مثنوی معنوی/دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر چهارم مثنوی (دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق) از مولوی |
' |
| این طبیبان بدن دانشورند | بر سقام تو ز تو واقفترند | |
| تا ز قاروره همیبینند حال | که ندانی تو از آن رو اعتلال | |
| هم ز نبض و هم ز رنگ و هم ز دم | بو برند از تو بهر گونه سقم | |
| پس طبیبان الهی در جهان | چون ندانند از تو بیگفت دهان | |
| هم ز نبضت هم ز چشمت هم ز رنگ | صد سقم بینند در تو بیدرنگ | |
| این طبیبان نوآموزند خود | که بدین آیاتشان حاجت بود | |
| کاملان از دور نامت بشنوند | تا به قعر باد و بودت در دوند | |
| بلک پیش از زادن تو سالها | دیده باشندت ترا با حالها |