صائب تبریزی (غزلیات)/ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم) از صائب تبریزی |
' |
| ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم | در کاسه سرنگونی، همچشم با حبابیم | |
| با محتسب به جنگیم، از زاهدان به تنگیم | با شیشهایم یکدل، یکرنگ با شرابیم | |
| آنجاکه میکشانند، چون ابر تر زبانیم | آنجاکه زاهدانند، لب خشک چون سرابیم | |
| در گوش عشقبازان، چون مژدهی وصالیم | در چشم میپرستان، چون قطرهی شرابیم | |
| با خاص و عام یکرنگ، از مشرب رساییم | بر خار و گل سمن ریز، چون نور ماهتابیم | |
| آنجاکه گل شکفته است، شبنم طراز اشکیم | آنجاکه خار خشک است، چشم تر سحابیم | |
| چون می به مجلس آید، از ما ادب مجویید | تا نیست دختر زر، در پردهی حجابیم | |
| در پلهی نظرها، هرگز گران نگردیم | ما در سواد عالم، چون شعر انتخابیم |