مثنوی معنوی/جواب گفتن هدهد طعنهی زاغ را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دفتر اول مثنوی (جواب گفتن هدهد طعنهی زاغ را) از مولوی |
' |
| گفت ای شه بر من عور گدای | قول دشمن مشنو از بهر خدای | |
| گر به بطلانست دعوی کردنم | من نهادم سر ببر این گردنم | |
| زاغ کو حکم قضا را منکرست | گر هزاران عقل دارد کافرست | |
| در تو تا کافی بود از کافران | جای گند و شهوتی چون کاف ران | |
| من ببینم دام را اندر هوا | گر نپوشد چشم عقلم را قضا | |
| چون قضا آید شود دانش بخواب | مه سیه گردد بگیرد آفتاب | |
| از قضا این تعبیه کی نادرست | از قضا دان کو قضا را منکرست |