سنبل تر بیدل شیرازی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| دست بر آن زلف تابدار مزن هان | خویش میفکن به خیره در دم ثعبان |
| زلف تو چون اژدها و روی تو چون ماه | ماه به دم در کشیده اژدر بی جان |
| طشت اگر می زنند ماه چو بگرفت | دل طپد اندر درون سینه ام از آن |
| جز رخ و زلف تو این شگفت که دیدست | سنبل تر را که رسته زآتش سوزان |
| زلف مخوانش که هندوئیست فسونگر | روی مدانش که آتشی است فروزان |
| گر نه فسونساز زلفت از چه عیان کرد | در دل شبهای تیره مهر درخشان |
| بسته کمر چشم تو به قتل که دیگر | کز مژه بر کف گرفته خنجر بران |
| گر تو گشودی کمین به کشتن بیدل | از چه کمان زابروان کشیدی چو چوگان |
در ویکیپدیا موجود است:
M rastgar ۱ اوت ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۴۷ (UTC)––––