عطار (عذر آوردن مرغان)/خواجهای میگفت در وقت نماز
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (خواجهای میگفت در وقت نماز) از عطار |
' |
| خواجهای میگفت در وقت نماز | کای خدا رحمت کن و کارم بساز | |
| آن سخن دیوانهای بشنید ازو | گفت رحمت میبپوشی زود ازو | |
| تو ز ناز خود نگنجی در جهان | میخرامی از تکبر هر زمان | |
| منظری سر بر فلک افراشته | چار دیوارش به زر بنگاشته | |
| ده غلام و ده کنیزک کرده راست | رحمت اینجا کی بود بر پرده راست | |
| خود تو بنگر تا تو با این جمله کار | جای رحمت داری آخر شرم دار | |
| گر چو من یک گرده قسمت داریی | آنگهی تو جای رحمت داریی | |
| تا نگردانی ز ملک و مال روی | یک نفس ننمایدت این حال روی | |
| روی این ساعت بگردان از همه | تا شوی فارغ چو مردان از همه |