محتشم کاشانی (غزلیات)/زخم نگهت نهفته خوردم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (زخم نگهت نهفته خوردم) از محتشم کاشانی |
' |
| زخم نگهت نهفته خوردم | پنهان نگهی دگر که مردم | |
| شد عقل و زمان مستی آمد | خود را به تو این زمان سپردم | |
| تیر نگهم زدی چو پنهان | راهی به نوازش تو بردم | |
| میگشت لبم خضاب اگر دوش | دامن گه گریه میفشردم | |
| از زخم اجل کشندهتر بود | از دست تو ضربتی که خوردم | |
| دل بیتو شبی که داغ میسوخت | تا صبح ستاره میشمردم | |
| ای هم دم محتشم در این بزم | صاف از تو که من حریف دردم |