محتشم کاشانی (غزلیات)/هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد) از محتشم کاشانی |
' |
| هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد | خستهی من نیمه جانی داشت احوالش چه شد | |
| هیچ میپرسی که مرغی کز دیاری گاه گاه | میرسید و نامهای میبود بربالش چه شد | |
| هیچ کلک فکر میرانی بر این کان خسته را | جان نالان خود برآمد جسم چون نالش چه شد | |
| در ضمیرت هیچ میگردد که پار افتادهای | مرغ روحش گرد من میگشت امسالش چه شد | |
| پیش چشمت هیچ میگردد که در دشت خیال | آهوی من بود مجنونی به دنبالش چه شد | |
| پیش دستت چاکری استاده بد آخر ببین | مرگ افکندش ز پا غم کرد پامالش چه شد | |
| ملک عیش محتشم یارب چرا شد سرنگون | گشت بختش واژگون اقبالش چه شد |