل و تراورس را برای قسمتی از راه که ساختن آنرا خود عهد دار می‌شود بطور مناقصه مطابق محسبات عمومی مستقیماً خریداری نموده یا اینکه مطابق قانون کنتراتی تهیه آنها را بعهده سندیکای مأمور نقشه برداری واگذار نماید و به وزارت مالیه اجازه داده میوشد که قیمت ادوات مزبور را از محل عیدات انحصار قند و شکر پرداخت نماید.

ماده چهارم ـ وزارت در کلیات است.

آقای آقا سید یعقوب

آقا سید یعقوب ـ مخالف بنده در این لایحه برای این است (گر چه خودم میدانم در آخر هم رأی می‌دهم ولی برای این است) که آقای وزیر فوائد عامه با آقای مخبر بعضی مسائل را توضیح بدهند (نه آقای معاون چون ایشان یک چیزهائی می‌فرمایند که بنده متقاعد نمی‌شوم) یک توضیحاتی در این مسئله بدهند که معلوم شود که ما چه قدر ضرر قصور داریم در اینجا قصور داریم نه تقصیر تقصیر نیست قصور شده است مسلم است مسئله را آهن که فوق العاده طرف توجه تمام مقامات مملکت بود مقامات عالیه و دولت و مجلس شواری ملی و ملت که همه اشتیاق فوق العاده داشتند این کار بگذرد و هر چه زودتر این نعمت در مملکت ما هم بیاید تا بالاخره در مملکت ما آمد یعنی اسمش آمد و ملت ایران هم با آن شوق و ذوقی که در راه ترقی خودشان دارند برای مسئله انحصار قند و شکر همه گونه حاضر شدند ملاحظه بفرمائید حتی در دهات و ایلات که هزار گونه در زحمت و فشار قند و چای هستند این مالیات را بالطوع و الرغبه می‌دهند چرا برای اینکه نظر این بود که در این یک ترقیاتی برای مملکت هست بعد از آنکه ما وارد عمل شدیم کم کم بقدری دلهای ما پر از خون واقع شده است. حالا معلوم شده هفتصد و پنجاه هزار تومان از آوردن متخصص و مهندس از آلمان و آمریکا متضرر شده‌ایم حقیقتاً در این خصوص من گریه می‌کنم اثر هم ندارد. فکر کنید یک ملتی که به چه زحمت و مرارتی پول تهیه می‌کند برای یک روز ترقی و سعادت خودش یکمرتبه ملتفت میوشد که هفتصد و پنجاه هزار تومان ریخته شده است در رودخانها، حالا بنده عرض نمی‌کنم تقصیر است می‌گویم قصور است، حالا بنده اینجا به یک نفر از آقایان گفتم که ضرر را هر جایش را بگیری نفع است و از هر جا آدم جلویش را بگیرد نفع دارد حالا هفتصد و پنجاه هزار تومان بود اگر این جا جلویش را نگرفته بودیم تا سه ماه دیگر دو کرور می‌شد و اگر به چهار ماه دیگر می‌رسید دو کرور و دویست و پنجاه هزار تومان می‌شد، ولی حالا بنده چشمم روشن است به آقای سرتیب حبیب الله خان شیبانی وزیر فوائد عامه که حقیقت زحماتی کشیده‌اند و طرف توجه دولت و ملت است کاملا این بابت رسیدگی می‌کنند یک توضیحاتی بدهند که نقشه برداری را که ما داریم به این سندیکا و بعد هم در همانجا قرار گذاشتیم که از هر طرف صدو پنجاه کیلومتر را خط آهن بکشد و بعد کم کم ساختن راه را به او واگذار کنیم حالا چطور شده است که می‌خواهند این کار را بکنند؟ بنده با این ترتیب مخالفم بعلت اینکه خوب میدانم که از این کار حقیقت ما ضرر کرده‌ایم حالا که می‌دهیم به این کمپانی و این کمپانی هم که عمل کرده است و حقیقت طرف اطمینان است این کار را ه به او بدهیم ولی حالا در این لایحه نوشته است که ما خودمان این کار را بکنیم و اگر نشد بدهیم به سندیکا و مخارج قبل از الغاء پنج میلیون و بعد از آن را هم بنده نمیدانم یعنی چه و یک چیزهای دیگر هم این جا دارد که بنده نمی‌فهمم بنده از معاون وزارت فوائد عامه سئوال کردم گفتند بعد از آنکه ما کنترات دادیم دیگر این بودجه عریض و طویل برداشته می‌شود ولی باز می‌بینم که هی بودجه است. هی پرسنل است. هی اندیکاتر است تمام اینها بازباقی هستند ما واگذار کردیم بسندیکا برای اینکه این مخارج پرسنیلی را خاتمه بدهیم باز در این عبارت نوشته شده که مخارجی که قبل از سندیکا و بعد از سندیکا شده و می‌شود اینها یعنی چه ؟! در هر جای قانون یکدستی برای خودشان باز کردند و بنده می‌بینم که باز همان مخارج تجدیدمیشود و دو مرتبه می‌آید. این یک مسئله است که باید توضیح داده شود که بعد از دادن سندیکا مخارج بعدی یعنی چه؟ مسئله دیگر این است که به بنده بفرمایند که این همه مستخدمین آمریکائی و آلمانی و بر مهندس و غیره که شما آوردید و اینها تشریف می‌برند (دست خدا بهمراه هم شان باشد) اینها چقدر مخارجشان شده و چه کار کردند؟ ما باید مطلع باشیم آن روز آقای معاون فرمودند که ما از خور موسی یا بندر جز مشغول هستیم و چقدر کار کرده‌ایم با این مهندسین ولی بعد روز دیگرش آقای رئیس الوزراء که حقیقت قولش درست است آمد اینجا و گفت قوسش فلان و طولش فلان است و عرضش چطور باید بشود آنوقت ما فهمیدیم که هنوز راه درست نیست. در اینصورت این ترتیب بکلی باید بهم بخورد این است دیگر صورت جلسه است بروید نگاه کنید. بنده کاملا بآن فرمایش که آقای معاون فرمودند معتقد نیستم چه کار کنیم؟ عقیده پیدا نمی‌کنم دیگر. آقای مخبر پا نشوید بمن اطلاع بدهند که حقیقت ازخور موسی و بندر جز شروع کرده‌اند این سندیکا بکار کردن؟ و آنجاهائی ه خودمان درست کرده‌ایم وضعیاتش چطور است و چقدر کار کرده‌اند؟ این اولا ثانیاً مخارج بعدی که ما نداریم مخارج بعدی که ما نداریم که در اینجا برداشته‌اند و نوشتهاند ثالثاً این مبلغ صد و پنجاه هزارتومان و خوردة را آیا در کمییون بودجه بصورت جزئش رسیدگی شده است یا خیر؟ اگر دیده شده است که به بنده هم اطلاع بدهند اگر دیده نشده است که اقای وزیر محترم فوائد عمه یا آقای معاون صورتش را بیورند پس از آنکه آورند ما بفهمیم بدانیم که بعد از کنترات دادن این دیگر چه خرجی است و چرا باید این پول را بدهیم؟

رئیس ـ آقای عمادی

عمادی ـ کمان می‌کنم باین که آقا در آن جلسة که باین موضوع مذاکره و رأی داده شده از نظر مبارکشان فراموش کرده بشاند برای اینکه در آن روز شرح مفصلی در همین زمینه در مجلس مذاکره شده که یک مقدار را خود دولت ساختا بکند و حالا امروز یک مقدار اعتبار خواسته‌اند برای آن منظور. گویا از هر طرف صدکیلومتب یا قدری بیشتر خود دولت ایران باید تعمیر کند و ترتیب بدهد تا اینکه ملاک کنترات کل بدستش بیاید گمان می‌کنم این را فراموش فرموده باشند آقا و می‌توانند از اعضاء کمیسیون یا آقای وزیر و معاون تحقیق کنند حال حچه نظر فرمودند که آقای معاون توضیح ندهند بنده نفهمیدم و جسارتی نمی‌کنم در هر حال مقصود این است که اساساً بان قضیه رأی داه شدهاست و و فعلا اعتبارش آمده برای تصوب و در سایرمطالبی که فرمودند بده نمیدانم چه چیز است. اینها تمام موضوعاتی است که در مجلس بانها رأی داده شده است و تصویب شه است و اشکالی ندارد خوبست موافقت بفرمایند.

جمعی از نمایندگان- صحیح است

رئیس ـ آقای شیروانی

شیروانی ـ عرض کنم که بنه در تمام این قانون موافقت دارم مخصوصاً با اعتمادی که همه بآقای وزیر فوائد عامه داریم. ولی یک جمله را این جا گنجانده فوائد عامه داریم. ولی یک جمله را این جا گنجانده‌اند که در کمیسیون بودجه سابق رد نشده است. یک ۱۴ هزار تومان بود برای تصفیه حساب و ما آنجا ندانستیم که چه حسابهائی است. یک حسابهائی می‌خواهند اینجاد کنند و چهارده هزار تومن از این محل خرج کنند. بنده باتمام این قانون موافقم ولی موقعی که در ماده اول مذاکره می‌شود حذف این جمله را پیشنهاد می‌کنم چون رد شده است

معاون وزارت فوائد عامه – در این موضوع در کمیسیون بودجه رأی گرفته نشد فقط مذاکره شد. آقایان دیگر تشریف ارند و می دانند که رأی گرفته نشد.

جمعی از نایندگان ـ کافی است مذاکرات.

رئیس ـ رأی می‌گیریم برای ورود در شور مواد. آقایان مواف۴قین قیام فرمایند

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ تصوب شد. مادة اول قرائت می‌شود

(بشرح سایق قرائت شد)

رئیس ـ آقای شیروانی

شیروانی ـ عرض کنم که بنده باز عرایض خودم را تجدید می‌کنم که با اعتمادی که ما بآقای وزیر محترم فوائد عامه داریم این صدو پنجاه زار و کسری تومان را تصویب می‌کنیم که در تحت نظرایشان مخارج ساختمانی هر چقدر که لازم می داشته بمصرف برسانند ولی راجع به ۱۴ هزارتومان یک خورده حسابهائی که آقای معاون تصور می‌فرمودند که هست و این را دریست آورده بودند بکمیسیون و می‌خواستند بگذارنند ما اینرا بامقامات عالیه مذاکره کردیم و نظر این بود که اساساً بودجة پرسنلی را بکلی حذف شدیم و ساختا نقشه برداری را دادیم بسندیکا و آن عقیدة اصل همه را اجرال کردیم که لااقل بودجه پرسنیلی نداشته باشیم واین ول خرجی‌ها نشود. و این ۱۴ هزار تومان هم برای همان ول خرجی هائی است که خواشته اد بتراشند و در اینجا بتصویب برسانند و در کمیسیون هم همانطور که عرض کردم با این ماده موافقت نشد و رد شد و حالا در ضمن ماده دیگری با یک قلم کوچولو گنجاده اندو در تحتیک جملة مختصر می‌خواهند بگذرانند و یک عبارت قبل از الغاء قانون انداخته‌اند توی ماه و از پول عمله و خاک ریزی و اینها می‌خواهند چهاردههزار تومان نقد بر دارند برای تصفیه حساب سابق شان. آن یک چیزی است که در قانون تفریغ بودجه باید بآورد باخرجش تا ما بفهمیم که یکی بدهکار هستیم وچه کاری شده است. در هر حال نجاله بنه حذف این قسمت را پیشنهاد کرده‌ام حالا بسته است بنظر مجلس و آقایان نمایندگان محترم.

مخبرکمیسیون بودجه – این جا آقایی شیوانی تصور فرمودند که این چهار ده هزار تومان برای مخار پرسنلی است و فرمودند که راجع به ۱۴ هزار تومان درکمیسیون بوجة قدیم رأی داده نشد. بلی در کمیسیون بودجه قدیم راجع باین قسمت صحبت‌های زیادی شد ولی بالاخره مسکوت ماند و در کمیسوین بودجة جدید بعد از تعیین وزیر و تشریف آوردن شان بکمیسیون و با توضیحاتی که داده شد و با ان اعتمادی ه مجلس بشخص ایشان دارد مذالکره شد و معلوم شد که این چهار ده هزار تومان برای تصفیة محاسباتی است از قبیل یک تعهداتی که برای ساختمانی یا خرید بعضی اسباب و افزار این کار شده است و راجع بحقوق و مخارج پرسنل نیستتصور شده است و راجع بحقوق و مخارج پرسنل نیست تصور می‌کنم خود آقای شیروانی هم موافقت خواهند فرمود می‌کنم خود آقای شیروانی هم موافقت خواهند فرمود که اگر وزارت فوائد عامهٔ دستوراتی برای تهیه آلات و ادواتی داده و یک مبلغی هم قبلا خرج کرده بقیه راهم باید بدهد که کار معطل نماند و این نگرانی که شما راجع بمخارج پرسنلی داشتید این مخارج راجع بامور پرسنلی نیست رئیس ـ پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب

(اینقسم قرائت شد)

پیشنهاد می‌کند درماده اول در سطر چهارم نوشته شود از الغاء قانون ۵ ملیون تومان بوزارت فوائد عامه الی آخر.

آقا سید یعقوب ـ بنده آقای اعتبار را توجه می‌دهم بعرض خودم شما خودتان در کمیسوین بودجه قدیم عضو بودید و حالا هم در این کمیسیون تشریف دارید باید ملاحظه بفرمائید که یک توضیحات مفصل و کاملی در این موضوع داده شود. در اینجا نوشته شده است که بوزارتمالیه ازه داده می‌شود که از محل عایدات انحصار قند و شکر و چای مبلغ ۱۵۷۹۷۵ تومان برای اتمام و تکمیل قسمت ساختمای که خود دولت انجام می‌دهد اولا بایست آن صحبتهائی که در آن روز شد در نظر گرفت قرار شد که ما نقضه را بدهیم کمپانی بر دارد بعد از آنکه دولت دید او نقشه را برداشت عملیات ساختمان و کشیدن راه را هم بدهد بکمپانی با یک ترتیباتی نوشتیم در آن قانون که دولت چطور عمل بکند. و اگر نظرآقایان باشد در آن قانون مکرر داد زدم که حق تقدم بکمپانی داده نشود و در آنجا اصرار شد که برای تشویق اینها لازم است. خوب با این سابقه تا آمدیم و گفتیم که ساختمان راه آهن راه می‌دهیم به کمپانی. این یک مسئله بود که لازم دانستم عرض کنم حالا باز هم یک جوابی می‌فرمایند و بقول آقای بامداد یک صورت سازی درمجلس است که یک نفر جوابی بدهد و بگویند کافی اس و رأی بدهند. بنده اینجا خواستم که توضیح بدهند تا درست ملتفت شوم و بنده این جور نیستم که تا نفهمم بگویم مذاکرات کافی است فایده ندارد. ما قرار دادیم که نقشه کشیدن بکمپانی واگذار وشد. بعد هم گفتیم که ساختمان راه راه هم بعد دولت بکمپانی واگذار نماید و گفتیم که خود دولت انجام ندهد و نمی‌تواند انجام بدهد. مگر اینرا نگفتیم حالا هم که این جا نشوته ان برای تسفیة مخارج قبل از الغاء قانون تا این جا هم نبده مئافقت می‌کنم و می‌گویم بسایر خوب این صیح چون یک اعتبار پنج میلیونی اشتید ویک خرجی کرده‌اید ولی بابا بعد از گذشتن و بعد از لغو شدن قانون پنج میلیون دیگر چه می‌خواهید دیگر اعتبار برای چه می‌خواهید؟ ما که گفتیم شما این کا ررا نکنید بدهید بکمپانی یعنی بیاید به مجلس و محلس ترتیبش را بدهد پس دیگربعد از آن یعنی چه؟ وقتی ما بکنترات واگذار می‌کنیم دیگر بعد یعنی چه خوبست که اطلاع بدهند این مخارج بعدی یعنی چه؟ شاید بنده نفهمیده باشم در هر صورت طوری باشد که بصورت ساری نگذرانند این است که بنده پینهاد کردم قبل از الغاء قانون هرچه بوده است بهش بدهند ولی بعد از آن معنی ندارد

معاون وزات فوائد عامه ـ اگر چه آقای آقا سید یعقوب میل نداشتند بنده جوابشان را عرض کنم ولی ناچار هستم کهٔ توضیحاتی خدمتشان عرض کنم بلکه قانع بشوند اولا عرض کنم که در کنترات با سندیکا قرار گذاشتیم که از هر طرف بمقدار صدو پنجاه کیلومتر را آنها بسازندو بما تحویل بدهند و نقطة را که باید آنها بسازند خود دولت معین خواهد کرد یعنی آن قسمتی است ک خود دولت ساختمانش را عهده دار بود. و باید آن ساختمان را خاک ریزی کند و بدهد بکمپانی و کمپانی شروع کند بکشیدن خط تا ۱۵۰ کیلومتر حالا ما از قسمت اهواز شروع کردیم و خود دولت قبول کرده است که تا ۱۵۰ کیلومتر را که خودش ساخته است وقدری ناقص است تمام کند و بدهد بانها که آنها از آن جا شروع کنند بسختمان و دولت اینطور اظهار رأی کرد و قرار داد ست که بیست الی سی کیلومتر بیفتد در قسمت سخت ساختمانی که هم یک میزانی از قیمت ساختمان راه آهن بدست سندیکا بیاید و هم بدست دولت بنابراین بنده اشکال آقای آقا سید یعقوب را درست ملتفت نشدم. با اینکه خودشان آن قانون را در اینجا تصویب کردند و خودشان در آنجا ذکر کردند که نقطه اش را برای دولت معین کند پس وقتی که نقطه را دلوت باید معین کند و تحویل سندیکا بدهد خرج لازم دارد. نساخته که نمی‌شود راه آهن باید از بندر جز شروع بشود بیاید تا فیروز کوه قسم اول را دولت همینطور ول کند وقسمت بعدش را بدهند بسندیکا؟ اینکه نمی‌شود باید سندیکا بتاند مصالح بیاورد و راهش مربوط باشد وقطع ندشه باشد که بتواند اسباب و ادوات را بیاورد که راه را بسازد پس اینقسمت که نوشته شده است برای بعد از یان جهت بوده است که ان ساختمان را که شروع کرده است ادامه بدهد و تکمیل بکند و بدهد بدست سندیکا که عمل کند و مطابق قانون مصوب معلوم شود که چقدر میزان مخارج آن است و نقطة آن معین باشد ثانیاً دولت که مسبوق نبود در مجلس قانون ۵ میلیون اعتبار لغو می‌شود د رجزو آن اعتبار فرستادن شاگرد هم بود برای تحصیلفنون را ه آهن بخارجه. حالا که لغو شده است ما دو مرتبه پینشهاد دادی بمجلس که تصویب شود و اجازه بدهند همان شصت نفرشاگرد برودند واین اعتراض آقای آقا سید یعقوب مورد ندارد. ایشان راجع بقسمت اول تصور می‌کردند که سندیکا از بندر شروع می‌کنند بکشیدن و حال آنکه این طور نیست یک قسمتی ار باید ولت سازد و تحویل سندیکا بدهد تا در آن قسمت سندیکا کار کند و میزان بدست دولت و سندیکا بیاید

رئیس ـ رأی می‌گیریم به پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب آقایانی که موافقند قیام فرمایند

(دو سه نفر قیام نمودند)

رئیس ـ تصویب نشد پیشنهاد آقای شیروانی

پیشنهاد می‌شود جملة قبل از الغائ قانو ۵ میلیون تومان حذف شود

شیروانی ـ اگر چه برای ای قسمت توضیح مفصل لازم نیست ولی چون آقای معاون وزارت فوائد عامه فرمایشاتی فرمودند ناچارم توضیحی عرض کنم که بالاخره در نتیجه تجربیاتی که ما در این دو ساله کردی یک بی نظمی‌های اداری که ما قادر هم نیستیم جلویش را بگیریم وجود درد بنده نمی‌گویم نمی‌خواهند جلوگیری کنند خیر می‌خواهند ولی قادر نیستند دولت مجلس وزاء ـ مخصوصاً مقامات عالی خیلی میل دارند جلوگیری کنند ولی قادر نیستند که از این تفریط کاریها جلوگیری کنند چه مستخدمین دخلی خودمان بالاخهر ما مجبور شدیم که ساختمان راه آهن را بدهیم بسندیکای خارجی و اینطور تشخیص دادیم که این کنترات بنفع دولت است چرا؟ برای اینکه از خرج زائدی از قبیل خرج اداره و خرج پرسنل و اینها جلوگیری می‌کند حالا می‌بینم با یک همچو خرج زائدی را آورده‌اند بمجلس شورای ملی با اینکه ما کنترات دادیم. می‌گویند یک قسم راجع است بمخارج اعزام محصل نبده باز اینجا تکرار می‌کنم نظر باعتمادی که باقای وزیر فوائد عامه داریم مطمئن هستیم که دیگر تفریط کاری نمی‌شود ولی حالا نمی‌شود رأی داد بیک تفریط کاریهائی که قبل از الغاء آن قانون ۵ میلیون تومان شده است. ما که نمی‌توانیم بآن تفریط کاریها رأی بدهیم ان قانون را بهمین مناسبت لغو کردی که تفریط کاری نشود حالا دیگر رأی دادن باین قسمت فلسفه ندارد هان قسمت را آورده‌اند بمجگلس که تصویب شود این کار غلطی است قانو که عطف بما سبق نمی‌شود. راجع باعزام محصلین در آن اول عرض کردم موافقم و این لایح فقط راجع بمحصلین است منتهی این یک قلم کوچک را هم ضمناً در توی آن گنجانیده‌اند حالا اگر آقای مخبر یا معاون توضیح بدهند که این قسمت ابداً خرج امور پرسنلی و مواجب‌های گذشته و آینده از این محل نمیوشد و مربوط است بمخارج ساختمان آنوقت بنده متعاعد می‌شوم.

مخبر عرض کنم که خوبست آقای شیروانی توجه بفرمایند در جواب فرمایشات آقای آقا سید یعقوب هم تذکر داده شد که دولت می‌خواهد برای بدست آوردن میزان خرج جنوب و شمال در هر طرفی ۱۵۰ کیلومتر ساختمان نماید و برای اینکار یک اسباب و ادواتی لازم است حالا درسابق تفریط شده است چه عرض کنم ولی تصدیق بفرمائید که یک عملیاتی در سر این راه شده و تا اتمام آن تا ۱۵۰ کیلومتر و تکمیل کردن و تحویل دادن یکمپانی باز یک مخارجی لازم است. وزارتخانه یک اثاثیه را دستور داده است که طرف احتیاجش است و اگر آنها ساخته بشود (شاید بعضی قسمتهایش هم ساخته شده باشد) غیر از این کار بدرد کار دیگر نمی‌خورد یک مبلغی هم اده است و بقیة آن را هم باید بدهد و کار را رو براه کند و تمام کند بدهد بدست کمپانی، راجع بمخارج پرسنلی و مواجب هم که فرمودن بنده که تصور نمی‌کنم این مبلغ برای پرسنل صرف شود حالا اگر یک نفر دو نفر باشند که سابقاً از این محل استخدام شده باشند و حقوقشان از این جا باشد و پرداخته‌اند آنها که گناه ندارند و باید پولشان را بهشان داد

رئیس ـ قابل توجه نشد. رأی گرفته می‌شود بمادة اول آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر بر خاستند)

رئیس ـ تصویب شد ماده دوم

(بمضمون سابق قرائت شد)

مخبر – تبصرة که کمیسیون برای ماده دوم پیشنهاد کرده است آن را بطریقی که حالا عرض می‌کنم یادداشت و اصلاح بفرمایند

تبصره ـ محصلین اعزامی باید وجد شرایط ذیل باشند.

الف ـ تابعیت ایران

ب ـ دادن امتحان مطابق پروگرام مسابقه که از طرف وزارت فوائد عامه تهیه خواهد شد و نباید کتر از پرگرام مدارس متوسطه باشد. دارندگان تصدیق نامه مدارس عالیه یا متوسطه و یا فنی با تساوی شرایط سابقه حق تقدم خواهند داشت.» این بجای تبصرة ایست که پیشنهاد شده

آقا سید یعقوب ـ این اصلاح برای اینوبد که آنقسمت راجع به بی بضاعت از بین برود؟

کازرونی ـ بلی. برای همین بود آفرین بارک الله خوب اصلاحی شد واقعاً من خیلی تعجب می‌کنم

مخبر ـ قسمت بی بضاعت هم اضافه می‌شود

رئیس ـ آقای فهیمی

فهیمی ـ اساساً با مدلول این اده بنده موافق هستم ولی با اینکه اعتبارات نا محدود خواسته‌اند مخالف هستم زویرا مجلس شورای ملی نمی‌تواند اعتبارات غیر محدود بدهد باید معین باشد که در چه خرجی است این جا در آخر ماده نوشته‌اند و مخاجر می‌شود تا میزان و حدی در قانو باشد والا بطور کلی و بطور نا محدود صحصح نیست اعتبارت تصوی شود اینهم از چیزهائی است که جدید پیدا شده است و تا بحال همچو چیزی نیامده است بمجلس در هر صورت باید حد آن معلوم شود که تا چه اندازه است

جمعی از نمایندگان ـ صحیح است

فهیمی ـ وزارتخانه هر قدر که لازم دارند پیش بینی کنند و طور کد اکثر پیشنهاد کنند و اعتبار داشته بشند که هم دستشان در عمل بسته نباشند و هم نا محدود نباشد و قانون خراب نشود دیگر بسته است بنظر آقای

(صحیح است) 

ولی آنچه که در اینجا نوشته شده است بر خلاف قوانین و بر خلاف معمول است

(صحیح است)

رئیس ـ آقای بیات

مرتضی قلیخان بیات ـ عرض کنم که در اینقسمت چنانچه ملاحظه میفرمائید هیچ اشکالی ندارد چون عده شاگرد معین است که در سالی چند نفر باید فرستاده شود و محل خرجش هم معین است که از محل عایدات انحصار قند وشکر است برای مخارج شاگردان هم میزان معینی در تمام وزارتخانهاا کلیه معین شده است و تخمیناً معلوم است که چقدر است بنایراین گماننمیکنم اشکالی باشدد ولی حالا اگر نظر مجلس اینست کهمعین بکند ممکلن است یک مبلغی را بطور اعتبار معین کنند که رفع ایهام شود

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ اولا اینکه بیست نفر شاگرد معین کرده‌اند که از محل عایدات انحصار قند و شکر بفرستن بفرانک نبده مخالف نیستم لکن عقید دارم که این بیست نفر از همان محلی که چد روز قبل راجع بمحصلین معین شد و در مجلس تصویب شد این شاگردها را از همان محل نفرستند. در آنجا قرار شد سال اول صد هزار تومان بع همینطور تا سال ششم به ششصد هزا ر توما تومان می‌رسید. دیگر لازم نیست هر روز هر وزارت خانه یک عده شاگرد با یک اعتبار جدیدی بفرستد خوب از همان محل وزارت معارف یک عده برای هر وزار خانه که احتیاج درد تحصیص بدهند بدگی چرا بر عایدات قند و شکر تحمیل می‌کنند خوبست این عایدی را واگذارند فقط برای ساختم راه اهن و بس و خرجهای معارف و غیر آن رااز همان لوایحی که گذشته است بکنند. واینقدر زیاده روی در خرج نکنند. این یک نظر بنده. یکی دیگر همان است که آقای فهیم الملک فرمودند بنده عقیده ندارم که درقانو یک مخارج کلی و نا محدودی را مجلس اجازه بدهد که بنظر وزارت فوائد عامه باشد بالخصوص در مملکت ما که راه خواهش و دوستی و اصرارو رو درباسی باز است. باین مناسبت بنده عقیدة دارم که مبلغش معین شود و بیک چیز غیر محدود نمی‌شود رأی داد باین نظر بده مخالف هستم باین ماده

رئیس ـ آقای دادگر

داگر ـ عرض کنم که مصارفی که باید برای شاگردها کرد این منوط به عدة نفرات است و همه وقت برای تعیین آن مجال و فرصت هست سی نفر یا عدة که باید بروند تحصیل کنند اینا را نمی‌تواند وزارت فوائد عامه از پیش تعیین بکند که مخارج تحصیلی آنها را در نظر بگیرد و ضرورت هم ندارد عده لازم را می‌فرستند و بعد از اعتبار خودش منظور می‌دارند.

بعضی از نمایندگان ـ مذاکرات کافی است

رئیس ـ پیشنهاد آقای فهیمی

بشرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده اضافه شود و هر صورت مخار هر یکنفر شاگرد نباید سالیانه از یک هزارو پانصد تومان تجاوز نماید

رئیس ـ آقای فهیمی

فهیمی ـ خاطر آقایان محترم را تذکر می‌دهم کلیه مخارجی راکه مجلس تصویب می‌کند و پیش بینی میکندمخارج قطعی نیست این جا هم چه برای همه شاگردان چه برای هر فردی بطور تقریب اعتباری معین می‌شود و ممکن است پس از خرج کردن کم تر بشود یا زیادتر. برای اعزامی شاردان بخارجه چندین لایحه از مجلس گذشته است در همة آنها بطور تخمین اعتباری معین شدهاست و معلومنیست که آن اعتباری است که داده میوشد کدر حدود این اعتبار شاگرد فرستاده شود در اینجا فقط نوشته است که مخارج آنها بمیزان کافی از عایدات انحصار قند و شکر داده شود این یک اعتبار غیر محدودی است و نمی‌شود باین رأی داد بنده اضافه کردم برای هر شاگردی در سال از هزار و پانصد تومان تجاوز نکند. اگر آقای وزیر این مبلغ راکم میدانندممکن اس بفرمایند سالی دو هزار تومان در صورتیکه سالی هزار و پانصد تومان تجاوز نکند. اگر آقای وزیر این مبلغ را کم میدانند ممکن است بفرمائید سالی دو هزار تومان در صورتیکه سالی هزار و پانصد تومان هم کافی است ولی در هر حال باید معلوم باشد که مجلس چقدر اعتبار می‌دهد باری اعزام شاگرد هاو مخارج اینار اگر زیاد آمد می‌ماند و اگر کسر آمد ثانیاً تصویب می‌شود. ولی باید تا یک حدی معین باشد.

مخبر ـ عرض کنم که اساساً آقای فهیم املک باید متوجه باشند که دولت تصور می‌کند که مخارج اینها خیلی کمتر از این مبلغ خواهد شد و اگر این هزارو پانصد تومان را برای هر شاگردی بخواهیم قائل و مأخذ قرار بدهیم تصدیق بفرمائید که کار مشکلی خواهد بود و خیلی زیاد است و دولت تصور می‌کرد اگر این بدون ذکر مبلغ باشد چنانکه کمیسیون بودجه هم موافقت کرد و شاید هر یک از شاگردها را بتوان یا هفتصد یا هفتصد و پنجاه توومان فرستاد و کمتر از این مبغ بشود برای انیه هنظر آقایانن هم تذمین شود آقای شیروانی یک پیشنهای تهیه کردهاند ه مبلغش کمتر است آنرا قبول می‌کنم نظر حضرتعالی هم تأمین می‌شود

آقا سید یعقوب ـ پیشنهاد آقای فهیمی پیشنهاد خرج است خود دولت پامیشود می‌گوید فلانقدر وکیل نمی‌تواند پینشهاد خرج بکند

رئیس ـ پینشهاد خرج نیست پیشنهاد تجدید خرج است. مال آقای شیروانی هم قرائ میود اگر آقای فهیمی هم موافق شدند باین پیشنهاد رأی می‌گیریم

(بشرح ذیل قرائت شد)

جمله ذیل در آخر ماده دوم پیشنهاد می‌کنم:

و در هر صورت نباید خرج تحصیل هر یک از محصلین سالیانه از هزار تومن تجاوز نماید.

رئیس ـ آقای شیروانی

شیروانی ـ اینجا مشورت نماینده‌های دولت این پیشنهاد تهیه شد و خود آقای وزیر هم موافق می‌فرمایند که هزار تومان کافی است و شاید کمتر هم بشود پیشنهاد بنده هم حداکثر است.

فهیمی ـ بنده هم با پیشنهاد اقای شیر وانی موافقت می‌کنم.

مخبر ـ این هزار تومان که آقای شیروانی پیشنهاد کردند برای یک شاگرد تنها خرجش نیست و البته شاگرد باید در یک مدراس فنی تحصیل کند و یک مخارجی دارد بعلاوه حتماً هزار تومان نباید بشود واین حداکثر است و بنده هم این پیشنهاد را قبول می‌کنم و در آخر ماه اضافه شود

وزیر فوائد عامه ـ بنده هم پیشنهاد آقای شیروانی موافق هستند

رئیس ـ پیشنهاد آقای فیروز آبا دی

(بشرح ذیل قرائت شد)

بنده پینشهاد می‌کنم که مخارج بیست نفر شاگرد در سال نباید زیاده از دوازده هزار تومان بوده باشد

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ بنده می‌بینم که شاگردانی در آنجا رفته‌اند باماهی سی تومان مشغول تحصیل هستند خیلی خوب هم تحصیل کردند و عرض کردم مثل پسر حاج شیخ حسین در برلین مشغول تحصیل طب است با ماهی سی تومان پدرش هم که برای او بفرستد که با همان سی تومان تحصیل خودش را خوب کرده است در صورت که تحصیل طب با اندازة مخالجش زیادتر است از تحصیل خط آهن و برلین هم می‌گویند مخارج زیادتر جاهای دیگر است درصورتی که ما باید قسمتی بکنیم که مسئله اقتصاد و صرفه جوئی را در امور مراعات کنیم و یک ترتیبی بکنیم که شاگردانی که آنجا اقل ما یقنع که بتواند در آنجا زندگی کند و بجز پول تحصیل زیاد با آنهاداده نشود چون اگر پول زیاد داده شددرروحیات آنها و در اخلاق آنها اثربد خواهد کرد ولی وقتی که پول زیادی نداشته باشند مجبوراً درس بخوانند و اگر پولدار شده‌اند کارهای دیگر می‌کنند به این ملاحظه بنده پیشنهاد کردم خرج هر شاگردی زیاده از شصت تومان در سال دوازده هزار تومان می‌شود نباشد ولی با این که می دانند آقایان موافقت نمی‌کنند عرایض خودم عرض کنم

رئیس ـ اقای رفیع

رفیع ـ بنده اگر می‌دانستم مثل یک نفر آقا شیخ محمد حسین در مجلس ضرب المثال می‌شود در کمیسیون بودجه رأی بدهد و بالاخره بماند تحصیل کند که در هر موقعی که می‌خواهیم هر شاگردی را بفرستیم برای هر کاری را باید پسر آقا شیخ محمد حسین ضرب المثال نشود که چون او ماهی سی تومان خرج می‌کند هر شاگردی هم برود باید ماهی سی تومان خرج کند عرض کنم او برا یک کار معینی نرفته است و این شاگردان برای تحصیل معینی باید اعزام شوند حداکثر مبلغ هم معلوم است و دیگر حداقل با شما نیست ما می‌خواهیم اینها بروند تحصیل کنند مهندس برای ما درست شود وقتی که معین کنید که هر کدام مثلا ماهی پانزده تومان بیشتر نداشته باشند مهندس درست نمشود دراین جا حداکثر را معلوم می‌کنیم باقی اختیار را با خود دولت باشد

رئیس ـ آقایانی این پیشنهاد را قابل توجه می دانند قیام فرمایند عده کمی برخاستند

رئیس ـ قابل توجه نشد پیشنهاد آقای یاسائی

بشرح ذیل خواهد شد

بنده تبصرة ذیل را به ماده دوم پینشهاد می‌کنم

تبصرة ـ اشخاصی را که مطابق این ماده تحصیلات راجعه براه آهن تکمیل نمده‌اند مکلف هستند به ایران مراجعت نموده و در صورت اختیار دولت خدمت دولت را قبول نمایند

رئیس آقای یاسائی

یاسائی ـ عرض می‌شود که معلوم نیست اشخاصی که که تحصیل کرده‌اند مجبواً خدمت دولت را قبول کنند یا نه ممکن است بعد از آنکه با پول راه آهن رفتند تحصیل کنند همانجاها بمانند و نیایند و این هم یک چیزی نیست که ما بگذاریم که در نظام نامه بنویسند لذا بنده این را پیشنهاد کردم که اگر دولت احتیاج داشت آنها مجبور باشند بیاید مستخدم دولت بشوند حالا سایر جزئیات را می‌خواهند در نظام نامه بنویسم اهمیت ندارد

رئیس ـ آقا رفیع

رفیع ـ با پیشنهاد آقای یاسائی نمایندگان موفق هستند ولی خودشان تصدیق می‌فرمایند که یک شخصی را ما مجبوریم که مادام العمر مستخدم دولت باشد خوب نیست. بنویسید پنجسال هفت ساک دهسال که بتواند کار بکند باید گفت که شما باید نظامنامه را بخوانید ای قانون را بخوانید وقتی شما رفتید درآنجا تحصیل کردید تا پنجسال باید نوکر دولت باشید و الا اینکه برود تحصیل کند آنوقتی که بر گردد انیجا مادام العمر مستخدم دولت باد این خوب نیست مدتش را معین نفرمائید ما هم قبول می‌کنیم

مخبر ـ اینجا برای اینکه نظر آقای یاسائی تأمین شده باشد همای شرحی را که ما اعزام صد نفر محصلین نوشتیم همان ار اینجا هم می‌نویسیم. تبصرة که پیشنهاد شد این بودکه: محصلین اعزامی باید واجد شرایط ذیل باشند: فقره الف و ب معین شد این قسمت بعنوان فقره ج اضافه می‌شود (تقبل اینکه در ممالک و در شعب علمی که از طرف دولت معین خواهد شد تحصیل نموده و پس از فراغ از تحصیل و اخذ دیپلم ضعف مدت را که در خارج بخرج دولت تحصیل کرده‌اند در شعبه تحصیلات خود بدولت خدمت مبنمایند. این را ما اضافه می‌کنیم. چون البته باید مدت محدود باشد و بطور کلی مجبور نباشند مادام العمر خدمت کنند

یاسائی ـ بنده موافقت می‌کنم

رئیس ـ پیشنهاد دیگر آقای یاسائی

(بشرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم در سطر سوم بعد از جمله راجع براه اهن نوشته شود و معادن و ذول آهن الی آخر

رئیس ـ آقای یاسائی

یاسائی ـ در لایحه پیشنهادی دولت هم همینطور بود که راجع براه آهن و معادن و ذوب آهن و تصدیق می‌فرمایند آقایان که برای ذوب آهن یک اقدامات مقدماتی کرده‌ایم و یک لوایحی هم گذارانده‌ایم و یک اشخاصی را هم استخدام کرده‌ایم برای معرفتی الارض، برای ذوب آهن بالاخره این اقدامات باید بیک نتایجی منتهی بشود. یک روزی باید خودمان یک اشخاصیکه واجد شرایط و دارای معلومات معرفت. الارضی باشند داشته باشیم در اینصورت بنده تصور می‌کنم بهمان لایحة دولت رذی بدهیم بهتر است زیرا شما برای ساختن راه آهن و ریل در آتیه هر وقت باشت احتیاج دارید به متخصصی که مساح باشد و تا اندازه معادن و ذوب آهن را بداند و خیال می‌کنم عده زیاد کردن از ده نفر به بیست نفر بیشتر ازین نقطة نظر بوده است که یک عده هم معلومات راجع به ذوب آهن و معادن را یاد بگیرند این است که بنده این پیشنهاد را کردم دیگر بسته بنظر دولت است اگر موافقت می‌کنند بنده هم استرداد نمی‌کنم و الا استرداد می‌کنم.

مخبر ـ دولت هم شاید اساساً این را در نظر داشته باشد و بیست نفر را البته با تقسیماتی که در نظر می‌گیرد برای فرستادن شاگردها این منظور را هم تأمین می‌کند ولی برای اینکه بیشتر نظر آقا تامین بشود ماهم قبول می‌کنیم

رئیس ـ پیشنهاد آقای ضیاء

(بشرح ذیل خوانده شد)

پیشنهاد می‌شود که در تبصرة مادة ۲ علاوه شود پس از دادن مسابقه اشخاص بی ضاعت حق تقدم خواهند داشت

مخبر ـ این قسمت ار خودمان در آنجا اصلاح کرده‌ایم.

رئیس ـ پیشنهاد آقای فیروز آبادی

(بشرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که این بیست نفر شاگرد جهت تعلیم راه آهن باید از همان بودجة که در چند جلسه قبل جهت محصلین به خارجه رأی داده شده بوده باشد.

رئیس ـ آقای فیروز آبادی

فیروز آبادی ـ چند روز قبل رأی دادیم که سال اول صد هزار تومان تاس سال ششم ششصد هزار تومان برای تحصیل محصلین در اروپا خرج بشود و معین نشده است که در خط آهن یا غیر از آن کار بکنند. حالا هم در اینجا بیست نفر پیشنهاد شده سات. به ملاحظة اینکه بعقیدة خودم نفر پیشنهاد شده است. به ملاحظه اینکه بعقیدة خودم خرج زیادتر از اندازه نشده باشد و به مقصود هم نایل بشویم بنده پیشنهاد کردم که این بیست نفر را جزء شاگردانی که چند روز قبل تصویب شد بفرستیم وبعلاوه الان صد نفر شاگرد برای اعزام نداریم و همینطور این بیست نفر هم از همان بودجه باشد که تحمیلی هم بر بودجة خط آهن نشود

رئیس ـ آقای عمادی

عمادی ـ عرض کنم این نه اینست که امروز بخواهیم اینکار را بکنیم. و این نه اجازه این است که فردا یا پس فردا اینها بروند یا چند روز دیگر بعضی از نمایندگان (صحیح است) این یک اصل اساسی است که بوزیر اجازه داده می‌شود اینکار را بکند

(صحیح است)

که بیست نفر شاگرد بفرستد

(صحیح است)

احتیاجات ما فوق انیها است که این را هم جزو ان بکنیم حالا شما برای همة کارها عقیدة بسیط الحقیقه کل الاشاء را پیدا کرده‌اید!! شما اینجا بسیط الحقیقت کل الاشیاء را قائل نشوید اجازه بدهید که این عده از همین محل فرستاده شود

بعضی از نمانیدگان ـ صحیح است

رئیس ـ آقایانیکه پیشنهاد آقای فیروز آبادی را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(کسی قیام نکرد)

رئیس ـ قابل توجه نشد. مادة دوم

آقا سید یعقوب ـ چرا پیشنهاد بنده را نخواندید؟!

دولتشاهی ـ تأمین شد

آقا سید یعقوب ـ شما حق ندارید نخوانید! من اجاهز می‌خواهم به من اجازه نمی‌دهید اینکه معنی ندارد خاصه و خرجی که در مجلس نیست!!!

پیشنهاد آقای آقا سید یعقوب بشرح ذیل خوانده شد

پیشنهاد می‌کنم بعد از کلمة راه آهن اضافه شود و ذوب آهن.

آقا سید یعقوب ـ حالا استرداد می‌کنم، چرا زودتر نخواندید ؟!

(مادة سوم ذیل خوانده شد)

مادة ۲ ـ بدولت اعتبار و اجازه داده میوشد که از تاریخ تصوی باین قانون تا مدت سه سال بیست نفر شاگرد هر سال برای تحصیل معلومات علمی و عملی راجعه براه آهن و معادن و ذولت آهن باروپا اعزام داشته و مخارج آنها را بمیزان کافی از محل عایدات انحصار قند و شکر کار سازی دارد و در هر صورت نباید خرج تحصیل هر یک از محصلین سالیانه از هزار تومان تجاوز نماید

تبصره ـ محصلین اعزامی باید واجد شرایط ذیل باشند.

۱ ـ تابعیت ایران

ب ـ دادن امتحان مطابق پروگرام مسابق که طرف وزارت فوائد عامه عیه خواهد شد و نباید کمتر از پروگرام مدارس متوسطه باشد. دارندگان تصدیقنامه مدارس عالیه یا متوسطه یا فنی با تساوی سایر شرائط مسابقه حق تقدم خواهند داشت با اجرای مسابقه تساوی سایر شرائط محصلین بی بضاعت حق تقدم خواهند داشت

ج ـ تقبل اینکه درممالک و در شعب علمی که از طرف دولت معین خواهد شد تحصیل نمده و پس از فراغ از تحصیل و اخذ دیپلم ضعف مدتی را که در خاجر بخرج دولت تحصیل کرده‌اند در شعبة تحصیلات خود بدولت خدمت نمایند

رئیس ـ آقای روحی

روحی ـ عرضی ندارم

رئیس ـ آقای یاسائی

یاسائی ـ آن قانون سابق درش قید شده بود «ایرانی بودن و تابعیت ایران» هر دو قید را داشت اینجا هم باید هر دو قید بوشد که اینهائی که می‌روند هم ایرانی بشاند و هم تابع ایران. یکیش کافی نیست

مخبر ـ اشکالی ندارد. اضافه شود ایرانی بودن و تابعیت ایران.

رئیس ـ اضافه شود. آقایانیکه ماده دوم را باین ترتیب تصویب می‌کنند قیام فرمایند

(اکثرقیام نمودند)

رئیس ـ تصویب شد. ماده سوم

(بشرح ذیل قرائت شد)

مادة ۳ ـ دولت مجاز است که خرید ادوات و آلات راه آهن از قبیل ریل و تراوس را برای قسمتی از راه که ساختن آنرا خود عهده دار می‌شود بطور مناقصه مطابق قانون محاسبات عمومی مستقیماً خریداری نموده با آنکه مطابق قانون کمتراتی تهیه آنها را بعهدة سندیکای مامور نقشه برداری راه آهن واگذار نماید و بوزارت مالیه اجازه داده میوشد که قسمت ادوات مزبور را از محل عایدات انحصار قند و شکر پرداخت نماید

رئیس ـ آقای یاسائی

یاسائی ـ عرضی ندارم

رئیس ـ آقای بیات

بیات ـ موافقم

رئیس ـ آقای عراقی

عراقی ـ موافقم.

رئیس ـ آقای روحی

روحی ـ موافقم

رئیس ـ آقای فهیمی

فهیمی ـ بنده در این ماده سه چهار ایراد دارم. اولا من جرب المجرب حلب به الندامه ما یک وقتی اینکار را کردیم که دولت اعلان مناقصه بدهد و ادوات راه آهن بخرد یک مدت معطل شد و نتیجه اینطور را بیک سندیکائی واگذار کرد اینهم همانطور خواهد شد در یک مدتی دولت اعلان مناقصه می‌دهد در خارج منتشر می‌کند. پس از مدتی باز به سندیکا واگذار می‌کند. پس چه عیبی دارد که از اول دولت باسندیکا داخل مذاکره شود؟ چون این آلات و ادواتی که برای راه آهن لازمست بالاخره د رایران پیدا نخواهد شد و بایستی از خاجر خریداری بشود و بایستی بالاخره باسندیکاها مذاکره کنند حالا که آخرش بانیج ا منتهی خاهد شد چه دلیل دراد که از اول (بدون اینکه یک مقداری خرج اعلان مناقصه و غیر بکنیم) این کار را نکنیم ثانیاً باز اینجا معلوم نیست که دولت چقدر باید خرج کند همینقدر می‌نویسد بوازارتمالیه اجازه داده می‌شود که از محل عایدات انحصار قند و شکر مخارج اینکار را بوزارت فوائد عامه پرداخت نماید و با این ترتیب وزارت فوائد عامه هر قدر از این مبلغ را بخواهد وزارتمالیه مجبور است بدهد در صورتی که وقتیکه ما لایه راه آهن را پارسال و امسال دراین جا تصویب کردیم مخصوصاً قید شد که هر مقدای اعتبار لازم است باید بمجلس بیاورند و مجلس تصویب کند و در اینجا باز اجازة مطلق است پس یا باید مبلغ آن را معین کنند با نوشته شود بعد از آنکه دولت تصمیم گرفت آلات و ادوات را بخرد یا مستققیما بتوسط سندیکا آنوقت لایحه بمجلس بیاورد و اعتبار بآنرا اجازه بخواهد ولی اینکه بطور کلی دولت اجازه دارد که اعلانمناقصه بدهد و یا به سندیکا واگذار کند وزارت مالیه هم مجاز است هر قدر مخارج بخواهد بدهد این ترتیب نوشتن در قانون غلط اس بنده استدعا می‌کنم آقای مخبر کمیسیون و سایر آقایان موافقن بفرمایند که در حقیقت بر خلاف قوانین مصوبق هم نشد هر میزان اعتبار می‌خواند در موقعش معین کنند در اینجا هم نمی‌خواهند معین کنن لااقل قید کنند که هر قدر اعتبار لازم شود لایحه اش را به مجلس بیاورند مخبر اینجا آقای فهیمی بایستی ت جه بفرمایند در قراردادی که دولت یا سندیکا بسته دولت در نظر دارد که برای یک مصالحی خودش ی مقدار از این راه را بسازد و البته نمی‌شود دولت را مقید و مجبور کرد که حتماً در این قسمت با سندیکا معامله کند و شاید برای دولت اینطور بهتر باشد که پس از دادن یک اعلاناتی مطابق قانوه محاسبات عمومی و مناقصة هائی که در عمل خواهد شد آنوقت در نتیجة مسابقه با سندیکا مذاکره +کند تصور می‌کنم این قسمت در نظر دولت بوده است و خوبست آقا هم موافقت بفرمایند که این موضوع همینطور بجای خودش باشد. و اما در قسمت دوم که فرمودید مخارج باید به مبلغ معین باشد این را هم تصدیق بفرمائید که نمی‌شود فعلا معین کرد زیرا دولت ساختمان را که بخوده شروع کند باید وسایلش را تهیه کند و لوازمش را در نظر ببگیرد و پس از اینکه موفق شد باینکه شروع بساختمان کند و نقشه برداری کامل بکند آنوقت میواند یک مبلغی را بمجلس اطلاع بدهد. در هر صورت با اعتمادی که مخصوصاً بدولت و بشخص آقای وزیر فوائد عامه داریم گمان می‌کنم بیش از همه دلیل خواهد بود که ایشان اینقسمت‌ها را ملاحظه کنند و با تجربة که از گذشته گرفته‌اند یان قسمت را کاملا رعایت خواهند کرد

رئیس ـ پیشنهاد آقای فهیمی

(بشرح ذیل خوانده شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم جملة بوزارتمالیه احازه داده شود تا آخر ماده سه حذف و جملة ذیل بجای آن بر قرار شود: و در هر صورت خرید آلات و ادوات اعم از اینکه مستقیماً بتوسط دولت باشد یا بوسیلة کمترات با سندیکاها باید بمجلس پیشهاد بشود ت اعتبارات لازمه تصویب گردد

رئیس ـ آقای فهیمی

فهیمی ـ قسمتی راکه بنده عرض کردم مربوط باعتماد و عدم اعتماد نیست بنده با نهایت اطمینانی که به آقای وزر فوائد عاه درم مطلب ار عرض کردم. بریا این که جریانات قانونی باید رد هر حال رعایت شود و الا وقتی که همه مان بدولت اعماد داریم ممکن است بگوئیم هر خرجی را که خودشان می‌خواهند بکنند و هر چه می‌خواهند بگیرند ولی قانون یک ترتیبات دیگری را معین کرد که باید هیئت دولت و مجلس با موافقت یکدیگر انها را رعایت کنند بنده بانظر آقای مخبر کمیسیون بودجه عجاله راجع به آن قسمت اول ماده عرضی ندرم بسیار خوب دلوت خودشان می‌خواهند که قسمت ادوات و اسباب بخرند در هر صورت اگر دیدند موفق نشدند با سندیکا مذارکه کنند ولی برای اینکه بهر صورت باید از مجلس اعتبار بخواهند یک لایحه یک کروری دو کروری سه کروری هر مقدرای لازمست از مجلس اجازه بخواهد و بمصرف برسانند. چنانکه لایحه پنج میلیون اعتبار برای راه آهن بمناسبت همین نظریات بود که به مجلس آمد و هم چنین لوایح. این است که بنده پینشهاد کردم بوزار مالیه اجازه داده می‌شود هر خرجی که می‌خواهند بکنند بپردازد حذف شود اضافه شود که خرید آلات و ادوات اعم اینکه از سنیدیکا باشد یا بوسیله دیگر خود دولت مستقیما خدیداری نماید لایح به مجلس شورای ملی بیاورد و ملجس اعتبار لازم را تصویب کند

رئیس ـ آقای عراقی

عراقی ـ بنده تصور می‌کنم که بعد از این مخالفتی که اقای فهیمی کردد و آقای مخبر جواب ایشان را گفتند جواب طوری بود که نسبت باین قسمت از پیشنهاد ایشان جواب گفته شد چون تمام اشکال ایشان این است اگر دولت بخوتهد اشیائی خریداری کند و وزارت مالیه کارسازی دراد این خلاف روبه است در صورتیکه همین ماده خوش اجازه است یعنی شما الان اجازه می‌دهید و همین دلیل بر این است که دلت آمده از مجلس اجازه می‌گیرد که این الات و ادواترا که می‌خواهند بخرند وزارت مالیه پولش را بدهد. همین معنای اجازه از مجلس است تصور نمی‌کنم که دیگر لازم باشد

مخبر ـ اجازه میفرمائید؟ آقای فهیمی توجه بفمرایند وزارت مالیه به محض اینکه یک پولی خواستند فوراً نمی‌دهد یک مقدات و تحقیقاتی دارد که بالاخره تا کار نمی‌دهد یک مقدمات و تحقیقاتی دارد که بالاخره ناکار را تکمیل نکند پول را نخواهد داد. و بعلاوه این اعلان مناقصه که داده می‌شود تا معلوم نباشد که دولت یک اعتباری در مقابل ان دارد کمپانی‌ها معامله نمی‌کنند بچه اعتبار معامله کنند؟ تازه پس از آنکه اعلان +کردند دیدند هنوز اعتبار نگرفته‌اند معامله صورت نخواهد گرفت با این وضعیات تصور می‌کنم خوبست پیشنهادشان را استرداد بفرمایند

رئیس ـ آقایانکیه این پیشنهاد را قابل توجه میدانند قیام فرمایند

(اکثر قیام نمودند)

رئیس ـ قابل توجه شد. پیشنهاد آقای فیروز آبادی

(بشرح آتی قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم که چنانچه این مبلغ زیاده از یک میلیون بوده باشد باید باجازة جدید از مجلس بوده باشد

یکنفرازنمایندگان ـ این پیشنهاد دیگرمورد ندارد

رئیس ـ مراجعه می‌شود بکمیسیون جلسه را ختم می‌کنیم دستور جلسة آیه تقاضائی که اقای رئیس صحیح کردند

(مجلس نیمساعت قبل از ظهر ختم شد)

قانون اجازه استخدام هفت نفر معلم از فرانسه برایتکمیل اصلاح مدارس عالیهب

مصوب ۱۳ خرداد ماه ۱۳۰۷ شمسی

ماده واحده ـ وزارت معارف مجاز است برای تکمیل و اصلاح مدارس عالیه و متوسطه مرکز و ولایات هفتنفر معلم فرانسوی که صلاحیت آنها را دولت فرانسه تصدیق می‌نماید مطابق شرایط ذیل استخدام کند

الف ـ مدت استخدام معلمین مذکور از اول شهریور ماه ۱۳۰۷ برای مدت سه سال خواهد بود و حقوق از روز ورود بطهران محسوب خواهد شد

ب ـ اعتبار حقوق سالیانه معلمین مزبور از مبلغ بیست و ششهزار تومان تجاوز نخواد بود

ج ـ در موقع عزیمت بایران درحدود دو هزار و دویست و پنجاه تومان خرج سفر از محل صرفه جوئی اعتباری که برای استخدام معلمین خارجی در بودجه ۱۳۰۷ وزارت معارف منظور گردیده است تأدیه خواهد شد.

د ـ هنگام مراجعت چنانچه کنترات معلمین سابق الذکر تجدید نگردد در حدود مبلغ دو هزار و دویست و پنجاه تومان خرج معاودت پرداخت می‌شود

ه ـ وزارتمعارف مجاز است سایر شرایط استخاام معلمین مذکور را بر طبق قانون ۲۳ عقرب ۱۳۰۱ تعیین و قرار داد مشار الیهم را امضا نماید

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسة سیزدهم خرداد ماه یکهزارو سیصد و هفت شمسی بتصویب مجلس شورای ملی رسید

رئیس مجلس شورای ملی حسین پیرنیا