صائب تبریزی (غزلیات)/جویای تو با کعبهی گل کار ندارد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (جویای تو با کعبهی گل کار ندارد) از صائب تبریزی |
' |
| جویای تو با کعبهی گل کار ندارد | آیینهی ما روی به دیوار ندارد | |
| یک داغ جگرسوز درین لالهستان نیست | این میکده یک ساغر سرشار ندارد | |
| از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت | هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد | |
| از گرد کسادی گهرم مهرهی گل شد | رحم است به جنسی که خریدار ندارد | |
| ما گوشه نشینان، چمنآرای خیالیم | در خلوت ما نکهت گل بار ندارد | |
| بلبل ز نظر بازی شبنم گلهمندست | مسکین خبر از رخنهی دیوار ندارد |