محتشم کاشانی (قطعات)/ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (قطعات) (ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت) از محتشم کاشانی |
' |
| ای بر سبیل حاجت صد محتشم گدایت | وی درکمال حشمت ارباب حاجت از تو | |
| در کوچهی ظرافت عمری دواندام از جهل | کردم در آخر اما کسب ظرافت از تو | |
| از مهر من بناحق کردی تمسکی راست | زانسان که اهل حجت کردند حیرت از تو | |
| وین دم به رسم تحصیل دارد کسی که برده | در عرصهی سیاست گوی صلابت از تو | |
| ما را نه زر که سازیم او را تسلی از خود | نه شافعی که خواهد یک لحظه مهلت از تو | |
| کو داوری که اکنون گیرد درین میانه | وجه تمسک از من جرم خیانت از تو | |
| اما چه هیچ کس نیست کز وی برآید این کار | عجز و تنزل از ما لطف و مروت از تو | |
| زهی بر حشمت گردون اساست | ز حیرت دیدهی افلاک خیره | |
| به من لطف دی و امروزت آخر | چه باشد گر بود بر یک و تیره | |
| نمایی گر به جای لطف موعود | عطایی از عطایای صغیره | |
| شود جود تو را مقدار ناقص | شود طبع تو را آهسته تیره | |
| قضای حاجت من گر ثوابست | برای روز بد بادت ذخیره | |
| دراز بخت من ناکس گناهست | گناهی میکنی باری کبیره |