صائب تبریزی (غزلیات)/گر درد طلب رهبر این قافله بودی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (گر درد طلب رهبر این قافله بودی) از صائب تبریزی |
' |
| گر درد طلب رهبر این قافله بودی | کی پای ترا پردهی خواب آبله بودی؟ | |
| زود این ره خوابیده به انجام رسیدی | گر نالهی شبگیر درین مرحله بودی | |
| دل چاک نمیگشت ز فریاد جرس را | بیداری اگر در همهی قافله بودی | |
| از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی | گر در خور این باده مرا حوصله بودی | |
| شیرازهی جمعیتش ازهم نگسستی | با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی | |
| چون آب روان میگذرد عمر و تو غافل | ای وای درین قافله گر فاصله بودی | |
| صائب سر زلف سخن از دخل حسودان | آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی |