عطار (ترجیعات)/ساقی سخن از می مغان گفت

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (ترجیعات) (ساقی سخن از می مغان گفت)
از عطار
'


ساقی سخن از می مغان گفت دل چون بشنید ترک جان گفت یک جرعه می و هزار معنی از عشق به گوش عاشقان گفت وز گردش جام حسن ساقی با ما غم و شادی جهان گفت نارسته هنوز دار منصور عشق آمد و عقل را روان گفت دوش از سر بی‌خودی و مستی پیرم سخن از می نهان گفت دل چون بشنید نام می را می‌خواست به رغم صوفیان گفت ما صوفی صفه‌ی صفاییم بی‌خود ز خودیم و از خداییم