عطار (عذر آوردن مرغان)/خالق آفاق من فوق الحجاب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (عذر آوردن مرغان) (خالق آفاق من فوق الحجاب) از عطار |
' |
| خالق آفاق من فوق الحجاب | کرد با داود پیغامبر خطاب | |
| گفت هر چیزی که هست آن در جهان | خوب و زشت و آشکارا و نهان | |
| جمله را یابی عوض الا مرا | نه عوض یابی و نه همتا مرا | |
| چون عوض نبود مرا، بی من مباش | من بسم جان تو، تو جان کن مباش | |
| ناگزیر تو منم، این حلقه گیر | یک نفس غافل مباش ای ناگزیر | |
| لحظهای بی من بقای جان مخواه | هرچ جز من نیست آید، آن مخواه | |
| ای طلب کار جهاندار آمده | روز و شب در درد این کار آمده | |
| اوست در هر دو جهان مقصود تو | گر ز روی امتحان معبود تو | |
| بر تو بفروشد جهان پیچپیچ | در جهان مفروش تو او را به هیچ | |
| بت بود هرچ آن گزینی تو برو | کافری گر جان گزینی تو برو |