سیف فرغانی (غزلها)/ای ز زلفت حلقهای بر پای دل
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سیف فرغانی (غزلها) (ای ز زلفت حلقهای بر پای دل) از سیف فرغانی |
' |
| ای ز زلفت حلقهای بر پای دل | گر درین حلقه نباشد وای دل | |
| هر که را سودای تو در سر بود | در دوکونش مینگنجد پای دل | |
| غرقهی گرداب حیرت از تو شد | کشتی اندیشه در دریای دل | |
| آن سعادت کو که بتوانیم گفت | با تو ای شادی جان غمهای دل | |
| نه دلم را در غمت پروای من | نه مرا در عشق تو پروای دل | |
| رفته همچون آب در اجزای خاک | آتش عشق تو در اجزای دل | |
| چون غمت را غیر دل جایی نبود | هست دل جای غم و غم جای دل | |
| هر دو عالم چیست نزد عارفان | ذرهای گم گشته در صحرای دل | |
| سیف فرغانی چو حلقه بستهدار | جان خود پیوسته بر درهای دل |