فروغی بسطامی (غزلیات)/هر جا حدیث حسن تو تقریر میکنند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (هر جا حدیث حسن تو تقریر میکنند) از فروغی بسطامی |
' |
| هر جا حدیث حسن تو تقریر میکنند | آیات رحمت است که تفسیر میکنند | |
| یارب چه صورتی تو که در کارگاه چشم | مردم همی خیال تو تصویر میکنند | |
| هر خواب فتنهخیز که بینند مردمان | آن را به چشم مست تو تعبیر میکند | |
| خون میچکد ز خامهی خونین دلان شوق | چون نامه فراق تو تحریر میکنند | |
| دل بستهام به زلف تو زیرا که عاقلان | دیوانه را به حلقهی زنجیر میکنند | |
| خرسندم از خرابی دل زان که عاقبت | ویرانسرای عشق تو تعمیر میکنند | |
| در صیدگاه عشق همه زخم کاری است | اول ترحمی که به نخجیر میکنند | |
| عشقم کشیده بر سر میدان لشکری | کز غمزه کار خنجر و شمشیر میکنند | |
| ملکی که در تصرف شاهان نیامده | ترکان به یک مشاهده تسخیر میکنند | |
| کاری که از کمند نیاید، سهی قدان | از حلقه حلقهی زلف گره گیر میکنند | |
| شاهان همه اسیر بتان سیاه چشم | این آهوان نگر که چه با شیر میکنند | |
| مژگان او به جان فروغی کجا رسد | کی لاشه را نشان چنین تیر میکنند |