فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش آن صنم آماده شدی جلوهگری را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (کاش آن صنم آماده شدی جلوهگری را) از فروغی بسطامی |
' |
| کاش آن صنم آماده شدی جلوهگری را | در پرده نشاندی صنم کاشغری را | |
| گر جعد تو مویی فکند بر سر آتش | احضار کند روح هوا فوج پری را | |
| از منظر خورشید تو گر پرده برافتد | هر ذره کند دعوی صاحبنظری را | |
| هر گه که چو طاوس خرامی عجبی نیست | گر طوق به گردن فکنی کبک دری را | |
| تا خط تو بر صفحهی رخسار ندیدم | واقف نشدم فتنهی دور قمری را | |
| گر پای نهی از سر رحمت به گلستان | درهم شکنی رونق گلبرگ طری را | |
| چون سرو قباپوش تو در جلوه درآید | البته پری شیوه کند جامه دری را | |
| کحال صبا از اثر گرد قدومت | از نرگس شهلا ببرد بیبصری را | |
| هر کس که دم از حور زند عین قصور است | گفتن نتوان با تو حدیث دگری را | |
| پیغام فروغی نرسد بر سر کویت | که آنجا گذری نیست نسیم سحری را |